بلندی‌های بادگیر: خلاصه داستان، شخصیت‌ها و تحلیل مضامین کلیدی

اولین نسخه آمریکایی ارتفاعات بادگیر اثر امیلی برونته.
OLI SCARFF / AFP / Getty Images

رمان بلندی‌های بادگیر (Wuthering Heights) اثر امیلی برونته، که در دشت‌های شمال انگلستان جریان دارد، اثری چندوجهی است. این رمان، آمیزه‌ای از داستان عاشقانه، رمان گوتیک و رمان طبقاتی است. داستان حول محور پویایی‌های دو نسل از ساکنان بلندی‌های بادگیر و عمارت تراش‌کراس گرنج می‌چرخد. عشق نافرجام کاترین ارنشاو و هیت‌کلیف نیروی محرکه اصلی داستان است. بلندی‌های بادگیر به عنوان یکی از بزرگترین داستان‌های عاشقانه در ادبیات داستانی شناخته می‌شود.

اطلاعات کلیدی درباره بلندی‌های بادگیر

  • عنوان: بلندی‌های بادگیر (Wuthering Heights)
  • نویسنده: امیلی برونته (Emily Brontë)
  • ناشر: توماس کاوتلی نیوبی (Thomas Cautley Newby)
  • سال انتشار: 1847
  • ژانر: رمان عاشقانه گوتیک
  • نوع اثر: رمان
  • زبان اصلی: انگلیسی
  • مضامین: عشق، نفرت، انتقام و طبقه اجتماعی
  • شخصیت‌ها: کاترین ارنشاو، هیت‌کلیف، هیندلی ارنشاو، ادگار لینتون، ایزابلا لینتون، لاکوود، نلی دین، هارتون ارنشاو، لینتون هیت‌کلیف، کاترین لینتون
  • اقتباس‌های برجسته: فیلم اقتباسی 1939 با بازی لارنس اولیویه و مرل اوبرون; فیلم اقتباسی 1992 با بازی رالف فاینس و ژولیت بینوش; آهنگ “Wuthering Heights” اثر کیت بوش در سال 1978
  • نکته جالب: بلندی‌های بادگیر الهام‌بخش جیم استینمن، آهنگساز معروف پاور بالاد، در چندین نوبت بوده است. آهنگ‌هایی مانند "It’s All Coming Back To Me Now" و "Total Eclipse of The Heart" از عشق پرشور و طوفانی بین کتی و هیت‌کلیف الهام گرفته‌اند.

خلاصه داستان بلندی‌های بادگیر

داستان بلندی‌های بادگیر از طریق خاطرات روزانه یک جنتلمن ساکن لندن به نام لاکوود روایت می‌شود. لاکوود ماجراها را از زبان نلی دین، خدمتکار سابق بلندی‌های بادگیر، نقل می‌کند. این رمان که بازه زمانی 40 ساله را در بر می‌گیرد، به دو بخش تقسیم می‌شود: بخش اول به عشق فراگیر (اما ناکام مانده) بین کاترین ارنشاو و هیت‌کلیف رانده‌شده و ازدواج بعدی او با ادگار لینتون نازپرورده می‌پردازد. بخش دوم، هیت‌کلیف را به عنوان یک شرور گوتیک کلیشه‌ای و بدرفتاری انتقام‌جویانه‌اش با دختر کاترین (که او هم کاترین نام دارد)، پسر خودش و پسر کسی که قبلاً او را مورد آزار قرار داده بود، به تصویر می‌کشد. این انتقام‌جویی هسته اصلی داستان و کشمکش‌های موجود در بلندی‌های بادگیر را شکل می‌دهد.

شخصیت‌های اصلی رمان بلندی‌های بادگیر

در این بخش به معرفی شخصیت‌های کلیدی رمان بلندی‌های بادگیر می‌پردازیم:

  • کاترین ارنشاو: قهرمان داستان، شخصیتی تندخو و با اراده قوی. او بین هیت‌کلیف ژولیده، که او را تا سرحد یکی شدن دوست دارد، و ادگار لینتون ظریف، که هم‌تراز او در جایگاه اجتماعی است، سرگردان است. او هنگام زایمان می‌میرد.
  • هیت‌کلیف: قهرمان/شرور داستان، هیت‌کلیف شخصیتی با قومیت مبهم است که آقای ارنشاو پس از یافتن او در خیابان‌های لیورپول، او را به بلندی‌های بادگیر آورد. او عشقی فراگیر به کتی پیدا می‌کند و دائماً مورد تحقیر هیندلی، که به او حسادت می‌کند، قرار می‌گیرد. پس از ازدواج کتی با ادگار لینتون، هیت‌کلیف قسم می‌خورد که از تمام کسانی که به او ظلم کرده‌اند، انتقام بگیرد.
  • ادگار لینتون: مردی ظریف و زن‌صفت، همسر کاترین. او معمولاً خوش‌رفتار است، اما هیت‌کلیف به طور مداوم ادب او را به چالش می‌کشد.
  • ایزابلا لینتون: خواهر ادگار، او با هیت‌کلیف فرار می‌کند، کسی که از او برای آغاز طرح انتقام خود استفاده می‌کند. او در نهایت از دست او فرار می‌کند و بیش از یک دهه بعد می‌میرد.
  • هیندلی ارنشاو: برادر بزرگتر کاترین، پس از مرگ پدرشان، او مسئولیت بلندی‌های بادگیر را بر عهده می‌گیرد. او همیشه از هیت‌کلیف بدش می‌آمد و پس از مرگ پدرش، که آشکارا به هیت‌کلیف علاقه داشت، شروع به بدرفتاری با او می‌کند. او پس از مرگ همسرش به یک الکلی و قمارباز تبدیل می‌شود و از طریق قمار، بلندی‌های بادگیر را به هیت‌کلیف می‌بازد.
  • هارتون ارنشاو: او پسر هیندلی است که هیت‌کلیف او را به عنوان بخشی از انتقام خود از هیندلی، مورد بدرفتاری قرار می‌دهد. بی‌سواد اما مهربان، او عاشق کاترین لینتون می‌شود، کسی که پس از بی‌اعتنایی اولیه، در نهایت احساسات او را متقابلاً پاسخ می‌دهد.
  • لینتون هیت‌کلیف: پسر بیمار هیت‌کلیف، او یک کودک و جوان لوس و نازپرورده است.
  • کاترین لینتون: دختر کتی و ادگار، او ویژگی‌های شخصیتی را از هر دو والدین خود به ارث برده است. او درست مانند کتی، مزاجی خودسر دارد، در حالی که از نظر مهربانی، به پدرش شباهت دارد.
  • نلی دین: خدمتکار سابق کتی و دایه کاترین، او وقایع در حال وقوع در بلندی‌های بادگیر را برای لاکوود بازگو می‌کند، کسی که آنها را در دفتر خاطرات خود ثبت می‌کند. از آنجایی که او به رویدادها بسیار نزدیک است و اغلب در آنها شرکت داشته است، راوی غیرقابل اعتمادی است.
  • لاکوود: یک جنتلمن زن‌صفت، او راوی اصلی داستان است. او همچنین یک راوی غیرقابل اعتماد است، زیرا از وقایع بسیار دور است.

مضامین اصلی در بلندی‌های بادگیر

بلندی‌های بادگیر مملو از مضامین عمیق و تأمل‌برانگیز است که در زیر به مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:

  • عشق: تأملی بر ماهیت عشق، هسته اصلی بلندی‌های بادگیر را تشکیل می‌دهد. رابطه بین کتی و هیت‌کلیف، که فراگیر است و کتی را به طور کامل با هیت‌کلیف هم‌هویت می‌کند، رمان را هدایت می‌کند، در حالی که انواع دیگر عشق به صورت گذرا (کتی و ادگار) یا خودخواهانه (هیت‌کلیف و ایزابلا) به تصویر کشیده می‌شوند.
  • نفرت: نفرت هیت‌کلیف از نظر شدت، با عشق او به کتی برابری می‌کند. وقتی می‌فهمد نمی‌تواند او را داشته باشد، نقشه انتقام‌جویی را برای تلافی با تمام کسانی که به او ظلم کرده‌اند، آغاز می‌کند و از یک قهرمان بایرونی به یک شرور گوتیک تبدیل می‌شود.
  • طبقه اجتماعی: بلندی‌های بادگیر کاملاً در مسائل مربوط به طبقه اجتماعی دوران ویکتوریا غرق شده است. نقطه عطف غم‌انگیز رمان به دلیل اختلافات طبقاتی بین کتی (طبقه متوسط) و هیت‌کلیف (یتیم، طرد شده مطلق) رخ می‌دهد، زیرا او مجبور است با هم‌رده خود ازدواج کند.
  • طبیعت به عنوان جایگزینی برای شخصیت‌ها: طبیعت و آب و هوای دمدمی مزاج دشت‌ها، آشفتگی‌های درونی شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشد و منعکس می‌کند، شخصیت‌هایی که به نوبه خود با عناصر طبیعت مرتبط هستند: کتی یک خار است، هیت‌کلیف مانند صخره‌ها است و لینتون‌ها پیچ امین‌الدوله هستند.

سبک نگارش در بلندی‌های بادگیر

بلندی‌های بادگیر به صورت مجموعه‌ای از خاطرات روزانه لاکوود نوشته شده است. لاکوود آنچه را که از نلی دین می‌آموزد، می‌نویسد. او همچنین چندین روایت فرعی را در روایات اصلی، شامل نقل قول‌های مستقیم و نامه‌ها، وارد می‌کند. شخصیت‌های رمان بر اساس طبقه اجتماعی خود صحبت می‌کنند. این سبک روایی چندلایه، به جذابیت و عمق رمان می‌افزاید.

درباره نویسنده: امیلی برونته

امیلی برونته، پنجمین فرزند از شش خواهر و برادر، تنها یک رمان به نام بلندی‌های بادگیر را قبل از مرگ در سن 30 سالگی نوشت. به دلیل طبیعت گوشه‌گیر و منزوی او، اطلاعات کمی در مورد زندگی او در دست است و حقایق زندگی‌نامه‌ای بسیار کمیاب هستند. او و خواهر و برادرانش داستان‌هایی درباره سرزمین خیالی انگ ریا می‌ساختند، و سپس او و خواهرش، آن، نیز شروع به نوشتن داستان‌هایی درباره جزیره خیالی گوندال کردند.

  • ادبیات کلاسیک
  • ادبیات

ادبیات کلاسیک