پاشنه آشیل چیست؟ تعریف، اسطوره و کاربرد امروزی

مجسمه آشیل در حال مرگ در کاخ و موزه آشیلیون در کورفو، یونان

عبارت رایج "پاشنه آشیل" به یک ضعف یا آسیب‌پذیری غیرمنتظره در فردی اطلاق می‌شود که در غیر این صورت قوی و قدرتمند است. این آسیب‌پذیری در نهایت می‌تواند منجر به سقوط او شود. این اصطلاح، که امروزه به یک کلیشه زبانی تبدیل شده، یکی از عبارات به جا مانده از اسطوره‌های یونان باستان است.

آشیل یک جنگجوی قهرمان بود که کشمکش‌های او بر سر جنگیدن یا نجنگیدن در جنگ تروآ، در چندین کتاب از ایلیاد هومر شرح داده شده است. اسطوره آشیل شامل تلاش مادرش، تتیس، یک نیمف (پری دریایی)، برای جاودانه کردن او می‌شود. روایت‌های مختلفی از این داستان در ادبیات یونان باستان وجود دارد، از جمله قرار دادن او در آتش، آب یا مالیدن روغن مقدس به او، اما روایتی که بیشتر در ذهن مردم باقی مانده، داستان رودخانه استیکس و پاشنه آشیل است.

نکات کلیدی

  • پاشنه آشیل یک ضعف است که می‌تواند منجر به سقوط فرد شود.
  • ریشه عبارت پاشنه آشیل به اسطوره‌های یونانی باز می‌گردد که مادر آشیل سعی کرد او را شکست‌ناپذیر کند.
  • ضعف در پاشنه آشیل، او را آسیب‌پذیر ساخت و نشان داد که چگونه یک نقص کوچک می‌تواند بر قدرت زیاد اثر بگذارد.

آکیلیس اثر استاتیوس

مشهورترین روایت از تلاش تتیس برای جاودانه کردن پسرش، در کتاب آکیلیس اثر استاتیوس (نوشته شده در قرن اول میلادی) آمده است. در این روایت، تتیس پسرش آشیل را از قوزک پای چپش گرفته و در رودخانه استیکس فرو می‌برد. آب رودخانه، آشیل را جاودانه می‌کند، اما فقط قسمت‌هایی که با آب در تماس بوده‌اند. متاسفانه، از آنجا که تتیس فقط یک بار آشیل را در آب فرو برد و مجبور بود نوزاد را نگه دارد، همان نقطه، یعنی پاشنه آشیل، آسیب‌پذیر باقی می‌ماند. در پایان عمر آشیل، تیری که توسط پاریس (احتمالاً با هدایت آپولو) به قوزک پای او اصابت می‌کند، باعث مرگ او می‌شود.

آسیب‌پذیری ناقص، یک موضوع رایج در فولکلور جهان است. به عنوان مثال، زیگفرید، قهرمان آلمانی در نیبلونگنلید، تنها بین تیغه‌های شانه‌اش آسیب‌پذیر بود. یا سوسلان یا سوسروکو، جنگجوی اوستیایی در حماسه نارتا، توسط یک آهنگر در آب و آتش متناوب فرو برده می‌شود تا به فلز تبدیل شود، اما پا‌هایش از قلم می‌افتند. و نیز دیارمید، قهرمان سلتیک در چرخه فنینی ایرلندی، توسط موی یک گراز سمی از طریق زخمی در کف پای محافظت نشده‌اش مورد اصابت قرار می‌گیرد.

روایت‌های دیگر از آشیل: نیت تتیس

همانطور که در مورد اکثر اسطوره‌های باستانی صادق است، محققان روایت‌های مختلفی از داستان پاشنه آشیل شناسایی کرده‌اند. یکی از عناصر متنوع این داستان، نیّت تتیس هنگام غوطه‌ور کردن پسرش در هر چیزی بود که او را در آن فرو می‌برد.

  1. او می‌خواست ببیند آیا پسرش میرا است یا خیر.
  2. او می‌خواست پسرش را جاودانه کند.
  3. او می‌خواست پسرش را شکست‌ناپذیر کند.

در نمایشنامه آیگیمیوس (که فقط تکه‌ای از آن باقی مانده است)، تتیس - یک نیمف اما همسر یک انسان میرا - فرزندان زیادی داشت، اما فقط می‌خواست فرزندان جاودانه را نگه دارد. بنابراین، هر کدام را با قرار دادن در یک دیگ آب جوش آزمایش می‌کرد. همه آن‌ها مردند، اما هنگامی که او شروع به انجام آزمایش بر روی آشیل کرد، پدرش پلئوس با خشم مداخله کرد. روایت‌های دیگر از این تتیس دیوانه به گونه‌ای متفاوت، شامل کشتن ناخواسته فرزندانش در حالی است که سعی می‌کند با سوزاندن طبیعت میرا آن‌ها را جاودانه کند، یا به سادگی عمداً فرزندانش را می‌کشد زیرا آن‌ها میرا هستند و شایسته او نیستند. در این روایت‌ها، آشیل همیشه در آخرین لحظه توسط پدرش نجات می‌یابد.

روایت دیگری وجود دارد که در آن تتیس سعی می‌کند آشیل را نه تنها شکست‌ناپذیر، بلکه جاودانه کند، و قصد دارد این کار را با ترکیبی جادویی از آتش و آمبروسیا انجام دهد. گفته می‌شود این یکی از مهارت‌های اوست، اما پلئوس او را متوقف می‌کند و این فرآیند جادویی ناتمام فقط طبیعت او را تا حدی تغییر می‌دهد و پوست آشیل را شکست‌ناپذیر می‌کند، اما خودش را میرا نگه می‌دارد.

روش تتیس

  1. او را در یک دیگ آب جوش انداخت.
  2. او را در آتش انداخت.
  3. او را در ترکیبی از آتش و آمبروسیا انداخت.
  4. او را در رودخانه استیکس فرو برد.

اولین روایت از فرو بردن در استیکس (اصطلاحی که باید به بورگس در سال 1998 نسبت داد) تا زمان نسخه استاتیوس در قرن اول پس از میلاد در ادبیات یونان یافت نمی‌شود. بورگس حدس می‌زند که این یک افزودنی مربوط به دوره هلنیستی به داستان تتیس بوده است. سایر محققان معتقدند این ایده ممکن است از خاور نزدیک آمده باشد، زیرا ایده‌های مذهبی اخیر در آن زمان شامل غسل تعمید نیز می‌شد.

بورگس اشاره می‌کند که فرو بردن یک کودک در استیکس برای جاودانه یا شکست‌ناپذیر کردن او، بازتابی از نسخه‌های قبلی است که تتیس فرزندانش را در تلاش برای جاودانه کردنشان در آب جوش یا آتش فرو می‌برد. فرو بردن در استیکس، که امروزه کمتر دردناک به نظر می‌رسد، هنوز هم خطرناک بود: استیکس رودخانه مرگ بود که سرزمین زندگان را از مردگان جدا می‌کرد.

چگونه آسیب‌پذیری آشکار شد؟

  1. آشیل در نبرد تروآ بود که پاریس به قوزک پای او شلیک کرد و سپس به سینه‌اش خنجر زد.
  2. آشیل در نبرد تروآ بود و پاریس به ساق پا یا ران او شلیک کرد و سپس به سینه‌اش خنجر زد.
  3. آشیل در نبرد تروآ بود و پاریس با نیزه آغشته به سم به قوزک پای او شلیک کرد.
  4. آشیل در معبد آپولو بود که پاریس با راهنمایی آپولو به قوزک پای او شلیک کرد و او را کشت.

در ادبیات یونان، اختلاف نظر قابل توجهی در مورد محل سوراخ شدن پوست آشیل وجود دارد. تعدادی از ظروف سرامیکی یونانی و اتروسکی نشان می‌دهند که آشیل با تیر به ران، ساق پا، پاشنه پا، قوزک پا یا پای او اصابت کرده است. در یکی از این تصاویر، او با آرامش دستش را پایین می‌آورد تا تیر را بیرون بکشد. برخی می‌گویند که آشیل در واقع با شلیک به قوزک پا کشته نشد، بلکه حواسش پرت شد و در نتیجه در برابر ضربه دوم آسیب‌پذیر شد.

در جستجوی اسطوره عمیق‌تر

به گفته برخی از محققان، این احتمال وجود دارد که در اسطوره اصلی، آشیل به دلیل فرو برده شدن در رودخانه استیکس به طور ناقص آسیب‌پذیر نشده باشد، بلکه به این دلیل بوده که زره پوشیده بود - شاید زره شکست‌ناپذیر پاتروکلوس که قبل از مرگش قرض گرفته بود - و در ناحیه ساق پا یا پای خود که با زره پوشیده نشده بود، زخمی شده است. مسلماً، زخمی که تاندون آشیل را قطع یا آسیب برساند، هر قهرمانی را با مشکل مواجه می‌کند. به این ترتیب، بزرگترین مزیت آشیل - سرعت و چابکی او در بحبوحه نبرد - از او گرفته می‌شد.

روایت‌های بعدی تلاش می‌کنند تا سطوح فوق‌العاده آسیب‌ناپذیری قهرمانانه در آشیل (یا سایر چهره‌های اسطوره‌ای) و چگونگی سرنگون شدن آن‌ها توسط چیزی شرم‌آور یا بی‌اهمیت را توضیح دهند: داستانی جذاب حتی در امروز.

تاریخ و فرهنگ باستان

بیشتر