تاریخچه کامل بوئینگ B-17: قلعه پرنده افسانهای جنگ جهانی دوم

در سال 1934، نیروی هوایی ارتش ایالات متحده (USAAC) به دنبال جایگزینی برای بمبافکن مارتین B-10، فراخوانی برای ارائه پیشنهادات منتشر کرد. مشخصات بمبافکن جدید شامل توانایی پرواز مداوم با سرعت 200 مایل در ساعت در ارتفاع 10,000 فوتی به مدت ده ساعت با محموله بمب "مفید" بود. اگرچه USAAC برد 2,000 مایلی و حداکثر سرعت 250 مایل در ساعت را مد نظر داشت، اما این موارد الزامی نبودند.
تولد مدل 299 و نامگذاری
شرکت بوئینگ با اشتیاق برای ورود به رقابت، تیمی از مهندسان را برای توسعه یک نمونه اولیه گرد هم آورد. این تیم به رهبری ای. گیفورد امری و ادوارد کورتیس ولز، از طرحهای دیگر این شرکت مانند هواپیمای ترابری بوئینگ 247 و بمبافکن XB-15 الهام گرفتند.
تیم مهندسی بوئینگ با هزینه شرکت، مدل 299 را توسعه دادند که مجهز به چهار موتور پرت اند ویتنی R-1690 بود و توانایی حمل 4,800 پوند بمب را داشت. برای دفاع، هواپیما دارای پنج مسلسل بود. این ظاهر چشمگیر باعث شد ریچارد ویلیامز، خبرنگار سیاتل تایمز، این هواپیما را "قلعه پرنده" بنامد. بوئینگ با دیدن مزیت این نام، به سرعت آن را به عنوان علامت تجاری ثبت کرد و برای بمبافکن جدید به کار برد.
آزمایشها و یک حادثه
در 28 جولای 1935، نمونه اولیه با خلبانی لسلی تاور، خلبان آزمایشی بوئینگ، اولین پرواز خود را انجام داد. با موفقیتآمیز بودن پرواز اولیه، مدل 299 برای آزمایش به رایت فیلد، اوهایو منتقل شد.
در رایت فیلد، بوئینگ مدل 299 با داگلاس DB-1 دو موتوره و مارتین مدل 146 برای عقد قرارداد با USAAC رقابت کرد. ورودی بوئینگ در رقابت پروازی، عملکرد برتری نسبت به رقبا نشان داد و ژنرال فرانك ام. اندروز را با برد ارائه شده توسط یک هواپیمای چهار موتوره تحت تأثیر قرار داد. این نظر توسط افسران خرید نیز به اشتراک گذاشته شد و به بوئینگ قراردادی برای 65 هواپیما اعطا شد. با این وجود، توسعه هواپیما در طول پاییز ادامه یافت تا اینکه یک حادثه در 30 اکتبر نمونه اولیه را نابود کرد و برنامه را متوقف کرد.
تولد دوباره: فرصتی دیگر برای قلعه پرنده
در پی سانحه سقوط نمونه اولیه، ژنرال مالین کریگ، رئیس ستاد ارتش، قرارداد را لغو کرد و تصمیم به خرید هواپیما از شرکت داگلاس گرفت. با این حال، USAAC همچنان به مدل 299، که اکنون YB-17 نامیده میشد، علاقهمند بود و از یک روزنه قانونی برای خرید 13 فروند هواپیما از بوئینگ در ژانویه 1936 استفاده کرد. از این تعداد، 12 فروند به گروه بمباران دوم برای توسعه تاکتیکهای بمباران اختصاص یافت، در حالی که آخرین هواپیما برای آزمایش پرواز به بخش مواد در رایت فیلد سپرده شد.
یک فروند هواپیمای چهاردهم نیز ساخته و با توربوشارژرها ارتقا یافت که سرعت و سقف پرواز را افزایش داد. این هواپیما در ژانویه 1939 تحویل داده شد، B-17A نام گرفت و به اولین مدل عملیاتی تبدیل شد. این اتفاقات فرصتی دوباره به B-17 داد تا ثابت کند یک بمب افکن سنگین ارزشمند است.
تکامل یک هواپیما: از B-17A تا B-17G
تنها یک فروند B-17A ساخته شد، زیرا مهندسان بوئینگ بیوقفه برای بهبود هواپیما در مسیر تولید انبوه تلاش میکردند. پس از اعمال تغییراتی مانند سکان و فلپهای بزرگتر، 39 فروند B-17B ساخته شد. سپس، مدل B-17C با آرایش تسلیحاتی تغییریافته به تولید رسید.
اولین مدلی که به تولید انبوه رسید، B-17E (با 512 فروند) بود که طول بدنه آن ده فوت افزایش یافته بود. همچنین، موتورهای قدرتمندتر، سکان بزرگتر، جایگاه تیربارچی دم و دماغه بهبودیافته به آن اضافه شده بود. این مدل، بیشتر به B-17F (با 3,405 فروند) ارتقا یافت که در سال 1942 ظاهر شد.
مدل نهایی، B-17G (با 8,680 فروند) دارای 13 مسلسل و یک خدمه ده نفره بود. این مدل، به عنوان نمادی از تکامل و بهبود مداوم در طراحی بمب افکن B-17 شناخته میشود.
تاریخچه عملیاتی: نخستین نبردها در خدمت نیروی هوایی سلطنتی
نخستین استفاده رزمی از B-17 توسط نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا (RAF) صورت گرفت، نه توسط USAAC (که پس از سال 1941 به نیروی هوایی ارتش ایالات متحده تغییر نام داد). نیروی هوایی سلطنتی، که در آغاز جنگ جهانی دوم فاقد یک بمب افکن سنگین واقعی بود، 20 فروند B-17C خریداری کرد.
این هواپیماها با نام Fortress Mk I نامگذاری شدند، اما در جریان حملات در ارتفاع بالا در تابستان 1941 عملکرد ضعیفی از خود نشان دادند. پس از از دست دادن هشت فروند، نیروی هوایی سلطنتی هواپیماهای باقی مانده را به فرماندهی ساحلی برای گشت زنی های دریایی دوربرد منتقل کرد. بعدها در طول جنگ، B-17 های بیشتری برای استفاده در فرماندهی ساحلی خریداری شد و این هواپیماها با غرق کردن 11 زیردریایی آلمانی (U-boat) اعتبار کسب کردند.
ستون فقرات نیروی هوایی ارتش ایالات متحده (USAAF)
پس از ورود ایالات متحده به جنگ جهانی دوم در پی حمله به پرل هاربر، نیروی هوایی ارتش ایالات متحده (USAAF) شروع به اعزام بمبافکنهای B-17 به انگلستان به عنوان بخشی از نیروی هوایی هشتم کرد. در 17 اوت 1942، بمبافکنهای B-17 آمریکایی اولین حمله خود را بر فراز اروپای اشغالی با هدف قرار دادن ایستگاههای راهآهن در روان-سوتویل، فرانسه انجام دادند. با افزایش قدرت آمریکا، USAAF مسئولیت بمباران در روز را از بریتانیا تحویل گرفت؛ بریتانیاییها به دلیل تلفات سنگین به حملات شبانه روی آورده بودند. پس از کنفرانس کازابلانکا در ژانویه 1943، تلاشهای بمباران آمریکا و بریتانیا به سمت عملیات پوینتبلنک (Operation Pointblank) هدایت شد که هدف آن ایجاد برتری هوایی بر اروپا بود.
کلید موفقیت پوینتبلنک، حملات به صنایع هواپیماسازی آلمان و فرودگاههای لوفتوافه بود. در حالی که برخی در ابتدا بر این باور بودند که تسلیحات دفاعی سنگین B-17 از آن در برابر حملات جنگندههای دشمن محافظت میکند، ماموریتها بر فراز آلمان به سرعت این تصور را رد کرد. از آنجایی که متفقین فاقد جنگندهای با برد کافی برای محافظت از دستههای بمبافکن به سمت و از اهداف در آلمان بودند، تلفات B-17 در طول سال 1943 به سرعت افزایش یافت. تشکیلات B-17 که به همراه بمبافکن B-24 لیبراتور، بار اصلی بمباران استراتژیک USAAF را بر دوش میکشیدند، در طول ماموریتهایی مانند حملات شوینفورت-رگنسبورگ تلفات تکاندهندهای متحمل شدند.
پس از "پنجشنبه سیاه" در اکتبر 1943 که منجر به از دست دادن 77 فروند B-17 شد، عملیات روزانه تا زمان ورود جنگنده اسکورت مناسب به حالت تعلیق درآمد. این جنگندهها در اوایل سال 1944 در قالب جنگنده P-51 ماستنگ آمریکای شمالی و P-47 تاندربولت ریپابلیک مجهز به تانک سوخت اضافی وارد صحنه شدند. با از سرگیری عملیات تهاجمی ترکیبی بمبافکنها، B-17 ها تلفات بسیار کمتری متحمل شدند، زیرا "دوستان کوچک" آنها با جنگندههای آلمانی مقابله میکردند.
اگرچه تولید جنگندههای آلمانی بر اثر حملات پوینتبلنک آسیب ندید (در واقع تولید افزایش یافت)، اما B-17 با مجبور کردن لوفتوافه به نبردهایی که نیروهای عملیاتی آن در آن نابود شدند، به پیروزی در جنگ برای برتری هوایی در اروپا کمک کرد. در ماههای پس از روز دی (D-Day)، حملات B-17 به هدف قرار دادن اهداف آلمانی ادامه یافت. با اسکورت قوی، تلفات به حداقل رسید و بیشتر ناشی از پدافند هوایی بود. آخرین حمله بزرگ B-17 در اروپا در 25 آوریل 1945 رخ داد. در طول نبرد در اروپا، B-17 به عنوان یک هواپیمای فوقالعاده مقاوم که قادر به تحمل آسیبهای سنگین و ماندن در آسمان بود، شهرت پیدا کرد.
در جبهه اقیانوس آرام: حضور کمرنگتر قلعه پرنده
نخستین حضور عملیاتی B-17 ها در جبهه اقیانوس آرام، با پرواز 12 فروند هواپیما در جریان حمله به پرل هاربر رقم خورد. ورود مورد انتظار آنها به سردرگمی آمریکاییها در آستانه حمله افزود. در دسامبر 1941، B-17 ها همچنین در خدمت نیروی هوایی خاور دور در فیلیپین بودند. با آغاز جنگ، آنها به سرعت در اثر اقدامات دشمن از دست رفتند، زیرا ژاپنیها منطقه را به تصرف خود درآوردند. B-17 ها همچنین در نبردهای دریای کورال و میدوی در ماه می و ژوئن 1942 شرکت کردند. با بمباران از ارتفاع بالا، آنها نتوانستند اهداف دریایی را مورد اصابت قرار دهند، اما از جنگندههای A6M زیرو ژاپنی نیز در امان بودند.
B-17 ها در مارس 1943 در طول نبرد دریای بیسمارک موفقیت بیشتری کسب کردند. آنها با بمباران از ارتفاع متوسط، به جای ارتفاع بالا، سه کشتی ژاپنی را غرق کردند. با وجود این پیروزی، B-17 در جبهه اقیانوس آرام به اندازه اروپا مؤثر نبود و USAAF تا اواسط سال 1943 خدمه هوایی را به انواع دیگر هواپیماها منتقل کرد. در طول جنگ جهانی دوم، USAAF حدود 4,750 فروند B-17 را در نبرد از دست داد که تقریباً یک سوم کل هواپیماهای ساخته شده بود. موجودی B-17 های USAAF در اوت 1944 به اوج خود رسید و به 4,574 فروند رسید. در جنگ بر فراز اروپا، B-17 ها 640,036 تن بمب بر روی اهداف دشمن رها کردند.
سالهای پایانی قلعه پرنده B-17
با پایان جنگ جهانی دوم، نیروی هوایی ارتش ایالات متحده (USAAF) هواپیمای B-17 را منسوخ اعلام کرد و بیشتر هواپیماهای باقیمانده به ایالات متحده بازگردانده شده و اوراق شدند. برخی از هواپیماها برای عملیات جستجو و نجات و همچنین به عنوان پلتفرمهای شناسایی عکس تا اوایل دهه 1950 نگهداری شدند.
تعدادی دیگر از هواپیماها به نیروی دریایی ایالات متحده منتقل شده و با نام PB-1 تغییر نام یافتند. چندین فروند PB-1 به رادار جستجوی APS-20 مجهز شده و به عنوان هواپیمای جنگ ضد زیردریایی و هشدار زودهنگام با نام PB-1W مورد استفاده قرار گرفتند. این هواپیماها در سال 1955 از خدمت خارج شدند.
گارد ساحلی ایالات متحده نیز پس از جنگ از B-17 برای گشتزنی در مناطق یخزده و انجام مأموریتهای جستجو و نجات استفاده کرد. سایر B-17 های بازنشسته شده در مصارف غیرنظامی مانند سمپاشی هوایی و آتشنشانی به کار گرفته شدند. B-17 در طول دوران خدمت خود، در نیروهای مسلح بسیاری از کشورها از جمله اتحاد جماهیر شوروی، برزیل، فرانسه، اسرائیل، پرتغال و کلمبیا خدمت فعال داشت.
مشخصات فنی بمب افکن B-17G Flying Fortress
اطلاعات کلی
- طول: 74 فوت و 4 اینچ (22.65 متر)
- دهانه بال: 103 فوت و 9 اینچ (31.62 متر)
- ارتفاع: 19 فوت و 1 اینچ (5.82 متر)
- مساحت بال: 1,420 فوت مربع (132 متر مربع)
- وزن خالی: 36,135 پوند (16,390 کیلوگرم)
- وزن بارگیری شده: 54,000 پوند (24,500 کیلوگرم)
- خدمه: 10 نفر
عملکرد
- موتور: 4 موتور شعاعی Wright R-1820-97 Cyclone با سوپرشارژر توربو، هر کدام 1200 اسب بخار
- برد: 2000 مایل (3218 کیلومتر)
- حداکثر سرعت: 287 مایل در ساعت (462 کیلومتر در ساعت)
- سقف پرواز: 35,600 فوت (10,850 متر)
تسلیحات
- مسلسلها: 13 مسلسل 0.50 اینچی (12.7 میلیمتری) M2 Browning
- بمبها: 4,500-8,000 پوند (2,041-3,629 کیلوگرم) بسته به برد