نظام انکومیندا , مستعمرات آمریکایی اسپانیا

در قرن ۱۵۰۰، اسپانیا به طور سیستماتیک بخش هایی از آمریکای شمالی، مرکزی و جنوبی و همچنین کارائیب را فتح کرد. با ویرانی دولت های بومی مانند امپراتوری کارآمد اینکا، فاتحان اسپانیایی نیاز داشتند راهی برای حکومت بر زیرمجموعه های جدید خود پیدا کنند. سیستم انکومیندا در چندین منطقه، به ویژه در پرو، به اجرا درآمد. طبق این سیستم، اسپانیایی های برجسته مسئولیت جوامع بومی پرویی را بر عهده می گرفتند. در عوض کار دزدیده شده از مردم بومی و tribute، لرد اسپانیایی می بایست از آنها محافظت کرده و آموزش دهد. اما در واقع، سیستم انکومیندا به نوعی برده داری پنهان و منجر به برخی از وحشتناک ترین حوادث دوران استعمار شد.
سیستم انکومیندا
واژه انکومیندا از واژه اسپانیایی "encomendar" به معنای "سپردن" ناشی می شود. این سیستم در اسپانیا در دوران فئودالیسم و پس از بازپس گیری، مورد استفاده قرار گرفته و به شکلی از آن زمان تا کنون باقی مانده است. در قاره آمریکا، نخستین انکومینداها توسط کریستوفر کلمبوس در کارائیب اعطا شد. فاتحان اسپانیایی، مهاجران، کشیشان یا مقامات استعماری یک repartimiento، یا اعطای زمین دریافت کردند. این زمین ها اغلب بسیار وسیع بودند و شامل هر شهر، روستا، جامعه یا خانواده بومی که در آنجا زندگی می کرد، می شد. مردم بومی موظف بودند tribute، به شکل طلا یا نقره، محصولات کشاورزی، و غذاهایی نظیر حیواناتی مانند خوک، لاما، یا هر چیز دیگری که زمین تولید می کرد، ارائه دهند. همچنین، این مردم می توانستند برای مدت مشخصی، مثلاً در یک کشتزار نیشکر یا در معدن کار کنند. در عوض، انکومندر مسئول رفاه این افراد برده شده بود و موظف بود تا آنها را به مسیحیت مبدل کرده و آموزش دهد.
سیستم ناراحت کننده
تاج اسپانیا با اکراه اعطای انکومینداها را تأیید کرد زیرا نیاز داشت تا فاتحان را پاداش دهد و یک سیستم حکومتی در سرزمین های تازه فتح شده برقرار کند و انکومینداها راه حلی سریع برای این امر بودند. این سیستم اساساً از مردانی که تنها مهارت هایشان قتل، وحشت و شکنجه بود، نجیب زادگان صاحب زمین ساخت. پادشاهان در تأسیس یک الیگاریشی در دنیای جدید تردید کردند زیرا ممکن بود این الیگاریشی بعدها مشکلاتی ایجاد کند. این سیستم به سرعت به سوءاستفاده ها منجر شد: انکومندرها از بومیان پرویی که در زمین هایشان زندگی می کردند، خواسته های غیرمعقول داشته و آنها را به کار بیش از حد وادار کرده یا tribute از محصولات زراعی که نمی توانستند در زمین بکارند، مطالبه می کردند. این مشکلات به سرعت بروز کردند. نخستین هاسیندای دنیای جدید، که در کارائیب اعطا شده بود، معمولاً تنها ۵۰ تا ۱۰۰ نفر بومی داشت و حتی در این مقیاس کوچک، خیلی زود انکومندرها به طور عملی زیرمجموعه های خود را به بردگی کشیدند.
سیستم انکومیندا در پرو
در پرو، جایی که اراضی انکومینداس بر ویرانه های امپراتوری ثروتمند و قدرتمند اینکاها اعطا شده بود، سوءاستفاده ها به سرعت به مقیاس های فاجعه بار رسید. انکومندرها در آنجا نسبت به درد و رنج خانواده های تحت سرپرستی خود بی اعتنا بودند. آنها حتی زمانی که محصولات کشاورزی خراب می شد یا بلایای طبیعی رخ می داد، سهمیه ها را تغییر نمی دادند؛ بسیاری از بومیان پرو مجبور به انتخاب میان برآورده کردن سهمیه ها و گرسنگی یا عدم تحقق سهمیه و مواجهه با مجازات های کشنده ناظران بودند. مردان و زنان مجبور به کار در معادن برای هفته ها می شدند، اغلب در روشنایی شمع در اعماق معادن. معادن جیوه به طور خاص کشنده بودند. در سال های اولیه دوران استعمار، بومیان پرو به طور حیرت آوری جان خود را از دست دادند.
مدیریت نظام انکومیندا
مالکین انکومینداس نباید هرگز به اراضی انکومیندا مراجعه می کردند؛ این امر برای کاهش سوءاستفاده ها در نظام انکومیندا در نظر گرفته شده بود. بومیان به جای آن، خراج ها را به مکان هایی که مالک در آن حضور داشت، می آوردند، که معمولاً در شهرهای بزرگ بود. بومیان اغلب مجبور بودند برای روزها با بارهای سنگین پیاده روی کنند تا به انکومندر خود تحویل دهند. این اراضی تحت مدیریت ناظران بی رحم و سران بومی قرار داشت که خود نیز اغلب خواستار خراج اضافی بودند و بدین ترتیب زندگی بومیان را حتی دشوارتر می کردند. کشیش ها باید در زمین های انکومیندا زندگی می کردند و بومیان را در کاتولیسیسم تعلیم می دادند، و اغلب این افراد مدافعانی برای آنچه که آموزش می دادند، می شدند، اما به همان اندازه اغلب خود مرتکب سوءاستفاده می شدند، با زنان بومی زندگی می کردند یا خواستار خراج خود می شدند.
اصلاح طلبان نظام انکومیندا
در حالی که فاتحان هر ذره طلا را از زیر دستان ناچارشان می کشیدند، گزارش های وحشتناک سوءاستفاده ها در اسپانیا جمع می شد. تاج اسپانیا در وضعیتی دشوار بود: "پنجم سلطنتی" یا مالیات ۲۰ درصدی بر فتح ها و معادن در دنیای جدید، در حال تغذیه گسترش امپراتوری اسپانیا بود. از سوی دیگر، تاج به وضوح اعلام کرده بود که بومیان برده نیستند بلکه شهروندان اسپانیایی با حقوق خاصی هستند که به شدت و به طور سیستماتیک نقض می شود. اصلاح طلبانی چون بارتولومه دلا کاساس پیش بینی می کردند که از کاهش جمعیت در قاره های آمریکا تا عذاب ابدی همه افرادی که در این کار فاسد دخیل بودند، یک فاجعه بزرگ در پیش است. در سال ۱۵۴۲، کارل پنجم اسپانیا به آنها گوش داد و آنچه را که "قوانین جدید" نامیده می شد، تصویب کرد.
قوانین جدید نظام انکومیندا
قوانین جدید، مجموعه ای از فرمان های سلطنتی بودند که برای متوقف کردن سوءاستفاده های نظام انکومیندا، به ویژه در پرو طراحی شده بودند. بومیان پرو باید حقوق خود به عنوان شهروندان اسپانیا را داشته باشند و نمی توانستند به کار اجباری وادار شوند. خراج معقول می توانست جمع آوری شود، اما هر کار اضافی باید مستلزم پرداخت باشد. انکومینداس موجود به تاج پس از مرگ انکومندر منتقل می شد و هیچ انکومیندای جدیدی نباید اعطا می شد. علاوه بر این، هر کسی که به بومیان سوءاستفاده می کرد یا در جنگ های داخلی فاتحان شرکت کرده بود، می توانست انکومیندای خود را از دست بدهد. پادشاه این قوانین را تأیید کرد و یک وiceroy، بلاسکو نونیز ولا، را به لیما فرستاد با دستوراتی روشن برای اجرای آنها.
شورش علیه نظام انکومیندا
نخبگان استعماری زمانی که مفاد قوانین جدید منتشر شد، به شدت خشمگین شدند. انکومندرها سال ها برای دائمی کردن انکومینداها و انتقال آن ها از نسلی به نسل دیگر لابی کرده بودند، چیزی که پادشاه همیشه با آن مخالفت کرده بود. قوانین جدید همه امیدها برای اعطای ابدی انکومینداها را از بین برد. در پرو، بیشتر مهاجران در جنگ های داخلی کاشفان شرکت کرده بودند و بنابراین ممکن بود که بلافاصله انکومینداهای خود را از دست بدهند. مهاجران دور هم جمع شدند و به گونزالو پیثارو، یکی از رهبران تسخیر امپراتوری اینکا و برادر فرانسیسکو پیثارو پیوستند. پیثارو، نایب السلطنه نونیض را شکست داد که در نبرد کشته شد و به طور کلی برای دو سال پرو را اداره کرد تا این که یک ارتش سلطنتی دیگر او را شکست داد و پیثارو دستگیر و اعدام شد. چند سال بعد، شورش دومی تحت رهبری فرانسیسکو هرناندز گییرون اتفاق افتاد و آن هم سرکوب شد.
پایان سیستم انکومیندا
پادشاه اسپانیا تقریباً پرو را در این شورش های کاشفان از دست داد. حامیان گونزالو پیثارو او را تشویق کردند که خود را پادشاه پرو اعلام کند، اما او این کار را نپذیرفت؛ اگر او چنین می کرد، ممکن بود پرو 300 سال زودتر از اسپانیا جدا شود. کارل پنجم احساس کرد که معقول است که زشت ترین جنبه های قوانین جدید را تعلیق یا لغو کند. با این حال، تاج اسپانیا به شدت از اعطای انکومینداها به طور ابدی خودداری کرد و به تدریج این اراضی به تاج بازگشت.
برخی از انکومندرها موفق شدند که اسناد مالکیت برخی اراضی را به دست آورند. بر خلاف انکومینداها، این اراضی می توانستند از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند. آن خانواده هایی که زمین داشتند، در نهایت به اولیگارشی هایی تبدیل شدند که بر مردم بومی کنترل داشتند.
زمانی که انکومینداها به تاج سلطنت بازگشتند، تحت نظارت کوریگیدورهایی قرار گرفتند که نمایندگان سلطنتی بودند و املاک تاج را اداره می کردند. این مردان به اندازه انکومندرها بد بودند. کوریگیدورها برای مدت زمان نسبتاً کوتاهی منصوب می شدند، بنابراین تمایل داشتند در کوتاه مدت حداکثر سود را از یک مالکیت به دست آورند. به عبارت دیگر، اگرچه انکومینداها در نهایت توسط تاج ملغی شدند، اما وضعیت مردم بومی تغییری نکرد.
سیستم انکومیندا یکی از بسیاری از horrors بود که در دوران تسخیر و استعماری بر مردم بومی جهان جدید اعمال شد. این اساساً نوعی برده داری بود که فقط یک لایه نازک (و توهمی) از احترام را به آموزش کاتولیک که به آنها نسبت داده می شد، می پوشاند. این به اسپانیایی ها به طور قانونی اجازه می داد که مردم بومی را به طور واقعی تا مرگ در زمین ها و معادن کار کنند. به نظر می رسد که از بین بردن کارگران خود کار غیرمفیدی باشد، اما کاشفان اسپانیایی تنها در پی کسب هرچه سریع تر ثروت بودند و این طمع منجر به مرگ های صدها هزار نفر از جمعیت بومی شد.
برای کاشفان و مهاجران، انکومینداها چیزی جز پاداش عادلانه و شایسته برای خطراتی که در زمان تسخیر متحمل شده بودند، به حساب نمی آمد. آن ها قوانین جدید را عمل یک پادشاه ناسپاس می دانستند که به هر حال 20 درصد از وثیقه آتاهوالپا ارسال شده بود. امروز که به این قوانین نگاه می کنیم، به نظر نمی رسد رادیکال باشند؛ آن ها برای حقوق انسانی اساسی مانند حق دریافت دستمزد برای کار و حق عدم مالیات گذاری غیرمنطقی پیش بینی شده اند. این واقعیت که مهاجران برای مبارزه با قوانین جدید شورش کردند، جنگیدند و جان باختند، فقط نشان می دهد که چقدر عمیقاً در طمع و بی رحمی غرق شده بودند.