خلاصه داستان آگاممنون اثر آشیل: تراژدی، انتقام و سرنوشت

نمایشنامه آگاممنون، اثر برجسته آشیل، در سال 458 قبل از میلاد در جشنواره دیونیزیا به روی صحنه رفت. این اثر، نخستین تراژدی از تنها سهگانهای است که از نمایشنامههای یونان باستان به جا مانده است. آشیل برای این تتراولوژی (شامل سهگانه تراژدی و یک نمایشنامه هجوآمیز) جایزه نخست را از آن خود کرد و نام خود را در تاریخ ادبیات جاودانه ساخت. این اثر نه تنها به عنوان یک تراژدی یونانی، بلکه به عنوان شاهکاری در ژانر تراژدی در سطح جهانی شناخته میشود.
نگاهی اجمالی به داستان آگاممنون
آگاممنون، سردار سپاه یونان در جنگ تروآ، پس از ده سال رنج و خونریزی به خانه بازمیگردد. او در بازگشت، کاساندرا، پیشگوی محکوم به سکوت، را نیز به همراه آورده است. داستان حول محور بازگشت او، انتقام و سرنوشت شوم خاندانش میچرخد.
شایان ذکر است که در خصوص زمان دقیق اجرای این تراژدیهای یونانی و همچنین عناصر تشکیلدهنده آنها، اختلاف نظرهایی وجود دارد که بر تفسیر و درک ما از این آثار تاثیرگذار است.
ساختار نمایشنامه آگاممنون
در نمایشنامههای یونان باستان، بخشهای مختلف داستان با سرودهای همسرایان از یکدیگر متمایز میشدند. به همین دلیل، نخستین سرود همسرایان با نام «پارودوس» (Parodos) یا «ایزودوس» (Eisodos) شناخته میشود؛ زیرا همسرایان در این بخش وارد صحنه میشوند. سرودهای بعدی، «استاسیما» (Stasima) نام دارند که به معنای «سرودهای ایستاده» است. پردهها یا اپیزودها (Episodes) پس از پارودوس و استاسیماها قرار میگیرند. در نهایت، «اگزودوس» (Exodus) آخرین سرود همسرایان است که در آن صحنه را ترک میکنند.
ساختار نمایشنامه آگاممنون به شرح زیر است:
- پرولوگ (Prologue): 1-39
- پارودوس (Parodos): 40-263
- پرده اول (1st Episode): 264-354
- استاسیما اول (1st Stasimon): 355-488
- پرده دوم (2nd Episode): 489-680
- استاسیما دوم (2nd Stasimon): 681-809
- پرده سوم (3rd Episode): 810-975
- استاسیما سوم (3rd Stasimon): 976-1034
- پرده چهارم (4th Episode): 1035-1071
- کومموس (Kommos): 1072-1330
- استاسیما چهارم (4th Stasimon): 1331-1342
- پرده پنجم (5th Episode): 1343-1447
- اگزودوس (Exodus): 1448-1673
مکان وقوع داستان
داستان آگاممنون در مقابل کاخ سلطنتی آگاممنون در شهر آرگوس (Argos) اتفاق میافتد.
شخصیتهای اصلی نمایشنامه آگاممنون
فهرستی از شخصیتهای کلیدی درام آگاممنون به شرح زیر است:
- آگاممنون: پادشاه آرگوس و سردار سپاه یونان در جنگ تروآ
- آژیستوس: معشوقه کلوتایمسترا و پسر تیاستس
- کلوتایمسترا: همسر آگاممنون
- کاساندرا: شاهزاده خانم تروآ و پیشگوی محکوم به سکوت
- پیام آور: فرستادهای برای اعلام خبر بازگشت آگاممنون
- نگهبان: کسی که مأمور دیدهبانی برای اعلام خبر سقوط تروآ است
- همسرایان: گروهی از بزرگان آرگوس که نقش راوی و مفسر داستان را ایفا میکنند
پرولوگ (Prologue): آغاز داستان
داستان با ورود نگهبان آغاز میشود. او خبر فتح تروآ توسط یونانیان را میبیند و صحنه را ترک میکند. این خبر، زمینه را برای ورود شخصیتهای اصلی و پیشبرد داستان فراهم میکند.
پارودوس (Parodos): ورود همسرایان
همسرایان (گروهی از بزرگان آرگوس) وارد صحنه میشوند و خلاصهای از جنگ تروآ، که برای بازگرداندن هلن، همسر برادر آگاممنون، رخ داد، ارائه میدهند. آنها نسبت به نیات کلوتایمسترا، همسر آگاممنون، مشکوک هستند و بیعدالتیهایی را که توسط شوهرش بر او روا داشته شده، بازگو میکنند. در این حین، کلوتایمسترا وارد صحنه میشود.
پرده اول (First Episode): تبادل نظر با ملکه
رهبر همسرایان و کلوتایمسترا با یکدیگر گفتگو میکنند. همسرایان از زبان ملکه میشنوند که یونانیان از جنگ تروآ بازگشتهاند، اما سخنان او را باور نمیکنند. کلوتایمسترا نحوه انتقال خبر از طریق آتشدانهای خبررسانی را شرح میدهد و همسرایان برای شکرگزاری و دعا آماده میشوند. در پایان این بخش، کلوتایمسترا صحنه را ترک میکند.
استاسیما اول (First Stasimon): سرود همسرایان
همسرایان در این بخش به قدرت زئوس، خدای مهماننوازان، اشاره میکنند و میگویند که او از شکستن پیوندها ناخشنود است، همانگونه که پاریس این کار را کرد. خانوادهها رنج میبرند و از خسارات خود خشمگین هستند، زیرا مردانشان به دنبال آگاممنون به جنگ میروند تا انتقام دزدی پاریس را بگیرند. همسرایان هشدار میدهند که شکوه و جلال بیش از حد، سقوطی حتمی را به همراه دارد. این سرود، مضامین مهمی از جمله عدالت، انتقام و سرنوشت را در تراژدی یونانی برجسته میکند.
پرده دوم (Second Episode): ورود پیامآور و کلوتایمسترا
همسرایان با پیامآور ملاقات میکنند. پیامآور از خدایان میخواهد تا از بازگشت بازماندگان جنگ ده ساله استقبال کنند، به ویژه آگاممنون که سرزمین آنها و قربانگاههای خدایانشان را نابود کرد. همسرایان ابراز میکنند که مشتاقانه منتظر بازگشت بودهاند.
کلوتایمسترا وارد میشود و میگوید که از قبل میدانسته زمان شادی فرا رسیده است و از پیامآور میخواهد این پیام را به همسرش برساند که او وفادار و باوفا مانده است.
پس از خروج کلوتایمسترا، پیامآور حرفهای او را باور میکند. همسرایان میخواهند بدانند که آیا برای منلائوس اتفاقی افتاده است، اما پیامآور میگوید که امروز روز شادی است و از پاسخ دادن به سوال آنها طفره میرود. در نهایت، پیامآور صحنه را ترک میکند. این تعامل، لایههایی از ابهام و سوءظن را به داستان اضافه میکند و زمینهساز وقایع بعدی میشود.
استاسیما دوم (Second Stasimon): سرزنش هلن و ورود آگاممنون
همسرایان در این بخش، هلن را مورد سرزنش قرار میدهند و او را مسئول جنگ و مصیبتهای ناشی از آن میدانند. همچنین، خانوادهای شرور و مغرور را مقصر تولید نسلهای آیندهی بدکار میدانند. این اشاره، به نقش وراثت و سرنوشت در شکلگیری شخصیتها و رویدادهای داستان تاکید دارد.
آگاممنون و کاساندرا وارد صحنه میشوند. همسرایان از پادشاه خود استقبال میکنند. این ورود، نقطه عطفی در داستان است و زمینه را برای مواجهه آگاممنون با سرنوشت شوم خود فراهم میکند.
پرده سوم (Third Episode): خوشامدگویی و ورود کلوتایمسترا
آگاممنون به شهر خوشامد میگوید و اعلام میکند که به دیدار همسرش خواهد رفت. این اظهارات، ظاهری از صلح و آشتی را به نمایش میگذارد، اما تنشهای زیرپوستی در حال افزایش است.
کلوتایمسترا وارد میشود و از سختیهای همسر بودن برای مردی که در جنگ است، سخن میگوید. او به خدمتکارانش دستور میدهد تا از شوهرش پذیرایی کنند و مسیر او را با پارچههای سلطنتی فرش کنند. آگاممنون تمایلی به انجام این کار ندارد و آن را زنانه یا درخور خدایان میداند. اما کلوتایمسترا او را متقاعد میکند که روی پارچه سلطنتی قدم بگذارد. آگاممنون از او میخواهد که با کاساندرا، غنیمت جنگی، با مهربانی رفتار کند. در نهایت، کلوتایمسترا از زئوس میخواهد تا خواستهاش را عملی کند. این صحنه، پر از نمادگرایی است و نشاندهنده ورود آگاممنون به دامی است که کلوتایمسترا برای او پهن کرده است.
کلوتایمسترا و آگاممنون صحنه را ترک میکنند.
استاسیما سوم (Third Stasimon): حس شوم
همسرایان (با حضور کاساندرا) حس شومی را احساس میکنند. آنها باور دارند که سرنوشت، گناهان ناشی از خونریزی را فراموش نمیکند. این بخش، بر اهمیت موضوعاتی مانند سرنوشت، انتقام و مسئولیت اعمال در نمایشنامه آگاممنون تاکید دارد.
پرده چهارم (Fourth Episode): فرمان کلوتایمسترا به کاساندرا
همسرایان و کاساندرا در صحنه حضور دارند. کلوتایمسترا وارد میشود و به کاساندرا که سکوت کرده است، دستور میدهد به داخل خانه برود. همسرایان نیز از او میخواهند که از دستور ملکه اطاعت کند. این صحنه کوتاه، بر تنش و اجباری که کاساندرا در آن قرار دارد، تاکید میکند.
کومموس (Kommos): شیون کاساندرا و همسرایان
کاساندرا پریشان و آشفته است و آپولو، خدای پیشگویی، را صدا میزند. همسرایان سخنان او را درک نمیکنند. کاساندرا شروع به پیشگویی میکند و از کشتن آگاممنون توسط کلوتایمسترا در آینده و همچنین گناهان خونین گذشتهی این خاندان سخن میگوید. او داستان نفرین خود را بازگو میکند: آپولو به او موهبت پیشگویی عطا کرد، اما سپس او را نفرین کرد. کاساندرا میداند که کشته خواهد شد، اما با این وجود وارد خانه میشود. این صحنه، اوج تنش و تراژدی در نمایشنامه است و سرنوشت محتوم شخصیتها را به تصویر میکشد.
کاساندرا صحنه را ترک میکند.
استاسیما چهارم (Fourth Stasimon): سرود همسرایان درباره گناهان خاندان
همسرایان در این بخش، گناهان چند نسل خاندان آترئوس را بازگو میکنند و فریادهایی از درون قصر میشنوند. این بخش بر نقش وراثت، انتقام و سرنوشت شوم در تراژدی یونانی آگاممنون تاکید دارد و زمینه را برای وقایع پایانی آماده میکند.
پرده پنجم (Fifth Episode): قتل آگاممنون و اعتراف کلوتایمسترا
همسرایان صدای فریاد آگاممنون را میشنوند که میگوید ضربهای مرگبار به او وارد شده است. او بار دیگر فریاد میزند. همسرایان در مورد اینکه چه باید بکنند، با یکدیگر بحث میکنند و به اطراف نگاه میکنند.
کلوتایمسترا وارد میشود و میگوید که قبلاً به دلیلی خوب دروغ گفته است. او به کشتن آگاممنون افتخار میکند. همسرایان تعجب میکنند که آیا او توسط نوعی معجون دیوانه شده است و میگویند که تبعید خواهد شد. کلوتایمسترا پاسخ میدهد که باید او را زمانی تبعید میکردند که دختر خود را قربانی کرد. او میگوید که آژیستوس در کنار اوست و آنها کاساندرا، کنیز آگاممنون، را نیز کشتهاند. این بخش، نقطه اوج خشونت و انتقام در نمایشنامه است و انگیزههای کلوتایمسترا را برای کشتن همسرش آشکار میکند.
اگزودوس (Exodos): پایان ماجرا، انتقام و تهدید
همسرایان و کلوتایمسترا با یکدیگر روبرو میشوند. همسرایان، کلوتایمسترا را به خاطر کشتن پادشاه و نگهبان خود، و هلن را به خاطر ایجاد آشفتگی سرزنش میکنند. کلوتایمسترا به آنها یادآوری میکند که هلن سربازان را نکشته است. همسرایان هشدار میدهند که شرارت بیشتری در راه است.
آژیستوس وارد صحنه میشود و نقش خود را در چرخه انتقام توضیح میدهد. او شرح میدهد که پدر آگاممنون، پسران آژیستوس (برادران او) را به عنوان غذا به پدر آژیستوس خورانده بود. آژیستوس میگوید که اکنون که انتقام خود را گرفته است، میتواند بمیرد. همسرایان میگویند که او را سنگسار خواهند کرد و حضور محافظانش را نادیده میگیرند. آژیستوس میگوید که از طلای پادشاه فقید برای کنترل مردم آرگوس استفاده خواهد کرد. کلوتایمسترا به آنها میگوید که آرام باشند. همسرایان و آژیستوس این کار را میکنند، اما به مسخره کردن یکدیگر ادامه میدهند. همسرایان میگویند که اگر تقدیر بخواهد، اورستس به زودی به خانه باز خواهد گشت. این پایانبندی، بر موضوعات انتقام، عدالت و چرخه خشونت در تراژدی یونانی تاکید دارد و به مخاطب نشان میدهد که این داستان هنوز به پایان نرسیده است.
پایان.