وبا در آمریکا: روایتی از هراس، مرگ و میراثی فراموش‌نشدنی (1832)

قربانی وبا در کتاب پزشکی قرن نوزدهم به تصویر کشیده شده است.
Ann Ronan Pictures/Print Collector/Getty Images

همه‌گیری وبا در سال ۱۸۳۲ فاجعه‌ای انسانی بود که هزاران نفر را در اروپا و آمریکای شمالی به کام مرگ فرستاد و وحشتی فراگیر را در دو قاره ایجاد کرد. این بیماری، که در آن زمان به درستی شناخته نشده بود، پیامدهای اجتماعی و بهداشتی عمیقی به همراه داشت.

در نیویورک سیتی، وحشت ناشی از شیوع وبا به حدی رسید که حدود ۱۰۰,۰۰۰ نفر، نزدیک به نیمی از جمعیت شهر، به مناطق روستایی گریختند. این مهاجرت دسته‌جمعی نشان‌دهنده‌ی عمق ترس و ناامیدی مردم در برابر این بیماری ناشناخته بود. متاسفانه، شیوع وبا به موجی از احساسات ضد مهاجرتی نیز دامن زد، زیرا تصور می‌شد که این بیماری در محله‌های فقیرنشین و پرجمعیت مهاجران تازه وارد به آمریکا بیشتر شیوع پیدا می‌کند. این نگاه تبعیض‌آمیز، رنج و انزوای مضاعفی را برای مهاجران آسیب‌پذیر به همراه داشت.

نکته‌ی قابل توجه این بود که حرکت و گسترش بیماری در سراسر قاره‌ها و کشورها به دقت ردیابی می‌شد، اما مکانیسم انتقال آن هنوز درک نشده بود. این عدم قطعیت، همراه با علائم وحشتناک بیماری، ترس و وحشت را در بین مردم تشدید می‌کرد. تصور کنید فردی صبح سالم از خواب بیدار شود، اما ناگهان به شدت بیمار شود، پوستش به رنگ آبی مایل به خاکستری درآید، دچار کم‌آبی شدید شود و در عرض چند ساعت جان خود را از دست بدهد.

در آن دوران، درک علمی از وبا بسیار محدود بود. تا اواخر قرن نوزدهم طول کشید تا دانشمندان با قطعیت دریابند که وبا توسط باسیلی (نوعی باکتری) که از طریق آب منتقل می‌شود، ایجاد می‌شود و رعایت بهداشت مناسب می‌تواند از گسترش این بیماری مرگبار جلوگیری کند. این کشف انقلابی، مسیر مبارزه با وبا را برای همیشه تغییر داد.

از هند تا اروپا: مسیر جهانی وبا

وبا در قرن نوزدهم، برای اولین بار در سال ۱۸۱۷ در هند ظاهر شد. این بیماری به سرعت در سراسر آسیا گسترش یافت. در دهه ۱۸۲۰، خاورمیانه نیز شاهد شیوع وبا بود. در سال ۱۸۳۰، مسکو اولین گزارش‌ها از این بیماری را دریافت کرد و تنها یک سال بعد، وبا به ورشو، برلین، هامبورگ و شمال انگلستان رسید و اروپا را به وحشت انداخت.

در اوایل سال ۱۸۳۲، لندن و پاریس نیز درگیر این بیماری شدند. تا آوریل ۱۸۳۲، بیش از ۱۳,۰۰۰ نفر در پاریس جان خود را به دلیل ابتلا به وبا از دست داده بودند. این فاجعه انسانی، زنگ خطری برای کل قاره اروپا بود.

خبرهای مربوط به این همه‌گیری در اوایل ژوئن ۱۸۳۲ از اقیانوس اطلس عبور کرد و به کانادا رسید. در ۸ ژوئن ۱۸۳۲، اولین موارد ابتلا به وبا در کبک و در ۱۰ ژوئن ۱۸۳۲ در مونترال گزارش شد. وبا به سرعت در سراسر کانادا گسترش یافت و نگرانی‌های فزاینده‌ای را در پی داشت.

این بیماری از دو مسیر مجزا وارد ایالات متحده شد. در تابستان ۱۸۳۲، گزارش‌هایی از دره می‌سی‌سی‌پی منتشر شد و اولین مورد مستند در نیویورک سیتی در ۲۴ ژوئن ۱۸۳۲ ثبت شد. موارد دیگری نیز در آلبانی (نیویورک)، فیلادلفیا و بالتیمور گزارش شدند.

خوشبختانه، همه‌گیری وبا در ایالات متحده نسبتاً سریع فروکش کرد و ظرف دو سال به پایان رسید. با این حال، در طول این مدت، وحشت گسترده، رنج فراوان و مرگ‌ومیر قابل توجهی در سراسر آمریکا به ثبت رسید. تجربه‌ی تلخ این همه‌گیری، اهمیت بهداشت عمومی و پیشگیری از بیماری‌ها را به همگان یادآوری کرد.

گسترش مرموز وبا: ناشناخته‌ای هولناک

اگرچه همه‌گیری وبا را می‌شد روی نقشه دنبال کرد، اما درک اندکی از نحوه‌ی گسترش آن وجود داشت. این عدم قطعیت، ترس و وحشت زیادی را دامن می‌زد. دکتر جورج بی. وود، دو دهه پس از همه‌گیری ۱۸۳۲، به شیوایی نحوه‌ی توقف‌ناپذیر به نظر رسیدن وبا را توصیف کرد:

«هیچ مانعی برای جلوگیری از پیشرفت آن کافی نیست. از کوه‌ها، بیابان‌ها و اقیانوس‌ها عبور می‌کند. بادهای مخالف آن را متوقف نمی‌کنند. همه اقشار مردم، زن و مرد، پیر و جوان، قوی و ضعیف، در معرض حمله‌ی آن هستند. حتی کسانی که یک بار به آن مبتلا شده‌اند، همیشه از ابتلا مجدد مصون نیستند. با این حال، به طور کلی، قربانیان خود را ترجیحاً از میان کسانی انتخاب می‌کند که از قبل تحت فشار انواع بدبختی‌های زندگی هستند و ثروتمندان و مرفهین را در آفتاب و ترس‌هایشان رها می‌کند.»

این اظهارنظر که "ثروتمندان و مرفهین" نسبتاً از وبا محافظت می‌شدند، ممکن است شبیه نخوت قدیمی به نظر برسد. با این حال، از آنجایی که این بیماری از طریق آب منتقل می‌شد، افرادی که در مکان‌های تمیزتر و محله‌های مرفه تر زندگی می‌کردند، قطعا کمتر در معرض ابتلا قرار داشتند. دسترسی به آب سالم، عاملی کلیدی در پیشگیری از ابتلا به وبا بود.

وحشت وبا در نیویورک سیتی: فرار و سرزنش

در اوایل سال ۱۸۳۲، ساکنان نیویورک سیتی از احتمال شیوع بیماری آگاه بودند، زیرا گزارش‌هایی از مرگ‌ومیر در لندن، پاریس و سایر نقاط به گوششان می‌رسید. با این حال، به دلیل عدم درک کافی از این بیماری، اقدامات کمی برای آمادگی انجام شد.

تا پایان ژوئن، با گزارش موارد ابتلا در مناطق فقیرنشین شهر، فیلیپ هون، شهروند برجسته و شهردار سابق نیویورک، در دفتر خاطرات خود در مورد این بحران نوشت:

"این بیماری وحشتناک به طور ترسناکی افزایش می‌یابد. امروز هشتاد و هشت مورد جدید و بیست و شش مرگ وجود دارد. بازدید ما شدید است اما تاکنون بسیار کمتر از جاهای دیگر است. احتمال دارد سنت لوئیس در می‌سی‌سی‌پی خالی از سکنه شود، و سینسیناتی در اوهایو به طرز وحشتناکی آسیب دیده است. این دو شهر پررونق پناهگاه مهاجران از اروپا هستند. ایرلندی‌ها و آلمانی‌هایی که از طریق کانادا، نیویورک و نیواورلئان می‌آیند، کثیف، میگسار، ناآشنا به آسایش زندگی و بی‌توجه به شئونات آن هستند. آن‌ها با بیماری که در کشتی گرفته‌اند و با عادات بد در ساحل افزایش یافته، به شهرهای پرجمعیت غرب بزرگ هجوم می‌آورند. آن‌ها ساکنان آن شهرهای زیبا را آلوده می‌کنند، و هر کاغذی که باز می‌کنیم فقط یک ثبت مرگ و میر زودرس است. به نظر می‌رسد هوا فاسد شده است، و زیاده‌روی در چیزهایی که قبلاً بی‌گناه بودند، اکنون در این 'روزگار وبا' اغلب کشنده است."

هون در مقصر دانستن دیگران برای این بیماری تنها نبود. همه‌گیری وبا اغلب به گردن مهاجران انداخته می‌شد، و گروه‌های بومی‌گرا مانند حزب "هیچ‌چیز نمی‌دانم" گه‌گاه ترس از بیماری را به عنوان دلیلی برای محدود کردن مهاجرت زنده می‌کردند. جوامع مهاجر به دلیل گسترش بیماری مورد سرزنش قرار گرفتند، در حالی که مهاجران در واقع آسیب‌پذیرترین قربانیان وبا بودند.

در شهر نیویورک، ترس از بیماری آنقدر فراگیر شد که هزاران نفر از شهر گریختند. از جمعیت حدود ۲۵۰,۰۰۰ نفر، اعتقاد بر این است که حداقل ۱۰۰,۰۰۰ نفر در طول تابستان ۱۸۳۲ شهر را ترک کردند. خط قایق بخاری متعلق به کورنلیوس وندربیلت با حمل نیویورکی‌ها به سمت رودخانه هادسون سود خوبی به دست آورد، جایی که آن‌ها هر اتاق خالی موجود در روستاهای محلی را اجاره می‌کردند.

در پایان تابستان، به نظر می‌رسید که همه‌گیری به پایان رسیده است. اما بیش از ۳,۰۰۰ نیویورکی جان خود را از دست داده بودند.

میراث همه‌گیری وبا در سال ۱۸۳۲: درس‌هایی برای آینده

اگرچه علت دقیق وبا تا دهه‌ها بعد مشخص نشد، اما واضح بود که شهرها به منابع آب پاکیزه نیاز دارند. در شهر نیویورک، تلاش‌هایی برای ساخت سیستمی از مخازن صورت گرفت که تا اواسط دهه ۱۸۰۰، شهر را با آب سالم تامین می‌کرد. آبراه کروتون، یک سیستم پیچیده برای رساندن آب حتی به فقیرترین محله‌های شهر نیویورک، بین سال‌های ۱۸۳۷ و ۱۸۴۲ ساخته شد. دسترسی به آب تمیز، به طور چشمگیری از گسترش بیماری کاست و زندگی شهری را به طرز چشمگیری تغییر داد.

دو سال پس از شیوع اولیه، وبا دوباره گزارش شد، اما به سطح همه‌گیری ۱۸۳۲ نرسید. و شیوع‌های دیگری از وبا در مکان‌های مختلف ظاهر می‌شد، اما همه‌گیری ۱۸۳۲ همیشه به عنوان، به قول فیلیپ هون، "روزگار وبا" به یاد می‌ماند. این دوره تلخ، اهمیت آمادگی برای مقابله با بیماری‌های همه‌گیر و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بهداشتی را برای همیشه در تاریخ ثبت کرد.

تاریخ آمریکا