خدایان اسلاوی: افسانه ها و نمادها در اسطوره شناسی اسلاوی

با وجود اینکه بسیاری از مناطق اسلاوی به شدت مسیحی شده اند، هنوز هم علاقه ای به خدایان قدیم اسلاوی وجود دارد. در اسطوره شناسی اسلاوی، خدایان و ارواح معمولاً نمایانگر دو قطب متضاد هستند — تاریکی و روشنایی، مردانه و زنانه و غیره. بسیاری از این خدایان قدیمی در مسیحیت اسلاوی گنجانده شده اند.
در مناطق مختلف اسلاوی، اعتقادات دینی معمولاً متفاوت است. بخش عمده ای از آنچه محققان درباره دین باستانی اسلاوی می دانند، از سندی در قرن دوازدهم به نام «سالنامه نووگورود» و همچنین «سالنامه اولیه» است که به تفصیل به باورهای کیوان روس می پردازد.
نکات کلیدی: خدایان اسلاوی
- هیچ نوشته ای از دعاها یا اسطوره های اسلاوی باقی نمانده است و آنچه از خدایان اسلاوی شناخته شده، از تاریخ نگاران مسیحی سرچشمه می گیرد.
- هیچ کس نمی داند که آیا دین اسلاوی همچون دیگر ملت های هندو-اروپایی یک پانتئون جهانی از خدایان داشته است یا خیر، اما می دانیم که خدایان به روش های مختلفی در جهان اسلاوی مورد احترام قرار می گرفتند.
- بسیاری از خدایان اسلاوی دارای جنبه های دوگانه بودند که بخش های مختلف یک مفهوم واحد را نمایندگی می کردند.
پرون، خدای رعد و برق اسلاوی
در اسطوره شناسی اسلاوی، پرون خدای آسمان و رعد و برق است. او با درخت بلوط مرتبط است و خدای جنگ به شمار می رود؛ به نوعی شبیه به تئوری نروژی و ژرمنی ترکیبی از تئوری و اودین است. پرون بسیار مردانه است و نمایانگر فعال ترین بخش های طبیعت است. در افسانه اسلاوی، یک درخت بلوط مقدس محل زندگی تمام موجودات بود؛ بالاترین شاخه ها آسمان، تنه و شاخه های پایین تر قلمرو انسانی و ریشه ها جهان زیرین بودند. پرون در بالاترین شاخه ها زندگی می کرد تا بتواند همه چیز را ببیند. او با زیارتگاه ها و معابد در مکان های بالا، مانند قله های کوه و جنگل های درخت بلوط مورد احترام قرار می گرفت.
دزبُگ، خدای ثروت اسلاوی
دزبُگ، یا داجدبُگ، با هر دو عنصر آتش و باران در ارتباط است. او به محصولات در مزارع جان می دهد و نماد فراوانی و بُرداری است؛ نام او به معنای خدای بخشنده است. دزبُگ حافظ آتش کوره است و به او پیشکش هایی می شوند تا آتش در ماه های سرد زمستانی همچنان بسوزد. تمام قبایل مختلف اسلاوی به دزبُگ احترام می گذاشتند.
ولس، تغییر شکل دهنده
مانند دزبُگ، ولس خدای تغییر شکل دهنده در اسطوره شناسی تقریباً تمام قبایل اسلاوی وجود دارد. او دشمن اصلی پرون است و مسئول طوفان ها به شمار می رود. ولس معمولاً شکل یک مار به خود می گیرد و به سمت قلمرو پرون درخت مقدس زل می زند. در برخی افسانه ها، او به دزدی همسر یا فرزندان پرون متهم می شود و آنها را به جهان زیرین می برد. ولس همچنین به عنوان یک خدای فریبنده مانند لوکی در پانتئون نروژی در نظر گرفته می شود و با جادو، شمن سازی و جادوگری مرتبط است.
بلوبوگ و چرنوبوگ
بلوبوگ، خدای نور، و چرنوبوگ، خدای تاریکی، اساساً دو جنبه از یک موجود واحد هستند. نام بلوبوگ به معنی خدای سفید است و دانشمندان در این مورد که آیا او به طور جداگانه مورد پرستش قرار می گرفته یا تنها در کنار چرنوبوگ، اختلاف نظر دارند. اطلاعات کمی از این دو خدای اسلاوی از منابع اولیه موجود است، اما به طور کلی پذیرفته شده است که چرنوبوگ، که نامش به معنی خدای سیاه است، یک خدای تاریک و احتمالاً نفرین شده بود که با مرگ، بدبیاری و فاجعه مرتبط بود. در برخی افسانه ها، او به عنوان یک شیطان ظاهر می شود و نماد همه چیزهای شرور است. به دلیل دوگانگی خدایان اسلاوی، چرنوبوگ به ندرت بدون ذکر بلوبوگ که با نور و خوبی مرتبط است، اشاره می شود.
لادا، الهه عشق و زیبایی اسلاوی
لادا الهه بهار زیبایی و عشق در اسطوره شناسی اسلاوی است. او حافظ عروسی هاست و معمولاً برای برکت دادن به یک زوج جدید به همراه برادر دوقلوی خود، لادو، به دعا فراخوانده می شود. مانند بسیاری از خدایان دیگر اسلاوی، این دو به عنوان دو جنبه از یک موجود واحد دیده می شوند. اعتقاد بر این است که او در برخی گروه های اسلاوی نقش یک الهه مادر را دارد و در گروه های دیگر، لادا به سادگی به عنوان الهه بزرگ نامیده می شود. به نوعی، او شبیه به فریا در اسطوره های نروژی است، به دلیل ارتباطش با عشق، باروری و مرگ.
مارزاننا، الهه زمستان و مرگ اسلاوی
مارزاننا خدای مرگ و از بین رفتن زمین به عنوان زمستانی که نزدیک می شود، محسوب می شود. وقتی خاک سرد می شود و محصولات می میرند، مارزاننا نیز می میرد و فقط در بهار به عنوان لادا دوباره زاده می شود. در بسیاری از سنت ها، مارزاننا به صورت مجسمه ای نمایانده می شود که معمولاً سوزانده یا غرق شده و بخشی از چرخه زندگی، مرگ و تولد دوباره محسوب می شود.
موکوش، الهه باروری اسلاوی
شخصیت دیگر الهه مادر، موکوش، حافظ زنان است. او بر زایمان آنها نظارت می کند و با وظایف خانگی مانند چرخاندن، بافندگی و پخت وپز مرتبط است. او در میان اسلاوی های شرقی محبوب است و با باروری مرتبط می باشد؛ بسیاری از افرادی که در فرقه موکوش شرکت داشتند سنگ های بزرگ شکل سینه داشتند که به عنوان قربانگاه استفاده می شد. او گاهی به صورت دو دست در حال نگه داشتن آلت تناسلی مردانه به تصویر کشیده می شود، زیرا به عنوان الهه باروری، نظارت بر قوت مردانه — یا کمبود آن — دارد.
سواروگ، خدای آتش اسلاوی
پدر دزبُگ، سواروگ، خدای خورشیدی است و غالباً با هفائستوس یونانی مقایسه می شود. سواروگ با صنعتگری و آتشکاری مرتبط است. اما مهم تر از همه، او یک خدای قوی اسلاوی است که ساختن جهان به او نسبت داده می شود. در برخی از نقاط جهان اسلاوی، سواروگ با پرون ترکیب می شود تا یک خدای پدر قدرتمند بسازد. طبق افسانه ها، سواروگ در خواب است و رویاهای او هستند که جهان انسان ها را ایجاد می کنند؛ اگر سواروگ از خواب بیدار شود، قلمرو انسان ها از بین خواهد رفت.
زوریا، الهه شام و سپیده دم اسلاوی
زوریا نمایانگر ستاره صبح و ستاره شب است و مانند دیگر خدایان اسلاوی، در دو یا گاهی سه جنبه مختلف یافت می شود. او کسی است که هر صبح، به عنوان زوریا اوترنیاجا، درهای آسمان را باز می کند تا خورشید طلوع کند. در عصر، به عنوان زوریا وچیرنیاجا، دوباره آنها را می بندد تا غروب رقم بخورد. در نیمه شب، او با خورشید می میرد و در صبح دوباره زاده شده و بیدار می شود.
- تاریخ
- فرهنگ