10 واقعیت درباره زکری تیلور، دوازدهمین رئیس جمهور آمریکا

ژنرال زاخاری تیلور در بوئنا ویستا
Campwillowlake / Getty Images

زکری تیلور، دوازدهمین رئیس جمهور ایالات متحده، در دوره ای کوتاه اما تأثیرگذار بر کشور حاکمیت داشت. او از یک افسر نظامی با سابقه در جنگ ها به یک قهرمان ملی تبدیل شد و در هنگام حیاتش با چالش های سیاسی و اجتماعی زیادی روبه رو بود. علی رغم اینکه تنها 16 ماه در سمت ریاست جمهوری خدمت کرد، او دارای سوابق نظامی شگرف و عقاید سیاسی خاصی بود که همچنان پس از مرگش مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. این محتوا به بررسی 10 واقعیت کلیدی و جالب درباره زکری تیلور و دوران ریاست جمهوری اش می پردازد که نمایانگر شخصیت و عملکرد او در تاریخ ایالات متحده است.

نسل کش های ویلیام بروستر

زکری تیلور از نسل ویلیام بروستر، یک مقام انگلیسی و مسافر کشتی مایفلور، بود. بروستر در قرن 17 میلادی یکی از رهبران کلیدی جدایی طلبان و موعظه گران در مستعمره پلایموث به شمار می رفت. خانواده تیلور می توانستند ریشه های خود را به ویلیام بروستر پیوند بزنند که نشان دهنده تاریخچه غنی و تأثیرگذار آنها در ایالات متحده است.

پدر زکری تیلور نیز در جنگ استقلال آمریکا خدمت کرده بود و این ارتباط با تاریخچه نظامی و سیاسی این کشور اهمیت خاصی داشت. این پیشینه نه تنها هویت زکری تیلور را تحت تأثیر قرار داد بلکه به او این امکان را داد تا به عنوان یک افسر نظامی و سپس رئیس جمهور مطرح شود. این تار و پود تاریخی که در زندگی و شخصیت تیلور تنیده شده بود، به شکل قابل توجهی بر مسیر سیاسی و نظامی او تأثیر گذاشت و از او چهره ای ویژه در تاریخ ایالات متحده ساخت.

افسر نظامی حرفه ای

زکری تیلور هرگز به دانشگاه نرفت و تحصیلاتش را تحت نظر معلمان خصوصی گذراند. با این حال، او خیلی زود متوجه شد که علاقه اش به خدمت در نظام به او امکان می دهد تا به یک افسر نظامی حرفه ای تبدیل شود. تیلور در سال 1808 به ارتش پیوست و به تدریج در طول دوره خدمتش از سال 1808 تا 1848، تجربیات ارزشمندی را کسب کرد که به شکل گیری آینده اش کمک کرد.

تیلور در طول خدمتش در ارتش، به دلیل مهارت های رهبری و استراتژیکی که نشان داد، به سرعت به درجات بالاتر ارتقا یافت. او در چندین جنگ و نبرد مهم شرکت کرد و در این مسیر به عنوان یک افسر شجاع و کاردان شناخته شد. این تجربیات نظامی به زکری تیلور کمک کردند تا نه تنها در میادین جنگ، بلکه در عرصه سیاسی، به یک چهره معتبر تبدیل شود.

با استعداد و تجربه هایش، تیلور به عنوان یکی از افسران برتر ارتش ایالات متحده شناخته شد و این زمینه سازی برای ورود او به دنیای سیاست و در نهایت تصدی مقام ریاست جمهوری فراهم شد. تصویری که از او به عنوان «پدر نظامی ایالات متحده» در ذهن مردم شکل گرفت، از اهمیت کارکرد نظامی او و نقش آن در شکل گیری تاریخ ایالات متحده حکایت دارد.

شرکت در جنگ 1812

زکری تیلور در دوران جنگ 1812 به عنوان یک افسر ارتش آمریکا فعالیت کرد. این جنگ که بین ایالات متحده و بریتانیای کبیر درگرفت، به دلیل تنش های تجاری و حملات به کشتی های آمریکایی صورت گرفت. تیلور در دفاع از فورت هریسون در ایندیانا نقش برجسته ای ایفا کرد و در این نبرد با شجاعت و توانمندی نشان داد که به یک افسر قابل اعتماد تبدیل شده است.

در طول این جنگ، تیلور به درجه سرهنگی ارتقا یافت و مهارت های جنگی خود را در عمل به نمایش گذاشت. او توانست به خوبی از موقعیت های دشوار دفاع کند و باعث تقویت روحیه نظامی نیروهای خود شود. این تجربیات به او کمک کرد تا به مقام های بالاتر ارتش برسد و اعتبارش را در میان هم رزمانش افزایش دهد.

جنگ 1812 نه تنها به زکری تیلور فرصت داد تا مهارت های نظامی اش را به نمایش بگذارد، بلکه به شکل گیری شخصیت و رهبری او در آینده نیز تأثیر گذار بود. او از این جنگ به عنوان یک سکوی پرتاب برای پیشرفت های بعدی اش استفاده کرد و این اتفاقات در نهایت به افتتاح یک فصل جدید در زندگی اش منجر شد که او را به عرصه سیاسی و ریاست جمهوری رساند.

جنگ بلک هاوک

زکری تیلور در تابستان سال 1832 در جنگ بلک هاوک به عنوان یک فرمانده نظامی فعال بود. این جنگ در پی تلاش های Chief Black Hawk برای بازگرداندن قبایل ساک و فاکس به سرزمین های اجدادی خود در ایالت های ایلینوی و ویسکانسین رخ داد. تیلور، به عنوان یکی از افسران کلیدی در این جنگ، مسئولیت دفاع از منافع ایالات متحده و مقابله با نیروهای بومی را بر عهده داشت.

این جنگ به دلیل جنگ افزارهای سریع و تکنیک های نظامی پیشرفته ای که تیلور به کار برد، به موفقیت هایی دست یافت. او توانست با استفاده از تجربه های قبلی اش در جنگ های دیگر، نیروی خود را به خوبی سازمان دهی کند و در شرایط دشوار به پیروزی دست یابد. این موقعیت به تیلور شهرت بیشتری داد و او به عنوان یک قهرمان نظامی در میان هم قطاران خود شناخته شد.

جنگ بلک هاوک نه تنها نشان دهنده مهارت ها و تصمیم گیری های عملیاتی تیلور بود، بلکه به شکل گیری درک او از مسائل و چالش های سیاسی مرتبط با روابط ایالات متحده و قبایل بومی نیز کمک کرد. این تجربیات نقش مهمی در تقویت پایه های رهبری و شهرت او به عنوان یک فرمانده بااستعداد ایفا کردند و او را به سمت موقعیت های بالاتر در ارتش و سپس سیاست سوق داد.

جنگ دوم سمنول

جنگ دوم سمنول، که از سال 1835 تا 1842 به طول انجامید، یکی از چالش های بزرگ ارتش ایالات متحده بود که زکری تیلور در آن فعال بود. در این جنگ، قبایل سمنول به رهبری Chief Osceola تلاش کردند تا از مهاجرت اجباری خود به غرب رود می سی سی پی جلوگیری کنند. این جنگ به دلیل عدم رضایت سمنول ها از مفاد معاهده های قبلی، به سرعت شدت گرفت و تیلور به عنوان فرمانده ای کلیدی در این نبرد شناخته شد.

تیلور در طول این جنگ توانست از تخصص نظامی خود برای رهبری نیروهای ارتش استفاده کند و به موفقیت های مهمی دست یابد. او با نبوغ نظامی خود توانست تاکتیک های موثری را بکار گیرد که منجر به عقب نشینی سمنول ها در برخی مناطق شد. این جنگ به تیلور لقب "Old Rough and Ready" را، که به دلیل سبک ساده و محکم زندگی و رهبری وی داده شده بود، بخشید.

هرچند تیلور در این جنگ به موفقیت های نظامی دست یافت، درک او از وضعیت سیاسی و اجتماعی زمان نیز عمیق تر شد. ارتباطات پیچیده میان ارتش و قبایل بومی، و چالش های موجود در جلوگیری از مهاجرت اجباری، تأثیراتی بلندمدت بر تفکر و سیاست های بعدی تیلور در زمینه روابط با اقوام بومی داشت. تجربه های این جنگ به عنوان یک پایه اساسی در زندگی نظامی اش شناخته می شوند و او را به سمت درجات بالاتر و در نهایت به سیاست سوق دادند.

قهرمان جنگ مکزیک

زکری تیلور به عنوان یک قهرمان جنگ در دوران جنگ مکزیک (1846-1848) شناخته شد. این جنگ در ابتدا به دنبال تنش های مرزی بین مکزیک و تگزاس آغاز شد و تیلور به عنوان فرمانده نیروهای ایالات متحده به منطقه فرستاده شد تا از مرز در کنار رودخانه ریودوگراند محافظت کند. این جنگ نه تنها تأثیر زیادی بر سرنوشت مکزیک و ایالات متحده داشت، بلکه به شهرت تیلور در میان مردم آمریکا نیز کمک کرد.

تیلور با تجربه های نظامی قبلی اش، توانست با سربازان خود در نبردهای مختلف به پیروزی های مهمی دست یابد. یکی از نبردهای معروف او، نبرد مونتری بود که در آن نیروهای او با وجود تعداد کمتری از نیروها، توانستند شهر را فتح کنند. این پیروزی ها توجه ملی را به خود جلب کردند و تیلور را به یک قهرمان ملی تبدیل کردند، به طوری که او در اواخر جنگ به عنوان یک نماد ملی شناخته می شد.

یکی از نقاط عطف این جنگ، نبرد بوئنا ویستا بود، جایی که تیلور با سربازان کمی بیش از 4600 نفر توانست 15،000 سرباز مکزیکی به رهبری ژنرال سانتا آنا را شکست دهد. این پیروزی نه تنها به تقویت حسن نیت او در میان مردم آمریکا کمک کرد، بلکه در کمپین انتخاباتی اش برای ریاست جمهوری در سال 1848 نیز تأثیرگذار بود. موفقیت های تیلور در این جنگ، و تصویر او به عنوان یک فرمانده شجاع و با تدبیر، موجب شد تا او به عنوان نامزد ریاست جمهوری از طرف حزب ویگ نامزد شود و به تاریخ سیاسی ایالات متحده ورود کند.

نامزدی بدون حضور در 1848

در سال 1848، حزب ویگ زکری تیلور را به عنوان نامزد ریاست جمهوری انتخاب کرد، اما این انتخاب به طور غیرمعمولی و بدون حضور خود او در کنوانسیون نامزدی صورت گرفت. تیلور که در آن زمان مشغول به خدمت در ارتش بود، هیچ اطلاعی از روند شکل گیری این نامزدی نداشت. هنگامی که خبر انتخاب او به عنوان نامزد ریاست جمهوری به او رسید، این اتفاق به گونه ای بود که او هنوز از این مسأله مطلع نشده و تا مدتی پس از نامزدی، هیچ واکنشی به آن نشان نداد.

حزب ویگ برای اطلاع رسانی به تیلور در مورد نامزدی اش، نامه ای ارسال کرد که در آن اشاره شده بود او به عنوان کاندیدای این حزب انتخاب شده است. اما جالب اینجاست که نامه به دلیل نپرداختن هزینه پستی به تأخیر افتاد و تیلور نیز به دلیل بی توجهی به این موضوع، تا هفته ها از این نامزدی بی خبر ماند. این جمله معروف که "تیلور در حال اسب سواری است" به نوعی به وضعیت او در آن زمان اشاره می کند، چرا که او به زندگی عادی خود و انجام کارهای شخصی اش ادامه داده بود.

عدم حضور تیلور در این کنوانسیون، به نوعی نشان دهنده فاصله او از سیاست و دنیای سیاسی بود. با این حال، پس از اینکه او مطلع شد، تصمیم گرفت تا به این نامزدی پاسخ دهد و از بنیادهای قوی نظامی و سیاسی خود بهره برداری کند تا به موفقیت در انتخابات ریاست جمهوری دست یابد. این داستان جذاب، برآمده از عدم آگاهی او از اوضاع سیاسی، به طور غیرمستقیم به ویژگی های شخصیتی و رویکرد او در زندگی سیاسی اشاره دارد.

عدم طرفداری درباره برده داری در انتخابات

مسأله برده داری یکی از موضوعات مهم و جنجالی در انتخابات ریاست جمهوری 1848 بود. زکری تیلور، که خود مالک برده بود، اما به طور علنی طرفی از این وضعیت را نگرفت و در برابر فشارها برای ارائه یک موضع مشخص در این باره ایستادگی کرد. این عملکرد می تواند به دلایل متعدد، از جمله نگرانی های سیاسی و اجتماعی آن زمان، تفسیر شود.

تیلور به خوبی می دانست که موضع گیری در مورد برده داری می تواند تأثیر زیادی بر آرای انتخاباتی اش بگذارد. او به رغم داشتن برده ها، تمایل نداشت که یک صریح و قطعی به طرفداری یا مخالفت در این باره ببخشد. این رویکرد، به نوعی منعکس کننده ترس او از تقسیم آرای انتخابات بود و باعث شد او بین دو گروه مهم سیاسی بی طرفی را حفظ کند.

در حالی که حمایت از برده داری و لغو آن در میان رای دهندگان به شدت تقسیم شده بود، تیلور به خاطر عدم موضع گیری روشنی، توانست آرای طرفداران دو گروه را جذب کند. این استراتژی به او کمک کرد تا در میانه تنش های سیاسی قرار بگیرد و در حالی که آرا را از هر سمت جذب می کرد، امیدوار به پیروزی در انتخابات باشد. این شیوه عدم طرفداری و بی تفاوتی در نهایت به پیروزی او کمک کرد و او را به یکی از نامزدهای قدرت تبدیل نمود.

معاهده کلیتون-بولور

معاهده کلیتون-بولور که در سال 1850 به امضاء رسید، توافقی بین ایالات متحده و بریتانیای کبیر بود که به مسأله وضعیت کانال ها و مستعمره سازی در آمریکای مرکزی رسیدگی می کرد. این معاهده در دوره ریاست جمهوری زکری تیلور در حال انجام بود و نشان دهنده تلاش های او برای حفظ صلح و جلوگیری از تنش های بیشتر در منطقه بود.

یکی از نکات مهم این معاهده این بود که هر دو طرف توافق کردند که تمام کانال ها در آمریکای مرکزی به عنوان مناطق خنثی در نظر گرفته شوند و هیچ یک از دو کشور حق مستعمره سازی در این نواحی را نداشته باشد. این تصمیم به دنبال قابلیت های استراتژیک و اقتصادی بالا برای ایالات متحده در پی ریزی کانال های آبی در این منطقه صورت گرفت. تیلور و مشاورانش از این توافق به عنوان یک گام مهم در راستای حفظ منافع ایالات متحده در آمریکای مرکزی یاد می کردند.

توافق کلیتون-بولور به نوعی یک تلاش برای کاهش جنگ و تنش های سیاسی در منطقه بود که پس زمینه ای از دسیسه های مستعمره سازی و نفوذ در آمریکای مرکزی داشت. اگرچه این معاهده نتوانست به طور کامل تنش ها را از بین ببرد، اما نقطه عطفی در دیپلماسی ایالات متحده با بریتانیا و دیگر قدرت های خارجی به شمار می رفت. دوره ریاست جمهوری زکری تیلور نه تنها به عنوان یک دوران نظامی مشهور است، بلکه تأثیرات آن بر سیاست خارجی ایالات متحده نیز نشان دهنده دیدگاه های او در قبال روابط بین الملل بود.

مرگ بر اثر وبا

زکری تیلور، دوازدهمین رئیس جمهور ایالات متحده، در تاریخ 8 ژوئیه 1850 درگذشت. مرگ او در زمان فعالیّت های ریاست جمهوری اش و در پی یک دوره کوتاه از بیماری ناگهانی رخ داد. در آن زمان، پزشکان معتقد بودند که مرگ او ناشی از وبا بوده و آن را به خوردن گیلاس تازه و نوشیدن شیر در یک روز گرم تابستان نسبت دادند.

با این حال، شایعاتی مبنی بر این که تیلور به دلیل موضع گیری هایش علیه گسترش برده داری و فشارهای سیاسی، ممکن است مورد مسمومیت قرار گرفته باشد، نیز در جامعه رواج پیدا کرد. این ادعاها به ویژه پس از سال ها که مرگ او به طور رسمی بررسی شد، شدت گرفت. در سال 1991، جسد تیلور مورد بررسی مجدد قرار گرفت تا مشخص شود که آیا او واقعاً مورد مسمومیت قرار گرفته یا خیر.

نتایج بررسی ها نشان داد که سطح آرسنیک در بدن تیلور با میزان طبیعی موجود در افراد مدتی قبل از او مطابقت داشته، اما سطح آنتیموان به طور غیرطبیعی بالا بود. این داده ها باعث طرح مجدد سوالات در مورد علل مرگ او شدند. در نهایت، بیشتر کارشناسان بر این باورند که مرگ تیلور به دلیل علل طبیعی و وضعیت بهداشتی آن زمان بوده و نه به دلیل مسمومیت. مرگ تیلور نه تنها احساسات ملی را تحت تأثیر قرار داد، بلکه به عنوان نقطه عطفی در تاریخ سیاسی ایالات متحده باقی ماند و نگرانی ها در مورد آینده سیاسی کشور را تشدید کرد.

تاریخ آمریکا