آزتلان: سرزمین افسانه ای آزتک ها و مهاجرت به مکزیک

آزتلان (که گاهی آشتلان یا آشتالان نیز نوشته می شود) نام زادگاه افسانه ای آزتک ها، تمدن باستانی در مِسَه ی آمریکا است که به مکزیکا نیز معروف است. بر اساس افسانه های منشاء این گروه، مکزیکا به دستور خداوند/سلطان خود، هویتزیلوپوچتلی، آزتلان را ترک کردند تا خانه جدیدی در دره ی مکزیک پیدا کنند. در زبان ناهوآ، آزتلان به معنای "جای سفیدی" یا "جای هیرون" است. اینکه آیا این مکان واقعاً وجود داشته است یا نه، مورد سوال است.
آزتلان چگونه بود
بر اساس نسخه های مختلف مکزیکا از داستان ها، زادگاه آن ها آزتلان مکانی لوکس بود که در یک دریاچه بزرگ واقع شده بود و ساکنانش در کنار منابع فراوان زندگی شاداب و دائمی داشتند. در وسط دریاچه تپه ای پرشیب به نام کولواکان وجود داشت و غارهایی به طور کلی به نام چی کوموستوک در این تپه قرار داشتند که نیاکان آزتک ها در آن زندگی می کردند. این سرزمین پر از تعداد زیادی مرغابی، هیرون و دیگر پرندگان آبی بود؛ پرندگان قرمز و زرد بی وقفه می خواندند؛ ماهی های بزرگ و زیبا در آب ها شنا می کردند و درختان سایه دار در کنار سواحل قرار داشتند.
در آزتلان، مردم از قایق های خود ماهی گیری می کردند و به باغ های شناور ذرت، فلفل، لوبیا، آمونت و گوجه فرنگی رسیدگی می کردند. اما زمانی که زادگاه خود را ترک کردند، همه چیز علیه آن ها شد؛ علف های هرز به آن ها گزیدند، سنگ ها به آن ها آسیب رساندند و مزارع پر از خار و تیغ شد. آن ها در سرزمینی پر از مارهای زنگی، سوسمارهای سمی و حیوانات وحشی خطرناک سرگردان شدند تا به خانه خود برسند و مکان سرنوشت خود، تنوچتی تان را بسازند.
چیچی مِکاها چه کسانی بودند؟
در آزتلان، افسانه ها می گویند که نیاکان مکزیکا در مکانی با هفت غار به نام چی کوموستوک زندگی می کردند. هر غار مربوط به یکی از قبایل ناهواتل بود که بعداً از آن مکان خارج شدند تا در امواج متوالی به حوضه ی مکزیک برسند. این قبایل با تفاوت های جزئی از منبعی به منبع دیگر ذکر شده بودند، شامل سوشی میلکا، چالکا، تپانکا، کولوا، تلاهویکا، تلاکسکالا و گروهی که بعدها مکزیکا شدند، بودند.
داستان های شفاهی و مکتوب همچنین اشاره می کنند که مکزیکا و دیگر گروه های ناهواتل در مهاجرت خود از گروه دیگری که به طور کلی به عنوان چیچی مِکاها شناخته می شدند، جلوتر بودند. این گروه از شمال به مرکز مکزیک مهاجرت کرده بودند و توسط مردم ناهوا کمتر متمدن در نظر گرفته می شدند. به نظر می رسد که چیچی مِکا به یک گروه قومی خاص اشاره ندارد، بلکه به شکارچیان یا کشاورزان شمالی اشاره دارد که در مقایسه با تولتکاها، شهرنشینان و جمعیت های کشاورزی شهری در حوضه ی مکزیک بودند.
مهاجرت از آزتلان
داستان های نبردها و مداخله های خدایان در طول سفر بسیار است. مانند همه افسانه های منشاء، رویدادهای اولیه بین رویدادهای طبیعی و ماوراء طبیعی ترکیب می شوند، اما داستان های رسیدن مهاجران به حوضه ی مکزیک کمتر اسرارآمیز است. چندین نسخه از افسانه ی مهاجرت شامل داستان الهه ماه، کویولخواکی و 400 برادر ستاره اش است که تلاش کردند هویتزیلوپوچتلی (خورشید) را در کوه مقدس کواته پک بکشند.
بسیاری از باستان شناسان و زبان شناسان تاریخی از تئوری وقوع مهاجرت های متعدد به حوضه ی مکزیک از شمال مکزیک و یا جنوب شرقی ایالات متحده بین سال های 1100 تا 1300 میلادی حمایت می کنند. شواهد این تئوری شامل معرفی انواع جدید سفالگری در مرکز مکزیک و این واقعیت است که زبان ناهواتل، زبانی که توسط آزتک ها/مکزیکا صحبت می شود، بومی مرکز مکزیک نیست.
جستجوی موکتزومایی برای آزتلان
آزتلان برای آزتک ها منبعی از شیفتگی بود. تاریخ نگاران و کدکس های اسپانیایی گزارش می دهند که پادشاه مکزیکا موکتزومای ایلواکا (یا مانتزوما اول، که در سال های 1440 تا 1469 حکمرانی می کرد) یک هیئت اعزامی برای جستجوی آزتلان فرستاد. شصت جادوگر و جادوگر مسن به وسیله ی موکتزومای برای این سفر جمع آوری شدند و طلا، سنگ های قیمتی، عبای تزیینی، پر، کاکائو، وانیل و پنبه از انبارهای سلطنتی به عنوان هدیه به نیاکان خود برداشتند. جادوگران تنوچتی تان را ترک کردند و ظرف ده روز به کواته پک رسیدند، جایی که خود را به پرندگان و حیوانات تبدیل کردند تا مرحله نهایی سفر به آزتلان را طی کنند و در آن جا دوباره به شکل انسانی خود برگشتند.
در آزتلان، جادوگران تپه ای در وسط دریاچه یافتند که ساکنانش به زبان ناهواتل صحبت می کردند. آن ها به تپه رفته و با یک پیرمرد که پیشوای الهه کواطلیکوه بود ملاقات کردند. پیرمرد آن ها را به معبد کواطلیکوه برد، جایی که با یک زن باستانی ملاقات کردند که گفت مادر هویتزیلوپوچتلی است و از زمان ترک او بسیار رنج کشیده است. او قول داده بود که برگردد، اما هرگز برنگشت. مردم در آزتلان می توانستند سن خود را انتخاب کنند، گفت کواطلیکوه؛ آن ها جاودانه بودند.
دلیل جاودانه نبودن مردم تنوچتی تان این بود که آن ها کاکائو و دیگر کالاهای لوکس مصرف می کردند. پیرمرد طلا و کالاهای قیمتی را که بازگشت کنندگان آورده بودند رد کرد و گفت: "این چیزها تو را خراب کرده اند" و به جادوگران پرندگان آبی و گیاهان بومی آزتلان و همچنین پارچه های الیاف مگی را داد تا با خود به خانه ببرند. جادوگران دوباره به شکل حیوانات تبدیل شدند و به تنوچتی تان بازگشتند.
چه شواهدی واقعیت آزتلان و مهاجرت را حمایت می کند؟
محققان معاصر مدت هاست که در مورد اینکه آیا آزتلان واقعاً یک مکان بوده یا صرفاً یک افسانه، بحث کرده اند. چندین کتاب باقی مانده از آزتک ها که به عنوان کدکس شناخته می شوند، داستان مهاجرت از آزتلان را روایت می کنند، به ویژه کدکس بوتورینی یا تیرا دلا پرگریناسیون. این داستان همچنین به عنوان تاریخ شفاهی توسط آزتک ها به چندین تاریخ نگار اسپانیایی از جمله برنال دیاز دل کاستیلو، دیه گو دوران و برناردینو دی ساهگون روایت شده است.
مکزیکاها به اسپانیایی ها گفتند که نیاکان آن ها حدود 300 سال پیش به حوضه ی مکزیک رسیدند، بعد از ترک زادگاه خود که به طور سنتی در شمال تنوچتی تان واقع شده بود. شواهد تاریخی و باستان شناسی نشان می دهد که افسانه ی مهاجرت آزتک ها پایه مستحکمی در واقعیت دارد.
در یک مطالعه جامع درباره تاریخ های موجود، باستان شناس مایکل ای. اسمیت دریافت که این منابع به حرکت نه تنها مکزیکا، بلکه چندین گروه قومی مختلف اشاره دارند. تحقیقات اسمیت در سال 1984 نشان داد که مردم از شمال به حوضه ی مکزیک در چهار موج وارد شدند. نخستین موج (1) چیچی مکه های غیر ناهواتل بودند که بعد از سقوط تولان در 1175 به وجود آمده است؛ و سپس سه گروه ناهواتل زبان که در (2) حوضه ی مکزیک در حدود 1195، (3) در دره های کوهستانی اطراف در حدود 1220 و (4) مکزیکاها که در حدود 1248 در میان جمعیت های قبلی آزتلان مستقر شدند.
هنوز هیچ کاندیدای احتمالی برای آزتلان شناسایی نشده است.
آزتلان مدرن
در فرهنگ مدرن چیکانو، آزتلان نماد مهمی از وحدت روحی و ملی است و این اصطلاح همچنین برای اشاره به سرزمین هایی که در سال 1848، با توافق نامه ی گوادالوپه-هیدالگو به ایالات متحده واگذار شد، به کار رفته است، از جمله نیومکزیکو و آریزونا. در ویسکانسین یک سایت باستان شناسی به نام آستالان وجود دارد، اما این زادگاه آزتک ها نیست.
- باستان شناسی