زندگی‌نامه جان کیتس، شاعر رمانتیک انگلیسی

جان کیتس

جان کیتس (۳۱ اکتبر ۱۷۹۵ - ۲۳ فوریه ۱۸۲۱) یک شاعر رمانتیک انگلیسی از نسل دوم بود، هم عصر با لرد بایرون و پرسی بیش شلی. او بیشتر به خاطر اویدهایش شناخته می شود، از جمله "اوید به گلدان یونانی" و "اوید به بلبل"، و همچنین شعر بلندش "اندیمیون". استفاده او از تصاویری حسی و جملاتی مثل "زیبایی حقیقت است و حقیقت زیبایی است" او را به پیشرو aestheticism تبدیل کرد.

  • شناخته شده برای: شاعر رمانتیک معروف به جستجوی کمال در شعر و استفاده از تصاویری زنده. اشعار او به عنوان برخی از بهترین ها در زبان انگلیسی شناخته می شوند.
  • متولد شده: ۳۱ اکتبر ۱۷۹۵ در لندن، انگلیس
  • والدین: توماس کیتس و فرانسیس جنینگز
  • درگذشته: ۲۳ فوریه ۱۸۲۱ در رم، ایتالیا
  • تحصیلات: کالج کینگ، لندن
  • آثار منتخب: "خواب و شعر" (۱۸۱۶)، "اوید بر گلدان یونانی" (۱۸۱۹)، "اوید به بلبل" (۱۸۱۹)، "هایپرین" (۱۸۱۸-۱۹)، اندیمیون (۱۸۱۸)
  • نقل قول قابل توجه: "زیبایی حقیقت است، حقیقت زیبایی است، - این تمام چیزی است که شما در زمین می دانید و تمام چیزی است که شما نیاز دارید بدانید."

زندگی اولیه

جان کیتس در ۳۱ اکتبر ۱۷۹۵ در لندن به دنیا آمد. توماس کیتس (که در اصطبل ها در مسافرخانه «سوان و هوپ» کار می کرد و بعدها مدیریت آن را بر عهده گرفت) و فرانسیس جنینگز والدین او بودند. جان کیتس سه خواهر و برادر کوچکتر داشت: جورج، توماس و فرانسیس مری، که به عنوان فنی شناخته می شود. پدرش در آوریل ۱۸۰۴ در یک تصادف سوارکاری درگذشت، بدون اینکه وصیت نامه ای بر جای بگذارد.

در سال ۱۸۰۳، والدین کیتس او را به مدرسه جان کلارک در انفیلد فرستادند، که نزدیک خانه پدربزرگ و مادربزرگش بود و یک برنامه درسی پیشرفته و مدرن تر از سایر مؤسسات مشابه داشت. جان کلارک علاقه کیتس را به مطالعات کلاسیک و تاریخ تقویت کرد. چارلز کادون کلارک، پسر مدیر، برای کیتس شخصیت معلمی شد و او را با نویسندگان رنسانس مانند توریاتو تاسو و اسپنسر و آثار جورج چپمن آشنا کرد. کیتس جوان، پسربچه ای با خلق وخوی خاص، تنبل و عاصی بود. اما از سن ۱۳ سالگی، انرژی هایش را به سمت دستیابی به موفقیت های علمی سوق داد، به حدی که در اوایل تابستان ۱۸۰۹، اولین جایزه علمی خود را کسب کرد.

 جان کیتس، شاعر رمانتیک انگلیسی.

مادر کیتس در ۱۴ سالگی به علت سل درگذشت و ریچارد ابی و جان سندل به عنوان قیم کیتس و خواهر و برادرانش منصوب شدند. همان سال، کیتس مدرسه جان کلارک را ترک کرد تا به عنوان کارآموز جراح و داروساز توماس هموند، پزشک خانواده مادرش، مشغول به کار شود. کیتس تا سال ۱۸۱۳ در زیر شیروانی بالای مطب هموند زندگی می کرد.

کارهای اولیه

کیتس اولین شعر خود، "شبیه سازی اسپنسر"، را در سال ۱۸۱۴ و در سن ۱۹ سالگی نوشت. پس از اتمام کارآموزی خود با هموند، کیتس در اکتبر ۱۸۱۵ به عنوان دانشجوی پزشکی در بیمارستان گای ثبت نام کرد. در آنجا، او شروع به کمک به جراحان ارشد بیمارستان در طی جراحی ها کرد که شغلی با مسئولیت زیاد بود. این شغل زمان بر بود و باعث محدود شدن خلاقیتش می شد که برای او ناامیدکننده بود. او آرزوی شاعری داشت و از افرادی همچون لی هانت و لرد بایرون تحسین می کرد.

جان کیتس در سال 1816 موفق به دریافت پروانه داروسازی شد که او را به عنوان داروساز، پزشک و جراح حرفه ای معرفی کرد. اما او اعلام کرد که به شعرپردازی خواهد پرداخت. نخستین شعر منتشر شده ی او، سونات «ای تنهایی» بود که در مجله «اکسامینر» به ویرایش لی هانت منتشر شد. در تابستان 1816، هنگام گذراندن تعطیلات با چارلز کادون کلارک در مارگیت، کیتس کار بر روی شعر «کالیگاته» را آغاز کرد. و پس از پایان تابستان، دوباره به تحصیل در رشته جراحی برای عضویت در کالج سلطنتی جراحان ادامه داد.

خانه جان کیتس

خانه کیتس، همپستید، لندن، 1912. خانه سابق شاعر جان کیتس (1795-1821) اکنون به یک موزه تبدیل شده است. همپستید در زمان کیتس یک روستا بود که اکنون جزو لندن است.

اشعار (1817)

خواب و شعر

چه چیزی نرم تر از نسیم در تابستان است؟چه چیزی آرامش بخش تر از زنبوری زیباستکه یک لحظه در یک گل باز می ماند،و به شادی از بابل به بابل دیگر زوزه می کشد؟چه چیزی آرام تر از گل مِسک می باشدکه در جزیره ای سبز، دور از آگاهی همه ی مردم می روید؟بیشتر از سرسبزی دره ها سالم است؟بیشتر از لانه ی بلبل ها پنهانی است؟بیشتر از چهره ی کوردلیا آرامش بخش است؟پر از رویاها بیشتر از یک رمان بلند؟خواب، ای تو! نرم ترین نزدیک شونده به چشمان ما!صدای آرام لالایی های لطیف!وارد شونده ای سبک بال نزد بالش های خوشحال ما!تاجی از غنچه های خشخاش و بیدهای گریان!سکوتی که موهای زیبایی را در بر می گیرد!خوشحال ترین شنونده! وقتی صبح تو را برکت می دهدکه تو همه ی چشمان شاداب را زنده نگه می داریکه با درخشش به طلوع آفتاب جدید نگاه می کنند.

به لطف کلارک، کیتس با لی هانت (در اکتبر 1816) ملاقات کرد که او را به ویرایشگر تایمز، توماس بارنز، رهبر ارکستر، توماس نوول و شاعر، جان همیلتون رینولدز معرفی کرد. سپس کیتس اولین مجموعه شعرش، «اشعار»، را منتشر کرد که شامل «خواب و شعر» و «من ایستاده ام» بود، اما منتقدان آن را مورد انتقاد قرار دادند. ناشران اشعار، چارلز و جیمز اولیئر، از این کار احساس شرمساری کردند و این مجموعه ی شعر توجه کمی را به خود جلب کرد. کیتس به سرعت به ناشران دیگری مانند تیلور و هسی رفت که به شدت از کار او حمایت کردند. یک ماه پس از انتشار اشعار، کیتس یک پیش پرداخت و قراردادی برای کتاب جدیدش دریافت کرد. هسی همچنین به دوستی نزدیک با کیتس تبدیل شد. از طریق هسی و شریکش، کیتس با وکیل تحصیل کرده در اتون، ریچارد وودهاوس، که دوستدار آثا کیتس بود و به عنوان مشاور قانونی اش خدمت کرد، آشنا شد. وودهاوس جمع آوری کننده ی پرشور مواد مرتبط با کیتس بود که به کیتسیا معروف است و مجموعه اش یکی از مهم ترین منابع اطلاعات درباره ی آثار کیتس است. کیتس همچنین به حلقه ویلیام هازلیت پیوست و به این ترتیب، شهرتی برای خود به عنوان نماینده ای از یک مدرسه شعر نوین کسب کرد.

پس از خروج رسمی از دوره آموزشی بیمارستان در دسامبر 1816، سلامت کیتس به شدت آسیب دید. او در آوریل 1817 پس از ترک اتاق های مرطوب لندن به روستای همپستید رفت تا با برادرانش زندگی کند، اما او و برادرش جورج مجبور به مراقبت از برادرشان تام شدند که به سل مبتلا شده بود. این شرایط زندگی جدید کیتس را نزدیک به ساموئل تی. کُلریج، شاعر سالخورده نسل اول رمانتیک ها، که در هایگیت زندگی می کرد، آورد. در 11 آوریل 1818، آنها با هم در همپستید هیث قدم زدند و درباره ی «بلبل ها، شعر، حس شعر و متافیزیک» صحبت کردند.

لرد بایرون، رابرت سوتی، والتر اسکات، ساموئل تیلور کُلریج، جان کیتس و رابرت مونتگومری

تصویر قدیمی از 1874 که لرد بایرون، رابرت سوتی، والتر اسکات، ساموئل تیلور کُلریج، جان کیتس و رابرت مونتگومری را نشان می دهد.

در تابستان 1818، کیتس شروع به سفر به اسکاتلند، ایرلند و منطقه دریاچه ها کرد، اما در ژوئیه همان سال، زمانی که در جزیره مول بود، سرماخوردگی شدیدی گرفت که او را مجبور به بازگشت به سمت جنوب کرد. برادر کیتس، تام، در 1 دسامبر 1818 به خاطر سل از دنیا رفت.

سالی بزرگ (1818-19)

غزل بر روی یک کوزه یونانی

ای عروس خاموشی که هنوز خراب نشده ای،ای فرزند پرورده سکوت و زمان آهسته،تاریخ نگار جنگلی، که می توانی به این شکل بیان کنیقصه ای گلدار شیرین تر از شعر ما:چه افسانه ای با لایه های برگ دور شمایاستاز خداوندان یا انسان ها، یا هر دو،در تمپه یا در دره های آرکادی؟این مردان یا خداوندان چه کسانی هستند؟ این دوشیزگان دل زده چه کسانی هستند؟چه تعقیب دیوانه وار؟ چه تلاشی برای فرار؟چه لوله ها و سازها؟ چه سرخوشی وحشیانه؟

“غزل بر روی یک کوزه یونانی”، خطوط 1—10

کیتس به محل ونت ورث در حاشیه همپستد هیث، که ملک دوستش چارلز آرمیتاژ برون بود، نقل مکان کرد. در این زمان، او بالغ ترین آثارش را نوشت: او در بهار 1819 پنج مورد از شش غزل بزرگش را سرود (“غزل به سایکی”، “غزل به یوزف شبانه”، “غزل بر روی یک کوزه یونانی”، “غزل بر روی ملال” و “غزل بر روی تنبلی”). همچنین در سال 1818، او "اندیمون" را منتشر کرد که مشابه شعرهایش، مورد استقبال منتقدان قرار نگرفت. ارزیابی های تند و زننده شامل “احمقانه ترین نادانی” از جان گیبسون لاکهارت برای "The Quarterly Review" بود که همچنین فکر می کرد کیتس بهتر است به شغل داروسازی خود برگردد، زیرا “داروساز گرسنه بودن” را نسبت به شاعر گرسنه بودن عاقلانه تر می دانست. لاکهارت همچنین هانت، هازلت و کیتس را به عنوان اعضای “مدرسه کاکنی” دسته بندی کرد که به سبک شعرشان و کمبود آموزش کلاسیکِ سنتی که نشان دهنده تعلق به اشراف یا طبقه بالا بود، حسادت می کرد.

در برهه ای از سال 1819، کیتس به قدری از لحاظ مالی در تنگنا بود که به فکر تبدیل شدن به خبرنگار یا جراح بر روی یک کشتی افتاده بود. در سال 1819، او "شب سنت آدینه"، "دوشیزه زیبا بدون رحم"، "هایپرون"، "لامیا" و نمایشنامه "اوتو بزرگ" را نوشت. او این شعرها را برای بررسی به ناشرانش ارائه داد، اما آن ها تحت تأثیر کارهایش قرار نگرفتند. آن ها "شب سنت آدینه" را به خاطر "احساس ناخوشایند کینه" و "دون خوان" را برای خانم ها نامناسب قلمداد کردند.

رم (1820-21)

در طول سال 1820، علائم بیماری سل در جان کیتس شدیدتر شد. او در فوریه 1820 دوبار خون سرفه کرد و سپس پزشک معالج او را خونریزی کرد. لی هانت از او مراقبت کرد، اما بعد از تابستان، کیتس مجبور شد با دوستش، جوزف سورن، به رم برود. سفر آنها با کشتی ماریای کروتر نوعی دشواری داشت، زیرا آرامش مرده با طوفان ها متناوب بود و هنگام رسیدن به بندر، به خاطر شیوع وبا در بریتانیا، قرنطینه شدند. او در 14 نوامبر به رم رسید، هرچند در آن زمان دیگر نتوانسته بود جویای آب و هوای گرم برای سلامتی خود شود. پس از ورود به رم، کیتس همچنین با مشکلات شکمی، به جز مشکلات تنفسی، مواجه شد و به او برای تسکین درد، تریاک داده نشد، زیرا تصور می شد که ممکن است از آن به عنوان راهی برای خودکشی استفاده کند. با وجود مراقبت های سورن، کیتس در شرایطی دائم از عذاب رنج می برد تا جایی که وقتی بیدار می شد، به خاطر زنده بودنش می گریست.

مرگ

مرگ جان کیتس

کیتس در رم در 23 فوریه 1821 درگذشت. بقایای او در قبرستان پروتستان های رم به خاک سپرده شده اند. روی سنگ قبر او نوشته شده است: "اینجا کسی خوابیده است که نامش بر روی آب نوشته شده است." هفت هفته پس از تشییع جنازه، شلی شعر ادونیس را نوشت که به یاد کیتس بود. این اثر شامل 495 خط و 55 استنزا به سبک اسپنسرین است.

ستاره های روشن: آشنایان زن

ستاره روشن

ستاره روشن، ای کاش ثابت و استوار مانند تو بودم—نه در شکوه تنها آویخته در شب و در حال تماشای، با پلک های ابدی باز، مانند زهدانی صبور و بی خواب طبیعت، آب های متحرک در کار کشیش گونه خود از شستشوی خالص دور سواحل انسانی زمین، یا در حال خیره شدن به ماسک نرم تازه افتاده برف بر روی کوه ها و باتلاق ها—نه—اما هنوز ثابت و بدون تغییر، بر روی سینه ی به آرامی در حال رشد عشق زیبایم، تا برای همیشه احساس سقوط و رشد نرم آن را داشته باشم، برای همیشه بیدار در یک بی قراری شیرین، هنوز، هنوز صدای نفس های نرم او را بشنوم، و اینگونه برای همیشه زندگی کنم—وگرنه به مرگ غش کنم.

در زندگی جان کیتس دو زن مهم وجود داشتند. اولین آنها ایزابللا جونز بود که او در 1817 با او آشنا شد. کیتس به طور همزمان به او جذب شد، هم از نظر فکری و هم از نظر جنسی، و در نامه هایش به برادرش جورج درباره رفت و آمد به "اتاق های او" در زمستان 1818-19 و رابطه فیزیکی شان نوشت که او "با او گرم می شود" و "او را می بوسد." سپس او در پاییز 1818 با فنی براون آشنا شد. او استعداد دوخت لباس، زبان ها و کشش تئاتری داشت. تا اواخر پاییز 1818، رابطه آنها عمیق تر شد و در طی سال آینده، کیتس کتاب هایی مانند دوزخ دانته را به او قرض داد. تا تابستان 1819، آنها نامزدی غیررسمی داشتند، عمدتاً به دلیل وضعیت وخیم کیتس، و رابطه آنها بدون برقراری بود. در آخرین ماه های رابطه شان، عشق کیتس به سمت تاریکی و ناامیدی سوق پیدا کرد و در شعرهایی مانند "بانوی زیبا بی رحم" و "شب سنت آکنس"، عشق به شدت با مرگ مرتبط شد. آنها در سپتامبر 1820 جدا شدند و کیتس به دلیل وخامت وضعیت سلامتی اش توصیه شد که به مناطق گرمتر برود. او به رم رفت و می دانست که مرگ نزدیک است: او پنج ماه بعد درگذشت.

مناسب ترین شعر "ستاره روشن" ابتدا برای ایزابللا جونز سروده شده بود، اما پس از ویرایش، آن را به فنی براون اهدا کرد.

تم ها و سبک ادبی

جان کیتس، شاعر معروف انگلیسی، در آثار خود اغلب مضامین جدی و طنز را به طرز زیبایی در کنار هم قرار می دهد. او مانند سایر شاعران رمانتیک، با میراث شاعران بزرگ پیش از خود دست و پنجه نرم می کرد و این میراث، به نوعی مانع آزادی خیال او بود. میلتون، شاعر بزرگ انگلیسی، یکی از این موارد مهم است. شاعران رمانتیک او را هم می پرستیدند و هم تلاش می کردند از او فاصله بگیرند و کیتس نیز از این قاعده مستثنی نبود. شعر نخستین او، هایپرئون، تحت تأثیر میلتون نوشته شده بود و به همین خاطر او آن را کنار گذاشت. نقدها آن را به عنوان شعری توصیف کردند که "ممکن است توسط جان میلتون نوشته شده باشد، اما بی شک اثر هیچ کس جز جان کیتس نیست."

سنگ قبر جان کیتس

سنگ قبر جان کیتس، شاعر (۱۷۹۵-۱۸۲۱)، در گورستان غیرکاتولیک در رم، ۲۶ مارس ۲۰۱۳ در ایتالیا. 

ویلیام باتلر ییتس، شاعر معروف، در شعر "از سوی دوستان خاموشی ماه" کیتس را به عنوان کسی که "با تشنگی بهشت خواهی که معمولاً در آغاز جنبش رمانتیک وجود دارد، به دنیا آمده" توصیف می کند و بر این باور است که این شاعر فقط "رویای رفاه را به ما هدیه داده است."

میراث

کیتس در سن جوانی، ۲۵ سالگی، درگذشت و تنها سه سال به نوشتن پرداخت. با این حال، او آثار قابل توجهی از خود برجای گذاشت که او را بیشتر از "شاعر با آینده ای روشن" می سازد. راز و رمز او همچنین به دلیل ریشه های به ظاهر فروتنش افزایش یافت، زیرا او به عنوان یک فرد کم سواد و از قشر پایین جامعه معرفی شد.

شیلی، در مقدمه ای که برای آدونای (۱۸۲۱) نوشت، کیتس را "ظریف"، "شکسته" و "چیده شده در گل" توصیف کرد: "گلی رنگ پریده که توسط یک دختر غمگین پرستیده می شود ... شکوفه ای که گلبرگ هایش قبل از اینکه باز شوند، چیده شد / بر روی وعدهٔ میوه ای مرد."

کیتس خود را کمتر از آنچه که بود می دانست. او به فانی براون نوشت: "من هیچ اثر ماندگاری از خود بجای نگذاشته ام—چیزی که باعث افتخار دوستانم از یاد من شود—اما من زیبایی را در هر چیز دوست داشتم و اگر وقت داشتم، خود را به خاطر می آوردم."

ریچارد مانکتون میلنز در سال ۱۸۴۸ اولین بیوگرافی کیتس را منتشر کرد که او را به طور کامل در کانون ادبیات قرار داد. دانشنامه بریتانیکا در موارد متعددی به تحسین کیتس پرداخته است: در سال ۱۸۸۰، سوینبرن در مورد جان کیتس نوشت که "اود به بلبل، [یکی از آثار نهایی کارهای انسانی در تمام زمان ها و برای تمام اثرات است]"، در حالی که نسخه ۱۸۸۸ اظهار داشت که "از بین این اودها، شاید دو اثر نزدیک به کمال مطلق و موفقیت و تحقق بالاترین زیبایی ممکن در سخنان انسانی، اود به پاییز و اود بر روی یک گلدان یونانی باشد." در قرن بیستم، ویلفرد اوون، ویلیام باتلر ییتس و تی. اس. الیوت همگی از کیتس الهام گرفتند.

از نظر سایر هنرها، با توجه به چگونگی حس گرایی نوشته های او، برادران پیش رافائلی به او ارادت داشتند و نقاشان صحنه هایی از شعرهای کیتس مانند "خانم زیبا بدون ترحم"، "شب سنت آنا" و "ایزابللا" را به تصویر کشیدند.

  • بیوگرافی
  • ادبیات

بیوگرافی