10 حقیقت جذاب درباره پرنده دودو

طی 300 سال پیش، پرنده دودو به سرعت از روی کره زمین ناپدید شد و به نماد انقراض تبدیل گردید؛ شاید شما جمله معروف "به اندازه دودو مرده است" را شنیده اید. هرچند که از بین رفتن این پرنده ناگوار ناگهانی و سریع بود، اما دودو درس های مهمی برای مدیریت گونه های در معرض خطر انقراض که امروز به سختی در حال زنده ماندن هستند، به ما می آموزد. همچنین لازم است در مورد آسیب پذیری اکوسیستم های جزیره ای با گونه های بومی که به محیط منحصر به فرد خود سازگار شده اند، بیاموزیم. از حقایق مهم پیرامون پرنده دودو چه چیزهای دیگری می توانیم یاد بگیریم؟
پرنده دودو در جزیره موریس زندگی می کرد
در دوره پلایستوسن، گروهی از کبوترها به جزیره موریس در اقیانوس هند که حدود 700 مایل شرق ماداگاسکار واقع شده بود، منتقل شدند. این کبوترها در این محیط جدید شکوفا شدند و در طول صدها هزار سال به پرنده دودو به قد میانه 3 فوت (0.9 متر) و وزن 50 پوند (23 کیلوگرم) تبدیل شدند که احتمالاً اولین بار در سال 1598 توسط استعمارگران هلندی دیده شدند. کمتر از 65 سال بعد، دودو به طور کامل منقرض شد و آخرین مشاهده تأییدشده از این پرنده در سال 1662 ثبت گردید.
پرنده دودو تا زمان ظهور انسان ها هیچ شکارچی نداشت
پرنده دودو در طول تاریخ خود زندگی راحتی داشت: هیچ پستاندار گوشتخواری، خزنده یا حتی حشرات بزرگ در زیستگاه جزیره ای آن نبود و بنابراین نیازی به تکامل دفاع های طبیعی نداشت. در واقع، پرنده دودو آن قدر به انسان ها اعتماد داشت که به سمت استعمارگران هلندی مسلح می رفتند، بی خبر از اینکه این موجودات عجیب قصد دارند آن ها را بکشند و بخورند و لذا به ناهارهایی غیرقابل مقاومت برای گربه ها، سگ ها و میمون های وارداتی این استعمارگران تبدیل شدند.
پرنده دودو "پرواز ثانویه نداشت"
پرنده دودو بعدها در اثر تغییرات محیطی پرواز خود را از دست داد. نیاز به انرژی بالا برای حفظ پرواز منجر به این تحول شد و در نهایت این پرنده به اندازه های شبیه به بوقلمون تغییر کرد. پرواز ثانویه در تکامل پرندگان موضوعی رایج است و در پنگوئن ها، شترمرغ ها و مرغ ها نیز مشاهده شده است.
پرنده دودو تنها یک تخم در یک زمان می گذاشت
تکامل یک فرایند محافظه کارانه است: یک حیوان مشخص تنها به مقدار ضروری جوان تولید می کند تا نوع خود را تداوم بخشد. از آنجایی که دودو هیچ دشمن طبیعی نداشت، پرنده های ماده از لوکسی برخوردار بودند که تنها یک تخم در هر بار بگذارند. در واقع، بیشتر پرندگان چندین تخم می گذارند تا شانس جوجه درآمدن حداقل یک تخم را افزایش دهند و از شکارچیان یا بلایای طبیعی بگریزند. این سیاست یک تخم برای هر دودو عواقب فاجعه باری به همراه داشت زمانی که میمون های تحت مالکیت مهاجران هلندی یاد گرفتند که چگونه لانه های دودو را غارت کنند و گربه ها، موش ها و خوک هایی که معمولاً از کشتی ها فرار می کردند، به وحشی تبدیل شدند و به جوجه ها حمله کردند.
پرنده دودو طعم «مرغ» نمی داد
به طور متناقض، با توجه به اینکه این پرندگان به طور بی رحمانه ای توسط مهاجران هلندی به قتل رسیدند، پرنده های دودو چندان خوشمزه نبودند. با وجود اینکه گزینه های غذایی در قرن 17 کم بود، اما ملوانانی که بر روی جزیره موریس پیاده شدند نهایت استفاده را از باقی مانده های لاشه های دودو کردند و آن ها را با نمک حفظ کردند. هیچ دلیلی وجود ندارد که گوشت دودو برای انسان ها خوشمزه نبوده باشد؛ چرا که این پرنده از میوه ها، آجیل ها و ریشه های خوشمزه ای که در موریس یافت می شدند، تغذیه می کرد.
نزدیک ترین خویشاوند دودو، کبوتر نیکوبار است
تحلیل های ژنتیکی از نمونه های حفظ شده تأیید کرده اند که نزدیک ترین خویشاوند زنده دودو، کبوتر نیکوبار است که پرنده ای کوچک تر و پرنده زا در اقیانوس آرام جنوبی است. خویشاوند دیگری که حالا منقرض شده، «سولیتر رودریگز» بود که جزیره رودریگز در اقیانوس هند را سکونت می کرد و به همان سرنوشت دودو گرفتار شد. مانند دودو، سولیتر رودریگز نیز تنها یک تخم در هر بار می گذاشت و کاملاً برای مهاجران انسانی که در قرن 17 بر جزیره اش فرود آمدند، آماده نبود.
دودو یک زمان به «پرنده گِل زار» نامیده می شد
فاصله کمی بین نام گذاری «رسمی» دودو و ناپدید شدن آن وجود داشت، اما در طی آن 64 سال، سردرگمی های زیادی ایجاد شد. بلافاصله پس از کشف آن، یک کاپیتان هلندی پرنده دودو را «والغ فودر» (پرنده گِل زار) نامید و برخی ملوانان پرتغالی آن را پنگوئن نامیدند. زبان شناسان مدرن حتی در مورد ریشه کلمه «دودو» مطمئن نیستند؛ نامزدهای ممکن شامل کلمه هلندی «dodoor» به معنی «تنبل» یا کلمه پرتغالی «doudo» به معنی «دیوانه» است.
نمونه های دودو بسیار کم هستند
وقتی که هلندی ها و پرتغالی ها مشغول شکار و کشتن پرنده های دودو نبودند، تعدادی از نمونه های زنده را به اروپا فرستادند. اما بیشتر این دودو های بدشانس در طول سفر چند ماهه جان نیاوردند و امروزه این پرندگان زمانی پرجمعیت تنها با چند باقی مانده شناخته می شوند: یک سر خشکیده و یک پا در موزه تاریخ طبیعی آکسفورد و تکه هایی از جمجمه و استخوان پا در موزه جانورشناسی دانشگاه کپنهاگ و موزه ملی پراگ.
پرنده دودو در 'ماجراهای آلیس در سرزمین عجایب' ذکر شده است
پرنده دودو، به جز عبارت "مرده به مانند دودو"، در تاریخ فرهنگی عمدتاً به خاطر حضورش در کتاب "آلیس در سرزمین عجایب" لوئیس کارول شناخته می شود، جایی که او در یک "مسابقه قفقازی" شرکت می کند. تصور می شود که دودو نماد خود کارول بوده است—یک واقعیت جالب ادبی در مورد پرنده دودو—که نام واقعی او چارلز لوتویج داگسان بوده است. با برداشتن دو حرف اول از نام خانوادگی نویسنده و با توجه به لکنت شدید کارول، می توان فهمید که چرا او تا این حد با دودوی از دست رفته هم ذات پنداری کرده است.
احتمال بازگرداندن دودو وجود دارد
برنامه انقراض زدایی یک برنامه علمی است که به ما امکان می دهد تا گونه های منقرض شده را به طبیعت بازگردانیم. به اندازه کافی از بقایای حفظ شده پرنده دودو وجود دارد که بتوانیم برخی از بافت های نرم آن و به همین ترتیب تکه هایی از دی ان ای دودو را بازیابی کنیم و دودو به اندازه کافی ژنومش را با خویشاوندان مدرن مانند کبوتر نیکوبار مشترک دارد تا امکان والدگری جانشین فراهم شود. با این حال، بازگرداندن دودو شانس کمی دارد؛ مموث پشمالو و قورباغه های زائیده کننده معده (به عنوان دو نمونه) به مراتب کاندیدهای محتمل تری هستند.