بررسی نقش سرنوشت در «رومئو و ژولیت» شکسپیر

در میان پژوهشگران شکسپیر درباره نقش سرنوشت در "رومئو و ژولیت" توافق واقعی وجود ندارد. آیا این "عاشقان ستاره ای" از ابتدا محکوم به شکست بودند و سرنوشت تراژیک آن ها پیش از دیدارشان تعیین شده بود؟ یا اینکه وقایع این نمایش مشهور به دلیل بدشانسی و فرصت های از دست رفته شکل گرفته است؟
بیایید به نقش سرنوشت در داستان رومئو و ژولیت بپردازیم و بررسی کنیم که چگونه تقدیر در داستان این دو نوجوان از ورونا که خانواده هایشان نتوانستند آن ها را از هم جدا کنند، نقش داشت.
نمونه هایی از سرنوشت در «رومئو و ژولیت»
داستان رومئو و ژولیت این سوال را مطرح می کند: "آیا زندگی و سرنوشت ما از پیش تعیین شده اند؟" در حالی که ممکن است نمایش به عنوان یک سری اتفاقات تصادفی، بدشانسی و تصمیمات وحشتناک دیده شود، بسیاری از پژوهشگران داستان را به عنوان تداومی از رویدادهای از پیش تعیین شده توسط سرنوشت می بینند.
برای مثال، در خطوط ابتدایی "رومئو و ژولیت"، شکسپیر به مخاطب اجازه می دهد تا به سرنوشت شخصیت هایش گوش دهد. ما زود متوجه می شویم که چه بر سر شخصیت های اصلی خواهد آمد: "یک جفت عاشق ستاره ای زندگی شان را می گیرند." بنابراین، ایده یک پایان از پیش تعیین شده در ذهن مخاطب در حین پیشروی داستان وجود دارد.
در پرده اول، صحنه سوم، رومئو احساس می کند که سرنوشت در حال برنامه ریزی برای نابودی اش قبل از مهمانی خانواده کاپوله است. او می پرسد آیا باید به مهمانی برود، زیرا "ذهنم نگران است / برخی از پیامدها هنوز در ستاره ها آویزان است."
در پرده سوم، صحنه اول، زمانی که مرکوشیو فریاد می زند "دوا بر هر دو خانه تان!" او به پیش گویی آنچه برای زوج اصلی در حال وقوع است، اشاره می کند. این صحنه خونین که در آن شخصیت ها کشته می شوند نگاهی به آنچه پیش روست، به ما می دهد و آغاز سرنوشت و فروپاشی تراژیک رومئو و ژولیت را نشان می دهد.
وقتی مرکوشیو می میرد، رومئو به ناچار پیش گویی می کند: "این سرنوشت سیاه امروز به روزهای بیشتری بستگی دارد / این فقط آغاز اندوه است، دیگران باید پایان دهند." دیگرانی که بعدها تحت تأثیر سرنوشت قرار می گیرند، البته رومئو و ژولیت هستند.
در پرده پنجم، هنگامی که او از مرگ ژولیت باخبر می شود، رومئو قسم می خورد که در برابر سرنوشت ایستادگی خواهد کرد: "آیا واقعاً چنین است؟ پس من به شما، ستاره ها، بی اعتنایی می کنم!" بعد از آن، وقتی که او در گور ژولیت مرگ خود را برنامه ریزی می کند، رومئو می گوید: "اوه، اینجا / آرامش ابدی خود را برقرار می کنم، / و یوغ ستاره های بدشگون را / از این جسم خسته از دنیا کنار می زنم." این ایستادگی شجاعانه در برابر سرنوشت به ویژه اندوه انگیز است، زیرا خودکشی رومئو رویدادی است که به مرگ ژولیت منجر می شود.
ایده سرنوشت برای رومئو و ژولیت در بسیاری از وقایع و سخنان نمایش مشهود است. رومئو و ژولیت نشانه هایی را در طول داستان می بینند که به طور مداوم به مخاطب یادآوری می کنند که نتیجه خوشایند نخواهد بود.
مرگ آن ها همچنین کاتالیزی برای تغییر در ورونا است، زیرا دو خانواده در غم مشترکشان متحد می شوند و تغییر سیاسی در شهر را به وجود می آورند. شاید رومئو و ژولیت مقدر بودند که عاشق شوند و برای خیر عمومی ورونا بمیرند.
آیا رومئو و ژولیت قربانی شرایط بودند؟
برخی از خوانندگان ممکن است نمایشنامه را از منظر تصادف و اتفاقات ناخواسته بررسی کنند و در نتیجه به این نتیجه برسند که سرنوشت رومئو و ژولیت به طور کامل مقدر نشده بود بلکه مجموعه ای از حوادث بد و نامطلوب بود.
به عنوان مثال، رومئو و بنولیو در روز جشن کپلتی ها درباره عشق صحبت می کنند. اگر آن ها این گفتگو را روز بعد انجام می دادند، رومئو هرگز با ژولیت آشنا نمی شد.
در پرده پنجم، می فهمیم که پیام آور کشیش لورنس به رومئو، که قرار بود طرح مرگ ساختگی ژولیت را توضیح دهد، بازداشت می شود و رومئو پیام را دریافت نمی کند. اگر پیام آور سعی نکرده بود تا کسی را برای همراهی در سفر پیدا کند، او در تعویق نمی افتاد.
در آخر، ژولیت تنها چند لحظه بعد از خودکشی رومئو به هوش می آید. اگر رومئو به چند لحظه دیرتر می رسید، همه چیز به خوبی پیش می رفت.
به طور قطع می توان رویدادهای نمایشنامه را به عنوان یک سلسله اتفاقات ناگوار و تصادفی توصیف کرد. با این حال، خواندن تأثیر سرنوشت در "رومئو و ژولیت" تجربه ای بسیار پاداش دهنده تر است.
- ادبیات