۱۵ حقیقت جالب درباره آلامو

۱۵ حقیقت جالب درباره آلامو

وقتی رویدادها به افسانه تبدیل می شوند، حقایق معمولاً فراموش می شوند. این موضوع در مورد نبرد افسانه ای آلامو نیز صدق می کند، اگرچه حقایقی درباره آلامو وجود دارد که تاریخ نگاران می توانند تأیید کنند.

نبرد آلامو

  • شرح کوتاه: آلامو محلی بود که نبردی در آن طی تلاش تگزاس برای استقلال از مکزیک به وقوع پیوست: تمامی مدافعان کشته شدند، اما در عرض شش هفته، رهبر مخالفان، سانتا آنا، دستگیر شد.
  • شرکت کنندگان کلیدی: سانتا آنا (رئیس جمهور مکزیک)، ویلیام تراویس، دیوی کراکت، جیم بوی.
  • تاریخ رویداد: ۶ مارس ۱۸۳۶.
  • مکان: سان آنتونیو، تگزاس.
  • استقلال: هرچند استقلال جمهوری تگزاس دو روز قبل از نبرد اعلام شد، اما مدافعان از آن مطلع نشدند و استقلال در سال ۱۸۴۸ تحت معاهده هیدالگو گوادالوپ به دست آمد.
  • ترکیب قومی: نیروهای تراویس در آلامو شامل چندین قومیت مختلف بودند: تگزینی ها (افرادی که در تگزاس به دنیا آمده بودند)، تاهانو (مکزیکی-آمریکایی ها)، اروپایی ها، آمریکایی های آفریقایی و تازه واردان از ایالات متحده.

داستان اصلی آلامو این است که تگزاسی های شورشی در دسامبر ۱۸۳۵ شهر سان آنتونیو دِ بکسار (که اکنون سان آنتونیو، تگزاس نامیده می شود) را تصرف کردند. پس از آن، آن ها آلامو، یک قلعه مانند که قبلاً یک مأموریت بود، را تقویت کردند.

ژنرال مکزیکی سانتا آنا در کمتر از یک ماه با ارتش بزرگی به آلامو حمله کرد و در تاریخ ۶ مارس ۱۸۳۶ به این قلعه حمله کرد و تقریباً ۲۰۰ مدافع را در کمتر از دو ساعت شکست داد. هیچ یک از مدافعان زنده نماندند. افسانه ها و اساطیر زیادی درباره نبرد آلامو شکل گرفته است، اما حقایق واقعی درباره آلامو اغلب داستان متفاوتی را روایت می کنند.

نبرد آلامو درباره استقلال تگزاس نبود

نبرد آلامو درباره استقلال تگزاس نبود

مکزیک در سال ۱۸۲۱ از اسپانیا استقلال پیدا کرد و در آن زمان تگزاس (یا به عبارتی تِخاس) بخشی از مکزیک بود. در سال ۱۸۲۴، رهبران مکزیک یک قانون اساسی فدرالیستی نوشتند که چندان از قانون اساسی ایالات متحده متفاوت نبود و هزاران نفر از ایالات متحده به این منطقه مهاجرت کردند. مستعمره نشین های جدید با خود برده داری آوردند. در سال ۱۸۲۹، دولت مکزیک این عمل را غیرقانونی اعلام کرد تا از این موج مهاجرت جلوگیری کند زیرا این موضوع در آنجا مشکلی نبود. تا سال ۱۸۳۵، ۳۰,۰۰۰ آمریکایی (که تگزینی نامیده می شدند) در تگزاس بودند و فقط ۷,۸۰۰ مکزیکی-تگزاسی (تاهانو) وجود داشتند.

در سال ۱۸۳۲، ژنرال آنتونیو لوپز د سانتا آنا کنترل دولت مکزیک را به دست گرفت. او قانون اساسی را باطل کرد و کنترل مرکزی را برقرار نمود. بعضی از تگزینی ها و تاهانوها خواهان بازگشت به قانون اساسی فدرالیستی بودند و برخی دیگر خواهان کنترل مرکزی بودند که در مکزیک مستقر شود: این موضوع، اساس تنش ها در تگزاس بود و نه استقلال.

تگزاسی ها قرار نبود از آلامو دفاع کنند

تگزاسی ها قرار نبود از آلامو دفاع کنند

سان آنتونیو در دسامبر ۱۸۳۵ توسط تگزاسی های شورشی تصرف شد. ژنرال سام هوستون احساس می کرد که نگه داشتن سان آنتونیو نه تنها غیرممکن بلکه بی فایده است، زیرا بیشتر از مستعمرات تگزاسی های شورشی به شرق فاصله داشتند.

هوستون، جیم بوی را به سن آنتونیو فرستاد تا دژ الامو را خراب کند و با همه مردان و توپخانه های مستقر در آنجا برگردد. اما زمانی که بوی به دفاع الامو نگاه کرد، تصمیم گرفت که به دستورات هوستون اعتنایی نکند و به دفاع از شهر بپردازد.

مدافعان با تنش های داخلی مواجه شدند

مدافعان با تنش های داخلی مواجه شدند

فرمانده رسمی الامو، جیمز نیل بود. اما او به خاطر مسائل خانوادگی به دور رفت و سرهنگ ویلیام تراویس، که قبل از الامو هیچ شهرت نظامی نداشت، مسئول شد. مشکل این بود که نیمه ی بیشتر نیروها سربازان رسمی نبودند بلکه داوطلبانی بودند که می توانستند هر زمان که بخواهند بیایند و بروند. این افراد تنها به جیم بوی گوش می دادند و به همین خاطر، بوی اغلب از پیروی از دستورات تراویس خودداری می کرد.

این وضعیت تنش آمیز با سه رویداد تغییر کرد: پیشرفت یک دشمن مشترک (نیروی نظامی مکزیک)، ورود دیوی کراکت (که در کاهش تنش بین تراویس و بوی بسیار موفق بود)، و بیماری بوی قبل از نبرد.

آنها می توانستند در صورت تمایل فرار کنند

ارتش سانتا آنا در اواخر فوریه ۱۸۳۶ به سن آنتونیو رسید. با دیدن ارتش بزرگ مکزیک در آستانه خود، مدافعان تگزاس به سرعت به الامو که به خوبی تقویت شده بود، عقب نشینی کردند. در چند روز اول، اما سانتا آنا هیچ تلاشی برای مسدود کردن خروجی های الامو و شهر نکرد؛ مدافعان به راحتی می توانستند در شب فرار کنند اگر اراده می کردند، که این یک واقعیت کمتر شناخته شده درباره الامو است.

اما آنها ماندند و به دفاع و مهارت خود با تفنگ های بلند مرگبار اعتماد کردند. در نهایت، این تلاش کافی نبود.

مدافعان باوری به رسیدن نیروی کمکی داشتند

سرهنگ تراویس درخواست های مکرری برای نیروی کمکی به سرهنگ جیمز فنین در گولیاد (حدود ۹۰ مایل به شرق) فرستاد و هیچ دلیلی برای مظنون بودن به عدم حضور فنین نداشت. هر روز در طول محاصره، مدافعان الامو به دنبال فنین و افرادش بودند، اما آنها هرگز نرسیدند. فنین تصمیم گرفته بود که لجستیک رساندن به الامو در زمان مناسب غیرممکن است و در هر صورت، ۳۰۰ یا بیشتر از افرادش در برابر ارتش مکزیک و ۲۰۰۰ سرباز آن تأثیر چندانی نخواهد داشت.

در میان مدافعان، بسیاری مکزیکی بودند

در میان مدافعان، بسیاری مکزیکی بودند

یادبود الامو که به نام روح فداکاری نیز شناخته می شود، یادبودی است در سن آنتونیو، تگزاس، ایالات متحده، که نبرد الامو را که در الامو میسیون مجاور انجام شد، یادآور می شود.

این یک تصور رایج است که تگزاسی هایی که در برابر مکزیک قیام کردند، همگی مهاجرانی از ایالات متحده بودند که به استقلال فکر کرده بودند. اما حقیقت مهمی درباره الامو این است که بسیاری از تگزاسی های بومی - اتباع مکزیکی که به آنها تجانوس گفته می شود - به این حرکت پیوستند و به شجاعت برابر با همتایان انگلیسی خود جنگیدند. هر دو طرف شامل شهروندان برجسته مکزیکی بودند.

از میان ۱۸۷ مرد در نیروهای تراویس که کشته شدند، ۱۳ نفر تگزاسی زاده و ۱۱ نفر از نژاد مکزیکی بودند. ۴۱ نفر اروپایی، دو نفر آفریقایی آمریکایی و مابقی از ایالت های ایالات متحده بودند. نیروهای سانتا آنا نیز شامل گروهی از سابقه داران اسپانیایی، اسپانیایی-مکزیکی و چند جوان بومی فرستاده شده از داخل مکزیک بودند.

آنها برای استقلال نمی جنگیدند

بسیاری از مدافعان ال امو به استقلال تگزاس اعتقاد داشتند، اما سران آنها هنوز استقلال خود را از مکزیک اعلام نکرده بودند. در تاریخ 2 مارس 1836، نمایندگانی که در واشنگتن-بر روی براساسز ملاقات کرده بودند، به طور رسمی استقلال خود را از مکزیک اعلام کردند. در همین حال، ال امو به مدت چند روز تحت محاصره بود و در اوایل 6 مارس سقوط کرد، بدون اینکه مدافعان خبر داشته باشند که استقلال به طور رسمی چند روز قبل اعلام شده است.

اگرچه تگزاس در سال 1836 خود را به عنوان یک جمهوری مستقل اعلام کرد، اما دولت مکزیک تا امضای معاهده گوادولوپ هیدالگو در سال 1848 به تگزاس به عنوان یک کشور مستقل اعتراف نکرد.

هیچ کس نمی داند چه بر سر دیوی کراکِت آمد

هیچ کس نمی داند چه بر سر دیوی کراکِت آمد

دیوی کراکت - یک مرزبان مشهور و نماینده سابق کنگره ایالات متحده - معروف ترین مدافع بود که در این نبرد سقوط کرد، ولی سرنوشت او نامشخص است. به گفته José Enrique de la Peña، یکی از افسران سانتا آنا، تعدادی از اسیران، از جمله کراکت، پس از نبرد به قتل رسیدند.

اما شهردار سن آنتونیو ادعا کرد که کراکت را در میان دیگر مدافعان مرده دیده است و قبل از نبرد او را ملاقات کرده بود. اینکه آیا او در نبرد سقوط کرد یا اسیر و اعدام شد، کراکت با شجاعت جنگید و از نبرد ال امو زنده نماند.

تراویس خطی در خاک کشید... شاید

تراویس خطی در خاک کشید... شاید

بقایای ویلیام تراویس، دیوید کراکت و جیمز بوی در یک تابوت مرمری در کاتدرال سن فرناندو در سن آنتونیو، تگزاس دفن شده اند.

طبق افسانه ها، فرمانده قلعه ویلیام تراویس با شمشیرش خطی در شن کشید و از همه مدافعانی که آماده بودند تا به مرگ بجنگند خواست تا از آن عبور کنند: تنها یک نفر سر باز زد. مرزبان افسانه ای، جیم بوی، که از بیماری رنج می برد، خواست تا او را به آن سوی خط منتقل کنند. این داستان مشهور نشان دهنده تعهد تگزاسی ها به مبارزه برای آزادی شان است. اما مشکل این است که احتمالاً چنین اتفاقی نیفتاده است.

اولین بار که این داستان در چاپ منتشر شد، در سال 1888، در کتاب «تاریخ جدید برای مدارس تگزاس» اثر آنا پنی باکر بود. پنی باکر در این کتاب یک سخنرانی مشهور تراویس را گنجانده و در یادداشتی گزارش داده که "یک نویسنده ناشناس سخنرانی خیالی زیر را درباره تراویس نوشته است." پنی باکر به واقعه خط کشیدن اشاره می کند و یادداشت دیگری نیز اضافه می کند: "دانش آموز ممکن است بپرسد اگر هیچ کس از ال امو فرار نکرد، چگونه می دانیم که بالا حقیقت دارد. گفته می شود که یک مرد، به نام روز، که از عبور از خط امتناع کرد، آن شب فرار کرد. او وقایع را گزارش داد..." تاریخ نگاران به این داستان شک دارند.

همه در ال امو نمردند

همه در قلعه کشته نشدند. بیشتر بازماندگان زنان، کودکان، خدمه و برده ها بودند. در میان آنها سوزانا دیکنسون، بیوه کاپیتان آلمرون دیکنسون و دختر نوزادش، آنجلا بودند: دیکنسون بعداً سقوط این پاسگاه را به سم هوستون در گونزالس گزارش داد.

چه کسی در نبرد ال امو پیروز شد؟ سانتا آنا

آنتونیو لوپز د سانتا آنا، دیکتاتور و ژنرال مکزیکی، در نبرد آلامو پیروز شد و شهر سن آنتونیو را دوباره به دست آورد و به تگزاسی ها هشدار داد که این جنگ جنگی بی رحمانه خواهد بود.

با این حال، بسیاری از افسران او معتقد بودند که هزینه این پیروزی بسیار زیاد بوده است. در این نبرد حدود 600 سرباز مکزیکی جان باختند در حالی که تنها حدود 200 تگزاسی rebel کشته شدند. همچنین، دفاع شجاعانه آلامو منجر به پیوستن بسیاری دیگر از شورشیان به ارتش تگزاس شد. در نهایت نیز سانتا آنا جنگ را با شکست مواجه شد و در عرض شش هفته از میدان جنگ خارج گردید.

ورود مخفیانه برخی از شورشیان به آلامو

گزارش هایی وجود دارد مبنی بر اینکه برخی مردان پیش از نبرد از آلامو فرار کردند. در زمانی که تگزاسی ها با کل ارتش مکزیک روبرو بودند، فرار غیرمنتظره ای نبود. آنچه که شگفت انگیز است این است که برخی از مردان در روزهای قبل از حمله مرگبار به آلامو نفوذ کردند. در تاریخ 1 مارس، 32 مرد شجاع از شهر گونزالس از خطوط دشمن عبور کردند تا به مدافعان آلامو کمک کنند. دو روز بعد، در تاریخ 3 مارس، جیمز باطلر بونام که به درخواست ترویس برای گسیل مجدد نیروها آمده بود، به آرامی به آلامو برگشت و پیامش را رساند. بونام و مردان گونزالس در طول نبرد کشته شدند.

منبع شعار "آلامو را فراموش نکنید!"

منبع شعار "آلامو را فراموش نکنید!"

یک گروهان رنگ متشکل از پرچم های هر ایالت هایی که در نبرد آلامو جان باختند، در سرویس یادبود سالانه آلامو در سن آنتونیو، تگزاس در تاریخ 6 مارس 2001 نمایش داده می شود.

بعد از نبرد آلامو، سربازان تحت فرمان سم هیوستون تنها مانع در برابر تلاش سانتا آنا برای بازگرداندن تگزاس به مکزیک بودند. هیوستون در تصمیم گیری نامطمئن بود و طرح روشنی برای مقابله با ارتش مکزیک نداشت، اما به طریقی با سانتا آنا در سن جاسینتو در تاریخ 21 آوریل ملاقات کرد و نیروهای او را در حین عقب نشینی به سمت جنوب فرا گرفت. مردان هیوستون نخستین کسانی بودند که فریاد زدند، "آلامو را فراموش نکنید!"

آلامو در محل خود حفظ نشد

در اوایل آوریل 1836، سانتا آنا عناصر ساختاری آلامو را آتش زد و این مکان برای چندین دهه در ویرانی باقی ماند، در حالی که تگزاس ابتدا جمهوری سپس ایالت شد. آنجا در سال 1854 توسط سرهنگ ای. بی. بابیّت بازسازی شد، اما جنگ داخلی آن را مختل کرد.

تا اواخر دهه 1890 میلادی، دو زن به نام های آدینا د زاول و کلارا دریسکول همکاری کردند تا این مکان را حفظ کنند، که خود یک واقعیت مهم در مورد آلامو است. آن ها و دختران جمهوری تگزاس حرکتی برای بازسازی این بنای تاریخی به الگوی سال 1836 آغاز کردند.

آلامو در طول 350 سال، فقط به مدت یک دهه به عنوان قلعه استفاده می شد

ساختار کوچک (با عرض 63 فوت و ارتفاع 33 فوت) معروف به آلامو در سال 1727 به عنوان کلیسای سنگی و ملاطی برای ماموریت کاتولیک اسپانیایی سن آنتونیو د والرو آغاز شد. کلیسا هنوز تکمیل نشده بود که در سال 1792 به مقامات مدنی منتقل شد. این مکان در سال 1805، با ورود نیروهای اسپانیایی، تکمیل شد اما به عنوان بیمارستان مورد استفاده قرار گرفت. در همین زمان، نام آن به آلامو ("درخت پنبه" به زبان اسپانیایی) تغییر یافت، به نام شرکت نظامی اسپانیایی که آنجا را اشغال کرده بود.

در طول جنگ استقلال مکزیک، آن مکان به طور موقت (1818) میزبان نیروهای مکزیکی تحت فرماندهی خوزه برناردو ماکسیمیلیانو گوتیرو و ویلیام آگوستوس مگی بود. در سال 1825، این مکان در نهایت به اقامتگاه دائمی یک گارنیزون که تحت هدایت آناستاسیو بوسامانته، سرهنگ کل استان های داخلی، قرار داشت، تبدیل شد.

با این حال، در زمان نبرد آلامو، این ساختار به شدت خراب شده بود. مارتین پرفکتو د کُس در بکسار در اواخر سال 1835 به آنجا رسید و آلامو را به شکل دژ ساختاری درآورد و با ساخت یک ramp خاکی به دیوار پشتی کلیسا و پوشاندن آن با تخته، آماده دفاع کرد. او یک توپ 18 پوندی نصب کرد و چندین توپ دیگر را نیز قرار داد و ارتش مکزیک در نبرد دسامبر 1835 از آن دفاع کرد، در این نبرد آسیب بیشتری دید.

تاریخ

بیشتر