زندگینامه جورجیا اوکیف: پیشگام هنر مدرن آمریکا

جورجیا توتو اوکیف (۱۵ نوامبر ۱۸۸۷ – ۶ مارس ۱۹۸۶)، هنرمند مدرنیست آمریکایی بود که با نقاشیهای نیمهانتزاعی و جسورانهاش، هنر آمریکا را به عصری نو سوق داد. او بیشتر به خاطر تصاویر بدیعش از گلها و مناظر نمادین جنوب غربی آمریکا مشهور است؛ منطقهای که در نیمه دوم زندگیاش، آن را خانه خود کرد.
نکات کلیدی درباره جورجیا اوکیف:
- نام کامل: جورجیا توتو اوکیف
- شهرت: هنرمند مدرنیست آمریکایی، مشهور به خاطر نقاشیهای کلوزآپ از گلها و استخوانها.
- تاریخ تولد: ۱۵ نوامبر ۱۸۸۷ در سان پریری، ویسکانسین
- والدین: فرانسیس اوکیف و آیدا توتو
- تاریخ فوت: ۶ مارس ۱۹۸۶ در سانتافه، نیومکزیکو
- تحصیلات: مدرسه هنر شیکاگو، اتحادیه دانشجویان هنر، کالج معلمان دانشگاه کلمبیا
- مدیوم: نقاشی
- جنبش هنری: مدرنیسم
- آثار منتخب: ستاره شامگاهی III (۱۹۱۷)، شب شهری (۱۹۲۶)، زنبق سیاه (۱۹۲۶)، جمجمه گاو: قرمز، سفید و آبی (۱۹۳۱)، آسمان بالای ابرها IV (۱۹۶۵)
- جوایز و افتخارات: مدال ادوارد مکداول (۱۹۷۲)، مدال آزادی ریاستجمهوری (۱۹۷۷)، مدال ملی هنر (۱۹۸۵)
- همسر: آلفرد استیگلیتز (۱۹۲۴-۱۹۴۶)
- جمله قصار: "وقتی گلی را در دست میگیرید و واقعاً به آن نگاه میکنید، آن لحظه دنیای شماست. من میخواهم آن دنیا را به شخص دیگری هدیه کنم. بیشتر مردم در شهر عجله دارند و زمانی برای نگاه کردن به گل ندارند. من میخواهم آنها آن را ببینند، چه بخواهند چه نخواهند."
اگرچه اوکیف اغلب این تفسیر را رد میکرد، اما نقاشیهایش به عنوان تصویری از اشتیاق رهاشده زنانه توصیف شدهاند؛ بهطوری که فرورفتگیهای گلهایی که او نقاشی میکرد، به عنوان اشارهای پنهان به تمایلات جنسی زنانه تعبیر شدهاند. در واقعیت، آثار اوکیف فراتر از این تفسیرهای سطحی از نقاشیهای گلش است و باید او را به خاطر سهم بسیار مهمترش در شکلگیری یک فرم هنری منحصربهفرد آمریکایی ستود. جورجیا اوکیف با سبک متمایز خود، جایگاه ویژهای در تاریخ هنر آمریکا به دست آورد و تاثیر عمیقی بر نقاشان و هنرمندان بعد از خود گذاشت. نقاشی های گل های او، با رنگ های زنده و فرم های بزرگنمایی شده، همواره مورد توجه و تحسین قرار گرفته است.
سالهای اولیه زندگی (۱۸۸۷-۱۹۰۶)
جورجیا اوکیف در سال ۱۸۸۷ در سان پریری، ویسکانسین، از والدینی مهاجر با تبار مجارستانی و ایرلندی به دنیا آمد. او فرزند ارشد خانوادهای پرجمعیت با هفت فرزند بود. از دید بسیاری، والدین اوکیف زوجی نامتعارف به نظر میرسیدند؛ ازدواج بین فرانسیس اوکیف، کشاورز ایرلندی سختکوش، و آیدا توتو، بانوی اروپایی متمدن (که گفته میشد از نوادگان اشراف بود)، که وقار و غروری را که از پدربزرگ مجارستانی خود به ارث برده بود، هرگز کنار نگذاشت. با این وجود، این دو، جورجیای جوان را مستقل و کنجکاو تربیت کردند، یک خواننده مشتاق و کاوشگر جهان.

اگرچه زندگی هنری در نهایت گریبانگیر دختر بزرگ خانواده اوکیف شد، اما او برای همیشه با نگرش آرام و سختکوش پدرش همذاتپنداری میکرد و همیشه به فضاهای باز غرب میانه آمریکا علاقهمند بود. تحصیلات همیشه برای والدینش در اولویت بود، و بنابراین، همه دختران خانواده اوکیف به خوبی آموزش دیدند.
اوکیف از همان اوایل زندگی استعداد هنری خود را نشان داد (اگرچه کسانی که او را در جوانی میشناختند ممکن بود اصرار داشته باشند که خواهر کوچکترش آیدا - که او نیز بعداً نقاش شد - استعداد طبیعی بیشتری داشت). او در مدرسه هنر مؤسسه هنر شیکاگو، اتحادیه دانشجویان هنر، و کالج معلمان کلمبیا تحصیل کرد و توسط نقاشان تأثیرگذار آرتور داو و ویلیام مریت چیس آموزش دید. این آموزشها نقش مهمی در شکلگیری سبک هنری خاص اوکیف و ورودش به دنیای هنر مدرن داشت. او با بهرهگیری از این آموزشها و الهام گرفتن از محیط اطرافش، توانست آثار هنری بینظیری خلق کند که او را به یکی از برجستهترین هنرمندان قرن بیستم تبدیل کرد.
آثار اولیه و تاثیرات (1907-1916)
اوکیف در سال 1907 به نیویورک نقل مکان کرد تا در کلاس های اتحادیه دانشجویان هنر شرکت کند، که به عنوان اولین معرفی او به دنیای هنر مدرن عمل کرد.
در سال 1908، طرح های آگوست رودن توسط آلفرد استیگلیتز، عکاس مدرنیست و گالری دار، در شهر نیویورک به نمایش گذاشته شد. استیگلیتز، صاحب گالری افسانه ای 291، یک روشنفکر و تا حد زیادی، به عنوان کسی شناخته می شود که ایالات متحده را با آثار هنرمندانی مانند رودن، هنری ماتیس و پابلو پیکاسو به مدرنیسم معرفی کرد. استیگلیتز نقش بسزایی در ترویج هنر مدرن در آمریکا داشت.

در حالی که استیگلیتز در محافل هنری که اوکیف در کالج معلمان کلمبیا (جایی که او در سال 1912 شروع به تحصیل کرد) بخشی از آن بود، مورد احترام بود، این دو تقریبا ده سال پس از اولین بازدید نقاش از گالری، به طور رسمی به یکدیگر معرفی نشدند.
در سال 1916، در حالی که جورجیا به دانش آموزان در کارولینای جنوبی هنر تدریس می کرد، آنیتا پولیتزر، دوست صمیمی اوکیف از کالج معلمان که با او مکاتبات زیادی داشت، چند نقاشی را برای نشان دادن به استیگلیتز برد. بنا به افسانه، او با دیدن آنها گفت: "بالاخره یک زن روی کاغذ." اگرچه این داستان احتمالاً ساختگی است، اما تفسیری از کار اوکیف را آشکار می کند که فراتر از عمر هنرمند، آن را دنبال می کند، گویی که زنانگی هنرمند، تنها با نگاه کردن به کار، غیرقابل انکار است. این دیدگاه، اگرچه مورد انتقاد اوکیف قرار گرفت، اما بر شهرت و درک آثار او تأثیر به سزایی گذاشت.
رابطه با آلفرد استیگلیتز (1916-1924)
اگرچه استیگلیتز برای دههها با زن دیگری ازدواج کرده بود (و از او یک دختر داشت)، رابطه عاشقانهای را با اوکیف که 24 سال از او کوچکتر بود آغاز کرد. این زوج عمیقاً عاشق یکدیگر شدند، زیرا هر دو تحت تأثیر تعهد متقابل خود به هنر بودند. اوکیف، علیرغم ماهیت نامشروع رابطه شان، مورد استقبال خانواده استیگلیتز قرار گرفت. این رابطه، به دلیل تفاوت سنی زیاد و شرایط خاص آن زمان، با حواشی زیادی همراه بود.

قبل از شروع رابطه شان، استیگلیتز تا حد زیادی کار عکاسی خود را رها کرده بود. با این حال، عشقی که در اوکیف یافت، اشتیاق خلاقانهای را در او شعلهور کرد و استیگلیتز، اوکیف را یک الهه الهام بخش میدانست و بیش از 300 عکس از او در طول زندگی مشترکشان تهیه کرد. او بیش از 40 عدد از این آثار را در نمایشگاهی در سال 1921 به نمایش گذاشت، که اولین نمایشگاه او پس از سال ها بود.
این زوج در سال 1924، پس از اینکه همسر اول استیگلیتز درخواست طلاق داد، با یکدیگر ازدواج کردند. ازدواج اوکیف و استیگلیتز، نقطه عطفی در زندگی هر دوی آنها به شمار میرفت و تأثیر بسزایی در هنر آنها داشت. استیگلیتز با حمایت از اوکیف، به او کمک کرد تا استعدادهای خود را شکوفا کند و به یکی از برجستهترین هنرمندان زن قرن بیستم تبدیل شود.
دوران پختگی هنری
اوکیف تنها پس از دو سال حضور در نیویورک، مورد تحسین فراوان قرار گرفت. آثارش به طور گسترده مورد بررسی قرار میگرفت و اغلب نقل محافل بود، زیرا ارائه دیدگاه یک زن (هرچند که منتقدان آن دیدگاه را در آثارش جستجو میکردند) بر روی بوم، جذابیت خاصی داشت. این استقبال، نشان دهنده ظهور یک صدای زنانه جدید در عرصه هنر بود.

با این حال، اوکیف معتقد نبود که منتقدان او را به درستی درک کردهاند و در برههای از زمان، از میبل داج، یکی از آشنایان زن، دعوت کرد تا درباره آثارش بنویسد. او از تفسیرهای فرویدی آثارش به عنوان بیانگر یک تمایل جنسی عمیق، به خشم میآمد. این نظرات او را در تغییر مسیرش از انتزاع به نقاشیهای گل نمادینش همراهی کرد، نقاشیهایی که در آن شکوفههای تکی از فاصله نزدیک، کل بوم را پر میکردند. (داج در نهایت درباره آثار اوکیف نوشت، اما نتیجه آن چیزی نبود که هنرمند امید داشت.) اوکیف همواره تلاش میکرد تا پیام و معنای مورد نظر خود را در آثارش به مخاطبان منتقل کند و با تفسیرهای نادرست منتقدان مخالف بود.
اگرچه گالری 291 در سال 1917 تعطیل شد، استیگلیتز گالری دیگری را در سال 1925 افتتاح کرد که آن را گالری صمیمی نامید. از آنجایی که اوکیف به سرعت کار میکرد و آثار زیادی تولید میکرد، سالانه در یک نمایش انفرادی که توسط گالری برگزار میشد، آثارش را به نمایش میگذاشت. این نمایشگاهها، فرصتی برای مخاطبان بود تا با آخرین آثار اوکیف آشنا شوند و سیر تحول هنری او را دنبال کنند.
نیومکزیکو
هر سال، اوکیف و همسرش تابستان را در لیک جورج با خانواده استیگلیتز میگذراندند، ترتیبی که هنرمند را ناامید میکرد، زیرا او ترجیح میداد محیط اطراف خود را کنترل کند و برای نقاشی، دورههای طولانی آرامش و سکوت داشته باشد. این محدودیتها، خلاقیت اوکیف را تحت تاثیر قرار میداد.

در سال 1929، اوکیف سرانجام از این تابستانها در شمال ایالت نیویورک به ستوه آمد. آخرین نمایشگاه او در نیویورک با همان استقبال منتقدان روبرو نشده بود، و بنابراین هنرمند احساس کرد که نیاز دارد از فشارهای شهر فرار کند، شهری که هرگز آن را به اندازه غرب آمریکا دوست نداشت، جایی که بیشتر دهه 20 زندگی خود را به تدریس هنر گذرانده بود. وقتی یکی از دوستان هنرمندش او را به شهر تائوس، که در آن زمان یک مستعمره هنری پر رونق بود، دعوت کرد، تصمیم گرفت به آنجا برود. این سفر زندگی او را تغییر خواهد داد. او هر تابستان، بدون همسرش، به آنجا باز میگشت. در آنجا نقاشیهایی از مناظر، و همچنین طبیعت بیجان جمجمهها و گلها را خلق کرد. نیومکزیکو، الهامبخش بسیاری از آثار برجسته اوکیف شد و تأثیر عمیقی بر سبک هنری او گذاشت.
اواسط دوران حرفهای
در سال 1930، گالری صمیمی تعطیل شد، اما گالری دیگری با نام «مکانی آمریکایی» توسط استیگلیتز جایگزین آن شد که به سادگی «مکان» لقب گرفت. اوکیف نیز آثار خود را در آنجا به نمایش میگذاشت. تقریباً در همان زمان، استیگلیتز رابطه صمیمانهای را با دستیار گالری آغاز کرد، دوستی که باعث ناراحتی شدید جورجیا شد. با این حال، او به نمایش آثارش در "مکان" ادامه داد و متوجه شد که رکود بزرگ تأثیر قابل توجهی بر فروش نقاشیهایش نداشته است. اوکیف توانست در این دوران سخت اقتصادی، جایگاه خود را به عنوان یک هنرمند موفق حفظ کند.
در سال 1943، اوکیف اولین نمایشگاه مروری بر آثارش را در یک موزه بزرگ، در موسسه هنر شیکاگو، جایی که در سال 1905 در آن کلاسهای هنر را گذرانده بود، برگزار کرد. به عنوان یک بومی غرب میانه، نمادگرایی نمایش در مهمترین مؤسسه این منطقه برای هنرمند پنهان نبود. این نمایشگاه، نقطه عطفی در دوران حرفهای اوکیف محسوب میشد و باعث افزایش شهرت و اعتبار او در دنیای هنر شد.

با این حال، موفقیت او با مشکلات مربوط به سلامتی همسرش خدشهدار شد. استیگلیتز که بیست و چهار سال از اوکیف بزرگتر بود، خیلی زودتر از همسرش شروع به کند شدن کرد. به دلیل ضعف قلب، او در سال 1938 دوربین خود را کنار گذاشت و آخرین تصویر را از همسرش گرفت. در سال 1946، آلفرد استیگلیتز درگذشت. اوکیف مرگ او را با وقار مورد انتظار پذیرفت و وظیفه رسیدگی به داراییهای او را بر عهده گرفت، که موفق شد آن را در برخی از بهترین موزههای آمریکا قرار دهد. مدارک او به دانشگاه ییل رفت. مرگ استیگلیتز، تاثیر عمیقی بر اوکیف گذاشت و او را وارد مرحله جدیدی از زندگی هنری کرد.
رنچ شبح و سالهای پایانی زندگی
در سال 1949، جورجیا اوکیف به طور دائم به رنچ شبح نقل مکان کرد، جایی که در سال 1940 ملکی را خریداری کرده بود و بقیه عمر خود را در آنجا سپری کرد. ارتباط معنوی اوکیف با این سرزمین آمریکایی غربی، که ارتعاشات آن را در دوران جوانی خود به عنوان معلمی در تگزاس احساس کرده بود، قابل دست کم گرفتن نیست. او نیومکزیکو را به عنوان منظرهای توصیف کرد که تمام عمر منتظرش بوده است. نیومکزیکو با مناظر بکر و آرامشبخش خود، الهامبخش بسیاری از آثار هنری اوکیف در این دوران شد.
موفقیت، البته، به دنبال او ادامه یافت. در سال 1962، او به عضویت آکادمی معتبر هنر و ادبیات آمریکا انتخاب شد و جایگاه شاعر تازه درگذشته ای. ای. کامینگز را به دست آورد. در سال 1970، تصویر او روی جلد مجله لایف قرار گرفت. در واقع، تصویر او آنقدر در مطبوعات ظاهر میشد که اغلب در انظار عمومی شناخته میشد، اگرچه از توجه مستقیم اجتناب میکرد. نمایشگاههای موزه (از جمله نمایشگاه مروری بر آثارش در موزه هنر آمریکایی ویتنی در سال 1970) مکرر بودند، و همچنین افتخارات متعددی، از جمله مدال آزادی از رئیس جمهور جرالد فورد (1977) و مدال ملی هنر (1985) از رئیس جمهور رونالد ریگان را دریافت کرد. اوکیف در این سالها، به عنوان یکی از مهمترین و تاثیرگذارترین هنرمندان زن آمریکا شناخته میشد.

در سال 1971، اوکیف شروع به از دست دادن بینایی خود کرد، تحولی ویرانگر برای زنی که حرفه اش به آن وابسته بود. با این حال، هنرمند به نقاشی ادامه داد، گاهی اوقات با کمک دستیاران استودیو. بعدها در همان سال، مرد جوانی به نام خوان همیلتون درب خانه او ظاهر شد تا در بسته بندی نقاشیهایش به او کمک کند. این دو یک دوستی عمیق را توسعه دادند، اما بدون ایجاد رسوایی در دنیای هنر. اوکیف در نهایت به دلیل ارتباطش با همیلتون جوان، روابط خود را با دلال قدیمی خود، دوریس برای، قطع کرد و به دوست جدیدش اجازه داد تا بسیاری از تصمیمات مربوط به داراییهایش را بگیرد. این رابطه، با حواشی زیادی همراه بود و انتقادات بسیاری را برانگیخت.
جورجیا اوکیف در سال 1986 در سن 98 سالگی درگذشت. بخش عمدهای از دارایی او به خوان همیلتون رسید که باعث ایجاد اختلاف نظر در بین دوستان و خانواده اوکیف شد. او بخش زیادی از آن را به موزهها و کتابخانهها بخشید و در سمت مشاور در بنیاد جورجیا اوکیف خدمت میکند. اوکیف، میراث گرانبهایی از خود به جای گذاشت و تا به امروز، به عنوان یکی از مهمترین چهرههای هنر مدرن شناخته میشود.
میراث
جورجیا اوکیف همچنان به عنوان یک نقاش مورد تجلیل قرار میگیرد. موزه جورجیا اوکیف، اولین موزهای که به آثار یک هنرمند زن اختصاص داده شده است، در سال 1997 در سانتافه و ابیکیو، نیومکزیکو افتتاح شد. این موزه، گنجینهای از آثار اوکیف را در خود جای داده و به محلی برای پژوهش و بازدید علاقهمندان به هنر تبدیل شده است.
اسناد و مدارک جورجیا اوکیف در کتابخانه کتابهای کمیاب و دستنوشتههای بینکه در دانشگاه ییل نگهداری میشوند، جایی که اسناد و مدارک استیگلیتز نیز در آنجا قرار دارند. این اسناد، اطلاعات ارزشمندی درباره زندگی، آثار و دیدگاههای اوکیف ارائه میدهند.
دهها نمایشگاه موزه به آثار جورجیا اوکیف اختصاص داده شده است، از جمله یک نمایشگاه مروری در مقیاس بزرگ در تیت مدرن در سال 2016، و همچنین بررسی لباسها و وسایل شخصی این هنرمند در موزه بروکلین در سال 2017. این نمایشگاهها، فرصتی برای مخاطبان فراهم میکنند تا با ابعاد مختلف زندگی و هنر اوکیف آشنا شوند و از نزدیک شاهد تاثیرگذاری او بر دنیای هنر باشند.
- بیوگرافی
- هنرهای تجسمی
- هنر