زامبیا: سفری در تاریخ از کوچ بانتوها تا جمهوری

حدود 2000 سال پیش، ساکنان بومی زامبیا که به شکار و جمعآوری غذا مشغول بودند، به تدریج جای خود را به قبایل مهاجر پیشرفتهتر دادند یا در آنها ادغام شدند. موج اصلی مهاجرت اقوام بانتو زبان، از قرن پانزدهم میلادی آغاز شد و اوج آن بین اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن نوزدهم میلادی بود. این مهاجران عمدتاً از قبایل لوبا و لوندا در جنوب جمهوری دموکراتیک کنگو و شمال آنگولا به این منطقه سرازیر شدند. این تحولات، سنگ بنای تاریخ زامبیا را شکل داد و ساختار جمعیتی و فرهنگی آن را دگرگون کرد.
این دوره زمانی، دوران تغییرات اساسی در منطقه بود که زمینه را برای تحولات بعدی در زامبیا فراهم آورد.
گریز از مفکانه
در قرن نوزدهم میلادی، مهاجرت دیگری به زامبیا صورت گرفت. این بار، مردم نگونی از جنوب به این سرزمین آمدند تا از مفکانه بگریزند. مفکانه دورهای از جنگها و آشفتگیهای گسترده در جنوب آفریقا بود که باعث آوارگی بسیاری از قبایل شد.
تا اواخر این قرن، اقوام مختلف زامبیا به طور عمده در مناطقی که امروزه در آن سکونت دارند، مستقر شده بودند. مهاجرت نگونیها تأثیر قابل توجهی بر ترکیب جمعیتی و فرهنگی زامبیا گذاشت و به غنای تاریخ این کشور افزود.
دیوید لیوینگستون در زامبزی
به جز حضور پراکنده کاوشگران پرتغالی، منطقه زامبیا قرنها از دسترس اروپاییها دور مانده بود. اما از اواسط قرن نوزدهم میلادی، پای کاوشگران، مبلغین مذهبی و تجار غربی به این سرزمین باز شد.
در سال 1855، دیوید لیوینگستون، مکتشف مشهور، به عنوان نخستین اروپایی آبشارهای باشکوه رودخانه زامبزی را مشاهده کرد. او این آبشارها را به نام ملکه ویکتوریا نامگذاری کرد و شهری در زامبیا در نزدیکی این آبشارها نیز به یاد او نامگذاری شده است. ورود لیوینگستون نقطه عطفی در تاریخ زامبیا بود و راه را برای نفوذ بیشتر اروپاییها به این منطقه هموار کرد.
رودزیا شمالی تحت الحمایه بریتانیا
در سال 1888، سسیل رودز، پیشگام منافع تجاری و سیاسی بریتانیا در آفریقای مرکزی، امتیاز استخراج معادن را از روسای قبایل محلی دریافت کرد. در همان سال، رودزیا شمالی (زامبیا امروزی) و رودزیا جنوبی (زیمبابوه امروزی) به عنوان منطقه نفوذ بریتانیا اعلام شدند.
رودزیا جنوبی رسماً ضمیمه خاک بریتانیا شد و در سال 1923 به آن خودمختاری داده شد. اداره رودزیا شمالی نیز در سال 1924 به عنوان یک تحت الحمایه به دفتر مستعمراتی بریتانیا منتقل شد. این رویدادها نشان دهنده آغاز دوره استعمار در زامبیا و قرار گرفتن این سرزمین تحت سلطه بریتانیا بود.
فدراسیون رودزیا و نیاسالند
در سال 1953، رودزیا شمالی (زامبیا امروزی)، رودزیا جنوبی (زیمبابوه امروزی) و نیاسالند (مالاوی امروزی) با یکدیگر متحد شده و فدراسیون رودزیا و نیاسالند را تشکیل دادند.
رودزیا شمالی در سالهای پایانی فدراسیون، کانون اصلی ناآرامیها و بحرانهایی بود که این اتحاد را فراگرفت. در قلب این اختلافات، خواستههای مصرانه آفریقاییها برای مشارکت بیشتر در حکومت و ترس اروپاییها از دست دادن کنترل سیاسی قرار داشت. این تنشها زمینه را برای مبارزات استقلالطلبانه در زامبیا و فروپاشی نهایی فدراسیون فراهم کرد.
مسیر استقلال
انتخاباتی دو مرحلهای که در اکتبر و دسامبر 1962 برگزار شد، منجر به اکثریت آفریقاییها در شورای قانونگذاری و ائتلافی ناپایدار بین دو حزب ملیگرای آفریقایی گردید.
این شورا قطعنامههایی را به تصویب رساند که خواستار خروج رودزیا شمالی (زامبیا) از فدراسیون و استقلال داخلی کامل تحت یک قانون اساسی جدید و یک مجلس ملی جدید بر اساس حق رای گستردهتر و دموکراتیکتر بود. این رویدادها نشاندهنده گامهای مهم و تعیینکننده زامبیا در مسیر کسب استقلال و رهایی از سلطه استعماری بود.
آغاز پر فراز و نشیب جمهوری زامبیا
در 31 دسامبر 1963، فدراسیون منحل شد و رودزیا شمالی در 24 اکتبر 1964 به عنوان جمهوری زامبیا اعلام استقلال کرد.
زامبیا در بدو استقلال، علیرغم ثروت معدنی قابل توجه، با چالشهای بزرگی روبرو بود. در داخل کشور، تعداد کمی از مردم زامبیا آموزش دیده و تحصیل کرده بودند که قادر به اداره دولت باشند و اقتصاد نیز تا حد زیادی به تخصص خارجی وابسته بود. این مشکلات، آغاز راهی دشوار را برای جمهوری نوپای زامبیا رقم زد.
در محاصره ستم
سه همسایه زامبیا – رودزیا جنوبی و مستعمرات پرتغالی موزامبیک و آنگولا – همچنان تحت حکومت سفیدپوستان قرار داشتند. حکومت سفیدپوست رودزیا در سال 1965 به طور یکجانبه اعلام استقلال کرد.
علاوه بر این، زامبیا با آفریقای جنوب غربی (نامیبیا کنونی) که تحت کنترل آفریقای جنوبی بود، مرز مشترک داشت. همدردی زامبیا با نیروهایی بود که با حکومت استعماری یا سفیدپوستان مخالف بودند، به ویژه در رودزیا جنوبی. این شرایط جغرافیایی و سیاسی، چالشهای بزرگی را برای استقلال و امنیت زامبیا ایجاد کرد.
حمایت از جنبشهای ملیگرایانه در جنوب آفریقا
در دهه بعد، زامبیا فعالانه از جنبشهایی مانند اتحادیه ملی برای استقلال کامل آنگولا (UNITA)، اتحادیه خلق آفریقایی زیمبابوه (ZAPU)، کنگره ملی آفریقا (ANC) در آفریقای جنوبی و سازمان مردم جنوب غربی آفریقا (SWAPO) حمایت کرد.
این حمایتها نشان دهنده تعهد زامبیا به مبارزه با استعمار و آپارتاید در منطقه بود و نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی جنوب آفریقا ایفا کرد. زامبیا به کانون حمایت از جنبشهای آزادیبخش و مخالف تبعیض نژادی تبدیل شد.
مبارزه با فقر
درگیریها با رودزیا منجر به بسته شدن مرزهای زامبیا با آن کشور و مشکلات جدی در زمینه حمل و نقل بینالمللی و تامین برق شد. با این حال، نیروگاه برقآبی کاریبا در رودخانه زامبزی ظرفیت کافی برای تامین نیازهای برق کشور را فراهم کرد.
احداث راهآهن به بندر دارالسلام تانزانیا، با کمک چین، وابستگی زامبیا به خطوط راهآهن جنوب به آفریقای جنوبی و غرب از طریق آنگولای ناآرام را کاهش داد.
تا اواخر دهه 1970، موزامبیک و آنگولا از پرتغال مستقل شدند. زیمبابوه نیز بر اساس توافقنامه 1979 لنکستر هاوس به استقلال دست یافت، اما مشکلات زامبیا حل نشد. جنگ داخلی در مستعمرات سابق پرتغال باعث ایجاد پناهندگان و مشکلات مداوم حمل و نقل شد. راهآهن بنگوئلا که به سمت غرب از طریق آنگولا امتداد داشت، تا اواخر دهه 1970 عملاً برای ترافیک از زامبیا بسته شده بود. حمایت قاطع زامبیا از ANC، که دفتر مرکزی خارجی آن در لوساکا قرار داشت، مشکلات امنیتی ایجاد کرد زیرا آفریقای جنوبی به اهداف ANC در زامبیا حمله میکرد.
در اواسط دهه 1970، قیمت مس، کالای اصلی صادراتی زامبیا، در سراسر جهان به شدت کاهش یافت. زامبیا برای دریافت کمک به وامدهندگان خارجی و بینالمللی روی آورد، اما با کاهش قیمت مس، بازپرداخت بدهی رو به رشد خود به طور فزایندهای دشوار شد. تا اواسط دهه 1990، علیرغم کاهش محدود بدهی، بدهی خارجی سرانه زامبیا همچنان در میان بالاترینها در جهان بود. این مسائل اقتصادی و امنیتی، روند توسعه زامبیا را با چالشهای جدی روبرو کرد.