خستگی تصمیم گیری چیست؟ تعریف، علائم و راهکارهای مقابله

آیا تا به حال پیش آمده که بعد از انتخابهای متعدد، احساس خستگی و تحلیلرفتگی کنید؟ به این حالت، خستگی تصمیمگیری میگویند. روانشناسان دریافتهاند که اگرچه داشتن حق انتخاب برای ما خوشایند است، اما مواجهه با حجم زیادی از تصمیمات در یک بازه زمانی کوتاه، میتواند منجر به انتخابهای نامناسب و غیراصولی شود.
نکات کلیدی درباره خستگی تصمیمگیری
- اگرچه داشتن حق انتخاب برای سلامت روان ما مفید است، روانشناسان دریافتهاند که حجم بالای انتخابها میتواند پیامدهای ناخوشایندی داشته باشد.
- وقتی مجبور به اتخاذ تصمیمات متعدد در یک مدت کوتاه میشویم، ممکن است نوعی خستگی ذهنی را تجربه کنیم که به آن «تحلیل رفتن خود» یا "Ego Depletion" میگویند.
- با محدود کردن تصمیمات کماهمیت و برنامهریزی برای تصمیمگیریهای مهم در زمانهایی که هوشیارتر هستیم، میتوانیم انتخابهای بهتری داشته باشیم و از خستگی تصمیمگیری جلوگیری کنیم.
خستگی تصمیمگیری پدیدهای است که میتواند بر کیفیت زندگی ما تاثیر بگذارد. درک این مفهوم و اتخاذ راهکارهایی برای مدیریت آن، به ما کمک میکند تا انتخابهای هوشمندانهتری داشته باشیم و از تحلیل رفتن انرژی ذهنی خود جلوگیری کنیم.
جنبه تاریک انتخابهای بیش از حد
تصور کنید در فروشگاه هستید و میخواهید مواد لازم برای شام را تهیه کنید. آیا ترجیح میدهید برای هر ماده غذایی، چند گزینه محدود داشته باشید یا دهها گزینه مختلف؟
شاید فکر کنیم که هرچه گزینههای بیشتری داشته باشیم، خوشحالتر خواهیم بود. اما تحقیقات نشان میدهند که همیشه اینطور نیست. گاهی اوقات، انتخابهای محدودتر، نتیجه بهتری به همراه دارند.
پژوهشگران برای بررسی این موضوع، آزمایشی را در یک سوپرمارکت انجام دادند. آنها دو غرفه مربا برپا کردند: یکی با ۶ طعم مختلف و دیگری با ۲۴ طعم. در حالی که افراد بیشتری به غرفه با تنوع بیشتر سر میزدند، اما احتمال خرید مربا در غرفهای که انتخابهای محدودتری داشت، بیشتر بود. این نشان میدهد که انتخابهای بیش از حد میتواند برای مصرفکنندگان طاقتفرسا باشد و منجر به عدم خرید شود.
در تحقیقی دیگر، شرکتکنندگان با دو گروه شکلات روبرو شدند: یکی با ۶ نوع و دیگری با ۳۰ نوع. افرادی که با انتخابهای بیشتری مواجه بودند، از فرآیند تصمیمگیری لذت بیشتری میبردند، اما این فرآیند برایشان سختتر و خستهکنندهتر بود. جالب اینجاست که این افراد در نهایت از انتخابی که کرده بودند، رضایت کمتری داشتند.
این آزمایشها نشان میدهند که اگرچه ما به داشتن حق انتخاب علاقه داریم، اما انتخابهای بیش از حد همیشه بهترین نیستند. جان تیرنی در نیویورک تایمز مینویسد: "افرادی که با حجم زیادی از تصمیمات مواجه میشوند، ممکن است تصمیمات ضعیفی بگیرند یا حتی از تصمیمگیری اجتناب کنند."
جالب است بدانید که تحقیقات نشان دادهاند زندانیانی که پروندهشان در ابتدای روز یا بعد از استراحت ناهار بررسی میشود، شانس بیشتری برای آزادی مشروط دارند. به نظر میرسد قضات خسته و فرسوده (که کل روز را صرف تصمیمگیری کردهاند) کمتر به آزادی مشروط رای میدهند. در مطالعه دیگری، مشخص شد افرادی که با گزینههای سرمایهگذاری متعددی برای طرح بازنشستگی روبرو میشوند، کمتر در این طرحها شرکت میکنند.
این مثالها نشان میدهند که خستگی تصمیمگیری میتواند پیامدهای جدیتری از انتخاب مربا یا شکلات داشته باشد.
چرا خستگی تصمیمگیری رخ میدهد؟
چرا گاهی اوقات تصمیمگیری اینقدر دشوار میشود و چرا بعد از انتخاب، احساس خستگی میکنیم؟ یک نظریه این است که تصمیمگیری باعث میشود ما حالتی به نام «تحلیل رفتن خود» یا "Ego Depletion" را تجربه کنیم. اساساً، ایده پشت این نظریه این است که ما مقدار مشخصی اراده در اختیار داریم و صرف انرژی برای یک کار به این معناست که نمیتوانیم به خوبی کار بعدی را انجام دهیم.
برای آزمایش این ایده، محققان بررسی کردند که چگونه تصمیمگیری میتواند بر اقدامات افراد در کارهایی که نیاز به خودکنترلی دارند، تأثیر بگذارد. در یک مطالعه، از دانشجویان خواسته شد تا انتخابهایی انجام دهند (انتخاب واحدهای دانشگاهی). از دانشجویان دیگر خواسته شد که لیست واحدهای موجود را بررسی کنند، اما از آنها خواسته نشد که واقعاً واحدی را انتخاب کنند. در بخش بعدی مطالعه، به شرکتکنندگان فرصتی داده شد تا برای امتحان ریاضی مطالعه کنند - اما محققان مجلات و یک بازی ویدیویی را نیز در اختیار دانشجویان قرار دادند. سؤال مهم این بود که آیا دانشجویان وقت خود را صرف مطالعه میکنند (فعالیتی که نیاز به نظم و انضباط دارد) یا اینکه تعلل میکنند (مثلاً با خواندن مجلات یا انجام بازی ویدیویی). اگر تصمیمگیری باعث تحلیل رفتن خود شود، انتظار میرود شرکتکنندگانی که تصمیم گرفتهاند، بیشتر تعلل کنند. محققان دریافتند که فرضیه آنها تأیید شده است: شرکتکنندگانی که تصمیم گرفتند، در مقایسه با شرکتکنندگانی که مجبور به انتخاب نبودند، زمان کمتری را صرف مطالعه مسائل ریاضی کردند.
در یک مطالعه پیگیری، محققان دریافتند که حتی تصمیمگیریهای لذتبخش نیز در صورتی که فرد موظف به تصمیمگیری پیاپی باشد، میتواند باعث این نوع خستگی شود. در این مطالعه، از شرکتکنندگان خواسته شد تا اقلامی را برای یک لیست هدیه فرضی عروسی انتخاب کنند. شرکتکنندگانی که فکر میکردند این فعالیت لذتبخش است، اگر انتخابهای کمتری داشته باشند (کار روی کار به مدت 4 دقیقه)، تحلیل رفتن خود را تجربه نمیکنند، اما اگر از آنها خواسته شود مدت طولانیتری روی کار کار کنند (12 دقیقه)، تحلیل رفتن خود را تجربه میکنند. به عبارت دیگر، حتی انتخابهای سرگرمکننده و لذتبخش نیز با گذشت زمان میتوانند خستهکننده شوند - به نظر میرسد که واقعاً ممکن است "زیادهروی در هر چیز خوبی" وجود داشته باشد. در واقع این خستگی تصمیمگیری بر توانایی اراده ما تاثیر منفی میگذارد.
آیا خستگی تصمیمگیری همیشه اتفاق میافتد؟
از زمان انتشار تحقیقات اولیه در مورد خستگی تصمیمگیری و تحلیل رفتن خود، تحقیقات جدیدتری برخی از یافتههای آن را زیر سوال بردهاند. برای مثال، یک مقاله در سال 2016 که در مجله Perspectives on Psychological Science منتشر شد، نتوانست یکی از یافتههای کلاسیک تحقیقات تحلیل رفتن خود را تکرار کند، که به این معنی است که برخی از روانشناسان به اندازه گذشته به مطالعات مربوط به تحلیل رفتن خود اطمینان ندارند.
به طور مشابه، روانشناسانی که به مطالعه انتخاب پرداختهاند، دریافتند که "اضافه بار انتخابی" که توسط Iyengar و Lepper مورد مطالعه قرار گرفت، لزوماً همیشه رخ نمیدهد. در عوض، به نظر میرسد که داشتن انتخابهای بیش از حد میتواند در برخی شرایط فلجکننده و طاقتفرسا باشد، اما در برخی شرایط دیگر اینطور نیست. به طور خاص، محققان دریافتند که به نظر میرسد اضافه بار انتخابی زمانی رخ میدهد که تصمیماتی که باید بگیریم به ویژه پیچیده یا دشوار باشند. به بیان دیگر همیشه و در هر شرایطی قرار نیست خستگی تصمیمگیری بروز پیدا کند.
برای مقابله با خستگی تصمیمگیری چه میتوان کرد؟
تقریباً همه موافق هستند که داشتن حق انتخاب مهم است. مردم میخواهند احساس کنند که بر محیط خود کنترل دارند، و تحقیقات نشان داده است که قرار گرفتن در موقعیتهای غیرقابل کنترل - جایی که انتخابهای ما محدودتر است - پیامدهای منفی برای رفاه و سلامت روان دارد. با این حال، گاهی اوقات گزینههای بسیار زیادی در دسترس داریم که انتخاب از بین آنها میتواند چشمانداز دلهرهآوری باشد. در چنین مواردی، محققان دریافتهاند که تعداد زیاد انتخابهایی که انجام میدهیم ممکن است در واقع ما را خسته و فرسوده کند.
یکی از راههای جلوگیری از خستگی تصمیمگیری این است که انتخابهایی را که انجام میدهیم ساده کنیم و عادتها و روتینهایی را پیدا کنیم که برای ما مفید هستند - به جای اینکه هر روز انتخابهای جدیدی را از ابتدا انجام دهیم. به عنوان مثال، ماتیلدا کاهل در Harper’s Bazaar در مورد انتخاب لباس کار مینویسد: او هر روز اساساً یک لباس مشابه را برای کار میپوشد. او توضیح میدهد که با مجبور نبودن به انتخاب اینکه چه بپوشد، میتواند از صرف انرژی ذهنی که برای انتخاب لباس صرف میشود، جلوگیری کند. در حالی که پوشیدن یک لباس مشابه هر روز ممکن است برای همه مناسب نباشد، اصل در اینجا این است که میزان زمانی که در روز صرف انتخابهایی میشود که از نظر شخصی برای ما مهم نیستند را محدود کنیم. سایر پیشنهادات برای مدیریت خستگی تصمیمگیری عبارتند از: تصمیمگیریهای کلیدی در اوایل روز (قبل از شروع خستگی) و دانستن اینکه چه زمانی ممکن است نیاز به چرت زدن داشته باشید و با دیدی تازه به یک مشکل بازگردید.
همچنین مهم است که به یاد داشته باشیم که احساس خستگی پس از کار کردن بر روی فعالیتی که نیاز به تصمیمات زیادی دارد کاملاً طبیعی است - حتی اگر فعالیتی باشد که از آن لذت میبرید. وقتی با تعداد زیادی تصمیم مهم در یک دوره زمانی کوتاه روبرو میشویم، تمرین مراقبت از خود (یعنی فعالیتهایی که باعث ارتقای سلامت روانی و جسمی ما میشوند) میتواند بسیار مهم باشد. با مدیریت درست خستگی تصمیمگیری می توانیم بازدهی بالاتری در طول روز داشته باشیم.
- روانشناسی
- علوم اجتماعی