توافق بزرگ 1787: ساختار کنگره ایالات متحده و تأثیر آن بر سیاست مدرن

سازش بزرگ در سال 1787 که به عنوان سازش شرمن نیز شناخته می شود، توافقی بود که در خلال کنوانسیون قانون اساسی در سال 1787 بین نمایندگان ایالت های بزرگ و کوچک به وجود آمد تا ساختار کنگره و تعداد نمایندگان هر ایالت را در کنگره طبق قانون اساسی ایالات متحده مشخص کند. بر اساس پیشنهادی که از سوی نماینده کنتیکت، راجر شرمن، مطرح شد، کنگره به یک نهاد "دو مجلسی" تبدیل می شد؛ به این معنا که هر ایالت در مجلس پایین (مجلس نمایندگان) نمایندگانی به نسبت جمعیت خود و دو نماینده در مجلس بالا (سنای ایالات متحده) خواهد داشت.
نکات کلیدی: سازش بزرگ
- سازش بزرگ سال 1787 ساختار کنگره ایالات متحده و تعداد نمایندگان هر ایالت را طبق قانون اساسی ایالات متحده معین کرد.
- این سازش به عنوان توافقی بین ایالت های بزرگ و کوچک در خلال کنوانسیون قانون اساسی 1787 توسط نماینده کنتیکت، راجر شرمن، برقرار شد.
- بر اساس سازش بزرگ، هر ایالت دو نماینده در سنا و تعدادی نماینده متفاوت در مجلس نمایندگان به نسبت جمعیت خود طبق سرشماری ده ساله ایالات متحده دریافت می کند.
شاید بزرگ ترین بحثی که نمایندگان در کنوانسیون قانون اساسی در سال 1787 مطرح کردند، حول تعداد نمایندگان هر ایالت در شاخه قانون گذاری دولت جدید، یعنی کنگره ایالات متحده، متمرکز بود. مانند بسیاری از مسائل دیگر در سیاست و حکومت، حل این بحث بزرگ نیاز به یک سازش بزرگ داشت که در این مورد همان سازش بزرگ سال 1787 بود. در اوایل کنوانسیون، نمایندگان کنگره را به صورت یک مجمع واحد با تعداد معینی نماینده از هر ایالت تصور کردند.
چند هفته پیش از برگزاری کنوانسیون قانون اساسی در تاریخ 16 جولای 1787، بنیان گذاران تصمیمات مهمی در مورد چگونگی ساختار سنای ایالات متحده اتخاذ کرده بودند. آن ها پیشنهادی را که مجلس نمایندگان سناتورها را از لیست هایی که توسط مجالس قانون گذاری ایالت ها ارائه می شد، انتخاب کنند، رد کردند و توافق کردند که آن مجالس باید سناتورهای خود را انتخاب کنند. در واقع، تا زمان تصویب اصلاحیه 17 در سال 1913، همه سناتورهای ایالات متحده توسط مجالس قانون گذاری ایالت ها منصوب می شدند نه اینکه توسط مردم انتخاب شوند.
با پایان اولین روز جلسه کنوانسیون، حداقل سن برای سناتورها را 30 سال و مدت زمان خدمت آن ها را شش سال تعیین کردند، در حالی که این مدت برای اعضای مجلس نمایندگان 25 سال و دوره دو ساله بود. جیمز مدیسون توضیح داد که این تفاوت ها، بر اساس "ماهیت اعتماد سناتی" که نیاز به اطلاعات و ثبات شخصیت بیشتری داشت، این امکان را فراهم می کند تا سنا "با خونسردی، با نظام و با حکمت بیشتری نسبت به شاخه های منتخب عمومی عمل کند."
با این حال، موضوع نمایندگی برابر تهدیدی برای از هم پاشیدن کنوانسیون در حال برگزاری بود. نمایندگان ایالت های بزرگ عقیده داشتند که از آنجا که ایالت های آن ها به طور نسبی بیشتر در مالیات و منابع نظامی سهم دارند، باید نمایندگی بیشتری در سنا و همچنین در مجلس نمایندگان داشته باشند. نمایندگان ایالت های کوچک نیز با شدت مشابهی استدلال می کردند که همه ایالت ها باید در هر دو مجلس به طور برابر نمایندگی شوند.
زمانی که راجر شرمن پیشنهاد سازش بزرگ را مطرح کرد، بنجامین فرانکلین موافقت کرد که هر ایالت باید در سنا در تمامی مسائل به صورت برابر رأی داشته باشد، به جز موضوعات مربوط به درآمد و هزینه.
در تعطیلات چهارم جولای، نمایندگان یک طرح سازش را تنظیم کردند که پیشنهاد فرانکلین را منحرف کرد. در ۱۶ جولای، کنوانسیون با حاشیه ای نگران کننده و به اندازه یک رأی، سازش بزرگ را تصویب کرد. بسیاری از تاریخ نگاران اشاره کرده اند که بدون آن رأی، احتمالاً امروزه کنستیتیوشنی برای ایالات متحده وجود نمی داشت.
نمایندگی
سوال اصلی این بود که هر ایالت چند نماینده داشته باشد؟ نمایندگان ایالت های بزرگ تر و پرجمعیت تر از طرح ویرجینیا حمایت کردند، که خواستار تعداد متفاوتی نماینده برای هر ایالت بر اساس جمعیت آن ایالت بود. نمایندگان ایالت های کوچک تر از طرح نیوجرسی حمایت کردند که در آن هر ایالت همان تعداد نماینده را به کنگره می فرستاد.
نمایندگان ایالت های کوچک تر استدلال کردند که با وجود جمعیت پایین ترشان، ایالت های آنان از نظر قانونی وضعیت برابری با ایالت های بزرگ تر دارند و نمایندگی متناسب برای آن ها ناعادلانه است. گانینگ بدفورد، نماینده دلاور به طرز مشهوری تهدید کرد که ایالت های کوچک تر ممکن است مجبور شوند "یک همپیمان خارجی با اعتبار و حسن نیت بیشتر پیدا کنند، که دست آن ها را بگیرد و به آن ها عدالت را دهد."
با این حال، الیبرج گری از ماساچوست به ادعای ایالت های کوچک تر مبنی بر حاکمیت قانونی اعتراض کرد و اظهار داشت که:
"ما هرگز ایالت های مستقل نبوده ایم، اکنون هم نیستیم و هرگز نمی توانیم بر اساس اصول کنفدراسیون هم چنین باشیم. ایالت ها و حامیان آن ها تحت تأثیر ایده حاکمیت خود مست بوده اند."
طرح شرمن
نماینده کنتیکت، راجر شرمن به خاطر پیشنهاد یک کنگره "دوپاره"، یا دو مجلسه که متشکل از سنا و مجلس نمایندگان بود، مورد توجه قرار گرفت. شرمن پیشنهاد کرد که هر ایالت تعداد برابری از نمایندگان را به سنا بفرستد و برای هر ۳۰,۰۰۰ نفر ساکن در ایالت، یک نماینده به مجلس ارسال کند.
در آن زمان، تمام ایالت ها به جز پنسیلوانیا دارای مجالس دوپاره بودند، بنابراین نمایندگان با ساختار کنگره ای که شرمن پیشنهاد کرده بود آشنا بودند.
طرح شرمن نمایندگان ایالت های بزرگ و کوچک را راضی کرد و به عنوان سازش کنتیکت در سال ۱۷۸۷ یا سازش بزرگ شناخته شد.
ساختار و توانمندی های کنگره جدید ایالات متحده، که توسط نمایندگان کنوانسیون قانون اساسی پیشنهاد شده بود، توسط الکساندر همیلتون و جیمز مدیسون در اوراق فدرالیست برای مردم توضیح داده شد.
تعیین تعداد و تجدید تقسیم
امروز هر ایالت در کنگره توسط دو سناتور و تعداد متغیری از اعضای مجلس نمایندگان که بر اساس جمعیت ایالت اعلام شده در آخرین سرشماری ده ساله مشخص می شود، نمایندگی می شود. فرآیند تعیین عادلانه تعداد اعضای مجلس از هر ایالت "تعیین تعداد" نامیده می شود.
اولین سرشماری در سال ۱۷۹۰ چهار میلیون آمریکایی را شمارش کرد. بر اساس آن شمارش، تعداد کل اعضای منتخب مجلس نمایندگان از ۶۵ به ۱۰۶ افزایش یافت. تعداد کنونی اعضای مجلس ۴۳۵ نفر است که در سال ۱۹۱۱ توسط کنگره تعیین شد.
تجدید تقسیم برای اطمینان از نمایندگی برابر
برای اطمینان از نمایندگی عادلانه و برابر در مجلس، فرآیند "تجدید تقسیم" برای تعیین یا تغییر مرزهای جغرافیایی درون ایالت ها که از آن نمایندگان انتخاب می شوند، استفاده می شود.
در پرونده 1964 ریونالدز علیه سیمز، دیوان عالی ایالات متحده حکم داد که تمامی حوزه های انتخاباتی کنگره در هر ایالت باید دارای جمعیت تقریباً یکسانی باشند.
از طریق توزیع و تغییر مرزهای انتخاباتی، مناطق شهری پرجمعیت از به دست آوردن مزیت سیاسی ناعادلانه نسبت به مناطق روستایی کم جمعیت جلوگیری می شود.
برای مثال، اگر نیویورک سیتی به چند حوزه انتخاباتی تقسیم نمی شد، رأی یک ساکن نیویورک سیتی به اندازه تمامی ساکنان باقی مانده ایالت نیویورک تأثیرگذار بود.
تأثیر مصالحه بزرگ بر سیاست های مدرن
در حالی که جمعیت ایالت ها در سال 1787 متفاوت بود، این تفاوت ها به مراتب کمتر از آن چیزی است که امروز وجود دارد. به عنوان مثال، جمعیت وایومینگ در سال 2020 برابر با 549،914 نفر، در مقایسه با 39.78 میلیون نفر کالیفرنیا خیلی ناچیز است. به همین دلیل، یکی از تأثیرات سیاسی پیش بینی نشده سازش بزرگ این است که ایالت های کم جمعیت در سنای مدرن قدرت بیشتری دارند. در حالی که کالیفرنیا تقریباً 70 درصد جمعیت بیشتری نسبت به وایومینگ دارد، هر دو ایالت در سنای ایالات متحده دو رأی دارند.
«بنیان گذاران هرگز تصور نمی کردند … تفاوت های بزرگ جمعیت ایالت ها که امروز وجود دارد»، گفت دانشمند علوم سیاسی جورج ادواردز III از دانشگاه تگزاس A&M. «اگر شما در یک ایالت کم جمعیت زندگی کنید، در دولت آمریکا سهم بیشتری خواهید داشت.»
به دلیل این عدم توازن نسبی در قدرت رأی گیری، منافع در ایالت های کوچک تر، مانند استخراج زغال سنگ در ویرجینیای غربی یا کشاورزی ذرت در آیوا، احتمال بیشتری دارد که از بودجه فدرال از طریق معافیت های مالیاتی و یارانه های کشاورزی بهره مند شوند.
هدف بنیان گذاران از «حفاظت» از ایالت های کوچک از طریق نمایندگی برابر در سنا همچنین در کالج انتخاباتی نیز تجلی می یابد، زیرا تعداد رأی های انتخاباتی هر ایالت بر اساس مجموع نمایندگان آن در مجلس و سنا محاسبه می شود. به عنوان مثال، در وایومینگ، کوچک ترین ایالت از نظر جمعیت، هر یک از سه رأی دهنده اش نماینده گروهی بسیار کوچک تر از هر یک از 55 رأی انتخاباتی کالیفرنیا، پرجمعیت ترین ایالت است.