زنان سامورایی ژاپن: تاریخچه طولانی جنگاوری، شجاعت و فداکاری

حتی پیش از آنکه اصطلاح "سامورایی" رایج شود، جنگجویان ژاپنی، اعم از مرد و زن، در استفاده از شمشیر و نیزه مهارت داشتند. در میان این رزمندگان، نام زنانی همچون امپراتریس جینگو، شخصیتی افسانهای که بین سالهای 169 تا 269 میلادی زیست، به چشم میخورد.
از منظر زبانشناسی، واژه "سامورایی" مذکر است و اصطلاح دقیق "سامورایی زن" وجود ندارد. با این وجود، در طول تاریخ ژاپن، زنان طبقات بالای جامعه مهارتهای رزمی را فرا میگرفتند و در کنار مردان سامورایی در نبردها شرکت میجستند. این زنان، که اغلب با نامهای دیگری شناخته میشدند، نقش مهمی در دفاع از سرزمین و خانوادههای خود ایفا میکردند.
بین قرون 12 تا 19 میلادی، بسیاری از زنان طبقه سامورایی نحوه استفاده از شمشیر و ناگیناتا (نیزه ژاپنی) را به منظور دفاع از خود و خانههایشان میآموختند. در صورتی که قلعه آنها مورد هجوم دشمن قرار میگرفت، از این زنان انتظار میرفت تا پای جان بجنگند و با افتخار و با سلاح در دست بمیرند. آنها نه تنها حافظ جان خود و عزیزانشان بودند، بلکه نمادی از شجاعت و وفاداری به شمار میرفتند.
برخی از این زنان جوان چنان در نبرد ماهر بودند که به جای نشستن در خانه و انتظار برای رسیدن جنگ، دوشادوش مردان به میدان نبرد میرفتند. در ادامه، تصاویری از مشهورترین این زنان مبارز را خواهید دید. این تصاویر، بازتابی از قدرت، مهارت و تعهد آنها به سرزمینشان است و نشان میدهد که شجاعت و توانایی رزمی، هیچ ارتباطی به جنسیت ندارد.
اشتباهات رایج: وقتی تصور میکنیم سامورایی زن میبینیم! (دوران جنگ گنپی)

گاهی اوقات، تصاویری که به نظر میرسند سامورایی زن را نشان میدهند، در واقع تصاویری از مردان زیبا هستند. به عنوان مثال، این نقاشی اثر کیوناگا توریئی که گمان میرود بین سالهای 1785 تا 1789 خلق شده باشد، نمونهای از این اشتباهات است.
به گفته دکتر روبرتا استریپولی از دانشگاه بینگهمتون، "بانویی" که در اینجا به تصویر کشیده شده، با نقاب بلند و لباسهای غیرنظامی روی زره لاکاندود، در واقع یک زن نیست، بلکه سامورایی مردی است به نام میناموتو یوشیتسونه که به زیباییاش شهرت داشت. این نشان میدهد که در هنر آن دوران، گاهی اوقات مرزهای جنسیتی محو میشدند.
مردی که در کنار او زانو زده و در حال تنظیم کفش خود است، راهب جنگجوی افسانهای، سایتو موساشیبوی بنکی است. او که بین سالهای 1155 تا 1189 زندگی میکرد، به دلیل تبار نیمهانسان و نیمهشیطان، چهره بسیار زشت و البته مهارتش در جنگاوری مشهور بود.
یوشیتسونه، بنکی را در یک نبرد تن به تن شکست داد و پس از آن، آن دو به دوستانی صمیمی و متحد تبدیل شدند. این دو در محاصره کوروموگاوا در سال 1189 به طور مشترک جان باختند. داستان آنها، نمونهای از پیوند قوی بین جنگجویان و اهمیت وفاداری در فرهنگ سامورایی است.
توموئه گوزن: نامدارترین سامورایی زن تاریخ

در جریان جنگ گنپی (1180 تا 1185)، توموئه گوزن، زن جوانی زیبا، در کنار دایمیو (ارباب فئودال) و همسر احتمالیاش، میناموتو نو یوشیناکا، علیه خاندان تایرا و بعدها نیروهای پسرعمویش، میناموتو نو یوریتومو، جنگید. توموئه گوزن نمادی از زنان جنگجو در آن دوران بود.
توموئه گوزن (که "گوزن" عنوانی به معنای "بانو" است) به عنوان شمشیرزنی ماهر، سوارکاری زبردست و کمانداری بینظیر شهرت داشت. او اولین فرمانده میناموتو بود و دستکم یک سر دشمن را در نبرد آوازو در سال 1184 از تن جدا کرد. قدرت و مهارت او در جنگ، او را به یک چهره افسانهای تبدیل کرد.
جنگ گنپی در اواخر دوره هیآن، یک درگیری داخلی بین دو خاندان سامورایی، میناموتو و تایرا بود. هر دو خانواده به دنبال کنترل شوگونسالاری بودند. در نهایت، خاندان میناموتو پیروز شد و شوگونسالاری کاماکورا را در سال 1192 تأسیس کرد. این جنگ، نقطه عطفی در تاریخ ژاپن به شمار میرود.
میناموتوها فقط با تایرا نجنگیدند. همانطور که اشاره شد، فرماندهان مختلف میناموتو نیز با یکدیگر درگیر شدند. متاسفانه برای توموئه گوزن، میناموتو نو یوشیناکا در نبرد آوازو کشته شد و پسرعمویش، میناموتو نو یوریتومو، شوگون شد. سرنوشت توموئه گوزن پس از این نبرد، در هالهای از ابهام فرو رفت.
روایات در مورد سرنوشت توموئه گوزن متفاوت است. برخی میگویند که او در جنگ ماند و کشته شد. برخی دیگر میگویند که او در حالی که سر یک دشمن را حمل میکرد، سوار بر اسب فرار کرد و ناپدید شد. باز هم برخی دیگر ادعا میکنند که او با وادا یوشیموری ازدواج کرد و پس از مرگ او، راهبه شد. هر کدام از این روایات، به جذابیت و رمزآلودی شخصیت او میافزایند.
توموئه گوزن سوار بر اسب: الهامبخش هنرمندان در گذر قرون

داستان توموئه گوزن، قرنهاست که الهامبخش هنرمندان و نویسندگان بوده است. او به نمادی از قدرت، شجاعت و زیبایی تبدیل شده و در آثار هنری مختلفی به تصویر کشیده شده است.
این تصویر، بازیگری را در یک نمایش کابوکی در اواسط قرن نوزدهم نشان میدهد که نقش این سامورایی زن مشهور را ایفا میکند. نام و تصویر او در درامای تلویزیونی "یوشیتسونه" از NHK (تلویزیون ژاپن)، همچنین در کتابهای کمیک، رمانها، انیمهها و بازیهای ویدیویی نیز ظاهر شده است. این نشان میدهد که توموئه گوزن، همچنان در فرهنگ عامه ژاپن جایگاه ویژهای دارد.
خوشبختانه برای ما، او الهامبخش تعدادی از هنرمندان بزرگ چاپ چوبی ژاپن نیز بوده است. از آنجایی که هیچ تصویر معاصری از او وجود ندارد، هنرمندان آزادی عمل داشتهاند تا ویژگیهای او را تفسیر کنند. تنها توصیف باقیمانده از او، از کتاب "داستان هیکه"، بیان میکند که او زیبا بوده، "با پوست سفید، موهای بلند و ویژگیهای جذاب." توصیف بسیار مبهمی است، اینطور نیست؟ همین ابهام، به هنرمندان اجازه داده تا تصویر دلخواه خود از توموئه گوزن را خلق کنند و به این ترتیب، او به شخصیتی جاودانه در هنر ژاپن تبدیل شود.
توموئه گوزن: غلبه بر رقیب، تجلی قدرت

این تصویر باشکوه از توموئه گوزن، او را تقریباً به شکل یک الهه نشان میدهد، با موهای بلند و پوشش ابریشمی که در پشت سرش به اهتزاز درآمده است. در اینجا، او با ابروهای سنتی زنان دوره هیآن به تصویر کشیده شده است، به این صورت که ابروهای طبیعی تراشیده شده و ابروهای پرپشتتری در بالای پیشانی، نزدیک خط مو، نقاشی شدهاند. این سبک آرایش، نمادی از زیبایی و جایگاه اجتماعی در آن دوران بوده است.
در این نقاشی، توموئه گوزن رقیب خود را از شمشیر بلندش (کاتانا) که بر زمین افتاده است، محروم میکند. او بازوی چپ او را محکم گرفته و شاید در شرف گرفتن سرش نیز باشد. این تصویر، لحظهای حساس از نبرد را به تصویر میکشد که در آن، توموئه گوزن بر حریف خود مسلط است.
این تصویر با تاریخ مطابقت دارد، زیرا او به گردن زدن هوندا نو مروشایگه در نبرد آوازو در سال 1184 شهرت داشت. این نبرد، یکی از نقاط عطف در زندگی توموئه گوزن به شمار میرود و نشان میدهد که او نه تنها یک جنگجوی ماهر، بلکه فردی بیرحم و مصمم نیز بوده است.
توموئه گوزن: هم نوای موسیقی، هم پیشتاز در میدان نبرد

این تصویر بسیار جذاب از سال 1888، توموئه گوزن را در قسمت بالایی، در نقشی بسیار سنتی زنانه نشان میدهد. او بر روی زمین نشسته، موهای بلندش باز است و در حال نواختن کوتو (نوعی ساز زهی ژاپنی) است. اما در قسمت پایینی، او موهایش را محکم بسته و ردای ابریشمی خود را با زره جایگزین کرده و به جای مضراب کوتو، ناگیناتا (نیزه ژاپنی) در دست دارد. این تصویر، تقابل بین نقشهای سنتی زنانه و قدرت رزمی توموئه گوزن را به زیبایی به نمایش میگذارد.
در هر دو قسمت، سوارکاران مرد مرموزی در پسزمینه ظاهر میشوند. مشخص نیست که آیا آنها متحدان او هستند یا دشمنانش، اما در هر دو حالت، او از روی شانه به آنها نگاه میکند. این نگاه، میتواند نشاندهنده هوشیاری و آمادگی دائمی او برای مقابله با هر خطری باشد.
شاید این تصویر، تفسیری بر حقوق زنان و مبارزات آن دوران باشد که بر تهدید دائمی مردان برای قدرت و استقلال زنان تأکید میکند. حضور سوارکاران مرد در پسزمینه، میتواند نمادی از محدودیتها و چالشهایی باشد که زنان در آن زمان با آن مواجه بودند و نگاه توموئه گوزن، بیانگر اراده او برای عبور از این موانع و دستیابی به استقلال و قدرت است.
هانگاکو گوزن: داستان عشقی در دل آشوب جنگ گنپی

هانگاکو گوزن، همچنین شناخته شده با نام ایتاگاکی، یکی دیگر از جنگجویان زن مشهور جنگ گنپی بود. با این حال، او با خاندان تایرا متحد بود که در این جنگ شکست خوردند. سرنوشت او، به گونهای عجیب و غیرمنتظره رقم خورد.
بعدها، هانگاکو گوزن و برادرزادهاش، جو سوکهموری، در قیام کننین در سال 1201 شرکت کردند که هدف آن سرنگونی شوگونسالاری جدید کاماکورا بود. او ارتشی ایجاد کرد و این نیرو متشکل از 3000 سرباز را در دفاع از قلعه توریساکایاما در برابر ارتش مهاجم وفاداران کاماکورا که تعدادشان 10000 نفر یا بیشتر بود، رهبری کرد. او شجاعت و مهارت خود را در رهبری نظامی به نمایش گذاشت.
ارتش هانگاکو پس از زخمی شدن او با تیر، تسلیم شد و او متعاقباً دستگیر و به عنوان زندانی به نزد شوگون برده شد. با وجود اینکه شوگون میتوانست دستور دهد که او سِپّوکو (خودکشی شرافتمندانه) کند، یکی از سربازان میناموتو عاشق این اسیر شد و به او اجازه داده شد تا به جای آن، با او ازدواج کند. هانگاکو و همسرش آساری یوشیتو دست کم یک دختر با هم داشتند و زندگی نسبتاً آرامی را در سالهای بعد سپری کردند. این داستان عشقی، در تضاد با خشونت و خونریزی جنگ، به تصویری زیبا و فراموشنشدنی تبدیل شد.
یاماکاوا فوتابا: دختر شوگونسالاری، بانوی جنگجو و پیشگام آموزش

به نظر میرسد جنگ گنپی در اواخر قرن دوازدهم الهامبخش بسیاری از جنگجویان زن برای پیوستن به نبرد بود. اخیراً، جنگ بوشین در سالهای 1868 و 1869 نیز شاهد روحیه جنگندگی زنان طبقه سامورایی ژاپن بود. این زنان، نه تنها در جنگ بلکه در عرصههای دیگر نیز پیشتاز بودند.
جنگ بوشین یک جنگ داخلی دیگر بود که شوگونسالاری حاکم توکوگاوا را در مقابل کسانی قرار داد که میخواستند قدرت سیاسی واقعی را به امپراتور بازگردانند. امپراتور جوان میجی از حمایت خاندانهای قدرتمند چوشو و ساتسوما برخوردار بود، که تعداد نیروهایشان بسیار کمتر از شوگون بود، اما سلاحهای مدرنتری داشتند. این جنگ، نقطه عطفی در تاریخ ژاپن به شمار میرود.
پس از درگیریهای شدید در خشکی و دریا، شوگون از سلطنت کنارهگیری کرد و وزیر جنگ شوگونسالاری ادو (توکیو) را در ماه مه 1868 تسلیم کرد. با این وجود، نیروهای شوگونسالاری در شمال کشور ماهها مقاومت کردند. یکی از مهمترین نبردها علیه جنبش احیای میجی، که چندین جنگجوی زن در آن حضور داشتند، نبرد آیزو در اکتبر و نوامبر 1868 بود. این نبرد، نمادی از مقاومت و شجاعت در برابر تغییرات سیاسی بود.
یاماکاوا فوتابا به عنوان دختر و همسر مقامات شوگونسالاری در آیزو، برای جنگ آموزش دیده بود و در نتیجه در دفاع از قلعه تسوروگا در برابر نیروهای امپراتور شرکت کرد. پس از یک محاصره یک ماهه، منطقه آیزو تسلیم شد. ساموراییهای آن به عنوان اسیر به اردوگاههای جنگی فرستاده شدند و قلمروهایشان تقسیم و بین وفاداران امپراتوری توزیع شد. هنگامی که استحکامات قلعه شکسته شد، بسیاری از مدافعان سِپّوکو کردند. این رویدادها، تصویری از خشونت و بیرحمی جنگ را به نمایش میگذارند.
با این حال، یاماکاوا فوتابا جان سالم به در برد و به رهبری جنبش برای بهبود آموزش زنان و دختران در ژاپن پرداخت. او از تجربیات خود در جنگ برای الهام بخشیدن به نسلهای آینده استفاده کرد و نشان داد که زنان میتوانند در عرصههای مختلف جامعه نقش مهمی ایفا کنند. او نمادی از قدرت، استقامت و تعهد به آموزش و برابری جنسیتی در ژاپن است.
یاماموتو یائکو: توپچی آیزو، جنگجو، پرستار و مبلغ مسیحی

یاماموتو یائکو، که از سال 1845 تا 1932 زندگی کرد، یکی دیگر از مدافعان زن سامورایی منطقه آیزو بود. پدرش مربی توپخانه برای دایمیوی قلمرو آیزو بود و یائکو جوان تحت آموزش پدرش به تیراندازی ماهر تبدیل شد. او در جنگ بوشین، مهارتهای خود را به کار گرفت.
پس از شکست نهایی نیروهای شوگونسالاری در سال 1869، یاماموتو یائکو به کیوتو نقل مکان کرد تا از برادرش، یاماموتو کاکوما، مراقبت کند. او در روزهای پایانی جنگ بوشین توسط خاندان ساتسوما اسیر شده بود و احتمالاً رفتار خشونتآمیزی با او شده بود. یائکو، تعهد خود را به خانواده و حمایت از آنها نشان داد.
یائکو به زودی به مسیحیت گروید و با یک واعظ ازدواج کرد. او تا سن 87 سالگی عمر کرد و به تأسیس دانشگاه دوشیشا، یک مدرسه مسیحی در کیوتو، کمک کرد. زندگی او، ترکیبی از جنگ، مراقبت، ایمان و آموزش بود. او نمادی از زنان قوی و مستقل در دوران تحولات ژاپن به شمار میرود.
ناکانو تاکهکو: قربانی برای آیزو، نماد شجاعت و فداکاری

ناکانو تاکهکو، که عمر کوتاهی از سال 1847 تا 1868 داشت، یکی دیگر از مدافعان آیزو و دختر یکی دیگر از مقامات آیزو بود. او در هنرهای رزمی آموزش دید و در اواخر نوجوانی به عنوان مربی کار کرد. او زندگی خود را وقف دفاع از سرزمینش کرد.
در طول نبرد آیزو، ناکانو تاکهکو یک گروه از ساموراییهای زن را علیه نیروهای امپراتور رهبری کرد. او با ناگیناتا، سلاح سنتی مورد علاقه جنگجویان زن ژاپنی، جنگید. او در رهبری و استفاده از سلاح، مهارت بالایی داشت.
تاکهکو در حال رهبری حمله علیه نیروهای امپراتوری بود که تیری به سینهاش اصابت کرد. این جنگجوی 21 ساله با دانستن اینکه خواهد مرد، به خواهرش یوکو دستور داد سرش را ببرد و آن را از دست دشمن نجات دهد. یوکو همانطور که خواسته بود عمل کرد و سر ناکانو تاکهکو زیر یک درخت دفن شد. این عمل فداکارانه، نشاندهنده ارزشهای والای ساموراییها در حفظ شرافت و جلوگیری از هتک حرمت توسط دشمن است.
احیای میجی در سال 1868 که ناشی از پیروزی امپراتور در جنگ بوشین بود، پایان دورانی برای ساموراییها را رقم زد. با این حال، تا پایان، زنان سامورایی مانند ناکانو تاکهکو به همان اندازه مردان همتای خود شجاعانه جنگیدند، پیروز شدند و مردند. آنها با شجاعت و فداکاری خود، نام خود را در تاریخ ژاپن جاودانه کردند.
- تاریخ آسیا
- تاریخ