تاریخچه کوتاهی از رکود بزرگ

رکود بزرگ یکی از مهم ترین و تأثیرگذارترین رویدادهای اقتصادی تاریخ آمریکا است که از اواخر دهه 1920 آغاز شد و تا اوایل دهه 1940 ادامه پیدا کرد. این دوره، با کاهش شدید سطح زندگی، بیکاری فراگیر و بحران در بخش های مختلف اقتصادی مشخص می شود. بسیاری از مردم در این زمان با مشکلات مالی و عدم توانایی در تأمین نیازهای اولیه زندگی مواجه بودند. عواملی از جمله سقوط بازار سهام، مدیریت نادرست اقتصادی و بلایای طبیعی مانند خشک سالی، این بحران را تشدید کردند. در این محتوا، به بررسی علل و عواقب رکود بزرگ، نهادهای اجتماعی و اقتصادی تحت تأثیر آن و تلاش های دولت برای بازسازی اقتصاد خواهیم پرداخت.
شکست بازار سهام
رکود بزرگ با شکست بازار سهام در روز سه شنبه سیاه، 29 اکتبر 1929 آغاز شد. پس از نزدیک به یک دهه خوش بینی و رونق اقتصادی، این روز به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اقتصادی ایالات متحده شناخته می شود. در این روز، قیمت های سهام به شدت کاهش یافت و هیچ امیدی برای بهبود وجود نداشت. ترس و وحشت به سرعت در بین مردم گسترش پیدا کرد و بسیاری سعی کردند سهام خود را بفروشند، اما هیچکس خریدار نبود.
این سقوط نه تنها بر سرمایه گذاران تأثیر گذاشت، بلکه بانک ها نیز به شدت آسیب دیدند. بسیاری از آنها بخش عمده ای از پس انداز مشتریان خود را در بازار سهام سرمایه گذاری کرده بودند و با این سقوط مجبور به تعطیلی شدند. این موضوع بحران اقتصادی را شدت بخشید و مردم را به سرعت به سمت بانک هایی که هنوز باز بودند، فرستاد تا پس اندازهای خود را withdraw کنند. این برداشت های جمعی باعث شد که بانک های بیشتری بسته شوند.
با بستن بانک ها و عدم وجود راهی برای بازگرداندن پس اندازها، بسیاری از مردم به ورشکستگی رسیدند. به این ترتیب، شکست بازار سهام نه تنها آغازگر رکود بزرگ بود، بلکه پایه گذار مشکلات اقتصادی عمیق تر و فراگیرتر در سال های آینده شد.
بیکاری
بیکاری یکی از عواقب جدی و عمیق رکود بزرگ بود که پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترده ای را به همراه داشت. از سال 1929 تا 1933، نرخ بیکاری در ایالات متحده از 3.2 درصد به 24.9 درصد افزایش یافت. این بدین معنا است که از هر چهار نفر، یک نفر فاقد شغل بود. این افزایش چشمگیر بیکاری، نه تنها زندگی میلیون ها نفر را تحت تأثیر قرار داد، بلکه به کاهش مصرف و تقاضا در بازار نیز منجر شد.
بسیاری از کارفرمایان تحت فشار مالی و اقتصادی ناشی از سقوط بازار سهام و تعطیلی بانک ها، مجبور به کاهش ساعات کاری یا حقوق کارکنان خود شدند. این محدودیت ها باعث شد که افراد بیشتری به سمت بیکاری سوق داده شوند. در نتیجه، مصرف کنندگان به دلیل عدم اطمینان مالی، خرید کالاهای لوکس را کنار گذاشتند و این خود به نوبه خود باعث شد که کسب وکارهای بیشتری به تازگی ورشکسته شوند.
از آنجا که بنگاه های اقتصادی قادر به ادامه فعالیت خود نبودند، بیکاری به یک بحران اجتماعی تبدیل شد. بسیاری از خانواده ها به دلیل از دست دادن تأمین مالی، با مشکل تأمین نیازهای اولیه زندگی مواجه شدند. در این فضا، شغل های جدید که به تأسیس می رسیدند، غالباً با رقابت شدید و تعداد بالا از تقاضا کنندگان روبه رو بود. این نابسامانی ها تاثیرات عمیقی بر جامعه گذاشت و افراد را به سمت فقر و ناامیدی سوق داد.

کاسه گرد و غبار
کاسه گرد و غبار یک پدیده طبیعی و اجتماعی است که در دوران رکود بزرگ، به ویژه در دهه 1930، به شدت بر زندگی کشاورزان و ساکنان مناطق غربی ایالات متحده تأثیر گذاشت. این پدیده ناشی از ترکیبی از خشکسالی های شدید و شیوه های کشاورزی ناپایدار بود که به تخریب بستر زمین و نابودی محصولات زراعی منجر شد.
شکار خشک سالی و سال ها چرای بیش از حد باعث شده بود که پوشش گیاهی منطقه، به ویژه در دشت های بزرگ از بین برود. با افزایش وزش باد، خاک های خشک و بی پناه به هوا بلند شده و طوفان های گرد و غبار ایجاد کردند. این طوفان ها نه تنها زمین های زراعی را ویران کردند، بلکه زندگی روستاییان را نیز به وخامت کشاندند. کشاورزان کوچک و خانواده های آنها، که پیشتر به زراعت امید داشتند، حالا با عواقب اقتصادی و اجتماعی دردناکی مواجه شدند.
این طوفان ها به قدری ویرانگر بودند که آنها به طور کلی به "کاسه گرد و غبار" معروف شدند و زندگی روزمره و معیشت هزاران کشاورز را تحت تأثیر قرار دادند. بسیاری از کاسه گرد و غبار در نواحی مختلف به وجود آمد و به تدریج به یک بحران دائمی تبدیل شد که بسیاری از آنها را به ترک خانه و تلاش برای یافتن شغل در جاهای دیگر سوق داد. وضعیت کشاورزی به نقطه ای رسید که به ورشکستگی کشاورزان و از دست دادن زمین های آنان منجر شد و این به نوبه خود آثار اقتصادی و اجتماعی بیشتری را در پی داشت.

سفر با قطار
در دوران رکود بزرگ، سفر با قطار به یکی از شیوه های متداول و رایج برای بسیاری از افراد بی کار تبدیل شد. پس از از دست دادن شغل و ناتوانی در پیدا کردن کار در محله های خود، میلیون ها نفر از مردم ایالات متحده به دلیل نبود فرصت های شغلی، تصمیم به ترک خانه هایشان و سفر به نقاط دیگر کشور گرفتند. آنها به دنبال یافتن شغلی در دیگر شهرها و نقاط بودند، و سفر با قطار بهترین گزینه برای این کار بود.
اکثر کسانی که با قطار سفر می کردند، جوانان بودند، اما افراد بزرگسال، زنان و حتی خانواده ها نیز با این روش به سفر می رفتند. آنها با سوار شدن به قطارهای باربری، از یک نقطه به نقطه دیگر کشور حرکت می کردند. این سفرها خطرناک و دشوار بودند و بسیاری از این مسافران با مشکلاتی مانند کمبود غذا و سرپناه مواجه می شدند.

Historica Graphica Collection / Heritage Images / Getty Images
در این دوران، افرادی که شغل خود را از دست داده و با مشکلات جدی مواجه بودند، اغلب در جاهای مختلف در جستجوی کار، به ویژه در نقاطی که فرصت های شغلی بیشتر وجود داشت، می چرخیدند. وقتی که خبری از شغل مناسب به گوششان می رسید، به امید یافتن کار جدید مجبور به سفر می شدند. در بسیاری از موارد، این سفرها به زندگی در محله های فقیرنشین یا "هوورویل ها" منجر می شد که محل تجمع افرادی بود که از دست دادن معیشت و خانه شان آنها را به روزهای سخت سوق می داد.
روزولت و برنامه نیو دیل

Bettmann / Getty Images
با آغاز رکود بزرگ و در واکنش به بحران اقتصادی شدید، فرانکلین دی. روزولت به عنوان رئیس جمهور ایالات متحده در سال 1933 به قدرت رسید. مردم به او امیدوار بودند که بتواند به مشکلات اقتصادی پایان دهد و زندگی را به حالت عادی بازگرداند. روزولت به محض ورود به کاخ سفید، اقداماتی را برای ثبات بانک ها و شروع مجدد فعالیت های اقتصادی انجام داد.
یکی از مهم ترین اقداماتی که روزولت انجام داد، اجرای برنامه ای به نام "نیو دیل" بود. این برنامه شامل سلسله ای از اصلاحات اقتصادی و اجتماعی بود که هدف آن کمک به بیکارها، حمایت از کشاورزان و بهبود زیرساخت های کشور بود. روزولت در ابتدا بانک ها را تعطیل کرد و تنها به آن ها اجازه داد که دوباره باز شوند، به شرطی که از لحاظ مالی تثبیت شده باشند. این قدم نخستین گام به سوی بازسازی اعتماد عمومی به سیستم مالی بود.
برنامه نیو دیل شامل تعدادی از سازمان ها و پروژه ها بود که بیشتر با اختصارات شناخته می شدند. سازمان هایی مانند "کمیسیون حفاظت از مصرف کننده" و "اداره پیشرفت کار" به ایجاد شغل و حمایت از کارگران کمک کردند. همچنین، برنامه هایی مثل "اداره تنظیم کشاورزی" تلاش داشتند تا به کشاورزان آسیب دیده کمک کنند. این اصلاحات اگرچه نقدهایی به خود جلب کردند، اما به طور کلی توانستند جنبه های مختلف زندگی اقتصادی را بهبود بخشند.
با این حال، چالش واقعی برای روزولت، رفع مشکلات عمیق تر اقتصادی و اجتماعی ناشی از رکود بزرگ بود. با ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم، آن زمان مشخص شد که این جنگ نه تنها در راستای احیای اقتصاد کشور مؤثر بوده، بلکه به شکلی غیرمستقیم نیز به پایان رکود بزرگ کمک کرد. به طور کلی، دوران روزولت و برنامه نیو دیل فصل جدیدی در تاریخ اقتصادی ایالات متحده به شمار می رود.
پایان رکود بزرگ

Farm Services Administration / Library of Congress
پایان رکود بزرگ در ایالات متحده به مراحل پیچیده ای مرتبط بود که هر یک نقش مهمی در بهبود اقتصاد ایفا کردند. اگرچه برنامه نیو دیل به طرز قابل توجهی بار مشکلات اقتصادی را کاهش داد و به زندگی میلیون ها نفر کمک کرد، اما این بحران هنوز به شکل واقعی خود ادامه داشت. با ظهور جنگ جهانی دوم و ورود ایالات متحده به جنگ در سال 1941، شرایط به سرعت تغییر کرد.
جنگ جهانی دوم تقاضا برای تولید کالاهای نظامی و تأمین نیازهای نظامی را به شدت افزایش داد؛ این امر موجب شد که صنایع و کارخانجات بازسازی شده و کار بیشتری برای مردم فراهم شود. به دلیل حجم بالای نیاز به نیروهای کار، بیکاری به طور قابل توجهی کاهش یافت و مردم دوباره به بازار کار بازگشتند. تولیدات جنگی، از تولید سلاح و ادوات نظامی گرفته تا مواد اولیه و خوراک، در نهایت به بهبود وضعیت اقتصادی منجر شد.
با آغاز فعالیت های مرتبط با جنگ، ایالات متحده از یک کشور با بحران اقتصاد به یک قدرت اقتصادی تبدیل شد. شاغلین به تولید و خدمت به ارتش و صنایع مربوط به جنگ مشغول شدند و این خود به شکل گیری یک اقتصاد قوی و پویا کمک کرد. با اتمام جنگ و بازگشت نیروهای نظامی به خانه، بسیاری از این افراد وارد بازار کار شدند و از تنوع شغلی و فرصت های جدیدی که ایجاد شده بود، بهره برداری کردند.
در نهایت، باید تأکید کرد که اگرچه برنامه های روزولت و سایر اصلاحات در دوران رکود بزرگ به فازهای آغازین بهبود اقتصادی منجر شدند، اما این شرکت در جنگ جهانی دوم بود که به واقع به طور جدی به رکود بزرگ پایان داد و ایالات متحده را به سمت رشد و بهبودی پایدار هدایت کرد.