10 واقعیت جالب درباره دزدان دریایی

دزدی دریایی یکی از جذاب ترین و افسانه ای ترین جنبه های تاریخ دریانوردی است. در دوران طلایی دزدان دریایی، که بین سال های 1700 تا 1725 به اوج خود رسید، هزاران نفر به این حرفه پرخطر و در عین حال هیجان انگیز روی آوردند. تصاویر معمولی از دزدان دریایی، از برخی افراد نام آشنا مانند «بلک بیرد» تا داستان های محیرالعقول از گنج های دفن شده، همگی نشانه ای از جذابیت این دوران در فرهنگ عامه هستند. با این حال، واقعیت های دزدی دریایی نه تنها جذاب بلکه پیچیده تر از آن چیزی است که در داستان ها به چشم می خورد. در این مقاله قصد داریم تا 10 واقعیت کمتر شناخته شده درباره دزدان دریایی و زندگی آنها را بررسی کنیم که ممکن است شما را شگفت زده کند.
دزدان دریایی به ندرت گنج را دفن می کردند
یکی از تصورهای رایج درباره دزدان دریایی این است که آنها پس از یک دزدی موفق، مقداری از گنج های به دست آمده را در نقاط دورافتاده دفن می کردند. با این حال، واقعیت این است که بیشتر دزدان دریایی به این کار تمایلی نداشتند. در حالی که برخی از آنها، مانند کاپیتان ویلیام کید، گنجی را قبل از تسلیم شدنش دفن کردند، اما این مورد استثنایی بود.
دلایل اصلی عدم دفن گنج ها متعدد است. نخستین دلیل این است که دزدان دریایی معمولاً فوراً پس از یک حمله یا دزدی، غارت ها را بین اعضای خدمه تقسیم می کردند. زندگی در دریا به گونه ای بود که آنها بیشتر تمایل داشتند از خرابی گنج های خود لذت ببرند تا اینکه آن را دفن کنند. دوم اینکه بسیاری از «گنج ها» که شامل کالاهای فاسد شدنی مانند پارچه، کاکائو یا غذا بودند، به راحتی قابل دفن نبودند و با دفن شدن خراب می شدند.
افسانه دزدان دریایی و گنج های دفن شده به شدت تحت تأثیر رمان های کلاسیک مانند «جزیره گنج» قرار دارد که در آن داستان هایی از جستجوی گنج های دفن شده روایت می شود. این داستان ها در طول زمان به یک تصور عمومی تبدیل شدند، در حالی که واقعیت زندگی دزدان دریایی اغلب پیچیده تر و متفاوت تر از افسانه ها بوده است.
عمر حرفه ای آنها طولانی نبود
زندگی یک دزد دریایی به هیچ وجه طولانی یا راحت نبود. بسیاری از دزدان دریایی به دلایل مختلفی از جمله جنگ، مقابله با سایر دزدان دریایی یا آسیب های ناشی از نبردها و درگیری ها، عمر کوتاهی داشتند. در واقع، شغل دزدی دریایی به عنوان یک حرفه خطرناک شناخته می شد و به سبب عدم وجود امکانات پزشکی و سطح بالای خشونت، بسیاری از آنها حتی قبل از رسیدن به شهرت و نام آوری جان خود را از دست می دادند.
برای مثال، دزدان دریایی مشهوری مانند «بلک بیرد» و «بارتولومه رابرتز» نیز فقط چند سال در دزدی دریایی فعال بودند. رابرتز، که یکی از دزدان دریایی موفق زمان خود بود، تنها از سال 1719 تا 1722 به فعالیت پرداخت. همچنین، بسیاری از دزدان دریایی پس از پایان دوره ای از دزدی، به دلایل اقتصادی، دستگیری یا حتی مرگ، مجبور به ترک این حرفه می شدند.
به علاوه، تجربه نشان داده است که دزدان دریایی باید با شرایط سخت زندگی در دریا و تنش های دائمی حاصل از زندگی در دنیای پرخطر دست و پنجه نرم کنند. این عوامل دست به دست هم می دهند تا دزدی دریایی به عنوان یک شغل با دوران کاری بسیار کوتاه شناخته شود و در نتیجه تعداد کمی از آنها توانستند به مدت طولانی در این حرفه باقی بمانند.
آنها قوانین و مقررات داشتند
در دنیای دزدان دریایی، تصور این که تمامی اعضای یک کشتی دزدی فقط به خاطر ثروت و ماجراجویی در کنار هم هستند، شاید ساده انگارانه باشد. در واقع، بسیاری از این کشتی ها دارای قوانین و مقررات دقیقی بودند که تمام اعضاء ملزم به رعایت آن بودند. این قوانین به عنوان «کد دزدان دریایی» شناخته می شد و هدف آن ایجاد نظمی بود که زندگی در یک محیط سخت و پرخطر را ممکن می ساخت.
کدها معمولاً شامل قوانین مربوط به تقسیم غنائم، رفتار در کشتی و مجازات برای تخلفات بودند. به عنوان مثال، دزدان دریایی مجازات های سختی برای دروغ گویی، دزدی یا مشاجره در کشتی مشخص کرده بودند. نقض این قوانین می توانست منجر به تنبیهاتی از جمله اخراج از کشتی یا حتی مجازات های بدنی شود. این قانون گذاری، به دزدان دریایی کمک می کرد تا در موقعیت های بحرانی، هماهنگ تر عمل کنند و از هرج و مرج جلوگیری نمایند.
علاوه بر این، وجود این قوانین نشان دهنده نوعی دموکراسی در بین دزدان دریایی بود. به طور کلی، تصمیمات مهم در کشتی به صورت جمعی اتخاذ می شد و تمامی افراد حق داشتند نظرات خود را بیان کنند. این نوع تعامل باعث می شد تا حتی در شرایط خشن دریایی، بیشتر دزدان دریایی احساس همبستگی و اتحاد کنند و به این ترتیب، زندگی در کشتی برای آنها قابل تحمل تر می شد.
آنها مجبور به راه رفتن روی تخته نمی شدند
یکی از تصورات رایج درباره دزدان دریایی این است که اگر کسی از قوانین آنها سرپیچی کند، به عنوان مجازات، مجبور به راه رفتن روی تخته ای می شود که به دریا ختم می شود. این تصویر که از فیلم ها و داستان های تخیلی الهام گرفته شده، در واقعیت چندان صحیح نیست. در حقیقت، شواهد کافی وجود ندارد که نشان دهد راه رفتن روی تخته به عنوان یک مجازات رایج در دوران طلایی دزدی دریایی مورد استفاده قرار می گرفته است.
اگرچه برخی داستان ها و افسانه ها از دزدان دریایی ای صحبت می کنند که مجازات های سختی را برای سرپیچی از قوانین اعمال می کردند، اما راه رفتن بر روی تخته به طور معمول به عنوان یک روش اجرایی شناخته نمی شد. در واقع، دزدان دریایی مجازات های دیگری را اتخاذ می کردند که شامل طرد کردن فرد بر روی جزیره ای دورافتاده، شلاق زدن، یا حتی «کشیدن زیر کشتی» بود که یک مجازات وحشیانه و خشونت آمیز به شمار می رفت.
کشیدن زیر کشتی به این صورت عمل می کرد که دزد دریایی متخلف با طناب به دنده کشتی بسته می شد و به آب پرت می گردید، جایی که ممکن بود به شدت آسیب ببیند. بنابراین، بر خلاف تصورات عمومی، دزدی دریایی نه تنها تنبیه های سخت تری داشت، بلکه ساختار عدالت اجتماعی خاصی نیز برای خود تعریف کرده بود که از طریق آن، اعضای کشتی می توانستند نظم و قانون را در میان خود حفظ کنند.
یک کشتی دزدان دریایی خوب شامل افسران خوب بود
کسی نباید فکر کند که کشتی های دزدان دریایی فقط گروهی از بی قانون ها و ماجراجوها بودند که به نفع خود عمل می کردند. در واقع، یک کشتی دزدان دریایی موفق باید از سازماندهی مناسبی برخوردار می بود و این سازماندهی به شدت به وجود افسران و مدیران کارآمد بستگی داشت. هر کشتی دزدان دریایی یک ساختار فرماندهی مشخص داشت که شامل چندین نقش کلیدی بود.
کاپیتان مسئولیت اصلی کشتی را بر عهده داشت و باید تصمیمات مهمی درباره مسیر کشتی و حملات به کشتی ها و بنادر دشمن می گرفت. او همچنین باید در نبردها فرماندهی و هدایت کند و از هر گونه تصمیمی که ممکن بود به امنیت کشتی آسیب برساند، پرهیز کند. در کنار کاپیتان، مقام دوم کشتی، که به عنوان «رئیس کشتی» یا «رئیس دزدان» نیز شناخته می شد، مسئول عملیات روزمره و تقسیم غنائم بود.
علاوه بر این، دیگر سمت ها مانند «نابودگر» (کارشناس ساخت و تعمیر کشتی)، «کارگاه» (تعمیرکار)، «مسئول سلاح» و «ناوبر» نیز در کشتی وجود داشت که هر کدام وظایف خاص خود را داشتند. عملکرد مؤثر این افسران می توانست به طور قابل توجهی بر موفقیت یا شکست یک کشتی دزدان دریایی تأثیر بگذارد. به همین دلیل، افراد در این سمت ها باید مهارت های خاصی داشته و بتوانند به خوبی همکاری کنند تا زندگی در یک کشتی دزدی را ممکن سازند و موفقیت را در میدان نبرد تضمین کنند.
دزدان دریایی به کارائیب محدود نبودند
اگرچه کارائیب به عنوان مشهورترین منطقه دزدی دریایی شناخته می شود، اما اعمال دزدان دریایی به این منطقه محدود نمی شدند. دزدان دریایی در دوران طلایی خود به طور گسترده ای در نقاط مختلف جهان فعالیت می کردند. این دزدان دریایی به دلیل شرایط مطلوبی که در کارائیب وجود داشت، از جمله جزایر غیرمسکونی برای اختفا و عبور کشتی های تجاری، به این منطقه کشیده شدند. اما این فقط یک بخش از داستان است.
دزدان دریایی معروفی مانند «بلک بارت» رابرتز به طرز جسورانه ای در سواحل غربی آفریقا فعالیت می کردند و حتی به اقیانوس هند نیز سفر می کردند. در واقع، بسیاری از دزدان دریایی مرسوم به خاطر شکار کشتی ها به دریای سرخ و سواحل جنوب آسیا نیز سفر کرده بودند. «هنری آوری» یا «لانگ بن» یکی از مشهورترین دزدان دریایی بود که در اقیانوس هند یکی از بزرگ ترین غارت ها را انجام داد و کشتی بازرگانی «گانجی ساوایی» را به تصرف درآورد.
این دامنه وسیع فعالیت دزدان دریایی نمایانگر این است که دزدی دریایی یک پدیده جهانی بود که تحت تأثیر تجارت و سرمایه گذاری های دریایی قرار داشت. در واقع، دزدان دریایی به گونه ای به سرقت منابع بی پناه از ملل دیگر می پرداختند و این امر فرصت های حساسی را برای مردان و زنان دارای شجاعت فراهم می آورد تا تحت شرایط نامساعد اقتصادی به زندگی و ثروت برسند. پس می توان گفت، دزدان دریایی به هیچ وجه به یک مکان خاص محدود نمی شدند و در نقاط مختلف جهان آثار خود را بر جای می گذاشتند.
دزدان دریایی زن نیز وجود داشتند
با وجود اینکه دزدی دریایی به طور سنتی به عنوان یک شغل مردانه شناخته می شود، اما زنان نیز در این حرفه سهم قابل توجهی داشتند. در دوران دزدی دریایی، برخی از زنان با شجاعت به دریا رفتند و به عنوان دزد دریایی فعالیت کردند، که این موضوع گواهی بر آرزوی آنها برای فرار از محدودیت های اجتماعی زمانه خود بود. یکی از شناخته شده ترین نمونه ها، «آن بونی» و «مری رید» هستند که با «کالیكو جک» رکام در سال 1719 در یک کشتی دزدی فعالیت می کردند.
این دو زن با لباس مردانه ظاهر می شدند و از نظر مهارت های نبرد به خوبی با همتایان مرد خود رقابت می کردند. شهرت آنها به حدی بود که وقتی کشتی آنها در نهایت به دام افتاد، آن ها ادعا کردند که باردار هستند و به این ترتیب از اعدام نجات یافتند. این داستان نه تنها روحیه شجاعت و مهارت های دزدی دریایی آنان را نشان می دهد، بلکه نشان دهنده چالش های اجتماعی گسترده تری است که زنان در آن زمان با آن مواجه بودند.
علاوه بر آن بونی و مری رید، شاهدان تاریخی دیگری نیز به دزدان دریایی زن اشاره کرده اند که به صورت نادر و غیرمعمول در این حرفه شرکت داشتند. به این ترتیب، وجود دزدان دریایی زن نشان دهنده این است که زنان نیز می توانند در دنیای پر خطر دزدی دریایی شرکت کنند و نقش های مؤثری را ایفا نمایند. این واقعیت که زنان توانسته اند در چنین فضایی خود را اثبات کنند، بر قدرت و شجاعت آنها تاکید دارد و یادآور این نکته است که تاریخ دزدی دریایی تنها مختص مردان نبوده است.
دزدی دریایی بهتر از گزینه های دیگر بود
برای بسیاری از افراد در قرن هجدهم، دزدی دریایی به عنوان یک گزینه شغفی جذاب و در برخی موارد بهتر از زندگی عادی شناخته می شد. زمانی که شرایط کار در زمینه های دریایی، مانند تجارت یا نیروی دریایی، پر از ناامنی، استثمار و سوءاستفاده بود، زندگی به عنوان یک دزد دریایی فرصتی را برای افراد فراهم می کرد تا از این شرایط رهایی یابند. دزدان دریایی، برخلاف ملوانان تجاری که با حقوق کم و شرایط دشوار زندگی می کردند، به ساختار اجتماعی بیشتر دموکراتیک و امکانات بیشتری دسترسی داشتند.
زندگی به عنوان یک دزد دریایی معمولاً به معنای دسترسی به ثروت، آزادی و امکانات بیشتر بود. اعضای خدمه دزدان دریایی می توانستند سهمی از غنائم به دست آمده را دریافت کنند و به این ترتیب، شانس بیشتری برای ثروتمند شدن داشتند. این زندگی به آنها اجازه می دهد تا به جای زندگی رنج آور و پر از استرس در کشتی های تجاری، به ماجراجویی های هیجان انگیز بپردازند و در عین حال از شرایط سخت دریا دور بمانند.
حتی زمانی که یک کشتی دزدی به یک کشتی تجاری حمله می کرد، برخی از ملوانان تجاری انتخاب می کردند که به دزدان دریایی بپیوندند. این روند نشان می دهد که دزدی دریایی به عنوان یک گزینه جذاب برای افرادی که به دنبال فرار از زندگی سخت و بی رحم بودند، مورد توجه قرار گرفته بود. به این ترتیب، دزدی دریایی نه تنها یک شغل، بلکه یک سبک زندگی به حساب می آمد که افراد را به خود جذب می کرد و به آنان این امکان را می دهد تا با شرایط زندگی خود به بهترین نحو ممکن برخورد کنند.
آنها از همه طبقات اجتماعی بودند
یکی از حقایق جالب درباره دزدان دریایی این است که آنها تنها از میان بی پناهان و فرودستان اجتماعی نیامده بودند، بلکه افراد از همه طبقات اجتماعی به دزدی دریایی روی می آوردند. به عنوان مثال، برخی از مشهورترین دزدان دریایی تاریخ، از جمله «ویلیام کید» و «استید بونت»، از طبقات اجتماعی بالا و ثروتمند بودند. کید، قبل از آنکه به دزدی دریایی بپیوندد، یک دریانورد با اعتبار و ثروتمند به حساب می آمد که به دنبال شکار دزدان دریایی دیگر بود.
استید بونت نیز به عنوان یک صاحب زمیندار ثروتمند در باربادوس شناخته می شد، که به دلیل نارضایتی از زندگی خانگی و فشارهای اجتماعی در نهایت به دزدی دریایی روی آورد. این تغییر طبقه اجتماعی نشان دهنده این واقعیت است که دزدی دریایی می توانست به عنوان یک راه فرار از زندگی های نامطلوب انتخاب شود، حتی برای کسانی که از ابتدا در موقعیت های بالای اجتماعی قرار داشتند.
این تنوع در میان دزدان دریایی نشان دهنده این است که این حرفه محدود به یک نوع خاص از افراد نیست و هر کس با انگیزه های متفاوت و دلایل خاص خود می تواند به آن بپیوندد. علاوه بر این، این واقعیت به ما یادآوری می کند که زندگی بر روی دریا و تجربیات مشترک می تواند مانع از مرزبندی های اجتماعی شود و انسان ها را به هم نزدیکتر کند. بنابراین، دزدی دریایی به یک پدیده اجتماعی تبدیل شده بود که از تمامی اقشار جامعه سهم داشت و این موضوع بر غنای فرهنگ دزدی دریایی می افزود.
همه دزدان دریایی جنایتکار نبودند
در تصور عمومی، دزدان دریایی به عنوان قاتلان و جنایتکاران شناخته می شوند که زندگی خود را به دزدی و آزار دیگران اختصاص داده اند. اما در واقعیت، نه تمام دزدان دریایی چنین طرز فکری داشتند و نه همه آنها به عنوان جنایتکار شناخته می شدند. در بسیاری از موارد، دزدی دریایی به عنوان یک شغل قانونی و رسمی در نظر گرفته می شد که افراد مجوزهای خاصی برای حمله به کشتی ها و بنادر دشمن داشتند.
کشورهای مختلف در زمان جنگ به دزدان دریایی مجوزهایی به نام «نامه های مارک» می دادند که به آنها اجازه می داد تا به کشتی های تجاری دشمن حمله کنند و غنائم را تصرف کنند. این دزدان دریایی که به «دزدان خصوصی» یا «پراواتور» معروف بودند، در واقع به عنوان قهرمانان ملی دیده می شدند. برای مثال، «سِر فرانسیس دریک» و «کاپیتان هنری مورگان» نمونه های بارز دزدان دریایی هستند که در طول تاریخ به خاطر خدماتشان به کشورشان از آنان به عنوان قهرمان یاد می شود، در حالی که بسیاری از دشمنان آنها آنها را جنایتکار می دانستند.
این واقعیت نشان می دهد که مرز بین دزدی دریایی و خدمت به کشور می تواند بسیار مبهم باشد و بسته به دیدگاه کشور و زمان، تغییر کند. بنابراین، در حالی که برخی از دزدان دریایی به اعمال خشونت آمیز و غیرقانونی متوسل می شدند، بسیاری از آنها در واقع به عنوان مشاغل قانونی و رسمی محسوب می شدند. این نکته پیچیدگی زندگی دزدان دریایی را نشان می دهد و به ما یادآوری می کند که تاریخ همیشه در مورد سیاه و سفید نیست، بلکه در بیشتر موارد رنگ های مختلفی دارد.