آلدوس هاکسلی: زندگی‌نامه نویسنده، فیلسوف و فیلمنامه‌نویس برجسته انگلیسی

پرتره رمان‌نویس و مقاله‌نویس آلدوس هاکسلی با فرهنگ لغت پیتر بیل، 1957.
Bettmann / Getty Images

آلدوس لئونارد هاکسلی (۲۶ ژوئیه ۱۸۹۴ – ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳) نویسنده برجسته انگلیسی بود که بیش از ۵۰ کتاب و مجموعه عظیمی از اشعار، داستان‌ها، مقالات، رساله‌های فلسفی و فیلمنامه‌ها را به رشته تحریر درآورد. آثار او، به‌ویژه رمان مشهور و اغلب بحث‌برانگیزش، دنیای قشنگ نو، به عنوان نوعی نقد اجتماعی به مصائب و مشکلات عصر حاضر عمل کرده است.

هاکسلی همچنین از یک حرفه موفق به عنوان فیلمنامه‌نویس لذت برد و به چهره‌ای تأثیرگذار در فرهنگ پاد (ضد) آمریکایی تبدیل شد. او با آثارش، پرسش‌های مهمی را در مورد ماهیت پیشرفت، آزادی فردی و جامعه ایده‌آل مطرح کرد.

نکات کلیدی درباره آلدوس هاکسلی

  • نام کامل: آلدوس لئونارد هاکسلی
  • شهرت: تصویرسازی دقیق و ترسناک از یک جامعه پادآرمانی در کتاب دنیای قشنگ نو (۱۹۳۲) و همچنین دلبستگی به فلسفه ودانتا
  • تاریخ تولد: ۲۶ ژوئیه ۱۸۹۴، ساری، انگلستان
  • والدین: لئونارد هاکسلی و جولیا آرنولد
  • تاریخ فوت: ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳، لس‌آنجلس، کالیفرنیا
  • تحصیلات: بالیول کالج، دانشگاه آکسفورد
  • آثار برجسته: دنیای قشنگ نو (۱۹۳۲)، فلسفه جاویدان (۱۹۴۵)، جزیره (۱۹۶۲)
  • همسران: ماریا نایس (ازدواج ۱۹۱۹، فوت ۱۹۵۵)؛ لورا آرچرا (ازدواج ۱۹۵۶)
  • فرزندان: متیو هاکسلی

سال‌های اولیه زندگی (۱۸۹۴-۱۹۱۹)

آلدوس لئونارد هاکسلی در ۲۶ ژوئیه ۱۸۹۴ در ساری انگلستان چشم به جهان گشود. پدرش، لئونارد، معلم و ویراستار مجله ادبی Cornhill Magazine بود، در حالی که مادرش، جولیا، بنیانگذار مدرسه Prior’s School بود. پدربزرگ پدری او، توماس هنری هاکسلی، جانورشناس مشهوری بود که به "بولداگ داروین" معروف بود. خانواده او از روشنفکران ادبی و علمی بودند - پدرش همچنین دارای یک آزمایشگاه گیاه‌شناسی بود - و برادرانش جولیان و اندرو هاکسلی نیز به نوبه خود به زیست‌شناسان مشهوری تبدیل شدند. به این ترتیب آلدوس هاکسلی در محیطی سرشار از علم و ادب پرورش یافت.

آلدوس هاکسلی در جوانی
آلدوس هاکسلی، نویسنده و مقاله‌نویس انگلیسی، ۱۹۲۵

هاکسلی در مدرسه Hillside تحصیل کرد، جایی که تا زمان ابتلا به بیماری لاعلاج توسط مادرش آموزش داده می‌شد. پس از آن، او به کالج Eton منتقل شد.

در سال ۱۹۱۱، در سن ۱۴ سالگی، به کراتیت نقطه‌ای مبتلا شد، یک بیماری چشمی که او را برای دو سال تقریباً نابینا کرد. او در ابتدا می‌خواست پزشک شود، اما شرایطش مانع از پیگیری این مسیر شد. در سال ۱۹۱۳، او در بالیول کالج در دانشگاه آکسفورد ثبت نام کرد، جایی که ادبیات انگلیسی خواند و در سال ۱۹۱۶ مجله ادبی Oxford Poetry را ویرایش کرد. هاکسلی در طول جنگ جهانی اول به ارتش بریتانیا داوطلب شد، اما به دلیل وضعیت چشمش رد شد. او در ژوئن ۱۹۱۶ با رتبه ممتاز فارغ التحصیل شد. پس از فارغ التحصیلی، هاکسلی مدت کوتاهی در Eton به تدریس زبان فرانسه پرداخت، جایی که یکی از شاگردانش اریک بلر بود که بیشتر به عنوان جورج اورول شناخته می شود.

در حالی که جنگ جهانی اول در جریان بود، هاکسلی وقت خود را در Garsington Manor گذراند و به عنوان یک کارگر مزرعه برای لیدی اوتولین مورل کار می کرد. در آنجا با گروه بلومزبری از روشنفکران بریتانیایی، از جمله برتراند راسل و آلفرد نورث وایتهد، آشنا شد. در دهه ۲۰، او همچنین در کارخانه شیمیایی Brunner and Mond مشغول به کار شد، تجربه‌ای که به شدت بر کار او تأثیر گذاشت. این تجربیات و آشنایی‌ها، زمینه‌ساز شکل‌گیری دیدگاه‌های انتقادی و فلسفی هاکسلی شدند.

بین هجو و پادآرمان‌شهر (۱۹۱۹-۱۹۳۶)

آثار داستانی

  • Crome Yellow (۱۹۲۱)
  • Antic Hay (۱۹۲۳)
  • Those Barren Leaves (۱۹۲۵)
  • Point Counter Point (۱۹۲۸)
  • دنیای قشنگ نو (Brave New World) (۱۹۳۲)
  • Eyeless in Gaza (۱۹۳۶)

آثار غیرداستانی

  • Pacifism and Philosophy (۱۹۳۶)
  • Ends and Means (۱۹۳۷)

در سال ۱۹۱۹، جان میدلتون موری، منتقد ادبی و روشنفکر مرتبط با Garsington، مجله ادبی Athenaeum را سازماندهی مجدد کرد و هاکسلی را برای پیوستن به کارکنان دعوت کرد. در این دوره از زندگی، هاکسلی با ماریا نایس، پناهنده بلژیکی که در Garsington بود، ازدواج کرد.

در دهه ۱۹۲۰، هاکسلی از کشف رفتارهای جامعه اشرافی با شوخ طبعی خشک لذت می‌برد. رمان Crome Yellow سبک زندگی آن‌ها در Garsington Manor را به سخره می‌گرفت. Antic Hay (۱۹۲۳) نخبگان فرهنگی را افرادی بی هدف و خودشیفته به تصویر می‌کشید. و Those Barren Leaves (۱۹۲۵) گروهی از روشنفکران متظاهر مشتاق را در یک کاخ ایتالیایی جمع می‌کرد تا شکوه رنسانس را دوباره زنده کنند. هاکسلی در موازات نویسندگی داستان، در مجلات Vanity Fair و British Vogue نیز مشارکت داشت.

در دهه ۱۹۲۰، او و خانواده‌اش بخشی از وقت خود را در ایتالیا می‌گذراندند، زیرا دوست خوب هاکسلی، دی.اچ. لارنس، در آنجا زندگی می‌کرد و آن‌ها به دیدارش می‌رفتند. پس از درگذشت لارنس، هاکسلی نامه‌های او را ویرایش کرد.

جلد های مختلف رمان دنیای قشنگ نو
جلد های مختلف رمان دنیای قشنگ نو

در دهه ۱۹۳۰، هاکسلی شروع به نوشتن درباره اثرات غیرانسانی پیشرفت علمی کرد. در دنیای قشنگ نو (۱۹۳۲)، که شاید مشهورترین اثر او باشد، هاکسلی پویایی‌های یک جامعه به ظاهر آرمانی را بررسی کرد که در آن لذت‌گرایی و خوشبختی در ازای سرکوب آزادی فردی و پایبندی به همنوایی ارائه می‌شود. در مقابل، Eyeless in Gaza (۱۹۳۶) داستان مردی بدبین را روایت می‌کند که از طریق فلسفه شرقی بر ناامیدی خود غلبه می‌کند. در دهه ۱۹۳۰، هاکسلی همچنین شروع به نوشتن و ویرایش آثاری در مورد صلح‌طلبی، از جمله Ends and Means و Pacifism and Philosophy کرد. این آثار نشان‌دهنده تغییر تمرکز هاکسلی از هجو به مسائل اخلاقی و فلسفی عمیق‌تر هستند.

هالیوود (۱۹۳۷-۱۹۶۲)

رمان‌ها

  • After Many a Summer (۱۹۳۹)
  • Time Must Have a Stop (۱۹۴۴)
  • Ape and Essence (۱۹۴۸)
  • The Genius and the Goddess (۱۹۵۵)
  • Island (۱۹۶۲)

غیر داستانی

  • Grey Eminence (۱۹۴۱)
  • The Perennial Philosophy (۱۹۴۵)
  • The Doors of Perception (۱۹۵۴)
  • Heaven and Hell (۱۹۵۶)
  • Brave New World Revisited (۱۹۵۸)

فیلمنامه‌ها

  • Pride and Prejudice (۱۹۴۰)
  • Jane Eyre (۱۹۴۳)
  • Marie Curie (۱۹۴۳)
  • A Woman’s Vengeance (۱۹۴۸)

هاکسلی و خانواده‌اش در سال ۱۹۳۷ به هالیوود نقل مکان کردند. دوستش، نویسنده و مورخ جرالد هرد، نیز به آن‌ها پیوست. او مدت کوتاهی را در تائوس، نیومکزیکو گذراند، جایی که کتاب مقالات Ends and Means (۱۹۳۷) را نوشت که موضوعاتی مانند ناسیونالیسم، اخلاق و مذهب را بررسی می‌کرد.

هرد، هاکسلی را با ودانتا، فلسفه‌ای که بر اوپانیشاد و اصل اهیمسا (آزار نرساندن) متمرکز است، آشنا کرد. در سال ۱۹۳۸، هاکسلی با جیدو کریشنامورتی، فیلسوفی با پیشینه تئوسوفی، دوست شد و در طول سال‌ها، این دو در مورد مسائل فلسفی بحث و تبادل نظر کردند. در سال ۱۹۵۴، هاکسلی مقدمه‌ای بر کتاب The First and Last Freedom کریشنا مورتی نوشت.

هاکسلی به عنوان یک ودانتایی، به حلقه هندو سوامی پرابهاواناندا پیوست و کریستوفر ایشروود، نویسنده تبعیدی انگلیسی را با این فلسفه آشنا کرد. بین سال‌های ۱۹۴۱ و ۱۹۶۰، هاکسلی ۴۸ مقاله در Vedanta and the West، یک نشریه منتشر شده توسط این انجمن، منتشر کرد. بلافاصله پس از پایان جنگ جهانی دوم، هاکسلی کتاب The Perennial Philosophy را منتشر کرد که ترکیبی از گزیده‌هایی از فلسفه و عرفان شرقی و غربی بود.

در طول سال‌های جنگ، هاکسلی به یک فیلمنامه‌نویس پردرآمد در هالیوود تبدیل شد و برای مترو گلدوین مایر کار می‌کرد. او بخش زیادی از حقوق خود را برای انتقال یهودیان و مخالفان از آلمان هیتلری به ایالات متحده استفاده می‌کرد.

آلدوس هاکسلی و خانواده
مراسم عروسی متیو هاکسلی. از چپ به راست: والدین عروس، برایان جی. هوود، رئیس مدرسه جدید و همسرش؛ عروس، الن هوود هاکسلی؛ متیو هاکسلی؛ و والدین داماد، خانم هاکسلی و آلدوس هاکسلی، نویسنده. ۳۰ آوریل ۱۹۵۰.

هاکسلی و همسرش ماریا در سال ۱۹۵۳ برای شهروندی ایالات متحده درخواست دادند. با این حال، با توجه به اینکه او از حمل سلاح خودداری کرد و نتوانست ادعا کند که این کار را به خاطر آرمان‌های مذهبی انجام می‌دهد، درخواست خود را پس گرفت، اما در ایالات متحده باقی ماند.

در سال ۱۹۵۴، او داروی توهم‌زای مسکالین را تجربه کرد، که در آثارش The Doors of Perception (۱۹۵۴) و Heaven and Hell (۱۹۵۶) به آن اشاره کرد، و به استفاده از مقدار کنترل‌شده‌ای از این مواد تا زمان مرگش ادامه داد. همسرش در فوریه ۱۹۵۵ بر اثر سرطان درگذشت. سال بعد، هاکسلی با لورا آرچرا، نوازنده ویولن و روان درمانگر متولد ایتالیا و نویسنده بیوگرافی This Timeless Moment ازدواج کرد.

اثرات بعدی او متمرکز بر گسترش و اصلاح جهان تاریکی بود که در دنیای قشنگ نو به تصویر کشیده بود. مقاله بلند او با عنوان Brave New World Revisited (۱۹۵۸) به این موضوع می‌پردازد که آیا جهان به دولت جهانی آرمانی که او تصور می‌کرد نزدیک‌تر شده یا از آن دورتر شده است. در مقابل، Island (۱۹۶۲)، آخرین رمان او، دیدگاه آرمانی‌تری نسبت به علم و فناوری داشت، زیرا در جزیره پالا، بشر مجبور نیست در برابر آن‌ها تسلیم شود.

درگذشت

در سال ۱۹۶۰، هاکسلی به سرطان حنجره مبتلا شد. زمانی که هاکسلی در بستر مرگ بود، به دلیل پیشرفت سرطان قادر به صحبت نبود، بنابراین به همسرش لورا آرچرا به صورت کتبی درخواست کرد "LSD، ۱۰۰ میکروگرم، تزریق عضلانی" به او بدهد. او این لحظه را در زندگینامه خود با عنوان This Timeless Moment بازگو کرد و اظهار داشت که اولین تزریق را در ساعت ۱۱:۲۰ صبح و دوز دوم را یک ساعت بعد به او تزریق کرده است. هاکسلی در ساعت ۵:۲۰ بعد از ظهر ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳ درگذشت.

سبک ادبی و مضامین

هاکسلی که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم رشد کرد، بخشی از نسلی بود که مجذوب پیشرفت علمی بود و اعتماد زیادی به آن داشت. عصر انقلاب صنعتی دوم منجر به افزایش سطح زندگی، پیشرفت‌های پزشکی و اعتماد به این واقعیت شد که پیشرفت می‌تواند زندگی را به طور کلی بهبود بخشد.

هاکسلی در رمان‌ها، نمایشنامه‌ها، اشعار، سفرنامه‌ها و مقالات خود توانست از طنز تلخ و ظرافت‌مندی استفاده کند، همانطور که در رمان اولیه او، Crome Yellow (۱۹۲۱) و در مقاله "Books for the Journey" مشخص است، جایی که او مشاهده کرد چگونه کتابخوان‌ها تمایل دارند در طول سفرهای خود وسایل زیادی جمع کنند. با این حال، نثر او عاری از تزئینات شاعرانه نبود. این‌ها در مقاله او "Meditation on the Moon" ظاهر شدند، که تأملی بود بر اینکه ماه در یک زمینه علمی و ادبی یا هنری چه چیزی را نشان می‌دهد، به عنوان تلاشی برای آشتی دادن سنت‌های فکری در خانواده‌اش، که شامل شاعران و دانشمندان می‌شد.

جولیان اس. هاکسلی؛ آلدوس هاکسلی
دکتر جولیان هاکسلی (چپ) دانشمند، نشسته بر روی همان صندلی با برادرش، آلدوس هاکسلی نویسنده، ۱۹۶۰.

آثار داستانی و غیرداستانی هاکسلی بحث‌برانگیز بودند. آن‌ها به خاطر دقت علمی، طنز بی‌طرفانه و مجموعه‌ای از ایده‌ها مورد تحسین قرار گرفتند. رمان‌های اولیه او ماهیت سبک‌سرانه طبقه بالای انگلیسی در دهه ۱۹۲۰ را به سخره می‌گرفت، در حالی که رمان‌های بعدی او به مسائل اخلاقی و معضلات اخلاقی در مواجهه با پیشرفت و همچنین تلاش انسان برای معنا و تحقق می‌پرداخت. در واقع، رمان‌های او به پیچیدگی بیشتری تکامل یافتند. دنیای قشنگ نو (۱۹۳۲)، شاید مشهورترین اثر او، تنش بین آزادی فردی، ثبات اجتماعی و شادی در یک جامعه به ظاهر آرمانی را بررسی کرد. و Eyeless in Gaza (۱۹۳۶) داستان یک انگلیسی را روایت می‌کند که با بدبینی خود مشخص شده است و برای غلبه بر بی‌حوصلگی خود به فلسفه شرقی روی می‌آورد.

Entheogenها یک عنصر مکرر در آثار هاکسلی هستند. در دنیای قشنگ نو، جمعیت دولت جهانی از طریق نوشیدنی به نام سوما به شادی بی‌فکر و لذت‌بخش دست می‌یابند. در سال ۱۹۵۳، هاکسلی خودش داروی توهم‌زای مسکالین را آزمایش کرد، که ظاهراً حس رنگ او را افزایش داد، و او تجربه خود را در The Doors of Perception بازگو کرد، که او را به یک چهره برجسته در فرهنگ پاد دهه ۶۰ تبدیل کرد.

میراث

آلدوس هاکسلی شخصیتی دوقطبی بود که هم به عنوان رهایی‌بخش ذهن مدرن مورد ستایش قرار می‌گرفت و هم به عنوان یک آزاداندیش غیرمسئول و یک خودنما دانشمند محکوم می‌شد. گروه راک The Doors که جیم موریسون خواننده اصلی آن مصرف‌کننده مشتاق مواد مخدر بود، نام خود را از کتاب هاکسلی به نام The Doors of Perception گرفته است.

هاکسلی در ۲۲ نوامبر ۱۹۶۳، ساعاتی پس از ترور رئیس جمهور جان اف. کندی درگذشت. هر دو مرگ، ناخواسته، نویدبخش ظهور فرهنگ پاد بودند، جایی که همنوایی و باور به دولت زیر سوال رفت.

  • بیوگرافی
  • ادبیات کلاسیک
  • ادبیات

بیوگرافی