نشانه‌شناسی چیست؟ تعریف و مثال‌هایی از آن

نشانه‌شناسی چیست؟

نشانه شناسی نظریه و مطالعه علائم و نمادها است، به ویژه به عنوان عناصر زبان یا سایر سیستم های ارتباطی. مثال های رایج نشانه شناسی شامل علائم راهنمایی و رانندگی، ایموجی ها و شکلک هایی است که در ارتباطات الکترونیکی استفاده می شوند و همچنین لوگوها و برندهایی که توسط شرکت های بین المللی برای فروش محصولات خود به کار می روند—که به آن "وفاداری به برند" می گویند.

نکات کلیدی

  • نشانه شناسی مطالعه علائم و نمادها است، به ویژه نحوه ارتباط آن ها با مفاهیم بیان شده و نانوشته.
  • علائم رایجی که به طور جهانی فهمیده می شوند شامل علائم راهنمایی و رانندگی، ایموجی ها و لوگوهای شرکتی هستند.
  • زبان نوشتاری و گفتاری پر از نشانه شناسی است که در قالب بینامتنی، بازی های زبانی، استعاره ها و ارجاعات به مشترکات فرهنگی دیده می شود.

نشانه ها در اطراف ما قرار دارند. به مجموعه ای از شیرآلات جفتی در یک حمام یا آشپزخانه فکر کنید. احتمالاً سمت چپ شیر آب گرم و سمت راست شیر آب سرد است. سال ها پیش، تمام شیرها حروفی داشتند که درجه حرارت آب را مشخص می کردند—به انگلیسی، H برای گرم و C برای سرد؛ به اسپانیایی، C برای گرم (caliente) و F برای سرد (frio). شیرآلات مدرن اغلب هیچ نشانه حروفی ندارند یا در یک شیر موجودند، اما حتی با یک شیر، محتوای نشانه شناسی شیرها هنوز به ما می گوید که برای آب گرم باید به سمت چپ مایل شویم و برای آب سرد به سمت راست. اطلاعاتی که از سوختن جلوگیری می کند یک نشانه است.

تمرین و تاریخ نشانه شناسی

فردی که نشانه شناسی را مطالعه یا تمرین می کند، نشانه شناس نامیده می شود. بسیاری از اصطلاحات و مفاهیم استفاده شده توسط نشانه شناسان معاصر توسط زبان شناس سوئیسی فردینان د سوسور (1857–1913) معرفی شد. د سوسور نشانه را به عنوان هر حرکت، اشاره، تصویر، الگو یا رویدادی که معنا را منتقل می کند، تعریف کرد. او زبان (langue) را به عنوان ساختار یا دستور زبان یک زبان و گفتار (parole) را به عنوان انتخاب های انجام شده توسط گوینده برای انتقال آن اطلاعات تعریف کرد.

نشانه شناسی مطالعه ای کلیدی در تکامل آگاهی انسانی است. فیلسوف انگلیسی جان لاک (1632–1704) پیشرفت هوش را به سه مرحله مرتبط کرد: درک ماهیت چیزها، درک آنچه باید انجام داد تا به آنچه می خواهید برسید، و توانایی انتقال این مفاهیم به دیگران. زبان با نشانه ها آغاز شد. به زبان لاک، نشانه ها دوگانگی دارند—یعنی، نشانه به معنای خاصی وابسته است.

چارلز ساندرز پیرس (1839–1914) گفت که نشانه ها تنها در صورتی کار می کنند که هوش قابل یادگیری از تجربه وجود داشته باشد. مفهوم نشانه شناسی پیرس سه گانه بود: نشانه، معنا، و مفسر. نشانه شناسان مدرن به کل شبکه ای از نشانه ها و نمادهای اطراف ما نگاه می کنند که معانی مختلفی در زمینه های متفاوت دارند، حتی نشانه ها یا نمادهایی که صدا هستند. به چیزی که آژیر آمبولانس وقتی در حال رانندگی اید منتقل می کند فکر کنید: "کسی در خطر است و ما برای کمک عجله داریم. کنار بروید و بگذارید ما عبور کنیم."

نشانه های متنی در نشانه شناسی

بینامتنی (Intertextuality) نوعی ارتباط ظریف است که در آن آنچه می نویسیم یا می گوییم معمولاً یادآور چیزی است که بین ما مشترک است. به عنوان مثال، اگر صدای عمیق جیمز ارل جونز را هنگام گفتن "لوک" تقلید کنید، می توانید تصاویری و صداها و معانی مختلفی از جنگ ستارگان را منتقل کنید. "دانش نشانه شناسی که هستی، جیرجیرک"، ارجاعی به استاد یودا و همچنین استاد پو در سریال تلویزیونی "کونگ فو" در دهه ۱۹۷۰ است. در واقع، می توان گفت که یودا یک ارجاع نشانه شناختی به استاد پو بود.

استعاره ها می توانند به عنوان نمایندگان معنادار برای افرادی که با فرهنگ آشنا هستند عمل کنند: "او در ساعت نیازم سنگی برای من بود" و "این قهوه گرم تر از جهنم است" ارجاعات بینامتنی به کتاب مقدس یهودی-مسیحی است و آنقدر رایج شده اند که مهم نیست آیا شما کتاب مقدس را خوانده اید یا نه. واژه نگاری (Metonymy) نیز می تواند همین تأثیر را داشته باشد: "دود" یک واژه نگاری برای لندن است، ارجاعی به دودی که قبلاً در این شهر وجود داشت و هنوز هم به لندن اشاره دارد حتی اگر آن دودی کمتر شده باشد.

نوشتن و نشانه شناسی

آثار ویلیام شکسپیر و لوئیس کارول پر از بازی های زبانی و ارجاعات فرهنگی است که برخی از آن ها، متأسفانه، دیگر برای گویندگان مدرن معنا ندارد. استاد بینامتنی نویسنده ایرلندی جیمز جویس است، که کتاب هایی مانند "اولیس" او آنقدر غنی از قطعات مختلف و زبان های ساخته شده و ارجاعات فرهنگی است که خواننده مدرن به هایپرمتن ها (hypertexts) نیاز دارد تا همه آن ها را درک کند:

"استیون چشمانش را بست تا صدای چکیدن کفش هایش را بر روی سنگ ریزه ها و صدف ها بشنود. تو چگونه در حال عبوری. من به آرامی راه می روم. یک فضای بسیار کوتاه زمانی در گذر زمان های بسیار کوتاه. پنج، شش: نچند. دقیقاً: و این مدالیته غیرقابل اجتناب شنیدنی است."

هایپرمتن ها از درک نشانه شناسی پشتیبانی می کنند. ما می دانیم که هایپرمتن چه معنایی دارد: "اینجا می توانید تعریفی از این اصطلاح یا این عبارت پیدا کنید."

ارتباط غیرکلامی و نشانه شناسی

بسیاری از راه های ارتباطی ما با یکدیگر غیرکلامی هستند. یک شنیدن شانه ها، یک چرخاندن چشم ها، یک دست تکان دادن، این ها و هزاران زبان بدن دیگر اطلاعاتی را به شخص دیگری منتقل می کنند. صوت نگاری (Vocalics) نوعی ارتباط غیرکلامی است که در گفتار نهفته است: نت، لحن، سرعت، بلندی و تُن زبان گفتاری اطلاعات اضافی درباره ی معنی زیرین یک گروه از کلمات منتقل می کند.

فضای شخصی نیز شکلی از نشانه شناسی است که خاص یک فرهنگ است. نزدیک شدن بیش از حد به یک نفر در فرهنگ غربی ممکن است یک تجاوز متخاصم به نظر برسد، اما در فرهنگ های دیگر ابعاد فضای شخصی متفاوت است. لمس کردن فردی می تواند شخصی عصبانی یا غمگین را آرام کند یا او را به خشم آورد یا او را دچار ناراحتی کند، بسته به زمینه.