فئودالیسم ژاپنی در مقابل فئودالیسم اروپایی: تحلیل تطبیقی

فئودالیسم ژاپنی در مقابل فئودالیسم اروپایی

هرچند ژاپن و اروپا در دوران قرون وسطی و اوایل دوره مدرن تماس مستقیمی با یکدیگر نداشتند، اما هر دو به طور مستقل سیستم های طبقاتی مشابهی را به نام فئودالیسم توسعه دادند. فئودالیسم بیشتر از شوالیه های شجاع و سامورایی های قهرمان بود - این یک سبک زندگی از نابرابری شدید، فقر و خشونت بود.

فئودالیسم چیست؟

تاریخ نگار بزرگ فرانسوی مارک بلخ فئودالیسم را به گونه ای تعریف کرده است:

"یک کشاورزی وابسته؛ استفاده گسترده از اجاره نشینی خدمتی (یعنی فئود) به جای حقوق...؛ برتری طبقه ای از مبارزان متخصص؛ پیوندهای اطاعت و حمایتی که انسان را به انسان مرتبط می کند...؛ [و] تکه تکه شدن قدرت - که به طور اجتناب ناپذیر به هرج و مرج منجر می شود."

به عبارت دیگر، دهقانان یا سرایداران به زمین وابسته هستند و برای حفاظت ارائه شده از سوی زمین دار کار می کنند و سهمی از برداشت محصول دریافت می کنند، به جای اینکه بابت پول کار کنند. مبارزان جامعه را تسلط می کنند و به کدهای اطاعت و اخلاق پایبند هستند. دولت مرکزی قوی وجود ندارد؛ به جای آن، لردهای واحدهای کوچک زمین، مبارزان و دهقانان را کنترل می کنند، اما این لردها (حداقل در تئوری) به دوک، پادشاه یا امپراتور دور از خود اطاعت می کنند.

فئودالیسم ژاپنی در مقابل فئودالیسم اروپایی

فئودالیسم از قرن هشتم میلادی در اروپا به خوبی مستقر شده بود، اما در ژاپن فقط در قرن یازدهم با پایان دوره هی آن و ظهور شوگان نشینی کاماکورا رشد کرد.

فئودالیسم اروپایی با رشد دولت های سیاسی قوی تر در قرن شانزدهم خاتمه یافت، اما فئودالیسم در ژاپن تا نوسازی میجی در سال ۱۸۶۸ ادامه داشت.

سلسله مراتب طبقاتی

جوامع فئودالی ژاپن و اروپا بر اساس یک سیستم کلاس های وراثتی ساخته شده بودند. اشراف در بالای این سیستم قرار داشتند و پس از آن مبارزان و در پایین، کشاورزان مستأجر یا سرایداران بودند. تحرک اجتماعی بسیار کم بود؛ فرزندان دهقانان خود به دهقان تبدیل می شدند و فرزندان لردها به لرد و لیدی تبدیل می شدند. (یک استثنای بارز در این قاعده در ژاپن تویوتومی هیده یوشی بود که از یک کشاورز به دنیا آمد و به قدرت رسید.)

در فئودالیسم در ژاپن و اروپا، جنگ های مکرر، مبارزان را به طبقه ای مهم تبدیل کرده بود. به شوالیه ها در اروپا و سامورایی ها در ژاپن گفته می شد و این مبارزان به لردهای محلی خدمت می کردند. در هر دو مورد، مبارزان به یک کد اخلاق پایبند بودند. شوالیه ها قرار بود به مفهوم شجاعتی پایبند باشند، در حالی که سامورایی ها به اصول بوشیدو، "راه جنگجو" متعهد بودند.

جنگ و تسلیحات

هر دو شوالیه و سامورایی در نبرد بر روی اسب ها سوار می شدند، از شمشیر استفاده می کردند و زره می پوشیدند. زره اروپایی معمولاً کاملاً فلزی بود و از زنجیر یا ورق فلزی ساخته می شد. زره ژاپنی شامل صفحات چرمی یا فلزی لاکی شده با بندهای ابریشمی یا فلزی بود.

شوالیه های اروپایی تقریباً به دلیل زره خود ناتوان بودند و برای سوار شدن بر روی اسب هایشان به کمک نیاز داشتند؛ از آنجا، فقط سعی می کردند که حریفان خود را از اسب هایشان بیاندازند. در مقابل، سامورایی ها زره های سبک تری می پوشیدند که برای چابکی و تحرک آسان تر بود، اما محافظت کمتری را فراهم می کرد.

در اروپا، لردهای فئودال قلعه های سنگی برای حفاظت از خود و تحت فرمان خود در برابر حملات ساختند. در ژاپن، لردها که به آنها دایمیو گفته می شود نیز قلعه هایی ساختند، هرچند قلعه های ژاپنی بیشتر از چوب ساخته شده بودند.

چارچوب های اخلاقی و قانونی

فئودالیسم در ژاپن بر اساس ایده های فیلسوف چینی، کنفوسیوس (۵۵۱-۴۷۹ قبل از میلاد) بنا شده بود. کنفوسیوس بر اخلاق و احترام به بزرگان تاکید داشت. در ژاپن، این وظیفه اخلاقی دایمیو و سامورایی ها بود که از دهقانان و ساکنان منطقه خود محافظت کنند. در ازای این حفاظت، دهقانان و ساکنان موظف بودند که به جنگجویان احترام بگذارند و مالیات پرداخت کنند.

فئودالیسم اروپایی بر اساس قوانین و رسوم امپراتوری روم و با حمایت سنت های ژرمن و کلیسای کاتولیک شکل گرفته بود. رابطه بین لرد و تحت فرمانش به صورت قراردادی دیده می شد؛ لردها پرداخت و حفاظت ارائه می دادند و در عوض، تحت فرمان، وفاداری کامل می دادند.

مالکیت زمین و اقتصاد

یکی از تفاوت های کلیدی بین فئودالیسم ژاپنی و اروپایی، مالکیت زمین بود. شوالیه های اروپایی زمین را از لردهای خود به عنوان پرداخت خدمات نظامی به دست می آوردند و کنترل مستقیم بر دهقانانی که آن زمین را کار می کردند داشتند. در مقابل، سامورایی های ژاپنی مالک هیچ زمینی نبودند. در عوض، دایمیو بخشی از درآمد خود از مالیات دهقانان را برای پرداخت حقوق به سامورایی ها، که معمولاً به صورت برنج پرداخت می شد، استفاده می کردند.

نقش جنسیت

سامورایی ها و شوالیه ها در چندین جنبه دیگر نیز تفاوت داشتند، از جمله تعاملات جنسی. به عنوان مثال، زنان سامورایی انتظار می رفتند که مانند مردان قوی باشند و در برابر مرگ بی تفاوت باشند. زنان اروپایی به عنوان گل های آسیب پذیر در نظر گرفته می شدند که باید توسط شوالیه های جوانمرد محافظت شوند.

علاوه بر این، سامورایی ها باید فرهنگی و هنری بودند و قادر به سرودن شعر یا نوشتن با خط زیبا بودند. در حالی که شوالیه ها معمولاً بی سواد بودند و احتمالاً چنین سرگرمی هایی را در عوض شکار یا مسابقه شمشیری نادیده می گرفتند.

فلسفه مرگ

شوالیه ها و سامورایی ها رویکردهای بسیار متفاوتی به مرگ داشتند. شوالیه ها بر اساس قوانین کاتولیک مسیحی، خودکشی را ممنوع می دانستند و سعی می کردند از مرگ دوری کنند. از طرفی، سامورایی ها به هیچ دلیلی مذهبی برای جلوگیری از مرگ نداشتند و به منظور حفظ افتخار خود، در صورت شکست خودکشی می کردند. این خودکشی سنتی به عنوان سپوکو (یا "هاراکیری") شناخته می شود.

فئودالیسم ژاپنی در مقابل فئودالیسم اروپایی: نتیجه گیری

اگرچه فئودالیسم در ژاپن و اروپا ناپدید شده است، چند نشانه باقی مانده است. سلطنت ها هنوز در ژاپن و برخی کشورهای اروپایی باقی مانده اند، هرچند به صورت مشروط یا تشریفاتی. شوالیه ها و سامورایی ها به نقش های اجتماعی و عناوین افتخاری تقلیل یافته اند. تقسیمات طبقاتی اجتماعی و اقتصادی باقی مانده، هر چند نه به شدت گذشته.

تاریخ

بیشتر