معماری روسیه: تلفیقی از فرهنگها و تاریخ
معماری روسیه، همچون پلی میان شرق و غرب، داستانی از تاثیرات فرهنگی گوناگون را روایت میکند. از وایکینگها تا بیزانس، هر تمدنی ردپایی در این سرزمین وسیع به جا گذاشته است. این تاثیرات در گسترهای از گنبدهای پیازی کلیساها گرفته تا آسمانخراشهای نئوگوتیک مدرن، خود را نشان میدهند و سبکی منحصربهفرد و متمایز روسی را شکل دادهاند.
در این سفر تصویری، با ما همراه شوید تا نگاهی به مهمترین بناهای تاریخی و معماری روسیه و امپراطوری روسیه بیاندازیم. بناهایی که هر کدام، بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب این سرزمین را بازگو میکنند.
نکات کلیدی
- معماری روسی، تلفیقی از فرهنگهای مختلف است و سازههایی منحصر به فرد مانند گنبدهای پیازی را به وجود آورده است.
- بناهای تاریخی مانند کلیسای سنت باسیل و کلیسای جامع مسیح منجی، داستانهایی از گذشته روسیه را روایت میکنند.
- سازههای مدرن مانند برج مرکوری سیتی، رشد و پذیرش معماری نوآورانه در مسکو را نشان میدهند.
خانههای چوبی وایکینگها در نووگورود، روسیه
در قرن اول میلادی، وایکینگها در شهر نووگورود، که اکنون بخشی از روسیه است، خانههای چوبی روستایی بنا کردند.
در سرزمینی مملو از درختان، طبیعی است که ساکنان اولیه از چوب برای ساخت پناهگاه خود استفاده کنند. معماری اولیه روسیه عمدتاً بر پایه چوب بود. از آنجا که در دوران باستان اره و مته وجود نداشت، درختان با تبر قطع میشدند و ساختمانها با استفاده از کندههای ناهموار ساخته میشدند.
خانههای ساخته شده توسط وایکینگها، مستطیلی شکل با سقفهای شیبدار به سبک کلبههای کوهستانی بودند. در طول قرن اول میلادی، کلیساها نیز از چوب ساخته میشدند و صنعتگران با استفاده از اسکنه و چاقو، حکاکیهای دقیقی را بر روی چوب انجام میدادند.
کلیساهای چوبی جزیره کیژی
در قرن چهاردهم میلادی، کلیساهای چوبی پیچیده ای در جزیره کیژی ساخته شدند. کلیسای رستاخیز لازاروس که در تصویر مشاهده می کنید، احتمالاً قدیمی ترین کلیسای چوبی روسیه است.
کلیساهای چوبی روسیه اغلب بر فراز تپهها قرار داشتند و مشرف به جنگلها و روستاها بودند. اگرچه دیوارهای این کلیساها به شکلی ابتدایی از کندههای ناهموار ساخته شده بودند (مشابه کلبههای چوبی اولیه وایکینگها)، اما سقف آنها اغلب بسیار پیچیده بود. گنبدهای پیازی شکل، که نمادی از آسمان در سنت ارتدکس روسی هستند، با تختههای چوبی پوشیده شده بودند. این گنبدهای پیازی، بازتابی از ایدههای طراحی بیزانسی بودند و صرفاً جنبه تزئینی داشتند. آنها از قاب چوبی ساخته شده بودند و هیچ عملکرد ساختاری نداشتند.
جزیره کیژی (که گاهی "کیشی" یا "کیشژی" نیز نامیده میشود)، واقع در انتهای شمالی دریاچه اونگا در نزدیکی سن پترزبورگ، به دلیل مجموعه قابل توجه کلیساهای چوبیاش مشهور است. اولین اشاره به سکونتگاه های کیژی در تواریخ قرنهای 14 و 15 یافت می شود. در سال 1960، کیژی به یک موزه فضای باز برای حفظ معماری چوبی روسیه تبدیل شد. کار مرمت توسط معمار روسی، دکتر A. Opolovnikov نظارت می شد.
کلیسای پرِئوبراژِنیه (تَجَلّی) در جزیره کیژی
کلیسای پرِئوبراژِنیه (تَجَلّی) در جزیره کیژی، دارای 22 گنبد پیازی است که با صدها تخته چوبی از جنس درخت اُسپی (Aspen) پوشیده شدهاند.
کلیساهای چوبی روسیه در ابتدا فضاهای ساده و مقدس بودند. کلیسای رستاخیز لازاروس احتمالاً قدیمیترین کلیسای چوبی باقیمانده در روسیه است. با این حال، بسیاری از این سازهها به سرعت در اثر پوسیدگی و آتش از بین رفتند. در طول قرنها، کلیساهای تخریبشده با ساختمانهای بزرگتر و پر زرق و برقتر جایگزین شدند.
کلیسای پرِئوبراژِنیه که در سال 1714 در زمان سلطنت پتر کبیر ساخته شده، دارای 22 گنبد پیازی سر به فلک کشیده است که با صدها تخته چوبی از جنس درخت اُسپی (Aspen) پوشیده شدهاند. در ساخت این کلیسا از هیچ میخی استفاده نشده است و امروزه بسیاری از کندههای صنوبر آن بر اثر حشرات و پوسیدگی ضعیف شدهاند. علاوه بر این، کمبود بودجه منجر به بیتوجهی و تلاشهای مرمتی ضعیفی شده است.
معماری چوبی در کیژی پوگوست یک میراث جهانی یونسکو است.
کلیسای جامع مسیح منجی، مسکو
این کلیسای جامع که در سال 1931 توسط استالین تخریب شد، بازسازی شده و اکنون از طریق پل پاتریارش، یک مسیر پیادهروی بر روی رودخانه مسکوا، به طور کامل قابل دسترسی است.
این مکان مقدس مسیحی، که به عنوان بلندترین کلیسای ارتدکس جهان شناخته میشود، نه تنها یک جاذبه توریستی است، بلکه تاریخ مذهبی و سیاسی یک ملت را نیز بازگو میکند.
رویدادهای تاریخی پیرامون کلیسای جامع مسیح منجی
- 1812: امپراتور الکساندر اول تصمیم به ساخت کلیسای جامعی بزرگ به یادبود اخراج ارتش ناپلئون از مسکو توسط ارتش روسیه میگیرد.
- 1817: پس از طراحی توسط معمار روسی، الکساندر ویتبرگ، ساخت کلیسا آغاز میشود، اما به دلیل ناپایداری زمین، به سرعت متوقف میشود.
- 1832: امپراتور نیکلاس اول محل جدیدی برای ساخت و طراحی جدید توسط معمار روسی، کنستانتین تون را تأیید میکند.
- 1839 تا 1879: ساخت طرح روسی-بیزانسی، که تا حدی از کلیسای جامع Assumption، کلیسای Dormition الگوبرداری شده است.
- 1931: به طور عمدی توسط دولت شوروی تخریب میشود، با برنامههایی برای ساخت کاخی برای مردم، "بزرگترین ساختمان در جهان"، به عنوان یادبودی برای نظم سوسیالیستی جدید. ساخت و ساز در طول جنگ جهانی دوم متوقف شد، و سپس در سال 1958، بزرگترین استخر شنای عمومی روباز (مسکوا پل) به جای آن ساخته شد.
- 1994 تا 2000: برچیدن استخر شنا و بازسازی کلیسای جامع.
- 2004: یک پل عابر پیاده فولادی، پل پاتریارش، برای اتصال کلیسا به مرکز شهر مسکو ساخته میشود.
مسکو به عنوان یک شهر مدرن قرن بیست و یکم ظهور کرده است. بازسازی این کلیسای جامع یکی از پروژههایی بوده که شهر را متحول کرده است. از جمله رهبران پروژه بازسازی کلیسای جامع میتوان به شهردار مسکو، یوری لوژکوف و معمار M.M. Posokhin اشاره کرد، همانطور که در پروژههای آسمانخراش مانند Mercury City نیز دخیل بودند. تاریخ غنی روسیه در این مکان معماری تجسم یافته است. تأثیرات سرزمینهای باستانی بیزانس، ارتشهای جنگطلب، رژیمهای سیاسی و نوسازی شهری، همگی در محل کلیسای مسیح منجی وجود دارند.
کلیسای جامع سنت باسیل در مسکو
1554 تا 1560: ایوان مخوف، کلیسای جامع باشکوه سنت باسیل را در نزدیکی دروازههای کرملین در مسکو بنا کرد.
سلطنت ایوان چهارم (مخوف) باعث احیای مختصری از علاقه به سبکهای سنتی روسی شد. ایوان مخوف افسانهای، به منظور تجلیل از پیروزی روسیه بر تاتارها در قازان، کلیسای جامع باشکوه سنت باسیل را در نزدیکی دروازههای کرملین در مسکو بنا کرد.
کلیسای سنت باسیل که در سال 1560 تکمیل شد، کارناوالی از گنبدهای پیازی رنگآمیزی شده است که به بیانگرترین شکل سنتهای روسو-بیزانسی ساخته شدهاند. گفته میشود که ایوان مخوف دستور داد معماران را کور کنند تا دیگر هرگز نتوانند بنایی به این زیبایی طراحی کنند.
کلیسای جامع سنت باسیل با نام کلیسای شفاعت مریم مقدس نیز شناخته میشود.
پس از سلطنت ایوان چهارم، معماری در روسیه بیشتر از سبکهای اروپایی وام گرفت تا سبکهای شرقی.
کلیسای اسمولنی در سن پترزبورگ
1748 تا 1764: کلیسای جامع اسمولنی به سبک روکوکو، که توسط معمار مشهور ایتالیایی، راستِرِلی، طراحی شده است، مانند یک کیک فانتزی است.
در زمان پتر کبیر، ایدههای اروپایی حاکم بود. شهر هم نام او، سن پترزبورگ، بر اساس ایدههای اروپایی ساخته شد و جانشینان او این سنت را با آوردن معمارانی از اروپا برای طراحی کاخها، کلیساهای جامع و سایر ساختمانهای مهم ادامه دادند.
کلیسای جامع اسمولنی، که توسط معمار مشهور ایتالیایی، راستِرِلی طراحی شده است، سبک روکوکو را جشن میگیرد. روکوکو یک مد باروک فرانسوی است که به دلیل تزیینات سبک و سفید و آرایش پیچیده اشکال منحنی خود شناخته شده است. کلیسای جامع آبی و سفید اسمولنی مانند کیک یک شیرینیپز با طاقها، سنتوریها و ستونها است. تنها کلاهکهای گنبدی پیازی شکل به سنت روسی اشاره دارند.
این کلیسای جامع قرار بود نقطه کانونی صومعهای باشد که برای امپراتور الیزابت، دختر پتر کبیر، طراحی شده بود. الیزابت قصد داشت راهبه شود، اما پس از اینکه فرصتی برای حکومت به او داده شد، این ایده را کنار گذاشت. در پایان سلطنت او، بودجه صومعه تمام شد. ساخت و ساز در سال 1764 متوقف شد و کلیسای جامع تا سال 1835 تکمیل نشد.
کاخ زمستانی ارمیتاژ در سن پترزبورگ
1754 تا 1762: راستِرِلی، معمار قرن شانزدهم، مشهورترین بنای سن پترزبورگ امپراتوری، یعنی کاخ زمستانی ارمیتاژ را خلق کرد.
راستِرِلی، معمار مشهور قرن شانزدهم، با استفاده از تزئینات باروک و روکوکو که معمولاً برای مبلمان رزرو میشدند، مشهورترین بنای سن پترزبورگ امپراتوری را خلق کرد: کاخ زمستانی ارمیتاژ. این کاخ سبز و سفید که بین سالهای 1754 و 1762 برای امپراتور الیزابت (دختر پتر کبیر) ساخته شده است، ترکیبی مجلل از طاقها، سنتوریها، ستونها، ستونهای نیمه، خلیجها، نردهها و تندیسها است. این کاخ سه طبقه دارای 1945 پنجره، 1057 اتاق و 1987 در است. هیچ گنبد پیازی شکلی در این اثر کاملاً اروپایی یافت نمیشود.
کاخ زمستانی ارمیتاژ از زمان پتر سوم به عنوان اقامتگاه زمستانی هر یک از حاکمان روسیه مورد استفاده قرار میگرفت. معشوقه پتر، کنتس ورونتسوا، نیز اتاقهایی در این کاخ بزرگ باروک داشت. هنگامی که همسرش، کاترین کبیر، تاج و تخت را تصرف کرد، مالکیت اقامتگاه شوهرش را به دست گرفت و دوباره آن را تزئین کرد. کاخ کاترین به کاخ تابستانی تبدیل شد.
نیکلاس اول در یک آپارتمان نسبتاً ساده در کاخ زندگی میکرد، در حالی که همسرش الکساندرا به تزئینات بیشتر میپرداخت و سفارش ساخت اتاق نفیس مالاکیت را داد. اتاق پر زرق و برق الکساندرا بعداً به محل ملاقات دولت موقت کرنسکی تبدیل شد.
در ژوئیه 1917، دولت موقت در کاخ زمستانی ارمیتاژ اقامت گزید و پایه و اساس انقلاب اکتبر را بنا نهاد. دولت بلشویک در نهایت پایتخت خود را به مسکو منتقل کرد. از آن زمان، کاخ زمستانی به عنوان موزه مشهور ارمیتاژ فعالیت میکند.
کاخ تاوریچسکی در سن پترزبورگ
1783 تا 1789: کاترین کبیر، ایوان یگوروویچ استاروف، معمار برجسته روسی را استخدام کرد تا کاخی با استفاده از مضامین یونان و روم باستان طراحی کند.
در سایر نقاط جهان، روسیه به دلیل عبارات خام و پرشور معماری غربی مورد تمسخر قرار می گرفت. هنگامی که کاترین به امپراتوری رسید، می خواست سبک های باوقارتر را معرفی کند. او حکاکی های معماری کلاسیک و ساختمان های جدید اروپایی را مطالعه کرده بود و نئوکلاسیسیسم را به سبک رسمی دربار تبدیل کرد.
هنگامی که گریگوری پوتمکین-تاوریچسکی (Potyomkin-Tavrichesky) به عنوان شاهزاده تاورید (کریمه) منصوب شد، کاترین، I. E. Starov، معمار برجسته روسی را استخدام کرد تا یک کاخ کلاسیک برای افسر نظامی مورد علاقه خود و همسرش طراحی کند. معماری پالادیو، مبتنی بر ساختمانهای کلاسیک یونان و روم باستان، سبک روز بود و بر چیزی که اغلب کاخ تاورید یا کاخ تاوریدا نامیده میشود، تأثیر گذاشت. کاخ شاهزاده گریگوری به شدت نئوکلاسیک با ردیفهای متقارن ستونها، سنتوری برجسته و گنبد، درست مانند بسیاری از ساختمانهای نئوکلاسیک موجود در واشنگتن دی سی بود.
کاخ تاوریچسکی یا تاوریچسکیی در سال 1789 تکمیل و در آغاز قرن بیستم بازسازی شد.
آرامگاه لنین در مسکو
1924 تا 1930: آرامگاه لنین که توسط الکسی شچوسِف طراحی شده، از مکعبهای ساده به شکل یک هرم پلکانی ساخته شده است.
علاقه به سبکهای قدیمی به طور مختصر در طول سالهای 1800 دوباره بیدار شد، اما با قرن بیستم، انقلاب روسیه و انقلابی در هنرهای تجسمی به وجود آمد. جنبش آوانگارد کانستراکتیویست (سازهگرایی) عصر صنعتی و نظم سوسیالیستی جدید را جشن میگرفت. ساختمانهای خشک و مکانیکی از اجزای تولید انبوه ساخته میشدند.
آرامگاه لنین که توسط الکسی شچوسِف طراحی شده، به عنوان شاهکاری از سادگی معماری توصیف شده است. این آرامگاه در ابتدا یک مکعب چوبی بود. جسد ولادیمیر لنین، بنیانگذار اتحاد جماهیر شوروی، در داخل یک تابوت شیشهای به نمایش گذاشته میشد. در سال 1924، شچوسِف یک آرامگاه دائمیتر ساخت که از مکعبهای چوبی تشکیل شده بود که به شکل یک هرم پلکانی مونتاژ شده بودند. در سال 1930، چوب با گرانیت قرمز (نماد کمونیسم) و لابرادوریت سیاه (نماد عزا) جایگزین شد. این هرم ساده درست بیرون دیوار کرملین قرار دارد.
ویسوتنیه زدانیا (Vysotniye Zdaniye) در مسکو
دهه 1950: پس از پیروزی شوروی بر آلمان نازی، استالین طرحی بلندپروازانه را برای ساخت مجموعهای از آسمانخراشهای نئوگوتیک، ویسوتنیه زدانیا، آغاز کرد.
در طول بازسازی مسکو در دهه 1930، تحت دیکتاتوری جوزف استالین، بسیاری از کلیساها، برجهای ناقوس و کلیساهای جامع تخریب شدند. کلیسای جامع منجی برای ساخت کاخ باشکوه شوراها تخریب شد. قرار بود این بنا بلندترین ساختمان جهان باشد، یک بنای یادبود 415 متری که با مجسمه 100 متری لنین پوشیده شده بود. این بخشی از طرح بلندپروازانه استالین بود: ویسوتنیه زدانیا یا ساختمانهای بلند.
هشت آسمان خراش در دهه 1930 برنامه ریزی شد و هفت آسمان خراش در دهه 1950 ساخته شد و حلقه ای را در مرکز مسکو تشکیل داد.
آوردن مسکو به قرن بیستم باید تا پس از جنگ جهانی دوم و پیروزی شوروی بر آلمان نازی صبر می کرد. استالین این طرح را مجدداً راه اندازی کرد و از معماران مجدداً خواسته شد تا مجموعه ای از آسمان خراش های نئوگوتیک مشابه کاخ شوراهای متروکه طراحی کنند. این ساختمانها که اغلب آسمانخراشهای "کیک عروسی" نامیده میشوند، برای ایجاد حس حرکت به سمت بالا، طبقهبندی شده بودند. به هر ساختمان یک برج مرکزی و به درخواست استالین، یک منار شیشهای فلزی درخشان داده شد. احساس می شد که منار ساختمان های استالین را از ساختمان امپایر استیت و سایر آسمان خراش های آمریکایی متمایز می کند. همچنین، این ساختمان های جدید مسکو ایده هایی را از کلیساهای جامع گوتیک و کلیساهای روسی قرن هفدهم در خود جای داده اند. بنابراین، گذشته و آینده با هم ترکیب شدند.
ویسوتنیه زدانیا که اغلب به عنوان هفت خواهر شناخته می شوند، این ساختمان ها هستند:
- 1952: کوتلنیچسکایا نابِرژنایا (همچنین به عنوان آپارتمان های کوتلنیکی یا اسکله کوتلنیچسکایا شناخته می شود)
- 1953: وزارت امور خارجه
- 1953: برج دانشگاه دولتی مسکو
- 1953 (بازسازی شده 2007): هتل لنینگرادسکایا
- 1953: میدان دروازه سرخ
- 1954: میدان کودرینسکایا (همچنین به عنوان کودرینسکایا پلوشاد 1، میدان شورش، وستانیا و میدان قیام شناخته می شود)
- 1955 (بازسازی شده 1995 و 2010): هتل اوکراین (همچنین به عنوان هتل رادیسون رویال شناخته می شود)
و چه اتفاقی برای کاخ شوراها افتاد؟ محل ساخت و ساز برای چنین ساختار عظیمی بیش از حد مرطوب بود و با ورود روسیه به جنگ جهانی دوم، این پروژه متوقف شد. نیکیتا خروشچف، جانشین استالین، محل ساخت و ساز را به بزرگترین استخر شنای عمومی جهان تبدیل کرد. در سال 2000، کلیسای جامع مسیح منجی بازسازی شد.
سال های اخیر احیای شهری دیگری را به همراه داشت. یوری لوژکوف، شهردار مسکو از سال 1992 تا 2010، طرحی را برای ساخت دومین حلقه آسمان خراش های نئوگوتیک درست فراتر از مرکز مسکو آغاز کرد. تا زمانی که لوژکوف به اتهام فساد از مقام خود برکنار شد، ساخت 60 ساختمان جدید برنامه ریزی شده بود.
خانههای چوبی سیبری
تزارها کاخهای بزرگ خود را از سنگ میساختند، اما روسهای معمولی در سازههای چوبی روستایی زندگی میکردند.
روسیه کشور بزرگی است. توده زمین آن دو قاره اروپا و آسیا را با منابع طبیعی فراوان در بر میگیرد. سیبری که بزرگترین منطقه است، دارای درختان فراوانی است، بنابراین مردم خانههای خود را از چوب میساختند. ایزبا چیزی است که آمریکاییها آن را کلبه چوبی مینامند.
صنعتگران به زودی کشف کردند که چوب را میتوان به طرحهای پیچیدهای شبیه به آنچه ثروتمندان با سنگ انجام میدادند، تراشید. به همین ترتیب، رنگهای شاد میتوانست روزهای طولانی زمستان را در یک جامعه روستایی روشن کند. بنابراین، نمای بیرونی رنگارنگ موجود در کلیسای جامع سنت باسیل در مسکو و مصالح ساختمانی موجود در کلیساهای چوبی در جزیره کیژی را با هم ترکیب کنید، خانههای چوبی سنتی را در بسیاری از مناطق سیبری بدست میآورید.
بیشتر این خانهها قبل از انقلاب روسیه در سال 1917 توسط طبقه کارگر ساخته شدهاند. ظهور کمونیسم به مالکیت خصوصی پایان داد و طرفدار نوع زندگی اشتراکیتری شد. در طول قرن بیستم، بسیاری از این خانهها به داراییهای دولتی تبدیل شدند، اما به خوبی نگهداری نشدند و از بین رفتند. سوال پسا کمونیستی امروز این است که آیا این خانهها باید مرمت و نگهداری شوند؟
همانطور که مردم روسیه به شهرها سرازیر میشوند و در برجهای مدرن زندگی میکنند، سرنوشت بسیاری از اقامتگاههای چوبی موجود در مناطق دورافتاده مانند سیبری چه خواهد شد؟ بدون مداخله دولت، حفظ تاریخی خانههای چوبی سیبری به یک تصمیم اقتصادی تبدیل میشود. به نقل از کلیفورد جی. لوی در نیویورک تایمز: «سرنوشت آنها نمادی از مبارزه در سراسر روسیه برای متعادل کردن حفظ گنجینههای معماری با خواستههای توسعه است». «اما مردم شروع به پذیرش آنها نه تنها به خاطر زیباییشان، بلکه به این دلیل که به نظر میرسد پیوندی با گذشته روستایی سیبری دارند….»
برج مرکوری سیتی در مسکو
مسکو به داشتن مقررات ساختمانی کمتر نسبت به سایر شهرهای اروپایی مشهور است، اما این تنها دلیل رونق ساختمانی قرن بیست و یکم در این شهر نیست. یوری لوژکوف، شهردار مسکو از سال 1992 تا 2010، دیدگاهی برای پایتخت روسیه داشت که گذشته را بازسازی (به کلیسای جامع مسیح منجی نگاه کنید) و معماری آن را مدرن کرده است. طراحی برج مرکوری سیتی یکی از اولین طرح های ساختمان سبز در تاریخ معماری روسیه است. نمای شیشه ای قهوه ای طلایی آن را در خط افق شهر مسکو برجسته می کند.
درباره برج مرکوری سیتی
- ارتفاع: ۱۱۱۲ فوت (۳۳۹ متر) – ۲۹ متر بلندتر از The Shard
- طبقات: ۷۵ (۵ طبقه زیر زمین)
- مساحت: ۱.۷ میلیون فوت مربع
- ساخت: ۲۰۰۶ - ۲۰۱۳
- سبک معماری: اکسپرسیونیسم ساختاری
- مصالح ساختمانی: بتن با دیوار پردهای شیشهای
- معماران: Frank Williams & Partners Architects LLP (نیویورک); M.M.Posokhin (مسکو)
- نام های دیگر: برج مرکوری سیتی، برج اداری مرکوری
- کاربری چندگانه: اداری، مسکونی، تجاری
- وب سایت رسمی: www.mercury-city.com/
این برج دارای مکانیزمهای "معماری سبز" از جمله توانایی جمعآوری آب حاصل از ذوب برف و یخ و تأمین نور طبیعی برای ۷۵٪ فضاهای کاری است. یکی دیگر از روندهای سبز، تامین محلی مصالح است که باعث کاهش هزینههای حمل و نقل و مصرف انرژی میشود. ده درصد از مصالح ساختمانی از شعاع ۳۰۰ کیلومتری محل ساخت و ساز تهیه شده است.
معمار، مایکل پوسوخین در مورد ساختمان سبز گفت: «با وجود فراوانی منابع انرژی طبیعی، حفظ انرژی در کشوری مانند روسیه مهم است. من همیشه در تلاش هستم تا حس خاص و منحصر به فرد هر سایت را پیدا کنم و آن را در طراحی خود بگنجانم.»
فرانک ویلیامز، معمار گفت: «این برج دارای یک رانش عمودی قوی شبیه به آنچه در ساختمان کرایسلر نیویورک یافت میشود، است. برج جدید با شیشه نقرهای گرم و روشن پوشیده شده است که به عنوان پسزمینه تالار شهر جدید مسکو عمل میکند، که دارای منظرهای غنی از سقف شیشهای قرمز است. تالار شهر جدید در مجاورت برج مرکوری سیتی قرار دارد.»
مسکو وارد قرن 21 شده است.
- معماری
- هنر