دوره دوم میانی مصر باستان: تلاطم، هیکسوس‌ها و ظهور تبس

هیکسوس ها به مصر حمله می کنند.
Nastasic / Getty Images

دوره دوم میانی در مصر باستان، درست مانند دوره اول میانی، دوره‌ای از عدم تمرکز قدرت بود. این دوره با ضعف فراعنه دودمان سیزدهم (پس از سوبک‌هوتپ چهارم) و تسلط آسیایی‌ها یا آمو، که به نام "هیکسوس" شناخته می‌شدند، آغاز شد. روایتی دیگر نیز وجود دارد که می‌گوید این دوره زمانی آغاز شد که مرکز حکومت پس از سلطنت مرنفره آیی (حدود 1695-1685 قبل از میلاد) به تبس منتقل شد.

دوره دوم میانی زمانی به پایان رسید که یک پادشاه مصری از تبس، به نام اهمسه، هیکسوس‌ها را از آواریس به سمت فلسطین راند. این پیروزی منجر به اتحاد مجدد مصر و تأسیس دودمان هجدهم شد که آغازگر دوره‌ای به نام پادشاهی نوین مصر باستان بود. دوره دوم میانی مصر باستان تقریباً بین سال‌های 1786-1550 یا 1650-1550 قبل از میلاد رخ داد. در این دوران، مصر شاهد تغییرات چشمگیری در ساختار قدرت و نفوذ خارجی بود.

مراکز مهم در دوره دوم میانی:
  1. ایتجتاوی: واقع در جنوب ممفیس (که پس از سال 1685 قبل از میلاد متروکه شد).
  2. آواریس (تل الضبعه): در شرق دلتای نیل قرار داشت و مرکز قدرت هیکسوس‌ها بود.
  3. تبس: واقع در مصر علیا و مرکز قدرت فراعنه مصری در طول این دوره بود. تبس نقش مهمی در آزادسازی مصر از سلطه هیکسوس‌ها ایفا کرد.

آواریس: پایتخت هیکسوس‌ها در مصر باستان

آواریس، واقع در دلتای شرقی نیل، در دوره دوم میانی مصر باستان به عنوان پایتخت هیکسوس‌ها شناخته می‌شد. شواهد نشان می‌دهد که از دوران دودمان سیزدهم، یک جامعه آسیایی در این منطقه سکونت داشته است. به احتمال زیاد، اولین سکونتگاه در آواریس به منظور دفاع از مرزهای شرقی مصر بنا شده بود.

بر خلاف رسوم مصریان باستان، مقبره‌های این منطقه در گورستان‌های خارج از مناطق مسکونی قرار نداشتند و خانه‌ها از الگوهای معماری سوریه‌ای پیروی می‌کردند. همچنین، سفال‌ها و سلاح‌های یافت شده در آواریس با نمونه‌های سنتی مصری تفاوت داشتند. فرهنگ غالب در این شهر، ترکیبی از فرهنگ مصری و سوری-فلسطینی بود که نشان‌دهنده حضور و تأثیرگذاری هیکسوس‌ها در این منطقه است.

در اوج شکوفایی، آواریس حدود 4 کیلومتر مربع وسعت داشت. پادشاهان هیکسوس ادعا می‌کردند که بر مصر علیا و سفلی حکومت می‌کنند، اما مرز جنوبی قلمرو آن‌ها در کوسائه قرار داشت. در آواریس، ست به عنوان خدای محلی پرستش می‌شد، در حالی که آمون خدای اصلی در تبس بود. این تفاوت‌های فرهنگی و مذهبی، نشان‌دهنده تضاد بین هیکسوس‌ها و مصریان بومی بود.

فرمانروایان مستقر در آواریس

نام فرمانروایان دودمان‌های چهاردهم و پانزدهم مصر باستان با شهر آواریس پیوند خورده است. آواریس به عنوان مرکز قدرت این حاکمان، نقش مهمی در تحولات سیاسی و فرهنگی آن دوره ایفا کرد.

نِهِسی (Nehesy)، شخصیتی برجسته در قرن چهاردهم قبل از میلاد، یک نوبیایی یا مصری بود که از آواریس حکومت می‌کرد. او به عنوان یکی از حاکمان مهم این دوره شناخته می‌شود.

آاوسِر رع آپِپی (Aauserra Apepi) حدود سال 1555 قبل از میلاد سلطنت کرد. در دوران حکومت او، سنت نگارش رونق یافت و پاپیروس ریاضی ریند (Rhind Mathematical Papyrus) رونوشت‌برداری شد. این امر نشان‌دهنده توجه آپپی به دانش و فرهنگ در دوران حکومتش است. همچنین، دو پادشاه تبسی لشکرکشی‌هایی را علیه او رهبری کردند که نشان‌دهنده درگیری‌های قدرت در آن دوره بود.

کوسائه و کرمه

کوسائه، در حدود 40 کیلومتری جنوب مرکز اداری پادشاهی میانه در هرموپولیس واقع شده بود. در طول دوره دوم میانی، مسافرانی که از جنوب به سمت شمال در امتداد رود نیل سفر می‌کردند، می‌بایست به آواریس مالیات پرداخت می‌کردند. این موضوع نشان‌دهنده نفوذ و کنترل آواریس بر مسیرهای تجاری در این دوره است.

با این حال، پادشاه آواریس با پادشاه کوش متحد بود. این اتحاد به مصر سفلی و نوبیه اجازه داد تا از طریق یک مسیر واحه جایگزین، روابط تجاری و ارتباطات خود را حفظ کنند. بنابراین، با وجود مالیات‌های اعمال شده، تجارت بین این مناطق به طور کامل متوقف نشد.

کرمه، پایتخت پادشاهی کوش، در این دوره به اوج قدرت خود رسیده بود. آن‌ها همچنین با تبس تجارت می‌کردند و برخی از نوبیایی‌های کرمه در ارتش کاموسه جنگیدند. این مشارکت نظامی نشان‌دهنده روابط پیچیده و چندجانبه بین کوش، تبس و سایر قدرت‌های منطقه‌ای در دوره دوم میانی است.

تبس

در دوره دوم میانی مصر باستان، شهر تبس به عنوان یک مرکز مهم سیاسی و نظامی قد علم کرد. حداقل یکی از پادشاهان دودمان شانزدهم، ایی‌خرنفرت نفرهوتپ (Iykhernefert Neferhotep)، و احتمالاً تعداد بیشتری از آن‌ها، از تبس حکومت می‌کردند.

نفر هُتپ فرماندهی ارتش را بر عهده داشت، اما مشخص نیست که او با چه کسانی جنگیده است. با این حال، همین نکته نشان‌دهنده نقش محوری تبس در حفظ امنیت و ثبات نسبی در آن دوره پرتلاطم است.

علاوه بر این، نه پادشاه از دودمان هفدهم نیز از تبس حکومت کردند. این امر، بر اهمیت و قدرت تبس به عنوان یک مرکز فرماندهی در طول دوره دوم میانی تأکید می‌کند و نقش آن را به عنوان پایگاهی برای مقاومت در برابر حاکمان هیکسوس برجسته می‌سازد.

جنگ آواریس و تبس

جنگ بین آواریس و تبس، نمادی از مبارزه مصریان برای رهایی از سلطه هیکسوس‌ها در دوره دوم میانی مصر باستان بود. همه چیز با اختلاف نظر بین سِقِنِن رع (Seqenenra) یا سناختن رع (Senakhtenra)، پادشاه تبس، و آپپی (Apepi) آغاز شد و به درگیری نظامی انجامید.

این جنگ بیش از 30 سال به طول انجامید. سقنن رع در این نبرد با سلاحی غیرا مصری کشته شد. پس از مرگ او، کاموسه (Kamose)، که احتمالاً برادر بزرگتر اهمسه (Ahmose) بود، رهبری نبرد علیه آاوسِر رع پپی (Aauserra Pepi) را بر عهده گرفت.

کاموسه موفق شد نِفروسی (Nefrusi)، واقع در شمال کوسائه (Cusae) را غارت کند، اما دستاوردهای او پایدار نبود. در نهایت، اهمسه مجبور شد علیه جانشین آاوسر رع پپی، یعنی خامودی (Khamudi) بجنگد. اهمسه آواریس را غارت کرد، اما مشخص نیست که آیا هیکسوس‌ها را قتل عام کرد یا آنها را بیرون راند. پس از این پیروزی، او لشکرکشی‌هایی را به فلسطین و نوبیه رهبری کرد و کنترل مصر بر بوهن (Buhen) را بازگرداند. پیروزی اهمسه، نقطه عطفی در تاریخ مصر باستان بود که منجر به پایان دوره دوم میانی و آغاز پادشاهی نوین شد.

تاریخ و فرهنگ باستان

بیشتر