سیر تکاملی جانوران: سفری ۵۰۰ میلیون ساله در ۱۰ گام کلیدی

سفر موجودات مهرهدار از اجداد کوچک و شفافشان که بیش از ۵۰۰ میلیون سال پیش در دریاها شنا میکردند، بسیار طولانی و شگفتانگیز بوده است. این مطلب، مروری تقریبی و زمانی بر گروههای اصلی جانوران مهرهدار، از ماهیها و دوزیستان گرفته تا پستانداران، به همراه شاخههای منقرضشده قابل توجهی از خزندگان (از جمله آرکوسورها، دایناسورها و پتروسورها) ارائه میدهد. در این سفر تکاملی، شاهد دگرگونیهای عظیمی در ساختار و عملکرد بدن مهرهداران بودهایم که آنها را قادر ساخته تا در زیستگاههای متنوعی از اعماق اقیانوس تا بلندترین قلههای کوهستان به زندگی ادامه دهند. این تنوع زیستی، نتیجه میلیونها سال تکامل و سازگاری با محیطهای مختلف است.
ماهیها و کوسهها: پیشگامان دنیای مهرهداران

بین ۵۰۰ تا ۴۰۰ میلیون سال پیش، ماهیهای ماقبل تاریخ بر حیات مهرهداران در زمین تسلط داشتند. موجوداتی مانند پیکاia و مایلوکونمینگیا با بدنهای متقارن دو طرفه، ماهیچههای V شکل و نوتوکوردها (طنابهای عصبی محافظت شده) که در طول بدنشان کشیده شده بود، الگویی برای تکامل بعدی مهرهداران ایجاد کردند. سر متمایز از دم نیز یک نوآوری اساسی و شگفتانگیز بود که در دوره کامبرین ظهور کرد. اولین کوسههای ماقبل تاریخ حدود ۴۲۰ میلیون سال پیش از اجداد ماهی خود تکامل یافتند و به سرعت به اوج زنجیره غذایی زیر دریا رسیدند. این ماهیها و کوسهها، با سازگاریهای منحصر به فرد خود، نقشی حیاتی در شکلگیری اکوسیستمهای دریایی ایفا کردند.
چهاراندامان: پیشگامان خشکی

چهاراندامان، که به تعبیری "ماهی بیرون از آب" بودند، اولین مهرهدارانی بودند که از دریا خارج شده و خشکی (یا حداقل مناطق باتلاقی) را مستعمره کردند. این انتقال تکاملی کلیدی بین ۴۰۰ تا ۳۵۰ میلیون سال پیش، در دوره دونین، رخ داد. نکته مهم این است که اولین چهاراندامان از ماهیهای گوشتیباله (Lobe-finned fish) مشتق شده بودند، نه ماهیهای شعاعیباله (Ray-finned fish). ماهیهای گوشتیباله دارای ساختار اسکلتی خاصی بودند که به انگشتان، چنگالها و پنجههای مهرهداران بعدی تبدیل شد. جالب اینجاست که برخی از اولین چهاراندامان به جای پنج انگشت معمول، هفت یا هشت انگشت در دست و پا داشتند و در نتیجه به "بن بستهای" تکاملی رسیدند. این چهاراندامان با وجود این ویژگیهای غیرمعمول، نقش مهمی در تکامل و گسترش حیات در خشکی ایفا کردند.
دوزیستان: حاکمان کربنیفر و نیازمند آب

در دوره کربنیفر، حدود ۳۶۰ تا ۳۰۰ میلیون سال پیش، حیات مهرهداران زمینی تحت سلطه دوزیستان ماقبل تاریخ بود. اگرچه به اشتباه به عنوان یک ایستگاه تکاملی ساده بین چهاراندامان اولیه و خزندگان بعدی در نظر گرفته میشوند، اما دوزیستان به خودی خود از اهمیت بالایی برخوردار بودند، زیرا اولین مهرهدارانی بودند که راهی برای مستعمره کردن خشکی پیدا کردند. با این حال، این جانوران هنوز هم برای تخمگذاری به آب نیاز داشتند که این امر توانایی آنها را برای نفوذ به داخل قارههای جهان به شدت محدود میکرد. امروزه، دوزیستان با قورباغهها، وزغها و سمندرها نشان داده میشوند و جمعیت آنها به سرعت تحت فشارهای زیستمحیطی رو به کاهش است. حفاظت از این گونههای آسیبپذیر، برای حفظ تنوع زیستی کره زمین ضروری است.
خزندگان خشکی: ظهور و فرمانروایی بر زمین

حدود ۳۲۰ میلیون سال پیش، با کمی بالا و پایین، اولین خزندگان واقعی از دوزیستان تکامل یافتند. این خزندگان اجدادی، با پوست فلسدار و تخمهای نیمهنفوذپذیر خود، آزاد بودند تا رودخانهها، دریاچهها و اقیانوسها را پشت سر بگذارند و به اعماق خشکی سفر کنند. تودههای زمینی زمین به سرعت توسط پلیکوسورها، آرکوسورها (از جمله کروکودیلهای ماقبل تاریخ)، آناپسیدها (از جمله لاکپشتهای ماقبل تاریخ)، مارهای ماقبل تاریخ و تراپسیدها ("خزندگان پستاندار مانند" که بعداً به اولین پستانداران تبدیل شدند) پر شدند. در اواخر دوره تریاس، آرکوسورهای دوپا اولین دایناسورها را به وجود آوردند، که فرزندان آنها تا پایان دوره مزوزوئیک، ۱۷۵ میلیون سال بعد، بر این سیاره حکومت کردند. این خزندگان، با تنوع و سازگاری بالای خود، دنیای مهرهداران را برای میلیونها سال تحت تاثیر قرار دادند.
خزندگان دریایی: فرمانروایان آبزی منقرض شده

حداقل برخی از خزندگان اجدادی دوره کربنیفر به طور جزئی (یا عمدتاً) سبک زندگی آبزی داشتند، اما عصر واقعی خزندگان دریایی تا ظهور ایکتیوسورها ("سوسمارهای ماهی") در اوایل تا اواسط دوره تریاس آغاز نشد. این ایکتیوسورها، که از اجداد ساکن خشکی تکامل یافته بودند، با پلزیوسورها و پلایوسورهای گردن دراز همپوشانی داشتند و سپس توسط آنها جایگزین شدند، که خودشان نیز با موزاسورهای فوقالعاده براق و شرور اواخر دوره کرتاسه همپوشانی داشتند و سپس توسط آنها جایگزین شدند. همه این خزندگان دریایی ۶۵ میلیون سال پیش، به همراه پسرعموهای زمینی خود، دایناسورها و پتروسورها، در پی برخورد شهابسنگ K/T منقرض شدند. این خزندگان دریایی، با تنوع و سازگاری شگفتانگیز خود، نقش مهمی در اکوسیستمهای دریایی مزوزوئیک ایفا کردند.
پتروسورها: خزندگان بالدار آسمانهای باستان

پتروسورها ("سوسمارهای بالدار") که اغلب به اشتباه دایناسور نامیده می شوند، در واقع یک خانواده متمایز از خزندگان بالپوستی بودند که از جمعیتی از آرکوسورها در اوایل تا اواسط دوره تریاس تکامل یافتند. پتروسورهای دوران مزوزوئیک اولیه نسبتاً کوچک بودند، اما برخی از جنسهای واقعاً غولپیکر (مانند کتزالکواتلوس ۲۰۰ پوندی) بر آسمانهای اواخر دوره کرتاسه تسلط داشتند. پتروسورها نیز مانند پسرعموهای دایناسور و خزنده دریایی خود، ۶۵ میلیون سال پیش منقرض شدند. برخلاف باور عموم، آنها به پرندگان تبدیل نشدند، این افتخار متعلق به دایناسورهای تروپود کوچک و پردار دوران ژوراسیک و کرتاسه بود. بنابراین، پتروسورها شاخهای مجزا از تکامل بودند که به موازات دایناسورها و پرندگان به پرواز رسیدند.
پرندگان: تکامل از دل دایناسورها

تعیین لحظه دقیق تکامل اولین پرندگان ماقبل تاریخ واقعی از اجداد دایناسور پردارشان دشوار است. بیشتر دیرینهشناسان با استناد به شواهدی از دایناسورهای آشکارا شبیه به پرندگان مانند آرکئوپتریکس و اپیدکسپتریکس، به اواخر دوره ژوراسیک، حدود ۱۵۰ میلیون سال پیش، اشاره میکنند. با این حال، این احتمال وجود دارد که پرندگان چندین بار در طول دوره مزوزوئیک تکامل یافته باشند، به ویژه از تروپودهای کوچک و پردار (که گاهی اوقات "دینو-پرنده" نامیده میشوند) از اواسط تا اواخر دوره کرتاسه. به هر حال، با پیروی از سیستم طبقهبندی تکاملی معروف به "شاخه بندی" (cladistics)، کاملاً مشروع است که به پرندگان مدرن به عنوان دایناسور اشاره کنیم! این دیدگاه، درک ما از تکامل پرندگان و ارتباط نزدیک آنها با دایناسورها را تغییر میدهد.
پستانداران مزوزوئیک: بقا در سایه دایناسورها

مانند بیشتر انتقالات تکاملی، مرز مشخصی بین تراپسیدهای پیشرفته ("خزندگان پستاندار مانند") اواخر دوره تریاس و اولین پستانداران واقعی که در همان زمان ظاهر شدند، وجود نداشت. تنها چیزی که ما با اطمینان می دانیم این است که موجودات کوچک، خزدار، خونگرم و پستاندار مانند حدود ۲۳۰ میلیون سال پیش از شاخههای بالای درختان عبور می کردند و با دایناسورهای بسیار بزرگتر در شرایط نابرابر تا آستانه انقراض K/T همزیستی داشتند. از آنجایی که آنها بسیار کوچک و شکننده بودند، بیشتر پستانداران مزوزوئیک تنها با دندان های خود در سوابق فسیلی نشان داده می شوند، اگرچه برخی از افراد اسکلت های نسبتاً کاملی از خود به جای گذاشته اند. این پستانداران اولیه، با وجود جثه کوچک و زندگی پنهانی، نقش مهمی در بقای این گروه در دوران دایناسورها ایفا کردند.
پستانداران سنوزوئیک: ظهور ابرجانوران و عصر طلایی پستانداران

پس از ناپدید شدن دایناسورها، پتروسورها و خزندگان دریایی از سطح زمین در ۶۵ میلیون سال پیش، موضوع اصلی در تکامل مهرهداران، پیشرفت سریع پستانداران از موجودات کوچک، ترسو و در اندازه موش به ابرجانوران غولپیکر اواسط تا اواخر دوران سنوزوئیک، از جمله وامباطهای بزرگ، کرگدنها، شترها و سگهای آبی بود. از جمله پستاندارانی که در غیاب دایناسورها و موزاسورها بر این سیاره حکومت می کردند، گربههای ماقبل تاریخ، سگهای ماقبل تاریخ، فیلهای ماقبل تاریخ، اسبهای ماقبل تاریخ، کیسهداران ماقبل تاریخ و نهنگهای ماقبل تاریخ بودند که بیشتر گونه های آنها تا پایان دوره پلیستوسن (اغلب به دست انسان های اولیه) منقرض شدند. این دوره، نقطه اوج تکامل پستانداران و تنوع زیستی بینظیر آنها بود.
نخستیها: ریشههای انسانی در درخت تکامل

از نظر فنی، دلیل قانعکنندهای برای جدا کردن نخستیهای ماقبل تاریخ از سایر ابرجانوران پستانداری که جانشین دایناسورها شدند، وجود ندارد، اما طبیعی است (اگرچه کمی خودخواهانه) بخواهیم اجداد انسانی خود را از جریان اصلی تکامل مهرهداران متمایز کنیم. اولین نخستیها در سوابق فسیلی به قدمت اواخر دوره کرتاسه ظاهر می شوند و در طول دوران سنوزوئیک به مجموعه ای گیج کننده از لمورها، میمون ها، میمونهای بزرگ و انساننماها (آخرین مورد، اجداد مستقیم انسانهای مدرن) متنوع شدند. دیرینهشناسان هنوز در تلاشند تا روابط تکاملی این نخستیهای فسیلی را مرتب کنند، زیرا گونههای "حلقه گمشده" جدید دائماً کشف می شوند. مطالعه تکامل نخستیها، کلیدی برای درک بهتر ریشههای انسانی و جایگاه ما در دنیای طبیعی است.