گشتی در خانههای مدرن قرن بیستم: سفری تصویری در تاریخ معماری

بسیاری از روندهای معماری مدرن در قرن بیستم، غالباً با خانههایی آغاز شدند که برای افراد ثروتمند و حامیان هنر ساخته میشدند. این خانههای تاریخی، که نمونهای از معماری مدرن و پستمدرن هستند، رویکردهای نوآورانهی معماران برجستهای همچون فیلیپ جانسون و میس ون در روهه را به نمایش میگذارند.
در این مطلب، با گشتی در میان تصاویر این خانهها، نگاهی به قرن بیستم میاندازیم و بررسی میکنیم که چگونه این سبکها بر آیندهی معماری تاثیر گذاشتند. این بناها نه تنها محل سکونت بودند، بلکه بستری برای آزمایش ایدههای نو و جسورانه در طراحی و معماری به شمار میرفتند و به همین دلیل، نقش مهمی در شکلگیری معماری مدرن ایفا کردند.
خانه وانا ونتوری: معماری پستمدرن و شکستن قواعد

خانه وانا ونتوری، شاهکاری از رابرت ونتوری که در سال 1964 برای مادرش در نزدیکی فیلادلفیا طراحی شد، با سبک پستمدرن خود، دنیای معماری را تکان داد. این خانه، نه تنها قواعد مدرنیسم را به چالش کشید، بلکه تفکر ما دربارهی معماری را دگرگون کرد. بسیاری معتقدند که این بنا، یکی از ده سازهای است که طراحی آمریکایی را برای همیشه تغییر داد.
طراحی خانه وانا ونتوری در نگاه اول ساده به نظر میرسد. یک قاب چوبی روشن توسط یک دودکش مرتفع به دو قسمت تقسیم شده است. خانه حس تقارن را القا میکند، اما این تقارن اغلب مخدوش میشود. به عنوان مثال، نمای ساختمان با پنج مربع پنجره در هر طرف متعادل شده است. با این حال، نحوهی چیدمان پنجرهها متقارن نیست. در نتیجه، بیننده لحظهای غافلگیر و سردرگم میشود. در داخل خانه، راه پله و دودکش برای فضای اصلی مرکزی رقابت میکنند. هر دو به طور غیرمنتظرهای منشعب میشوند تا دور یکدیگر بپیچند.
خانه وانا ونتوری با ترکیب غافلگیری و سنت، اشارات متعددی به معماری تاریخی دارد. با دقت نگاه کنید تا نشانههایی از Porta Pia میکل آنژ در رم، Nymphaeum توسط پالادیو، ویلای Barbaro الساندرو ویتوریا در مازر و آپارتمان لوئیجی مورتی در رم را ببینید.
این خانهی رادیکال که ونتوری برای مادرش ساخت، اغلب در کلاسهای تاریخ هنر و معماری مورد بحث قرار میگیرد و الهامبخش بسیاری از معماران دیگر بوده است.
خانه والتر گروپیوس: تلفیق باوهاوس و معماری استعماری آمریکا

هنگامی که والتر گروپیوس، معمار آلمانی، برای تدریس در دانشگاه هاروارد به ایالات متحده مهاجرت کرد، خانهای کوچک در نزدیکی آن، در لینکلن، ماساچوست ساخت. خانه گروپیوس که در سال 1937 در نیوانگلند بنا شد، به بازدیدکنندگان این فرصت را میدهد تا ایدهآلهای باوهاوس را در چشمانداز استعماری آمریکایی ماساچوست مشاهده کنند. فرم سادهی آن، بر سبکهای بینالمللی معماری عمومی و معماری مسکونی در ساحل غربی تاثیر گذاشت. ساکنان ساحل شرقی آمریکا هنوز هم به ریشههای استعماری خود عشق میورزند. این خانه نمایانگر تلاقی فرهنگ و سبک معماری است.
خانه شیشهای فیلیپ جانسون: تلاقی هنر و معماری

"وقتی مردم وارد خانهام میشوند، میگویم فقط ساکت باشید و اطراف را نگاه کنید." این جملهای است که فیلیپ جانسون، معمار مشهور، دربارهی خانهی شیشهای خود در نیو کنعان، کنتیکت گفته است. خانهی شخصی جانسون، که در سال 1949 ساخته شده، به عنوان یکی از زیباترین و در عین حال کم کاربردترین خانههای جهان شناخته میشود. جانسون این خانه را بیشتر به عنوان یک صحنه و یک بیانیه میدانست تا یک مکان برای زندگی. خانه شیشهای اغلب به عنوان نمونهای برجسته از سبک بینالمللی در معماری مدرن ذکر میشود.
ایدهی ساخت خانهای با دیوارهای شیشهای از میس ون در روهه گرفته شده بود، کسی که خیلی زود به پتانسیلهای آسمان خراشهای با نمای شیشهای پی برده بود. زمانی که جانسون مشغول نوشتن کتابی دربارهی میس ون در روهه (1947) بود، بحثی بین این دو درگرفت: آیا طراحی یک خانهی شیشهای اصلاً امکانپذیر است؟ میس در سال 1947 مشغول طراحی خانهی فارنزورث با شیشه و فولاد بود که جانسون یک مزرعهی لبنی قدیمی در کنتیکت خرید. در این زمین، جانسون با چهارده "رویداد" مختلف آزمایش کرد که با تکمیل این خانهی شیشهای در سال 1949 آغاز شد.
برخلاف خانهی فارنزورث، خانهی فیلیپ جانسون متقارن است و محکم روی زمین قرار گرفته است. دیوارهای شیشهای به ضخامت یک چهارم اینچ (شیشههای اصلی با شیشههای سکوریت تعویض شدند) توسط ستونهای فولادی سیاه رنگ پشتیبانی میشوند. فضای داخلی عمدتاً توسط مبلمان تقسیم میشود: میز و صندلی ناهارخوری، صندلیهای بارسلونا و فرش، کابینتهای گردویی کوتاه به عنوان بار و آشپزخانه، کمد لباس و تخت خواب، و یک استوانهی آجری به ارتفاع ده فوت (تنها قسمتی که به سقف میرسد) که حمام با کاشیهای چرمی در یک طرف و یک شومینه در طرف دیگر را در خود جای داده است. استوانه و کفپوشهای آجری به رنگ بنفش براق هستند.
خانه فارنزورث: تجلی سبک بینالمللی در میان طبیعت

خانه فارنزورث، اثری از لودویگ میس ون در روهه، واقع در پلانو، ایلینوی، به عنوان کاملترین تجلی سبک بینالمللی شناخته میشود. ساخت این خانه با دیوارهای شیشهای شفاف، بین سالهای 1945 تا 1951 به طول انجامید.
این خانه مستطیلی شکل، از هشت ستون فولادی تشکیل شده که در دو ردیف موازی قرار گرفتهاند. دو صفحه با قاب فولادی (سقف و کف) و یک فضای نشیمن و ایوان ساده با دیوارهای شیشهای بین این ستونها معلق هستند. تمام دیوارهای خارجی شیشهای هستند و فضای داخلی به طور کامل باز است، به جز یک قسمت با پنلهای چوبی که شامل دو حمام، آشپزخانه و امکانات خدماتی است. کفها و عرشههای بیرونی از سنگ آهک تراورتن ایتالیایی ساخته شدهاند. فولاد به صورت صاف سمباده زده شده و به رنگ سفید براق رنگ آمیزی شده است.
در طول دورهی ساخت خانه فارنزورث، فیلیپ جانسون نیز مشغول ساخت خانهی شیشهای معروف خود در نیو کنعان، کنتیکت بود. با این حال، خانهی جانسون ساختاری متقارن و چسبیده به زمین با فضایی کاملاً متفاوت دارد.
نکته جالب اینجاست که ادیت فارنزورث از خانهای که لودویگ میس ون در روهه برای او طراحی کرده بود، راضی نبود و حتی از او شکایت کرد و ادعا کرد که این خانه قابل سکونت نیست. با این حال، منتقدان معتقد بودند که ادیت فارنزورث دلشکسته و کینهتوز بوده است.
اقامتگاه بلیدز: فراتر از خانه های سنتی حومه شهر

تام ماین، معمار برنده جایزه پریتزکر، با طراحی اقامتگاه بلیدز در سانتا باربارا، کالیفرنیا، به دنبال فراتر رفتن از مفهوم یک خانه سنتی در حومه شهر بود. در این خانه، مرزها بین فضای داخلی و خارجی محو میشوند. باغ، یک اتاق بیضی شکل در فضای باز است که بر این خانه 4800 فوت مربعی تسلط دارد.
این خانه در سال 1995 برای ریچارد و ویکی بلیدز ساخته شد.
خانه مگنی: معماری دوستدار محیط زیست در استرالیا

Anthony Browell taken from The Architecture of Glenn Murcutt and Thinking Drawing / Working Drawing published by TOTO, Japan, 2008, courtesy Oz.e.tecture, the Offical Website of Architecture Foundation Australia and the Glenn Murcutt Master Class at http://www.ozetecture.org/2012/magney-house/ (adapted)
گلن مورکات، معمار برنده جایزه پریتزکر، به خاطر طراحیهای دوستدار محیط زیست و کارآمد در مصرف انرژی خود مشهور است. خانه مگنی که در سال 1984 ساخته شده، در یک سایت بایر و بادخیز مشرف به اقیانوس در نیو ساوت ولز، استرالیا گسترده شده است. سقف بلند و پنجرههای بزرگ از نور طبیعی خورشید بهره میبرند.
سقف با شکل V نامتقارن خود، آب باران را نیز جمعآوری میکند که برای نوشیدن و گرمایش بازیافت میشود. روکش فلزی موجدار و دیوارهای آجری داخلی خانه را عایق بندی کرده و در مصرف انرژی صرفه جویی میکنند.
لوورهای پنجره به تنظیم نور و دما کمک میکنند. معماری مورکات به دلیل راه حلهای حساس او در زمینه بهره وری انرژی مورد مطالعه قرار گرفته است.
خانه لاول: ورود سبک بینالمللی به آمریکا

خانه لاول که در سال 1929 در نزدیکی لس آنجلس، کالیفرنیا تکمیل شد، سبک بینالمللی را به ایالات متحده معرفی کرد. طراحی این خانه توسط ریچارد نویترا با سطوح شیشه ای گسترده، یادآور آثار اروپایی معماران باوهاوس مانند لوکوربوزیه و میس ون در روهه است.
اروپاییها تحت تأثیر ساختار نوآورانه خانه لاول قرار گرفتند. بالکنها توسط کابلهای فولادی باریک از قاب سقف آویزان شده بودند و استخر در یک گهواره بتنی U شکل قرار داشت. علاوه بر این، محل ساخت و ساز یک چالش بزرگ ساختمانی بود. لازم بود اسکلت خانه لاول به صورت قطعات ساخته شده و با کامیون به بالای تپه شیب دار منتقل شود.
مدرنیسم اواسط قرن بیابانی: شکوفایی در پالم اسپرینگز

پالم اسپرینگز، کالیفرنیا، به طور غیر رسمی خانه مدرنیسم اواسط قرن بیابانی است. با فرار ثروتمندان و مشاهیر از کارفرمایان هالیوودی خود (اما در دسترس برای تماس مجدد یا نقش جدید)، این جامعه نزدیک در جنوب کالیفرنیا از دل بیابان بیرون آمد. در اواسط قرن بیستم، برخی از بهترین معماران مدرن اروپا به ایالات متحده مهاجرت کرده بودند و مدرنیتهای را که ثروتمندان از آن لذت میبردند، با خود به همراه آوردند. این خانهها، به همراه خانه Hollyhock فرانک لوید رایت، بر طراحی همیشه محبوب برای آمریکاییهای طبقه متوسط تأثیر گذاشتند. خانههای رانچی آمریکایی.
خانه لوئیس باراگان: آرامش در معماری مینیمال

در سال 1980، زندگی نامه نویس جایزه معماری پریتزکر از لوئیس باراگان نقل کرد که می گوید: "هر اثر معماری که آرامش را بیان نکند، اشتباه است." خانه مینیمالیستی او در سال 1947 در Tacubaya، مکزیکو سیتی، آرامش او بود.
در یک خیابان آرام مکزیکی، خانه سابق برنده جایزه پریتزکر ساکت و بی تکلف است. با این حال، فراتر از نمای ظاهری آن، خانه باراگان ویترینی برای استفاده او از رنگ، فرم، بافت، نور و سایه است.
سبک باراگان بر اساس استفاده از سطوح صاف (دیوارها) و نور (پنجره ها) بود. اتاق اصلی با سقف بلند خانه توسط دیوارهای کوتاه تقسیم شده است. نورگیر و پنجره ها به گونه ای طراحی شده اند که نور زیادی را وارد کنند و ماهیت متغیر نور را در طول روز برجسته کنند. پنجره ها همچنین هدف دومی دارند - اجازه دادن به مناظر طبیعت. باراگان خود را معمار منظره می نامید زیرا معتقد بود که باغ به اندازه خود ساختمان مهم است. پشت خانه لوئیس باراگان به باغ باز می شود، بنابراین فضای باز را به امتدادی از خانه و معماری تبدیل می کند.
لوئیس باراگان علاقه زیادی به حیوانات، به ویژه اسب ها داشت و آیکون های مختلفی از فرهنگ عامه گرفته شده است. او اشیاء نماینده را جمع آوری کرد و آنها را در طراحی خانه خود گنجاند. اشاراتی به صلیب، نماینده ایمان مذهبی او، در سرتاسر خانه دیده می شود. منتقدان معماری باراگان را معنوی و گاه عرفانی خوانده اند.
لوئیس باراگان در سال 1988 درگذشت. خانه او اکنون موزه ای است که آثار او را جشن می گیرد.
خانه ایمز (Case Study House #8): پیشگام معماری پیشساخته مدرن

خانه ایمز (Case Study House #8) که توسط زوج هنرمند، چارلز و ری ایمز طراحی شده، استانداردی برای معماری پیشساخته مدرن در ایالات متحده تعیین کرد.
بین سالهای 1945 و 1966، مجله Art and Architecture معماران را به چالش کشید تا با استفاده از مواد و تکنیکهای ساختمانی که در طول جنگ جهانی دوم توسعه یافته بودند، خانههایی برای زندگی مدرن طراحی کنند. این خانههای Case Study، با رویکردی مقرون به صرفه و کاربردی، راههایی برای رفع نیازهای مسکن سربازان بازگشته از جنگ را آزمایش میکردند.
علاوه بر چارلز و ری ایمز، بسیاری از معماران مشهور دیگر نیز در این چالش شرکت کردند. بیش از دو دوجین خانه توسط طراحان برجستهای مانند کریگ الوود، پیر کوئنیگ، ریچارد نویترا، ارو سارینن و رافائل سوریانو ساخته شد. بیشتر خانههای Case Study در کالیفرنیا واقع شدهاند. یک خانه نیز در آریزونا قرار دارد.
چارلز و ری ایمز میخواستند خانهای بسازند که نیازهای خودشان را به عنوان هنرمند، با فضایی برای زندگی، کار و سرگرمی برآورده کند. چارلز ایمز با همکاری ارو سارینن، پیشنهاد ساخت خانهای شیشهای و فولادی را داد که از قطعات موجود در کاتالوگهای پستی ساخته شده باشد. با این حال، کمبودهای ناشی از جنگ، تحویل را به تأخیر انداخت. تا زمانی که فولاد رسید، ایمزها دیدگاه خود را تغییر داده بودند.
تیم ایمز میخواستند خانهای جادار ایجاد کنند، اما همچنین میخواستند زیبایی محل ساخت و ساز روستایی را حفظ کنند. به جای اینکه بر چشمانداز مسلط شوند، طرح جدید خانه را در دامنه تپه قرار داد. ستونهای باریک سیاه رنگ، پانلهای رنگی را قاب میکنند. فضای نشیمن دارای سقفی است که به ارتفاع دو طبقه میرسد و پلکان مارپیچ به سطح نیم طبقه میرود. طبقه بالا دارای اتاق خوابهایی مشرف به فضای نشیمن است و یک حیاط، فضای نشیمن را از فضای استودیو جدا میکند.
چارلز و ری ایمز در دسامبر سال 1949 به خانه Case Study #8 نقل مکان کردند. آنها برای بقیه عمر خود در آنجا زندگی و کار کردند. امروزه، خانه ایمز به عنوان یک موزه حفظ شده است.
- معماری
- هنر