نسبت طلایی: کلید زیبایی در هنر

نسبت طلایی در عمل

نسبت طلایی، یک عدد خاص است که در هنر یافت می‌شود و طرح‌های دلنشینی را ایجاد می‌کند. این نسبت، نحوه قرارگیری عناصر در یک اثر هنری را به گونه‌ای تعیین می‌کند که از نظر زیبایی‌شناختی، جذاب‌ترین حالت ممکن را داشته باشد.

نسبت طلایی تنها یک اصطلاح نیست، بلکه یک نسبت واقعی است که در بسیاری از آثار هنری مشهور مانند "شام آخر" داوینچی به کار رفته است. دانشمندان معتقدند که مغز ما این نسبت را دوست دارد و آن را زیبا می‌یابد، حتی اگر متوجه آن نشویم.

نسبت طلایی چیست؟

نسبت طلایی با نام‌های دیگری نیز شناخته می‌شود: برش طلایی، تناسب طلایی، میانگین طلایی، نسبت فی، برش مقدس یا تناسب الهی. همه این نام‌ها به یک مفهوم اشاره دارند.

به بیان ساده، نسبت طلایی 1:فی (phi) است. توجه داشته باشید که این "فی" با عدد پی (π) که تقریباً 3.14 است، متفاوت است. "فی" با حرف یونانی کوچک φ نشان داده می‌شود و مقدار عددی آن 1.618... است. این عدد اعشاری بی‌نهایت دارد و هرگز تکرار نمی‌شود (مانند عدد پی).

عدد فی در مثلثات و معادلات درجه دوم نیز کاربردهای شگفت‌انگیزی دارد و حتی می‌تواند در نوشتن الگوریتم‌های بازگشتی در برنامه‌نویسی نرم‌افزار مورد استفاده قرار گیرد. اما بیایید دوباره به مبحث زیبایی‌شناسی بازگردیم.

تصویرسازی نسبت طلایی

ساده‌ترین راه برای تجسم نسبت طلایی، تصور یک مستطیل با عرض 1 و طول تقریباً 1.618 است. اگر در این مستطیل خطی بکشید که یک مربع ایجاد شود، ضلع‌های مربع نسبت 1:1 خواهند داشت. مستطیل باقیمانده نیز دقیقاً متناسب با مستطیل اصلی خواهد بود: 1:1.618.

می‌توانید دوباره در این مستطیل کوچکتر خطی بکشید و یک مربع 1:1 و یک مستطیل 1:1.618... دیگر ایجاد کنید. این کار را می‌توانید تا بی‌نهایت ادامه دهید. در هر مرحله، نسبت طلایی حفظ می‌شود.

فراتر از مربع و مستطیل

اگرچه مربع و مستطیل واضح‌ترین مثال‌ها هستند، اما نسبت طلایی می‌تواند در اشکال هندسی مختلفی از جمله دایره‌ها، مثلث‌ها، اهرام، منشورها و چندضلعی‌ها نیز به کار رود. فقط کافی است ریاضیات صحیح را به کار ببرید. برخی از هنرمندان در این کار بسیار ماهر هستند، در حالی که دیگران چندان مهارتی ندارند.

نسبت طلایی در هنر

هزاران سال پیش، نابغه‌ای ناشناس دریافت که نسبتی که بعدها به عنوان نسبت طلایی شناخته شد، به طرز فوق‌العاده‌ای برای چشم انسان دلپذیر است. البته به شرطی که نسبت بین عناصر کوچک‌تر و بزرگ‌تر حفظ شود.

امروزه شواهد علمی نشان می‌دهد که مغز ما برای تشخیص این الگو برنامه‌ریزی شده است. این الگو در ساخت اهرام مصر، در هندسه مقدس در طول تاریخ و همچنان در دنیای امروز کاربرد دارد.

فرا لوکا بارتولومئو د پاچیولی (1446/7 تا 1517) در حالی که برای خانواده اسفورزا در میلان کار می‌کرد، گفت: "تناسب الهی مانند خدا، همیشه شبیه خودش است." پاچیولی کسی بود که به لئوناردو داوینچی، هنرمند فلورانسی، نحوه محاسبه ریاضی تناسبات را آموزش داد.

نقاشی "شام آخر" داوینچی اغلب به عنوان یکی از بهترین نمونه‌های نسبت طلایی در هنر ذکر می‌شود. آثار دیگری که در آن‌ها این الگو را مشاهده خواهید کرد، شامل "آفرینش آدم" اثر میکل آنژ در کلیسای سیستین، بسیاری از نقاشی‌های ژرژ سورا (به ویژه در قرارگیری خط افق) و "پله‌های طلایی" اثر ادوارد برن جونز هستند.

نسبت طلایی و زیبایی چهره

نظریه‌ای وجود دارد که اگر پرتره‌ای را با استفاده از نسبت طلایی نقاشی کنید، بسیار دلپذیرتر خواهد بود. این موضوع با توصیه رایج معلمان هنر مبنی بر تقسیم چهره به دو قسمت عمودی و سه قسمت افقی در تضاد است.

اگرچه این ممکن است درست باشد، اما مطالعه‌ای که در سال 2010 منتشر شد، نشان داد که آنچه به عنوان یک چهره زیبا درک می‌شود، کمی با نسبت طلایی کلاسیک متفاوت است. محققان معتقدند که نسبت طلایی "جدید" برای چهره یک زن، "میانگین نسبت طول و عرض" است.

با این حال، با توجه به اینکه هر چهره‌ای متمایز است، این تعریف بسیار گسترده است. این مطالعه در ادامه می‌گوید: "برای هر چهره خاص، یک رابطه فضایی بهینه بین ویژگی‌های صورت وجود دارد که زیبایی ذاتی آن را آشکار می‌کند." این نسبت بهینه، اما، برابر با فی نیست.

نکته پایانی

نسبت طلایی همچنان موضوعی جذاب برای بحث و گفتگو است. چه در هنر و چه در تعریف زیبایی، واقعاً چیزی دلپذیر در مورد تناسب خاص بین عناصر وجود دارد. حتی زمانی که فردی آن را تشخیص نمی‌دهد یا نمی‌تواند تشخیص دهد، به آن جذب می‌شود.

در هنر، برخی از هنرمندان به دقت آثار خود را با پیروی از این قاعده ترکیب‌بندی می‌کنند. دیگران اصلاً به آن توجه نمی‌کنند، اما به نحوی بدون اینکه متوجه شوند، آن را با موفقیت انجام می‌دهند. شاید این به دلیل تمایل ذاتی آن‌ها به نسبت طلایی باشد. به هر حال، این قطعاً چیزی برای فکر کردن است و به همه یک دلیل دیگر برای تحلیل هنر می‌دهد.

  • هنرهای تجسمی
  • هنر

هنرهای تجسمی