سام شپارد: زندگی‌نامه، آثار و میراث نمایشنامه‌نویس برجسته آمریکایی

سام شپارد
Jemal Countess / Getty Images

سام شپارد (۵ نوامبر ۱۹۴۳ – ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۷) هنرمندی چندوجهی بود که در عرصه‌های بازیگری، نمایشنامه‌نویسی و کارگردانی در آمریکا خوش درخشید. او در سال ۱۹۷۹ برای نمایشنامه‌نویسی جایزه معتبر پولیتزر را از آن خود کرد و در سال ۱۹۸۳ نامزد دریافت جایزه اسکار شد. اگرچه شپارد در سینما نیز حضور داشت، اما شهرت اصلی او مدیون آثار درخشانش در تئاتر است؛ جایی که به‌عنوان یک نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان نامی ماندگار از خود به جای گذاشت.

نکات کلیدی درباره سام شپارد

  • نام کامل: ساموئل شپارد راجرز سوم
  • شهرت: نمایشنامه‌نویس، بازیگر و کارگردان آمریکایی
  • تاریخ تولد: ۵ نوامبر ۱۹۴۳، فورت شریدان، ایلینوی
  • نام پدر و مادر: ساموئل شپارد راجرز جونیور و جین الین راجرز (نام خانوادگی قبل از ازدواج: شاک)
  • تاریخ فوت: ۲۷ ژوئیه ۲۰۱۷، میدوی، کنتاکی
  • تحصیلات: کالج Mt. San Antonio، دبیرستان Duarte
  • آثار برگزیده: * نفرین طبقه گرسنه (Curse of the Starving Class) (۱۹۷۸)، کودک مدفون (Buried Child) (۱۹۷۸)، وست واقعی (True West) (۱۹۸۰)، احمق برای عشق (Fool for Love) (۱۹۸۳)، دروغ ذهن (A Lie of the Mind) (۱۹۸۵) *
  • جوایز و افتخارات برگزیده: * جوایز Obie (در مجموع ۱۰ جایزه بین سال‌های ۱۹۶۶ تا ۱۹۸۴)، نامزدی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل (۱۹۸۳)، جایزه Drama Desk برای نمایشنامه برجسته (۱۹۸۶)، تالار مشاهیر تئاتر آمریکا (۱۹۹۴)، جایزه بین‌المللی بنیاد تئاتر PEN/Laura Pels (۲۰۰۹) *
  • همسران: او-لان جونز (۱۹۶۹-۱۹۸۴)، جسیکا لنگ (۱۹۸۲-۲۰۰۹)
  • فرزندان: جسی موجو شپارد (متولد ۱۹۷۰)، هانا جین شپارد (متولد ۱۹۸۶)، ساموئل واکر شپارد (متولد ۱۹۸۷)
  • جمله مشهور: "وقتی به دیواری برخورد می‌کنی - از محدودیت‌های خیالی خودت - فقط به آن لگد بزن."

سال‌های آغازین زندگی سام شپارد

سام شپارد در فورت شریدان، ایلینوی متولد شد. نام او را از پدرش، ساموئل شپارد راجرز جونیور، که معلم، کشاورز و خلبان بمب‌افکن در نیروی هوایی ایالات متحده در طول جنگ جهانی دوم بود، گرفته بودند. مادرش، جین الین راجرز (با نام خانوادگی شوک پیش از ازدواج)، نیز معلم مدرسه بود. در دوران کودکی، شپارد با نام مستعار "استیو" شناخته می‌شد. خانواده او در نهایت به دوارته، کالیفرنیا نقل مکان کردند، جایی که او در دبیرستان دوارته تحصیل کرد و در یک مزرعه نیز کار می‌کرد. این تجربیات اولیه، تاثیر عمیقی بر دیدگاه و آثار آینده این نمایشنامه‌نویس گذاشت.

پس از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان در سال ۱۹۶۱، شپارد مدت کوتاهی در کالج Mt. San Antonio تحصیل کرد، جایی که به مطالعه دامپروری پرداخت. در طول دوران کالج، با موسیقی جاز، هنر انتزاعی و پوچ‌گرایی آشنا شد. این آشنایی، جرقه‌ای برای تغییر مسیر زندگی او بود و در نهایت، شپارد تحصیلات خود را نیمه‌کاره رها کرد تا به گروه تئاتر سیار Bishop’s Company بپیوندد. اندکی پس از آن، برای دنبال کردن حرفه تئاتر به شهر نیویورک رفت. این تصمیم، آغاز راهی پر فراز و نشیب برای او در دنیای هنر بود.

عکس پروفایل سام شپارد، با پیراهن و بند شلوار
سام شپارد، حدود سال ۱۹۷۰. Hulton Archive/Getty Images

شپارد به شهر نیویورک رسید و با دوستش، چارلی مینگوس جونیور، پسر نوازنده جاز مشهور، چارلز مینگوس، هم‌خانه شد. در ابتدا، به عنوان پیشخدمت در یک کلوپ شبانه به نام Village Gate در منطقه هنری گرینویچ ویلج منهتن کار می‌کرد. در حین کار در آنجا، با رالف کوک، هنرمند همکار و سرپیشخدمت کلوپ، دوست شد که او را با صحنه تئاتر تجربی خارج از برادوی آشنا کرد. در سال ۱۹۶۹، با او-لان جونز، بازیگر و نویسنده، ازدواج کرد. آنها یک فرزند پسر به نام جسی موجو شپارد داشتند که در سال ۱۹۷۰ به دنیا آمد. اگرچه آنها تا سال ۱۹۸۴ با هم ازدواج کرده بودند، اما شپارد به زودی درگیر رابطه‌ای از سال ۱۹۷۰ تا ۱۹۷۱ با پتی اسمیت، نوازنده پانک و ترانه‌سرا شد، که ظاهراً از موفقیت حرفه‌ای خود شپارد در آن زمان بی‌اطلاع بود. این دوره از زندگی شپارد، پر از چالش‌ها و تجربه‌های گوناگون بود که تاثیر بسزایی بر نمایشنامه‌ها و آثار او گذاشت.

آغاز در تئاترهای خارج از برادوی (1961-1971)

در دوران اقامت در نیویورک، شپارد نام "استیو راجرز" را که بیشتر عمرش از آن استفاده می‌کرد کنار گذاشت و نام هنری "سام شپارد" را برای خود برگزید. از حدود سال 1965، شپارد رابطه نزدیکی با La MaMa Experimental Theatre Club، یک کمپانی تئاتر بسیار تجربی واقع در ایست ویلج، آغاز کرد. اولین آثار او در آنجا، دو نمایشنامه تک‌پرده‌ای بودند: *سگ (Dog)* و *صندلی گهواره‌ای (The Rocking Chair)*، که هر دو در سال 1965 تولید شدند. در طول دهه‌های بعد، آثار شپارد به طور مکرر در La MaMa به روی صحنه رفتند. این دوره، نقطه عطفی در شکل‌گیری سبک و هویت هنری سام شپارد بود.

  • کابوی‌ها (Cowboys) (۱۹۶۴)
  • باغ سنگی (The Rock Garden) (۱۹۶۴)
  • شیکاگو (Chicago) (۱۹۶۵)
  • مادر ایکاروس (Icarus's Mother) (۱۹۶۵)
  • باشگاه 4-H (4-H Club) (۱۹۶۵)
  • صلیب سرخ (Red Cross) (۱۹۶۶)
  • یک میلیون و چهارصد هزار (Fourteen Hundred Thousand) (۱۹۶۶)
  • لا توریستا (La Turista) (۱۹۶۷)
  • کابوی‌ها شماره 2 (Cowboys #2) (۱۹۶۷)
  • کارآگاهی و دریانوردان (Forensic and the Navigators) (۱۹۶۷)
  • دست نامرئی (The Unseen Hand) (۱۹۶۹)
  • روح مقدس (The Holy Ghostly) (۱۹۷۰)
  • عملیات سایدوایندر (Operation Sidewinder) (۱۹۷۰)
  • بلوز سگ دیوانه (Mad Dog Blues) (۱۹۷۱)
  • طعمه جانور باتلاق پشتی (Back Bog Beast Bait) (۱۹۷۱)
  • دهان کابوی (Cowboy Mouth) (۱۹۷۱)

از جمله همکاران شپارد در La MaMa، ژاک لوی، روانشناس، موسیقی‌دان و کارگردانی بود که با The Byrds و باب دیلن نیز همکاری داشت، و همچنین کارگردانی برنامه مشهور خارج از برادوی Oh! Calcutta! را بر عهده داشت! لوی نمایشنامه‌های *صلیب سرخ (Red Cross)* (در سال 1966) و *لا توریستا (La Turista)* (در سال 1967) را کارگردانی کرد. در سال 1967، تام اوهورگان (که بیشتر به خاطر کارگردانی موزیکال‌های Hair و Jesus Christ Superstar شناخته می‌شود) نمایشنامه ملودرام شپارد را در کنار *میدان تایمز (Times Square)* لئونارد ملفی و *فوتز (Futz)* روشل اوونز، دوباره در La MaMa، کارگردانی کرد. در سال 1969، La MaMa نمایشنامه علمی تخیلی جدید شپارد، *دست نامرئی (The Unseen Hand)* را ارائه کرد; این نمایشنامه بعداً به عنوان یک تاثیر در موزیکال کالت مورد علاقه The Rocky Horror Picture Show ذکر شد.

فعالیت‌های شپارد با La MaMa، شش جایزه Obie (معتبرترین جوایز برای تئاتر غیر برادوی) را بین سال‌های 1966 تا 1968 برای او به ارمغان آورد. او به طور مختصر تمرکز خود را به فیلمنامه‌نویسی معطوف کرد و در سال 1968 فیلم *من و برادرم (Me and My Brother)* (یک فیلم مستقل که اولین فیلم بلند کریستوفر واکن نیز بود) و در سال 1970 فیلم *نقطه زابریسکی (Zabriskie Point)* را نوشت. در طول رابطه‌اش با پتی اسمیت، او نمایشنامه *دهان کابوی (Cowboy Mouth)* را نوشت و (با اسمیت) در The American Place Theatre اجرا کرد، و از رابطه‌شان الهام گرفت. اسمیت به خاطر این اجرا مورد توجه مثبت قرار گرفت که به شروع کار موسیقی او کمک کرد. از طرف دیگر، شپارد پس از شب افتتاحیه از تولید فرار کرد. ابتدا بدون اطلاع دادن به کسی به نیوانگلند فرار کرد، سپس همسر و پسرش را برداشت و خانواده‌اش را به لندن منتقل کرد، جایی که آنها برای چند سال آینده در آنجا ماندند. این دوران پرآشوب، سرشار از خلاقیت و البته چالش‌های شخصی، تاثیری ماندگار بر آثار سام شپارد گذاشت.

بازگشت به بازیگری و نمایشنامه‌های مهم (1972-1983)

در دوران اقامت در لندن، شپارد به روش خودسازی موسوم به "راه چهارم" روی آورد، روشی که بر ایده‌های افزایش توجه و انرژی، به حداقل رساندن بی‌توجهی یا سرگردانی، و به طور مداوم تبدیل و بهبود خود از طریق روش‌های مختلف، که برخی از آنها مبهم‌تر از بقیه هستند، تمرکز دارد. او تا پایان عمر به این روش‌های خودسازی علاقه‌مند ماند. این علاقه به خودسازی، به نوعی در آثار سام شپارد نیز بازتاب پیدا کرد.

  • دندان جنایت (The Tooth of Crime) (۱۹۷۲)
  • جغرافیای یک رویاپرداز اسب (Geography of a Horse Dreamer) (۱۹۷۴)
  • سر قاتل (Killer's Head) (۱۹۷۵)
  • عمل (Action) (۱۹۷۵)
  • شهر فرشته (Angel City) (۱۹۷۶)
  • خودکشی در B فلت (Suicide in B Flat) (۱۹۷۶)
  • کما (Inacoma) (۱۹۷۷)
  • نفرین طبقه گرسنه (Curse of the Starving Class) (۱۹۷۸)
  • کودک مدفون (Buried Child) (۱۹۷۸)
  • زبان‌ها (Tongues) (۱۹۷۸)
  • اغوا شده: نمایشی در دو پرده (Seduced: A Play in Two Acts) (۱۹۷۹)
  • وست واقعی (True West) (۱۹۸۰)
  • وحشی/عشق (Savage/Love) (۱۹۸۱)
  • احمق برای عشق (Fool for Love) (۱۹۸۳)

در سال 1975، خانواده شپارد به ایالات متحده بازگشتند، جایی که در Flying Y Ranch، یک ملک 20 هکتاری در میل ولی، کالیفرنیا ساکن شدند. او به کار در تئاتر ادامه داد و حتی به طور خلاصه شغلی در دانشگاه به دست آورد و به مدت یک ترم به عنوان استاد نمایشنامه‌نویسی Regents در دانشگاه کالیفرنیا - دیویس خدمت کرد. همچنین در سال 1975، شپارد با باب دیلن به تور رفت; او و دیلن در حال نوشتن مشترک فیلمی به نام Renaldo and Clara بودند که بر اساس این تور ساخته شده بود. اگرچه بیشتر فیلم به جای فیلمنامه، بداهه ساخته شد، اما شپارد خاطرات خود از این سفر، دفترچه خاطرات رولینگ تاندر (Rolling Thunder Logbook) را در سال 1978 منتشر کرد.

شپارد در سال 1975 به عنوان نمایشنامه‌نویس مقیم در تئاتر Magic در سان فرانسیسکو منصوب شد. در طول اقامت خود در آنجا، برخی از شناخته‌شده‌ترین و موفق‌ترین نمایشنامه‌های خود را نوشت. "سه‌گانه خانوادگی" او - نفرین طبقه گرسنه (1976)، کودک مدفون (1979) و وست واقعی (1980) - به همراه *احمق برای عشق (Fool for Love)* (1983) به عنوان آثار اصلی او در نظر گرفته شدند. *کودک مدفون (Buried Child)*، یک کمدی سیاه که داستان بازگشت یک مرد جوان به مزرعه خانوادگی‌اش را دنبال می‌کند، نامزد پنج جایزه تونی شد و جایزه پولیتزر برای نمایشنامه را از آن خود کرد. بین سال‌های 1966 تا 1984، شپارد یک رکورد بی‌سابقه با کسب ده جایزه Obie به نام خود ثبت کرد. این دوره از زندگی سام شپارد، با خلق آثار ماندگار و کسب افتخارات متعدد، به عنوان یکی از درخشان‌ترین دوران کاری او شناخته می‌شود.

سام شپارد و جسیکا لنگ، دست در گردن هم، در یک عکس فیلم
شپارد با جسیکا لنگ، شریک زندگی آینده‌اش، در فیلم 'Country' محصول 1984. Paramount/Getty Images

در این زمان، شپارد همچنین شروع به پذیرفتن نقش‌های بیشتری در فیلم کرد. در سال 1978، او اولین بازیگری خود را در فیلم *روزهای بهشت (Days of Heaven)* به کارگردانی ترنس مالیک و با بازی بروک آدامز و ریچارد گر انجام داد. او در مقابل جسیکا لنگ در فیلم *فرانسیس (Frances)* محصول 1982 به ایفای نقش پرداخت و آنها عاشق یکدیگر شدند. با از هم پاشیده شدن ازدواجش با جونز، او در سال 1983، یک سال قبل از نهایی شدن طلاقش از جونز، با لنگ هم‌خانه شد. آنها صاحب دو فرزند شدند: یک دختر به نام هانا جین شپارد در سال 1986 و یک پسر به نام ساموئل واکر شپارد در سال 1987.

مشهورترین نقش فیلم او در سال 1983 رقم خورد، زمانی که نقش چاک ییگر، اولین خلبانی که دیوار صوتی را شکست، در *مردان واقعی (The Right Stuff)* بازی کرد. این نقش برای شپارد نامزدی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در اسکار را به ارمغان آورد.

معلم، نویسنده و بازیگر (1984-2017)

در طول دهه 1980، شپارد به ایفای نقش دوگانه خود به عنوان یک نمایشنامه‌نویس و یک بازیگر سینما ادامه داد. نمایشنامه بعدی او *دروغ ذهن (A Lie of the Mind)* بود، که در سال 1985 در تئاتر Promenade خارج از برادوی با کارگردانی خود شپارد به نمایش درآمد. او همچنین با دیلن دوباره متحد شد تا "Brownsville Girl" را بنویسد، یک آهنگ حماسی یازده دقیقه‌ای که در نهایت در آلبوم *Knocked Out Loaded* دیلن در سال 1986 گنجانده شد. در سال 1986، رابرت آلتمن، کارگردان نامزد اسکار، نمایشنامه *دروغ ذهن (A Lie of the Mind)* شپارد را اقتباس کرد و شپارد را در نقش اصلی قرار داد.

  • دروغ ذهن (A Lie of the Mind) (۱۹۸۵)
  • زندگی کوتاه دردسر (A Short Life of Trouble) (۱۹۸۷)
  • جنگ در بهشت (The War in Heaven) (۱۹۸۷)
  • بیبی بوم (Baby Boom) (۱۹۸۷)
  • ایالات شوک (States of Shock) (۱۹۹۱)
  • سیمپاتیکو (Simpatico) (۱۹۹۳)
  • دندان جنایت (رقص دوم) (Tooth of Crime (Second Dance)) (۱۹۹۶)
  • چشم‌ها برای Consuela (Eyes for Consuela) (۱۹۹۸)
  • هنری ماس فقید (The Late Henry Moss) (۲۰۰۰)
  • خدای جهنم (The God of Hell) (۲۰۰۴)
  • لگد زدن به یک اسب مرده (Kicking a Dead Horse) (۲۰۰۷)
  • عصرهای ماه (Ages of the Moon) (۲۰۰۹)
  • خار سیاه (Blackthorn) (۲۰۱۱)
  • بی‌قلب (Heartless) (۲۰۱۲)
  • ذره‌ای از وحشت (تغییرات ادیپ) (A Particle of Dread (Oedipus Variations)) (۲۰۱۴)

شپارد همچنین زمان قابل توجهی را به تدریس و سایر موقعیت‌هایی اختصاص داد که بر توسعه هنرمندان جدید متمرکز بود. او اغلب در حال سخنرانی و تدریس در کلاس‌های سراسر کشور، نه تنها در محیط‌های آکادمیک رسمی، بلکه در جشنواره‌ها و رویدادهای دیگر نیز دیده می‌شد. در سال 1986، او به عنوان عضو آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و همچنین عضو آکادمی هنر و علوم آمریکا انتخاب شد. او به نوشتن نمایشنامه به طور پیوسته در طول دهه‌های بعد زندگی خود ادامه داد، اگرچه هیچ‌کدام از آنها به شهرت آثار قبلی‌اش نرسیدند. این نشان از سیر تحول فکری و هنری سام شپارد در طول زندگی حرفه‌ای او دارد.

سام شپارد، ایستاده با دست در جیب، در پشت میکروفون
سام شپارد در حال خواندن داستانی در جشنواره جهانی علوم سال 2008. Amy Sussman/Getty Images

گزارش شده است که با شروع هزاره جدید، شپارد تا حدودی در مورد حرفه بازیگری خود دچار فرسودگی شده بود. با این حال، در سال 2001، Black Hawk Down به او کمک کرد تا علاقه جدیدی به کار فیلم خود پیدا کند، حتی در حالی که به تقسیم وقت خود بین تئاتر و فیلم ادامه می‌داد. آن سال از جهتی دیگر نیز از نظر خلاقیت برای شپارد الهام‌بخش بود: نمایشنامه *خدای جهنم (The God of Hell)* او در سال 2004، واکنشی به حملات 11 سپتامبر و واکنش‌های بعدی دولت آمریکا بود. نمایشنامه *وست واقعی (True West)* او در سال 2000 در برادوی به نمایش درآمد و نامزدی جایزه تونی برای بهترین نمایشنامه را به دست آورد. در سال 2010، *عصرهای ماه (Ages of the Moon)* در همان فصلی که احیای *دروغ ذهن (A Lie of the Mind)*، هر دو خارج از برادوی، به نمایش درآمد، اولین نمایش خود را در تئاتر نیویورک انجام داد.

شپارد به بازیگری و نویسندگی در تمام سال‌های پایانی زندگی خود ادامه داد. در سال 2013، او در اقتباس سینمایی *آگوست: شهرستان اوسیج (August: Osage County)*، نمایشنامه‌ای برنده جایزه پولیتزر توسط تریسی لتس، که به بسیاری از مضامین مشابه (آمریکای روستایی، درام خانوادگی، کمدی سیاه و اسرار) که نمایشنامه‌های شپارد به آنها می‌پردازند، می‌پردازد، به ایفای نقش پرداخت. دو نمایشنامه آخر او عبارت بودند از *بی‌قلب (Heartless)* (2012) و *ذره‌ای از وحشت (تغییرات ادیپ) (A Particle of Dread (Oedipus Variations))* (2014). از سال 2015 تا 2016، شپارد در نقش رابرت ریبورن، پدر خانواده، در سریال درام نتفلیکس Bloodline، که به دنبال اسرار پیچیده و اغلب تاریک یک خانواده فلوریدایی بود، بازی کرد. شخصیت شپارد در فصل سوم، که تنها چند ماه قبل از مرگش منتشر شد، ظاهر نشد. آخرین نقش فیلم او تریلر *هرگز اینجا (Never Here)* بود; این فیلم در سال 2014 فیلمبرداری شد، اما تا چند هفته قبل از مرگش در تابستان 2017 منتشر نشد. این تداوم فعالیت، نشان‌دهنده عشق و تعهد بی‌دریغ سام شپارد به هنر و دنیای نمایش است.

سبک‌ها و مضامین ادبی

آثار شپارد را می‌توان تا حد زیادی به چند دوره و سبک متمایز تقسیم کرد. آثار اولیه او، به ویژه آثار خارج از خارج از برادوی او، همانطور که انتظار می‌رود، به شدت تجربی و غیر سنتی هستند. به عنوان مثال، نمایشنامه *مادر ایکاروس (Icarus’s Mother)* او در سال 1965 دارای طرح‌بندی ظاهراً نامرتبط و لحظات عجیبی است که عمداً بدون توضیح رها شده‌اند. بسیاری از اینها را می‌توان به زیبایی‌شناسی پوچ‌گرایانه کلی او در آن زمان مرتبط دانست، که واقع‌گرایی را برای چیزی تجربی‌تر و غیرمعمول‌تر رها می‌کند، و از ارائه پاسخ‌های آسان یا ساختار نمایشی سنتی امتناع می‌کند. این دوره، نشان‌دهنده دوران جستجوگری و آزمون و خطای سام شپارد در یافتن صدای منحصربه‌فرد خود است.

با گذشت زمان، نوشته‌های شپارد بیشتر به سمت سبک‌های واقع‌گرایانه گرایش پیدا کرد، هرچند هنوز با عناصر و مضامین به شدت تراژیک‌کمیک که او را مجذوب خود می‌کردند: روابط خانوادگی پیچیده، اغلب به طرز تاریکی خنده‌دار (و اسرار خانوادگی)، کمی سوررئالیسم، شخصیت‌های ظاهراً بی‌ریشه یا بی‌هدف، و شخصیت‌ها و مکان‌هایی که در حاشیه جامعه (به طور خاص، جامعه آمریکا) زندگی می‌کنند. نمایشنامه‌های او اغلب در مناطق روستایی آمریکا اتفاق می‌افتند، که منعکس‌کننده تربیت او در غرب میانه و علاقه او به کشف این خانواده‌ها و جوامع اغلب منزوی است. تمرکز بر آمریکای روستایی و خانواده‌های درگیر مشکلات، به یکی از ویژگی‌های بارز آثار سام شپارد تبدیل شد.

اگرچه شپارد در چند مورد روی پرده و در نثر نیز کار کرد، اما پرکارترین اثر او، البته در دنیای تئاتر بود. او طیف گسترده‌ای از کارهای تئاتری را بررسی کرد، از نمایشنامه‌های تک‌پرده‌ای کوتاه‌تر با سبک‌های به شدت تجربی یا انتزاعی (مانند کار اولیه او در La MaMa) تا نمایشنامه‌های کامل که رویکردی واقع‌بینانه‌تر به طرح، گفتگو و شخصیت داشتند، مانند "سه‌گانه خانوادگی" او. کار او در تئاتر جوایز و افتخارات متعددی را برای او به ارمغان آورد، از جمله رشته رکوردشکن جوایز Obie، نامزدی تونی، و عضویت در تالار مشاهیر تئاتر آمریکا.

درگذشت

سال‌های پایانی زندگی شپارد با مبارزه با بیماری ALS (اسکلروز جانبی آمیوتروفیک، که به عنوان بیماری لو گریگ نیز شناخته می‌شود) همراه بود. این بیماری، یک اختلال عصبی حرکتی است که میانگین زمان بقا پس از شروع علائم تا زمان مرگ، دو تا چهار سال است. سام شپارد در 27 ژوئیه 2017 در سن 73 سالگی در خانه‌اش در کنتاکی درگذشت. طبق وصیت‌نامه‌اش، آثار و دست‌نوشته‌های او به دو بخش تقسیم شد: نیمی از آن‌ها به مجموعه‌های ویتلیف نویسندگان جنوب غربی در دانشگاه ایالتی تگزاس و مابقی به مرکز هری رانسوم در دانشگاه تگزاس در آستین اهدا شد. به پاس قدردانی از مشارکت‌های ارزشمند او در صنعت تئاتر، چراغ‌های برادوی در همان شب درگذشتش به یاد او خاموش شدند.

چراغ‌های برادوی در غروب آفتاب با تصویری از شپارد بر روی تمام نشانه‌ها خاموش شد
چراغ‌های برادوی در 27 ژوئیه 2017 به یاد شپارد خاموش شد. Walter McBride/Getty Images

میراث

آثار شپارد به عنوان یک نویسنده و یک مربی، تأثیر مستمری بر جامعه تئاتر آمریکا داشته است. در سال 2009، او جایزه تئاتر PEN/Laura Pels را دریافت کرد، که او را به عنوان یک نمایشنامه‌نویس برجسته آمریکایی به رسمیت می‌شناسد. اگرچه نمایشنامه‌های او به همان سطح آگاهی عمومی برخی از معاصرانش نرسید، زیرا او عمدتاً از تئاتر تجاری سنگین دوری می‌کرد و به صحنه خارج از برادوی و خارج از خارج از برادوی پایبند بود، شپارد به طور کلی در این جامعه به عنوان یکی از بزرگترین نمایشنامه‌نویسان نسل خود شناخته می‌شد. ترکیب او از تکنیک‌های تجربی و سورئالیستی با واقع‌گرایی بیشتر و درام روستایی، صدایی را ایجاد کرد که واقعاً او را متمایز کرد. سام شپارد با ایجاد این صدای منحصربه‌فرد، میراثی ماندگار در دنیای هنر و تئاتر از خود به جای گذاشت.

  • بیوگرافی
  • ادبیات

بیوگرافی

سوفی ژرمن - زن پیشگام در ریاضیات

مقاله ای درباره سوفی ژرمن، ریاضیدان و فیزیکدان برجسته فرانسوی که با وجود موانع اجتماعی، به کمالات علمی دست یافت و تأثیرات عمیقی ...