آلفرد هیچکاک: زندگی، فیلم‌ها و تکنیک‌های استاد تعلیق سینما

آلفرد هیچکاک
Silver Screen Collection / Getty Images

آلفرد هیچکاک، نامی که مترادف با تعلیق و دلهره در سینما است، به عنوان "استاد تعلیق" شناخته می‌شود. او یکی از مشهورترین کارگردانان قرن بیستم بود و بیش از 50 فیلم بلند سینمایی از دهه 1920 تا 1970 را کارگردانی کرد. چهره‌ی او که در حضورهای کوتاهش در فیلم‌هایش و همچنین در ابتدای هر قسمت از سریال تلویزیونی محبوب "آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند" دیده می‌شد، به نمادی از تعلیق و وحشت تبدیل شده است.

با بررسی آثار آلفرد هیچکاک درمی‌یابیم که چرا او را به عنوان یک نابغه در ژانر وحشت و تعلیق می شناسند. او به خوبی توانست با ایجاد فضاهای وهم‌آلود و استفاده از تکنیک‌های خاص فیلم‌سازی، تماشاگر را در لبه‌ی پرتگاه ترس و هیجان نگه دارد. اگر به فیلم های تعلیق آمیز علاقمند هستید، تماشای فیلم های آلفرد هیچکاک را در برنامه خود قرار دهید.

تاریخ تولد: 13 آگوست 1899

تاریخ فوت: 29 آوریل 1980

نام‌های دیگر: آلفرد جوزف هیچکاک، هیچ، استاد تعلیق، سر آلفرد هیچکاک

سال‌های کودکی: سایه‌ی ترس از قدرت

آلفرد جوزف هیچکاک در 13 آگوست 1899 در لیتونستون، واقع در شرق لندن، به دنیا آمد. پدر و مادرش، اما جین هیچکاک (با نام خانوادگی قبل از ازدواج ویلان) که به سرسختی شهره بود و ویلیام هیچکاک، خواربارفروش، مردی سخت‌گیر بودند. آلفرد دو خواهر و برادر بزرگتر از خود داشت: یک برادر به نام ویلیام (متولد 1890) و یک خواهر به نام آیلین (متولد 1892).

در پنج سالگی، پدر کاتولیک و سخت‌گیرش، تجربه‌ای ترسناک را برایش رقم زد. پدر هیچکاک که قصد داشت درسی ارزشمند به او بیاموزد، او را با یادداشتی به اداره پلیس محلی فرستاد. پس از خواندن یادداشت، افسر پلیسِ شیفت، هیچکاکِ جوان را برای چند دقیقه در سلولی زندانی کرد. این تجربه اثر مخربی بر او گذاشت. با وجود اینکه پدرش می‌خواست به او نشان دهد که چه بر سر افرادی که کارهای بد می‌کنند می‌آید، این اتفاق هیچکاک را عمیقاً تکان داد و او تا آخر عمر از پلیس هراس داشت. این ترس از قدرت بعدها در بسیاری از فیلم‌های او به چشم می‌خورد.

هیچکاک کودکی منزوی بود و اوقات فراغتش را با نقاشی کشیدن و ابداع بازی‌هایی روی نقشه‌ها می‌گذراند. او در مدرسه شبانه‌روزی کالج سنت ایگناتیوس تحصیل کرد و به دلیل ترس از سخت‌گیری‌های یسوعیان و تنبیه بدنی دانش‌آموزان خاطی، از دردسر دوری می‌کرد. او از سال 1913 تا 1915 در مدرسه مهندسی و دریانوردی شورای شهر لندن در پاپلار، طراحی فنی آموخت. این دوران نقش مهمی در شکل گیری دید هنری و سبک فیلمسازی او داشت.

نخستین شغل هیچکاک: از تخمین‌گر کابل تا هنرمند تبلیغات

پس از فارغ‌التحصیلی، هیچکاک در سال 1915 اولین شغل خود را به عنوان تخمین‌گر در شرکت تلگراف دبلیو. تی. هنلی، تولیدکننده‌ی کابل‌های برق، آغاز کرد. او از این شغل کسل‌کننده راضی نبود و بیشتر اوقات عصرها به تنهایی به سینما می‌رفت، مجلات تجاری سینما را می‌خواند و در کلاس‌های طراحی دانشگاه لندن شرکت می‌کرد.

هیچکاک به تدریج اعتماد به نفس بیشتری پیدا کرد و جنبه‌ای خشک و طنزآمیز از خود را در محل کار نشان داد. او کاریکاتور همکارانش را می‌کشید و داستان‌های کوتاهی با پایان‌های غافلگیرکننده می‌نوشت و آن‌ها را با نام "هیچ" امضا می‌کرد. مجله‌ی کلوپ اجتماعی هنلی، "هنلی"، شروع به انتشار نقاشی‌ها و داستان‌های هیچکاک کرد. در نتیجه، هیچکاک به بخش تبلیغات هنلی ارتقا یافت، جایی که به عنوان یک تصویرگر خلاق تبلیغاتی بسیار خوشحال‌تر بود. این شغل به او کمک کرد تا خلاقیت خود را پرورش دهد و زمینه‌های ورود به دنیای سینما را فراهم کند.

ورود هیچکاک به دنیای فیلم‌سازی: از رویا تا واقعیت

در سال 1919، هیچکاک آگهی‌ای در یکی از مجلات تجاری سینما دید مبنی بر اینکه یک شرکت هالیوودی به نام Famous Players-Lasky (که بعداً به پارامونت تبدیل شد) در حال ساخت استودیویی در ایزلینگتون، محله‌ای در لندن بزرگ، است.

در آن زمان، فیلم‌سازان آمریکایی برتر از همتایان بریتانیایی خود به حساب می‌آمدند و به همین دلیل هیچکاک از افتتاح استودیویی توسط آن‌ها در نزدیکی محل زندگی‌اش بسیار هیجان‌زده بود. او با امید به اینکه بتواند مسئولان استودیوی جدید را تحت تاثیر قرار دهد، موضوع اولین فیلم آن‌ها را کشف کرد، کتابی را که فیلم بر اساس آن ساخته می‌شد خرید و آن را خواند. سپس، هیچکاک کارت‌های عنوان آزمایشی (کارت‌های گرافیکی که در فیلم‌های صامت برای نمایش دیالوگ یا توضیح عمل استفاده می‌شوند) را طراحی کرد. او کارت‌های خود را به استودیو برد، اما متوجه شد که آن‌ها تصمیم گرفته‌اند فیلم دیگری بسازند.

هیچکاک که ناامید نشده بود، به سرعت کتاب جدید را خواند، کارت‌های عنوان جدیدی طراحی کرد و دوباره آن‌ها را به استودیو برد. استودیوی ایزلینگتون که تحت تاثیر گرافیک و عزم او قرار گرفته بود، او را به عنوان طراح نیمه‌وقت کارت‌های عنوان استخدام کرد. ظرف چند ماه، استودیو به هیچکاک 20 ساله شغل تمام‌وقت پیشنهاد داد. هیچکاک این پیشنهاد را پذیرفت و شغل ثابت خود در هنلی را رها کرد تا وارد دنیای ناپایدار فیلم‌سازی شود. این شروعی برای یک افسانه بود.

با اعتماد به نفس و اشتیاق فراوان برای ساخت فیلم، هیچکاک شروع به کمک به عنوان فیلم‌نامه‌نویس، دستیار کارگردان و طراح صحنه کرد. در همین‌جا بود که هیچکاک با آلما رویل، که مسئول تدوین و تداوم فیلم بود، آشنا شد. هنگامی که کارگردان فیلم کمدی "همیشه به همسرت بگو" (1923) بیمار شد، هیچکاک وارد عمل شد و فیلم را به پایان رساند. سپس به او فرصت کارگردانی فیلم "شماره سیزده" (که هرگز به پایان نرسید) داده شد. به دلیل کمبود بودجه، تولید فیلم پس از فیلم‌برداری چند صحنه به طور ناگهانی متوقف شد و کل استودیو تعطیل شد. این اتفاقات اولیه نشان داد که مسیر پیش روی هیچکاک چندان هموار نخواهد بود.

هنگامی که بالکن-ساویل-فریدمن مسئولیت استودیو را بر عهده گرفتند، هیچکاک یکی از معدود افرادی بود که از او خواسته شد بماند. هیچکاک دستیار کارگردان و فیلم‌نامه‌نویس فیلم "زن به زن" (1923) شد. هیچکاک دوباره آلما رویل را برای تداوم و تدوین استخدام کرد. این فیلم در گیشه موفق بود. با این حال، فیلم بعدی استودیو، "سایه‌ی سفید" (1924)، در گیشه شکست خورد و دوباره استودیو تعطیل شد.

این بار، گینزبورو پیکچرز مسئولیت استودیو را بر عهده گرفت و دوباره از هیچکاک خواسته شد بماند. فرصت‌های پی‌درپی که در اختیار هیچکاک قرار می‌گرفت، نشان از استعداد و توانایی‌های بالای او داشت.

هیچکاک به کارگردانی می‌رسد: تولد یک سبک

در سال 1924، هیچکاک به عنوان دستیار کارگردان در فیلم "The Blackguard" (1925)، که در برلین فیلم‌برداری شد، مشغول به کار بود. این یک قرارداد تولید مشترک بین Gainsborough Pictures و UFA Studios در برلین بود. هیچکاک نه تنها از دکورهای فوق‌العاده آلمانی‌ها بهره برد، بلکه تکنیک‌های پیشرفته فیلم‌سازان آلمانی در استفاده از حرکات افقی، عمودی، بزرگ‌نمایی دوربین و ترفندهای ایجاد پرسپکتیو اجباری در طراحی صحنه را نیز مشاهده کرد. این تجربیات تأثیر عمیقی بر سبک کارگردانی او گذاشت.

آلمانی‌ها که به اکسپرسیونیسم آلمانی معروف بودند، به جای ماجراجویی، کمدی و عاشقانه، از موضوعات تاریک، عبوس و تفکربرانگیز مانند جنون و خیانت استفاده می‌کردند. فیلم‌سازان آلمانی نیز به همان اندازه خوشحال بودند که یک تکنیک آمریکایی را از هیچکاک یاد بگیرند، به این ترتیب که مناظر به عنوان پیش‌زمینه روی لنز دوربین نقاشی می‌شدند. این تبادل فرهنگی به غنای هنر سینما کمک کرد.

در سال 1925، هیچکاک اولین تجربه‌ی کارگردانی خود را با فیلم "The Pleasure Garden" (1926) به دست آورد که در آلمان و ایتالیا فیلم‌برداری شد. باز هم هیچکاک آلما را برای همکاری انتخاب کرد؛ این بار به عنوان دستیار کارگردان در این فیلم صامت. در طول فیلم‌برداری، یک رابطه‌ی عاشقانه بین هیچکاک و آلما شکل گرفت. این همکاری مشترک، آغاز یک زندگی مشترک و همکاری حرفه‌ای طولانی مدت بود.

این فیلم به دلیل مشکلات بی‌شماری که گروه در طول فیلم‌برداری با آن مواجه شد، به یاد مانده است، از جمله اینکه گمرک تمام فیلم‌های استفاده‌نشده آن‌ها را هنگام عبور از مرز بین‌المللی مصادره کرد. این چالش‌ها نشان داد که ساختن فیلم، همواره با موانعی روبرو خواهد بود، اما این موانع، عزم و اراده‌ی هیچکاک را برای ساختن فیلم‌هایش بیشتر کرد.

پیوند زناشویی و موفقیت سینمایی: ازدواج هیچکاک و ساخت فیلمی پرطرفدار

هیچکاک و آلما در 12 فوریه 1926 ازدواج کردند. آلما به همکار اصلی او در تمام فیلم‌هایش تبدیل شد. این ازدواج، یک شراکت هنری و زندگی مشترک را رقم زد که تأثیر بسزایی بر آثار هیچکاک گذاشت.

همچنین در سال 1926، هیچکاک فیلم "The Lodger" را کارگردانی کرد، یک فیلم دلهره‌آور که در بریتانیا فیلم‌برداری شد و درباره‌ی "مردی است که به اشتباه متهم شده است." هیچکاک داستان را انتخاب کرده بود، از کارت‌های عنوان کمتری نسبت به معمول استفاده کرد و چاشنی‌هایی از طنز را به آن افزود. به دلیل کمبود سیاهی لشکر، او حضوری افتخاری در فیلم داشت. پخش‌کننده فیلم را دوست نداشت و آن را بایگانی کرد. این اتفاق، ضربه‌ای روحی به هیچکاک وارد کرد.

هیچکاک که شوکه شده بود، احساس شکست کرد. او آنقدر ناامید بود که حتی به تغییر شغل فکر کرد. خوشبختانه، فیلم چند ماه بعد توسط پخش‌کننده‌ای که با کمبود فیلم مواجه شده بود، منتشر شد. فیلم "The Lodger" (1927) به موفقیتی بزرگ در بین مردم تبدیل شد. این موفقیت، نقطه‌ی عطفی در کارنامه‌ی هنری هیچکاک بود و او را به ادامه‌ی مسیر فیلم‌سازی تشویق کرد.

بهترین کارگردان بریتانیا در دهه 1930: اوج شکوفایی

خانواده هیچکاک به شدت درگیر فیلم‌سازی شدند. آخر هفته‌ها در یک خانه‌ی ییلاقی (به نام شاملی گرین) زندگی می‌کردند و در طول هفته در یک آپارتمان در لندن ساکن بودند. در سال 1928، آلما دختری به دنیا آورد، پاتریشیا - تنها فرزند این زوج. موفقیت بزرگ بعدی هیچکاک فیلم "Blackmail" (1929) بود، اولین فیلم ناطق (فیلم با صدا) بریتانیا. این فیلم، آغازی بر دوران جدیدی در سینمای بریتانیا بود.

در طول دهه 1930، هیچکاک فیلم پشت فیلم ساخت و اصطلاح "MacGuffin" را ابداع کرد تا نشان دهد که شیء مورد نظر تبهکاران نیازی به توضیح ندارد؛ فقط چیزی بود که برای پیشبرد داستان استفاده می‌شد. هیچکاک احساس می‌کرد نیازی نیست تماشاگر را با جزئیات خسته کند؛ مهم نبود MacGuffin از کجا آمده است، فقط مهم این بود که چه کسی به دنبال آن است. این اصطلاح هنوز هم در فیلم‌سازی معاصر استفاده می‌شود و نشان‌دهنده‌ی نبوغ هیچکاک در داستان‌سرایی است.

هیچکاک پس از ساخت چندین فیلم ناموفق در گیشه در اوایل دهه 1930، فیلم "The Man Who Knew Too Much" (1934) را ساخت. این فیلم هم در بریتانیا و هم در آمریکا موفق بود، همانطور که پنج فیلم بعدی او نیز موفق بودند: "The 39 Steps" (1935)، "Secret Agent" (1936)، "Sabotage" (1936)، "Young and Innocent" (1937) و "The Lady Vanishes" (1938). فیلم آخر، جایزه منتقدان نیویورک برای بهترین فیلم سال 1938 را از آن خود کرد. این موفقیت‌ها، هیچکاک را به چهره‌ای شناخته‌شده در عرصه‌ی بین‌المللی تبدیل کرد.

هیچکاک توجه دیوید او. سلزنیک، تهیه‌کننده‌ی فیلم آمریکایی و مالک استودیوهای سلزنیک در هالیوود را به خود جلب کرد. در سال 1939، هیچکاک، کارگردان شماره یک بریتانیا در آن زمان، قراردادی را از سلزنیک پذیرفت و خانواده‌اش را به هالیوود منتقل کرد. این انتقال، آغازی بر دوران جدیدی در کارنامه‌ی هنری هیچکاک بود و او را به مخاطبان بیشتری در سراسر جهان معرفی کرد.

هیچکاک در هالیوود: فتح قله‌های افتخار

در حالی که آلما و پاتریشیا عاشق آب و هوای کالیفرنیای جنوبی بودند، هیچکاک از آن خوشش نمی‌آمد. او همچنان کت و شلوارهای تیره انگلیسی خود را بدون توجه به گرمای هوا می‌پوشید. در استودیو، او با جدیت روی اولین فیلم آمریکایی خود، "ربکا" (1940)، یک تریلر روانشناختی، کار کرد. پس از بودجه‌های اندکی که در انگلستان با آن‌ها کار کرده بود، هیچکاک از منابع بزرگ هالیوود که می‌توانست برای ساخت دکورهای مجلل استفاده کند، لذت می‌برد. این امکانات، فرصت‌های جدیدی را برای خلق آثار ماندگار در اختیار او قرار داد.

فیلم "ربکا" در سال 1940 برنده جایزه اسکار بهترین فیلم شد. هیچکاک نامزد دریافت جایزه بهترین کارگردان بود، اما این جایزه را به جان فورد برای فیلم "خوشه‌های خشم" واگذار کرد. اگرچه هیچکاک موفق به دریافت جایزه بهترین کارگردانی نشد، اما موفقیت "ربکا" نشان داد که او می‌تواند در هالیوود نیز بدرخشد و به یکی از بزرگترین کارگردانان این صنعت تبدیل شود.

صحنه‌های به‌یادماندنی: نبوغ هیچکاک در خلق تعلیق بصری

هیچکاک که در زندگی واقعی از تعلیق می‌ترسید (حتی رانندگی را دوست نداشت)، از ثبت تعلیق روی پرده در صحنه‌های به‌یادماندنی لذت می‌برد، صحنه‌هایی که اغلب شامل بناهای تاریخی و مکان‌های دیدنی معروف بودند. هیچکاک هر نما را برای فیلم‌هایش از قبل به حدی برنامه‌ریزی می‌کرد که گفته می‌شد فیلم‌برداری برایش بخش خسته‌کننده‌ای بود. این دقت و برنامه‌ریزی، رمز موفقیت او در خلق صحنه‌های تاثیرگذار بود.

هیچکاک تماشاگرانش را به سقف گنبدی موزه‌ی بریتانیا برای یک صحنه‌ی تعقیب و گریز در "Blackmail" (1929)، به مجسمه‌ی آزادی برای یک سقوط آزاد در "Saboteur" (1942)، به خیابان‌های مونت کارلو برای یک رانندگی دیوانه‌وار در "To Catch a Thief" (1955)، به رویال آلبرت هال برای یک ترور نافرجام در "The Man Who Knew Too Much" (1956)، به زیر پل گلدن گیت برای یک اقدام به خودکشی در "Vertigo" (1958) و به کوه راشمور برای یک صحنه‌ی تعقیب و گریز در "North by Northwest" (1959) برد. او با استفاده از این مکان‌های شاخص، به صحنه‌های فیلم‌هایش، ابعاد حماسی و ماندگار بخشید.

سایر صحنه‌های به‌یادماندنی هیچکاک شامل یک لیوان شیر مسموم درخشان در "Suspicion" (1941)، مردی که توسط یک هواپیمای سم‌پاش در "North by Northwest" (1959) تعقیب می‌شود، صحنه‌ی چاقو خوردن در حمام با صدای ویولن‌های گوش‌خراش در "Psycho" (1960) و جمع شدن پرندگان قاتل در حیاط یک مدرسه در "The Birds" (1963) است. این صحنه‌ها، نمونه‌های بارزی از توانایی هیچکاک در ایجاد ترس و دلهره در مخاطب هستند و همچنان پس از گذشت سال‌ها، در ذهن‌ها باقی مانده‌اند.

هیچکاک و بلوندهای سرد: زنان اغواگر سینمای هیچکاکی

هیچکاک به خاطر درگیر کردن مخاطب با تعلیق، متهم کردن مرد اشتباهی به جرمی، و به تصویر کشیدن ترس از قدرت شناخته می‌شد. او همچنین کمی چاشنی طنز را به داستان‌هایش اضافه می‌کرد، تبهکاران را جذاب و فریبنده به تصویر می‌کشید، از زوایای غیرمعمول دوربین استفاده می‌کرد و بلوندهای کلاسیک را برای نقش‌های اصلی زن ترجیح می‌داد. بازیگران اصلی او (چه مرد و چه زن) وقار، هوش، شور نهفته و جذابیت را به نمایش می‌گذاشتند. این ویژگی‌ها، به خلق شخصیت‌های پیچیده و چندبعدی کمک می‌کرد.

هیچکاک می‌گفت تماشاگران زنان بلوند کلاسیک را معصوم می‌دانند و آن‌ها را راهی برای فرار از روزمرگی برای زنان خانه‌دار خسته می‌دانند. او معتقد نبود که یک زن باید ظرف‌ها را بشوید و بعد به تماشای فیلمی برود که در آن یک زن در حال شستن ظرف‌ها است. زنان اصلی هیچکاک همچنین برای افزایش تعلیق، نگرشی سرد و یخی داشتند - هرگز گرم و پرشور نبودند. از جمله زنان اصلی هیچکاک می‌توان به اینگرید برگمن، گریس کلی، کیم نواک، اوا ماری سنت و تیپی هدرن اشاره کرد. این بازیگران، به خوبی توانستند ویژگی‌های مورد نظر هیچکاک را به نمایش بگذارند و به نمادهای سینمای هیچکاکی تبدیل شوند.

برنامه‌ی تلویزیونی هیچکاک: تعلیق به خانه‌ها می‌آید

در سال 1955، هیچکاک شرکت شاملی پروداکشنز را تأسیس کرد، که نام آن برگرفته از خانه‌ی ییلاقی‌اش در انگلستان بود، و برنامه‌ی "آلفرد هیچکاک تقدیم می‌کند" را تولید کرد، که به "ساعت آلفرد هیچکاک" تبدیل شد. این برنامه‌ی تلویزیونی موفق از سال 1955 تا 1965 پخش شد. این برنامه راهی برای هیچکاک بود تا درام‌های معمایی نوشته‌شده توسط نویسندگان مختلف را به نمایش بگذارد، درام‌هایی که بیشتر توسط کارگردانانی غیر از خود او کارگردانی می‌شدند. این برنامه، به معرفی استعدادهای جدید در عرصه‌ی نویسندگی و کارگردانی کمک کرد.

هیچکاک قبل از هر قسمت، مونولوگی ارائه می‌داد تا درام را معرفی کند، که با عبارت "شب بخیر" آغاز می‌شد. او در پایان هر قسمت بازمی‌گشت تا هرگونه ابهام در مورد دستگیری مجرم را برطرف کند. این مونولوگ‌ها، به یکی از ویژگی‌های بارز این برنامه تبدیل شده بود و مخاطبان را برای تماشای قسمت جدید، مشتاق‌تر می‌کرد.

فیلم ترسناک محبوب هیچکاک، "Psycho" (1960)، به طور ارزان توسط تیم تلویزیونی شاملی پروداکشنز فیلم‌برداری شد. این نشان می‌دهد که هیچکاک می‌توانست با استفاده از منابع محدود، آثار باکیفیتی خلق کند.

در سال 1956، هیچکاک شهروند ایالات متحده شد، اما همچنان تبعه‌ی بریتانیا باقی ماند. این تصمیم، نشان‌دهنده‌ی پیوند عمیق او با هر دو کشور بود.

جوایز، لقب شوالیه و مرگ هیچکاک: پایان یک دوران

با وجود پنج بار نامزدی برای دریافت جایزه بهترین کارگردان، هیچکاک هرگز موفق به کسب جایزه اسکار نشد. او هنگام دریافت جایزه یادبود ایروینگ تالبرگ در اسکار 1967، به سادگی گفت: "متشکرم." این سادگی، نشان از تواضع و بزرگی او داشت.

در سال 1979، انستیتوی فیلم آمریکا جایزه دستاورد یک عمر فعالیت هنری را در مراسمی در هتل بورلی هیلتون به هیچکاک اهدا کرد. او با شوخی گفت که حتماً به زودی خواهد مرد. این شوخی، نشان از درک عمیق او از گذرا بودن زندگی داشت.

در سال 1980، ملکه الیزابت دوم به هیچکاک لقب شوالیه اعطا کرد. سه ماه بعد سر آلفرد هیچکاک در سن 80 سالگی بر اثر نارسایی کلیه در خانه‌اش در بل ایر درگذشت. بقایای او سوزانده شد و در اقیانوس آرام پراکنده شد. با مرگ هیچکاک، دورانی طلایی در تاریخ سینما به پایان رسید، اما میراث او برای همیشه زنده خواهد ماند.

بیوگرافی