شرپا: راهنمایان افسانه‌ای هیمالیا و میراث گرانبهایشان

تصویر شرپا با کلاه پشمی در نامچه بازار.
Ernst Haas/Ernst Haas/Getty Images

شرپاها، گروهی قومی هستند که در ارتفاعات کوه‌های هیمالیا در نپال زندگی می‌کنند. شهرت آن‌ها به عنوان راهنمایان خبره برای کوهنوردان غربی که قصد صعود به قله اورست، بلندترین قله جهان، را دارند، جهانی است. تصویر عمومی از شرپاها، افرادی سخت‌کوش، صلح‌جو و شجاع است. اما این تصویر دل‌انگیز، داستانی ناگفته نیز دارد: افزایش تعامل با غربی‌ها، فرهنگ شرپا را دستخوش تغییرات چشمگیری کرده است.

کوهنوردی بخشی جدایی‌ناپذیر از هویت شرپاها شده است. آن‌ها نه تنها راهنمای کوهنوردان هستند، بلکه نقش مهمی در صعود به قله اورست و دیگر قله‌های مرتفع هیمالیا ایفا می‌کنند. اما این تعامل نزدیک با دنیای غرب، چه تاثیری بر فرهنگ سنتی و اصیل شرپاها گذاشته است؟ آیا این دگرگونی فرهنگی، به نفع آن‌ها بوده یا میراث گرانبهایشان را به خطر انداخته است؟ در ادامه به بررسی این موضوع خواهیم پرداخت.

شرپاها چه کسانی هستند؟ ریشه ها و تحولات فرهنگی

حدود 500 سال پیش، شرپاها از شرق تبت به نپال مهاجرت کردند. پیش از ورود غربی‌ها در قرن بیستم، کوهنوردی بخشی از زندگی آن‌ها نبود. شرپاها که پیرو آیین بودایی نیینگما هستند، با احترام از کنار قله‌های بلند هیمالیا عبور می‌کردند، زیرا معتقد بودند این قله‌ها خانه خدایان هستند.

آنها از طریق کشاورزی در ارتفاعات بالا، دامداری (به ویژه پرورش گاو)، ریسندگی و بافندگی امرار معاش می‌کردند. زندگی آن‌ها با کوهستان گره خورده بود، اما نه به شکل صعود، بلکه به شکل احترام و تقدس.

نقطه عطف در زندگی شرپاها، دهه 1920 بود. در این زمان، انگلیسی‌ها که بر شبه قاره هند تسلط داشتند، برنامه‌هایی برای اعزام تیم‌های کوهنوردی ترتیب دادند و شرپاها را به عنوان باربر استخدام کردند. از آن پس، به دلیل تمایل شرپاها به کار و توانایی آن‌ها در صعود به بلندترین قله‌های جهان، کوهنوردی به تدریج به بخشی از فرهنگ شرپا تبدیل شد.

فتح قله اورست: آغازی بر یک دوران جدید

با وجود تلاش‌های فراوان، تا سال 1953 هیچ تیمی موفق به فتح قله 8,848 متری اورست نشده بود. در این سال، ادموند هیلاری و یک شرپا به نام تنزینگ نورگای توانستند به این افتخار دست یابند. این رویداد نه تنها یک دستاورد بزرگ در کوهنوردی بود، بلکه آغازی بر یک دوران جدید برای شرپاها نیز به شمار می‌رفت.

پس از سال 1953، تیم‌های بی‌شماری از کوهنوردان به دنبال تکرار این موفقیت به منطقه هجوم آوردند و تعداد فزاینده‌ای از شرپاها را به عنوان راهنما و باربر استخدام کردند. بدین ترتیب، سرزمین شرپاها به مقصدی جذاب برای گردشگران و کوهنوردان تبدیل شد.

در سال 1976، سرزمین شرپاها و قله اورست به عنوان بخشی از پارک ملی ساگارماتا محافظت شدند. این پارک نه تنها با تلاش‌های دولت نپال، بلکه با همت بنیاد هیمالیا تراست که توسط هیلاری تاسیس شده بود، ایجاد گردید. این اقدام نشان از اهمیت حفظ این منطقه برای همگان بود.

تغییرات فرهنگی در جامعه شرپا: از انزوا تا صنعت گردشگری

هجوم کوهنوردان به سرزمین شرپاها، فرهنگ و شیوه زندگی آن‌ها را به طور چشمگیری دگرگون کرده است. شرپاها که روزگاری جامعه‌ای منزوی بودند، اکنون زندگی‌شان به شدت وابسته به کوهنوردان خارجی شده است.

فتح قله اورست در سال 1953، این کوه را به شهرت جهانی رساند و گردشگران بیشتری را به سرزمین شرپاها کشاند. در حالی که قبلاً تنها کوهنوردان باتجربه به صعود به اورست اقدام می‌کردند، اکنون حتی کوهنوردان کم‌تجربه نیز انتظار دارند به قله برسند. هر ساله، صدها گردشگر به سرزمین شرپاها سفر می‌کنند، چند درس کوتاه در کوهنوردی می‌آموزند و سپس با راهنمایی شرپاها به سمت قله حرکت می‌کنند.

شرپاها با فراهم کردن تجهیزات، خدمات راهنمایی، اقامتگاه، قهوه‌خانه و وای‌فای به این گردشگران خدمات ارائه می‌دهند. درآمد حاصل از این صنعت اورست، شرپاها را به یکی از ثروتمندترین اقوام در نپال تبدیل کرده است. درآمد سرانه آن‌ها حدود هفت برابر بیشتر از میانگین درآمد سرانه کل مردم نپال است.

در بیشتر موارد، شرپاها دیگر به عنوان باربر در این سفرها فعالیت نمی‌کنند. آن‌ها این کار را به سایر اقوام واگذار می‌کنند، اما موقعیت‌هایی مانند سرپرست باربران یا راهنمای اصلی را حفظ می‌کنند.

با وجود افزایش درآمد، سفر به قله اورست یک شغل خطرناک و بسیار خطرناک است. از میان مرگ و میرهای متعددی که در قله اورست رخ می‌دهد، 40 درصد آن‌ها مربوط به شرپاها است. فقدان بیمه عمر، تعداد زیادی از زنان را بیوه و کودکان را بی‌سرپرست می‌گذارد.

در 18 آوریل 2014، یک بهمن سقوط کرد و 16 کوهنورد نپالی را کشت که 13 نفر از آن‌ها شرپا بودند. این یک ضایعه ویرانگر برای جامعه شرپا بود که تنها حدود 150,000 نفر جمعیت دارد.

در حالی که بیشتر غربی‌ها انتظار دارند شرپاها این خطر را بپذیرند، خود شرپاها به طور فزاینده‌ای نگران آینده جامعه خود هستند. آیا این دگرگونی فرهنگی و اتکا به صنعت گردشگری، پایدار است؟ آیا راهی برای حفظ فرهنگ و سنت‌های اصیل شرپاها در کنار کسب درآمد از کوهنوردی وجود دارد؟ این سوالی است که ذهن بسیاری از شرپاها را به خود مشغول کرده است.

جغرافیا

بیشتر