کمپانی هند شرقی: از تجارت ادویه تا حکمرانی خونین بر هند

سرگرمی افسران کمپانی هند شرقی توسط نوازندگان محلی.
Getty Images

کمپانی هند شرقی، که در ابتدا یک شرکت خصوصی بود، پس از سال‌ها جنگ و تلاش‌های دیپلماتیک، در قرن نوزدهم میلادی به حاکم بلامنازع هند تبدیل شد.

این کمپانی در ۳۱ دسامبر ۱۶۰۰ میلادی، تحت فرمان ملکه الیزابت اول، با هدف تجارت ادویه در جزایر اندونزی تاسیس شد. گروهی از بازرگانان لندنی در تاسیس این شرکت نقش داشتند و نخستین کشتی‌های تجاری کمپانی در فوریه ۱۶۰۱ میلادی از انگلستان عازم شرق شدند.

پس از درگیری‌های متعدد با بازرگانان هلندی و پرتغالی فعال در "جزایر ادویه"، کمپانی هند شرقی تمرکز خود را بر تجارت در شبه قاره هند معطوف کرد و بدین ترتیب فصل نوینی در تاریخ این کمپانی رقم خورد.

تغییر تمرکز کمپانی هند شرقی به واردات از هند

در اوایل دهه ۱۶۰۰ میلادی، کمپانی هند شرقی روابط تجاری خود را با حاکمان گورکانی هند آغاز کرد. در سواحل هند، بازرگانان انگلیسی پایگاه‌هایی تجاری ایجاد کردند که بعدها به شهرهای مهمی مانند بمبئی، مدرس و کلکته تبدیل شدند.

محصولات متنوعی از جمله ابریشم، پنبه، شکر، چای و تریاک از هند به انگلستان صادر می‌شد. در مقابل، کالاهای انگلیسی مانند پشم، نقره و سایر فلزات به هند وارد می‌گردید.

کمپانی برای محافظت از مراکز تجاری خود، مجبور به استخدام ارتش خصوصی شد. بدین ترتیب، آنچه در ابتدا یک شرکت تجاری صرف بود، به تدریج به یک سازمان نظامی و دیپلماتیک نیز تبدیل شد.

گسترش نفوذ بریتانیا در هند در قرن هجدهم

در اوایل قرن هجدهم، امپراتوری مغول رو به زوال رفت و مهاجمان مختلف، از جمله ایرانیان و افغان‌ها، وارد هند شدند. اما تهدید اصلی برای منافع بریتانیا از سوی فرانسوی‌ها بود که شروع به تصرف مراکز تجاری بریتانیا کردند.

در نبرد پلاسی در سال 1757، نیروهای کمپانی هند شرقی، با وجود اینکه از نظر تعداد بسیار کمتر بودند، نیروهای هندی تحت حمایت فرانسه را شکست دادند. بریتانیایی‌ها، به رهبری رابرت کلایو، با موفقیت جلوی پیشروی فرانسوی‌ها را گرفتند. و کمپانی مالکیت بنگال، منطقه مهمی در شمال شرقی هند، را به دست آورد که به طور قابل توجهی دارایی‌های کمپانی را افزایش داد.

در اواخر دهه 1700، مقامات کمپانی به دلیل بازگشت به انگلستان و به نمایش گذاشتن ثروت هنگفتی که در هند به دست آورده بودند، بدنام شدند. آنها را "نابوب" می‌نامیدند، که تلفظ انگلیسی کلمه نواب، به معنای رهبر مغول، بود.

دولت بریتانیا که از گزارش‌های مربوط به فساد گسترده در هند نگران شده بود، شروع به کنترل امور کمپانی کرد. دولت شروع به تعیین بالاترین مقام کمپانی، یعنی فرماندار کل، کرد.

اولین کسی که به مقام فرماندار کل رسید، وارن هستینگز بود که سرانجام زمانی که اعضای پارلمان از زیاده‌روی‌های اقتصادی نواب‌ها ناراحت شدند، استیضاح شد.

کمپانی هند شرقی در اوایل دهه 1800

لرد کورنوالیس، جانشین هستینگز (که در آمریکا به دلیل تسلیم شدن در برابر جورج واشنگتن در طول خدمت سربازی خود در جنگ استقلال آمریکا به یاد می‌آید)، از سال 1786 تا 1793 به عنوان فرماندار کل خدمت کرد. کورنوالیس الگویی را ایجاد کرد که سال‌ها دنبال شد، اصلاحاتی را ایجاد کرد و فسادی را ریشه‌کن کرد که به کارمندان شرکت اجازه می‌داد ثروت شخصی زیادی جمع کنند.

ریچارد ولزلی، که از سال 1798 تا 1805 به عنوان فرماندار کل در هند خدمت کرد، در گسترش حکومت کمپانی در هند مؤثر بود. او در سال 1799 دستور حمله و تصرف میسور را صادر کرد. و دهه‌های اول قرن نوزدهم به دوره‌ای از موفقیت‌های نظامی و تصرفات ارضی برای کمپانی تبدیل شد.

در سال 1833، قانون دولت هند که توسط پارلمان تصویب شد، در واقع به تجارت کمپانی پایان داد، و کمپانی اساساً به دولت بالفعل در هند تبدیل شد.

در اواخر دهه 1840 و 1850، فرماندار کل هند، لرد دالهاوزی، شروع به استفاده از سیاستی معروف به "دکترین انقراض" برای به دست آوردن قلمرو کرد. این سیاست بیان می‌کرد که اگر یک حاکم هندی بدون وارث بمیرد، یا مشخص شود که بی‌کفایت است، بریتانیا می‌تواند قلمرو را تصرف کند.

بریتانیا با استفاده از این دکترین، قلمرو و درآمد خود را گسترش داد. اما این امر از سوی مردم هند نامشروع تلقی شد و منجر به اختلاف شد.

اختلافات مذهبی منجر به شورش سپوی در سال 1857 شد

در طول دهه های 1830 و 1840، تنش ها بین کمپانی و جمعیت هند افزایش یافت. علاوه بر تصرف زمین ها توسط بریتانیا که باعث خشم گسترده شد، مشکلات بسیاری نیز حول محور مسائل مذهبی متمرکز بود.

تعدادی از مبلغان مسیحی توسط کمپانی هند شرقی اجازه ورود به هند را پیدا کرده بودند. و جمعیت بومی کم کم متقاعد شدند که بریتانیا قصد دارد کل شبه قاره هند را به مسیحیت تبدیل کند.

در اواخر دهه 1850، معرفی نوع جدیدی از فشنگ برای تفنگ انفیلد به نقطه کانونی تبدیل شد. این فشنگ ها در کاغذی پیچیده شده بودند که با گریس پوشانده شده بود تا سراندن فشنگ در لوله تفنگ آسان تر شود.

در میان سربازان بومی که توسط کمپانی استخدام شده بودند، که به عنوان سپوی شناخته می شدند، شایعاتی پخش شد مبنی بر اینکه گریس مورد استفاده در ساخت فشنگ ها از گاو و خوک گرفته شده است. از آنجایی که این حیوانات برای هندوها و مسلمانان ممنوع بود، حتی این سوء ظن وجود داشت که بریتانیا عمداً قصد دارد ادیان مردم هند را تضعیف کند.

خشم از استفاده از گریس و امتناع از استفاده از فشنگ های جدید تفنگ، منجر به شورش خونین سپوی در بهار و تابستان 1857 شد.

آغاز خشونت، که به عنوان قیام هند در سال 1857 نیز شناخته می شد، به طور موثر به پایان کمپانی هند شرقی منجر شد.

پس از قیام در هند، دولت بریتانیا کمپانی را منحل کرد. پارلمان قانون دولت هند در سال 1858 را تصویب کرد که به نقش کمپانی در هند پایان داد و اعلام کرد که هند توسط تاج و تخت بریتانیا اداره خواهد شد.

دفتر مرکزی چشمگیر کمپانی در لندن، خانه هند شرقی، در سال 1861 تخریب شد.

در سال 1876 ملکه ویکتوریا خود را "ملکه هند" اعلام کرد. و بریتانیا تا زمان دستیابی به استقلال در اواخر دهه 1940، کنترل هند را در دست خواهد داشت.

تاریخ آمریکا