لویی داگر: زندگی‌نامه مخترع داگروتیپ، پدر عکاسی مدرن

لویی داگر
Imagno / Getty Images

لویی ژاک مَنده داگر (Louis-Jacques-Mandé Daguerre)، متولد ۱۸ نوامبر ۱۷۸۷ و درگذشته ۱۰ جولای ۱۸۵۱، نامی است که با تاریخچه عکاسی گره خورده است. او را به عنوان مخترع داگروتیپ، نخستین شکل عکاسی مدرن، می‌شناسند. داگر، که در ابتدا به عنوان نقاش صحنه اپرا فعالیت می‌کرد و به جلوه‌های نوری علاقه‌مند بود، از دهه ۱۸۲۰ به بعد، آزمایش‌هایی را بر روی تأثیرات نور بر نقاشی‌های نیمه‌شفاف آغاز کرد. این تلاش‌ها او را به جایگاه یکی از پدران عکاسی رساند.

نکات برجسته درباره لویی داگر

  • شهرت: مخترع عکاسی مدرن (داگروتیپ)
  • نام دیگر: لویی-ژاک-منده داگر
  • تاریخ تولد: ۱۸ نوامبر ۱۷۸۷ در کورمی-آن-پاریزی، ول-دوآز، فرانسه
  • والدین: لویی ژاک داگر، آن آنتوانت اوتر
  • تاریخ فوت: ۱۰ جولای ۱۸۵۱ در بری-سور-مارن، فرانسه
  • تحصیلات: شاگرد پیر پروو، اولین نقاش پانورامای فرانسوی
  • افتخارات: دریافت نشان لژیون دونور؛ دریافت مستمری در ازای فرآیند عکاسی خود.
  • همسر: لوئیز جورجینا آرو-اسمیت
  • نقل قول معروف: "داگروتیپ صرفاً ابزاری برای ترسیم طبیعت نیست؛ بلکه فرآیندی شیمیایی و فیزیکی است که به طبیعت این قدرت را می‌دهد تا خود را بازتولید کند."

آغاز زندگی و شکوفایی استعداد

لویی ژاک مَنده داگر، در سال ۱۷۸۷ در شهر کوچک کورمی-آن-پاریزی دیده به جهان گشود. خانواده‌اش پس از مدتی به شهر اورلئان نقل مکان کردند. اگرچه والدین او ثروتمند نبودند، اما استعداد هنری فرزندشان را به‌خوبی تشخیص دادند. همین امر سبب شد تا داگر جوان بتواند به پاریس سفر کرده و نزد پیر پروو (Pierre Prévost)، نقاش پانوراما، به تحصیل مشغول شود. پانوراماها، نقاشی‌های وسیع و منحنی شکلی بودند که عمدتاً برای استفاده در تئاترها طراحی می‌شدند. این آموزش، نقطه آغازی بود برای شکل‌گیری نبوغی که بعدها دنیای عکاسی را متحول کرد.

تئاترهای دیوراما: جلوه‌ای نو در دنیای سرگرمی

در بهار سال ۱۸۲۱، داگر با همکاری شارل بوتون (Charles Bouton) اقدام به تأسیس یک تئاتر دیوراما کرد. بوتون که نقاشی باتجربه‌تر بود، در نهایت از این پروژه کناره‌گیری کرد و مسئولیت کامل تئاتر دیوراما به داگر واگذار شد.

اولین تئاتر دیوراما در پاریس، در مجاورت استودیوی داگر ساخته شد. نخستین نمایشگاه در جولای ۱۸۲۲ با نمایش دو تابلوی نقاشی، یکی اثر داگر و دیگری اثر بوتون، افتتاح شد. این روال به یک الگو تبدیل شد؛ به طوری که هر نمایشگاه معمولاً شامل دو تابلوی نقاشی بود که هر کدام توسط یکی از هنرمندان خلق شده بود. همچنین، یکی از تابلوها نمای داخلی و دیگری منظره‌ای از طبیعت را به تصویر می‌کشید.

دیوراما در یک اتاق گرد به قطر ۱۲ متر اجرا می‌شد که ظرفیت پذیرایی از ۳۵۰ نفر را داشت. اتاق می‌چرخید و یک پرده بزرگ نیمه‌شفاف را که از هر دو طرف نقاشی شده بود، به نمایش می‌گذاشت. در این نمایش از نورپردازی ویژه‌ای استفاده می‌شد تا پرده را شفاف یا مات کند. پنل‌های اضافی نیز برای ایجاد جلوه‌هایی مانند مه غلیظ، آفتاب درخشان و سایر شرایط به تابلوها اضافه می‌شد. هر نمایش حدود ۱۵ دقیقه به طول می‌انجامید و سپس صحنه چرخانده می‌شد تا نمایش دوم و کاملاً متفاوتی ارائه شود.

دیوراما به یک رسانه جدید و محبوب تبدیل شد و تقلیدکنندگان زیادی پیدا کرد. تئاتر دیوراما دیگری در لندن افتتاح شد که ساخت آن تنها چهار ماه به طول انجامید و در سپتامبر ۱۸۲۳ آغاز به کار کرد.

همکاری با ژوزف نیسفور نیِپس: گامی به سوی تثبیت تصاویر

داگر به طور مرتب از دوربین عکاسی ابسکورا (Camera Obscura) به عنوان ابزاری کمکی در نقاشی‌های پرسپکتیو استفاده می‌کرد. همین امر او را به فکر یافتن راه‌هایی برای تثبیت تصاویر انداخت. در سال ۱۸۲۶، او با آثار ژوزف نیسفور نیِپس (Joseph Niépce) آشنا شد. نیِپس مشغول کار بر روی تکنیکی برای تثبیت تصاویری بود که با دوربین عکاسی ابسکورا گرفته می‌شدند.

در سال ۱۸۳۲، داگر و نیِپس از یک ماده حساس به نور بر پایه روغن اسطوخودوس استفاده کردند. این فرآیند موفقیت‌آمیز بود و آن‌ها توانستند تصاویر پایداری را در کمتر از هشت ساعت به دست آورند. این فرآیند، فیزاوتیپ (Physautotype) نامیده شد. این همکاری، نقطه عطفی در مسیر توسعه عکاسی به شمار می‌رفت.

داگروتیپ: تولد عکاسی مدرن

پس از مرگ نیِپس، داگر به آزمایش‌های خود با هدف توسعه یک روش راحت‌تر و مؤثرتر برای عکاسی ادامه داد. یک اتفاق خوشایند منجر به کشف او شد: بخار جیوه حاصل از شکستن یک دماسنج، می‌توانست سرعت ظهور یک تصویر نهفته را از هشت ساعت به تنها ۳۰ دقیقه کاهش دهد!

داگر فرآیند داگروتیپ را در ۱۹ اوت ۱۸۳۹ در جلسه‌ای در آکادمی علوم فرانسه در پاریس به عموم معرفی کرد. بعدها در همان سال، داگر و پسر نیِپس، حقوق داگروتیپ را به دولت فرانسه فروختند و جزوه‌ای را در توضیح این فرآیند منتشر کردند. این رویداد، نقطه عطفی در تاریخ عکاسی و آغاز عصر عکاسی مدرن محسوب می‌شود.

فرآیند داگروتیپ: از آماده‌سازی صفحه تا ظهور تصویر

داگروتیپ یک فرآیند مستقیم مثبت است که تصویری بسیار دقیق را بر روی یک ورق مسی با روکش نازکی از نقره و بدون استفاده از نگاتیو ایجاد می‌کند. این فرآیند نیازمند دقت و مراقبت فراوان بود. ابتدا باید صفحه مسی با روکش نقره تمیز و صیقل داده می‌شد تا سطح آن مانند یک آینه به نظر برسد. سپس، صفحه در یک جعبه بسته بر روی ید حساس می‌شد تا ظاهری زرد-صورتی به خود بگیرد. صفحه، که در یک نگهدارنده ضد نور قرار داده شده بود، سپس به دوربین عکاسی منتقل می‌شد. پس از قرار گرفتن در معرض نور، صفحه بر روی جیوه داغ ظاهر می‌شد تا تصویر نمایان شود. برای تثبیت تصویر، صفحه در محلولی از تیوسولفات سدیم یا نمک غوطه ور می‌شد و سپس با کلرید طلا تونینگ می‌شد.

زمان نوردهی برای اولین داگروتیپ‌ها بین ۳ تا ۱۵ دقیقه متغیر بود که این امر، فرآیند را برای پرتره‌نگاری تقریباً غیرعملی می‌کرد. تغییرات در فرآیند حساس‌سازی، همراه با بهبود لنزهای عکاسی، به زودی زمان نوردهی را به کمتر از یک دقیقه کاهش داد.

اگرچه داگروتیپ‌ها تصاویر منحصر به فردی هستند، اما می‌توان با داگروتیپ مجدد از نسخه اصلی، از آن‌ها کپی‌برداری کرد. نسخه‌ها همچنین از طریق لیتوگرافی یا حکاکی تولید می‌شدند. پرتره‌های مبتنی بر داگروتیپ‌ها در نشریات و کتاب‌های محبوب ظاهر می‌شدند. جیمز گوردون بنت، سردبیر نیویورک هرالد، برای داگروتیپ خود در استودیوی برادی ژست گرفت. یک حکاکی بر اساس این داگروتیپ بعداً در Democratic Review منتشر شد.

داگروتیپ در آمریکا: استقبال از فناوری جدید

عکاسان آمریکایی به سرعت از این اختراع جدید، که قادر به ثبت "شباهتی واقعی" بود، بهره بردند. داگروتیپیست‌ها در شهرهای بزرگ، از افراد مشهور و چهره‌های سیاسی دعوت می‌کردند تا به استودیوهای آن‌ها بیایند، به این امید که بتوانند تصویری از آن‌ها را برای نمایش در ویترین‌ها و قسمت پذیرایی خود به دست آورند. آن‌ها مردم را تشویق می‌کردند تا از گالری‌های آن‌ها، که مانند موزه‌ها بودند، بازدید کنند، به این امید که آن‌ها نیز تمایل به عکاسی پیدا کنند. تا سال ۱۸۵۰، تنها در شهر نیویورک بیش از ۷۰ استودیوی داگروتیپ وجود داشت.

خودنگاره (سلفی) رابرت کورنلیوس (Robert Cornelius) در سال ۱۸۳۹، قدیمی‌ترین پرتره عکاسی موجود در آمریکاست. کورنلیوس (۱۸۰۹-۱۸۹۳) با کار در فضای باز برای استفاده از نور، در حیاط پشتی فروشگاه چراغ و لوستر خانواده‌اش در فیلادلفیا، با موهای نامرتب و دستانی که روی سینه جمع کرده بود، در مقابل دوربین عکاسی خود ایستاد و به دوردست خیره شد، گویی سعی داشت تصور کند پرتره‌اش چگونه به نظر خواهد رسید.

کورنلیوس و شریک خاموشش، دکتر پل بک گودارد (Dr. Paul Beck Goddard)، حدوداً در ماه مه ۱۸۴۰ یک استودیوی داگروتیپ در فیلادلفیا افتتاح کردند و بهبودهایی در فرآیند داگروتیپ ایجاد کردند که به آن‌ها امکان می‌داد پرتره‌ها را در عرض چند ثانیه، به جای بازه زمانی سه تا پانزده دقیقه‌ای، تهیه کنند. کورنلیوس به مدت دو سال و نیم استودیوی خود را اداره کرد و سپس برای کار در تجارت رو به رشد چراغ گاز خانواده‌اش بازگشت.

پایان زندگی

داگر در اواخر عمر خود به حومه پاریس، بری-سور-مارن (Bry-sur-Marne) بازگشت و نقاشی دیوراما برای کلیساها را از سر گرفت. او در ۱۰ جولای ۱۸۵۱ در سن ۶۳ سالگی در این شهر درگذشت.

میراث ماندگار

داگر اغلب به عنوان پدر عکاسی مدرن توصیف می‌شود، سهمی عمده در فرهنگ معاصر. عکاسی به عنوان یک رسانه دموکراتیک، فرصتی را برای طبقه متوسط فراهم کرد تا به پرتره‌های مقرون به صرفه دست یابند. محبوبیت داگروتیپ در اواخر دهه ۱۸۵۰ با ظهور آمبروتایپ (Ambrotype)، یک فرآیند عکاسی سریع‌تر و ارزان‌تر، کاهش یافت. امروزه، تعدادی از عکاسان معاصر این فرآیند را احیا کرده‌اند. میراث داگر، همواره به عنوان نقطه عطفی در تاریخ هنر و فناوری باقی خواهد ماند.

بیوگرافی