بررسی انقلاب صنعتی دوم

تصویر حکاکی شده قدیمی از تولید فولاد توسط فرآیند بسمر.
Stock Photo/Getty Images

انقلاب صنعتی دوم، که بین اواسط دهه 1870 و آغاز جنگ جهانی اول در شمال آمریکا و بسیاری از کشورهای صنعتی دیگر شکل گرفت، دوره ای بود از تحولات عظیم و پیشرفت های بنیادی در زمینه های تولید، فناوری و روش های صنعتی. این دوره به دلیل اختراعاتی چون فرآیند بسمری در تولید فولاد، ظهور الکتریسیته و توسعه شبکه های راه آهن، نه تنها به افزایش کارایی و قدرت تولید در کارخانه ها منجر شد، بلکه نحوه زندگی و کار مردم را نیز به طور کامل دگرگون کرد. بهبود سریع شرایط زندگی و کار، هم زمان با رشد شهرنشینی و تغییرات عمیق اجتماعی، تاثیرات درازمدتی بر اقتصاد و جامعه داشت که امروزه نیز آثار آن دیده می شود. در این مقاله، ما به بررسی ابعاد مختلف انقلاب صنعتی دوم و تاثیرات آن بر جامعه و صنعت خواهیم پرداخت.

انقلاب صنعتی دوم: دوره ای از پیشرفت های اقتصادی، صنعتی و فناوری فوق العاده در بین پایان جنگ داخلی آمریکا و آغاز جنگ جهانی اول

انقلاب صنعتی دوم که در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به وقوع پیوست، به عنوان یک تحول شگرف در تاریخ صنعتی آمریکا و دیگر کشورهای توسعه یافته شناخته می شود. این دوره، به دنبال پایان جنگ داخلی آمریکا و تا آغاز جنگ جهانی اول، شاهد تغییرات عمیق اقتصادی و اجتماعی بود. این تغییرات از پیشرفت های چشمگیر در فناوری های جدید و روش های تولید ناشی شدند که به طرز غیرقابل انکاری کارکرد صنایع را تغییر دادند.

ظهور فناوری های نوین مانند فرآیند بسمری، که امکان تولید فولاد به صورت انبوه و با هزینه پایین تر را فراهم کرد، یکی از عوامل کلیدی در این تحول بود. همچنین، پیشرفت هایی در الکتریسیته و اتوماسیون کارخانه ها باعث افزایش سرعت و کارایی در تولید شدند. بوجود آمدن شبکه های راه آهن سراسری که به حمل و نقل سریع مواد اولیه و محصولات نهایی کمک کرد، نیز از دیگر مولفه های crucial تحول صنعتی بود.

نتایج این پیشرفت ها نه تنها به افزایش تولید و رشد اقتصادی منجر شد، بلکه به تغییرات اجتماعی قابل توجهی هم انجامید. شهرنشینی سریع، ظهور طبقه کارگر صنعتی و مشکلات اجتماعی ناشی از آن، از جمله پدیده های مهم این دوره بودند. در مجموع، انقلاب صنعتی دوم به عنوان یک دوره طلایی از توسعه و نوآوری شناخته می شود که آثار آن همچنان در زندگی معاصر مشاهده می شود.

این دوره به دلیل اختراع فرآیند بسمری برای تولید مقرون به صرفه فولاد و گسترش سیستم راه آهن ایالات متحده شکل گرفت و به افزایش بی سابقه تولید صنعتی منجر شد

انقلاب صنعتی دوم به طور عمده به اختراع فرآیند بسمری نسبت داده می شود که انقلابی در تولید فولاد ایجاد کرد. این فرآیند، قابلیت تولید انبوه فولاد را با هزینه ای بسیار کمتر از روش های قبلی فراهم آورد. با ورود فرآیند بسمری، فولاد به ماده ای اصلی در صنعت تبدیل شد که به ساخت سازه های بزرگ، راه آهن و وسایل نقلیه کمک کرد. به دنبال این تحول، صنایع مختلف به سمت استفاده از فولاد به عنوان جایگزین آهن روی آوردند، چرا که فولاد از استحکام و قابلیت های بیشتری برخوردار بود.

توماس ادیسون با لامپ بزرگ ایستاده است.
Underwood Archives/Getty Images

گسترش سیستم راه آهن ایالات متحده نیز عاملی کلیدی در افزایش تولید صنعتی بود. با توسعه زیرساخت های ریلی، جابه جایی مواد اولیه و محصولات نهایی به سرعت و به راحتی انجام می گرفت. این شبکه راه آهن، هزینه های حمل و نقل را به طرز قابل توجهی کاهش داد و امکان تأمین نیازهای صنایع را تسهیل کرد، که به نوبه خود به افزایش ظرفیت تولید منجر شد.

این تغییرات به ویژه در صنایع تولیدی، مانند تولید کالاهای مصرفی و مواد اولیه، نه تنها به افزایش بهره وری کمک کرد، بلکه به توسعه بازارهای جدید و گسترش اقتصادی منجر شد. با افزایش تولید، فرصت های شغلی جدیدی نیز به وجود آمد که به شکل گیری طبقه کارگر صنعتی منجر شد. به این ترتیب، انقلاب صنعتی دوم با اختراع فرآیند بسمری و توسعه سیستم راه آهن، پایه های اقتصادی و اجتماعی جدیدی برای جامعه مدرن بنا نهاد.

پیشرفت های انجام شده در شیوه کار کارخانه، مانند تولید انبوه، الکتریکی شدن و اتوماسیون به رشد اقتصادی کمک کرد

انقلاب صنعتی دوم نه تنها به ارتقاء فناوری های تولید مرتبط بود، بلکه به طور عمده تغییرات بنیادینی را در شیوه های کار و مدیریت کارخانه ها به ارمغان آورد. یکی از مهم ترین تحولات، حرکت به سمت تولید انبوه بود. این روش تولید که بر اساس استانداردسازی و استفاده از قطعات قابل تعویض شکل گرفت، به کارخانه ها این امکان را داد تا محصولات را با کیفیت بالا و هزینه کمتر تولید کنند. تولید انبوه، به ویژه در صنایع متفاوتی اطلاق می شود که شامل صنایع غذایی، نساجی و ماشین سازی می شود.

علاوه بر این، الکتریکی شدن کارخانه ها نیز انقلابی در عملکرد آنها به وجود آورد. استفاده از الکتریسیته به بهبود شرایط کاری و افزایش کارایی ماشین آلات انجامید. کارخانه ها با نصب ژنراتورهای الکتریکی توانستند از نور مصنوعی برای کار در شیفت های طولانی مدت بهره برداری کنند و از ایمنی بیشتری نسبت به سیستم های نورپردازی مبتنی بر گاز برخوردار شوند. این تغییر منجر به افزایش توان عملیاتی کارخانه ها و کاهش هزینه های عملیاتی شد.

همچنین، اتوماسیون یکی دیگر از دستاوردهای کلیدی این دوره بود. با معرفی ماشین آلات پیشرفته و سیستم های کنترلی، کارخانه ها توانستند فرآیندهای تولید را خودکار کنند. این امر به معنای کاهش نیاز به نیروی کار انسانی و افزایش سرعت تولید بود. با پیشرفت تکنولوژی، ماشین آلات توانستند کارهای تکراری و زمان بر را با دقت و سرعت بیشتری انجام دهند که باعث شد کارخانه ها به طور چشمگیری افزایش بهره وری و کاهش هزینه ها را تجربه کنند.

در مجموع، این پیشرفت ها در شیوه های کار کارخانه ها باهم پیوندی قوی، به رشد اقتصادی و تحولات اجتماعی گسترده ای منجر شد. همکاری میان تولید انبوه، الکتریکی شدن و اتوماسیون نه تنها به بهبود و تسریع فرآیند تولید کمک کرد، بلکه زندگی روزمره مردم را تحت تاثیر قرار داد و جامعه را به سمت شکلی جدید از زندگی صنعتی هدایت کرد.

انقلاب صنعتی دوم همچنین منجر به وضع قوانین نخستین ایمنی کار و ساعات کار شد، از جمله ممنوعیت کار کودکان

انقلاب صنعتی دوم نه تنها به پیشرفت های اقتصادی و فناوری منجر شد، بلکه مشکلات اجتماعی و انسانی را نیز به ارمغان آورد. با رشد سریع صنایع و افزایش نیاز به نیروی کار، شرایط کاری در کارخانه ها به شدت بد و ناامن شد. کارگران، به ویژه کودکان، تحت فشارهای سختی قرار داشتند و مجبور به کار در محیط های خطرناک و با ساعت های طولانی بدون هیچ گونه حمایتی بودند.

کودکان کار در حال پاک کردن تنباکو در نیویورک 1873.
Stock Photo/Getty Images

به دنبال این وضعیت، قوانین ایمنی کار و مقررات مربوط به ساعات کاری آغاز به شکل گیری کرد. دولت ها و سازمان های کارگری شروع به وضع قوانینی کردند که به بهبود شرایط کاری و ایمنی کارگران کمک می کرد. این قوانین شامل محدودیت های زمانی برای ساعات کار و همچنین الزامات بهداشتی و ایمنی برای محیط کار بود. هدف اصلی این اقدام ها، کاهش خطرات شغلی و حفاظت از سلامت کارگران، به خصوص کسانی بود که در شرایط سخت کار می کردند.

یکی از مهم ترین دستاوردها در این راستا، ممنوعیت کار کودکان بود. در این دوره ای که بسیاری از خانواده ها برای تأمین معیشت خود به درآمد کودکان وابسته بودند، قوانین نیرومندی در نهایت به تصویب رسید که استخدام بچه ها در کارهای صنعتی را ممنوع می کرد. این قوانین با هدف حفاظت از حقوق و سلامت کودکان، به مرور باعث کاهش تعداد کودکانی شد که در کارخانه ها کار می کردند و به تحصیل و زندگی عادی خود بازگشتند.

در مجموع، این تغییرات در سیاست گذاری ها نشان دهنده رشد آگاهی اجتماعی و نیاز به حفاظت از حقوق کارگران در برابر سوءاستفاده های ناشی از وضعیت اقتصادی بود. نتیجه این تلاش ها، شکل گیری یک چارچوب قانونی بود که به تدریج حقوق کارگران را در برابر استثمار فراهم آورد و شرایط اجتماعی بهتری را برای نسل های آینده ایجاد کرد.

تاریخ آمریکا