پلورالیسم: چگونه تنوع سیاسی به همزیستی و مشارکت می انجام
فلسفه سیاسی پلورالیسم معتقد است که ما واقعاً می توانیم و باید با یکدیگر کنار بیاییم. این مفهوم برای نخستین بار به عنوان یکی از عناصر اصلی دموکراسی توسط فیلسوفان یونان باستان شناخته شد و به تنوع نظرات و مشارکت های سیاسی ارج می دهد و آن را تشویق می کند. در این مقاله، ما به بررسی پلورالیسم می پردازیم و نحوه عملکرد آن در دنیای واقعی را مورد بررسی قرار می دهیم.
نکات کلیدی
- پلورالیسم یک فلسفه سیاسی است که بر این باور است که افراد با عقاید، پیشینه ها و سبک های زندگی متفاوت می توانند در یک جامعه واحد کنار هم زندگی کنند و به طور برابر در فرآیند سیاسی شرکت نمایند.
- پلورالیسم فرض می کند که این نوع همکاری منجر به این می شود که تصمیم گیرندگان به مذاکره و دستیابی به راه حل هایی بپردازند که به "خیر عمومی" کل جامعه کمک کند.
- پلورالیسم تشخیص می دهد که گاهی اوقات، پذیرش و ادغام گروه های اقلیت باید از طریق قانون گذاری، مانند قوانین حقوق مدنی، فراهم و حفظ شود.
- نظریه و سازوکارهای پلورالیسم همچنین در زمینه های فرهنگ و مذهب نیز به کار رفته اند.
تعریف پلورالیسم
در حکومت، فلسفه سیاسی پلورالیسم پیش بینی می کند که افراد با منافع، عقاید و سبک های زندگی متفاوت به طور مسالمت آمیز کنار هم زندگی کرده و اجازه مشارکت در فرآیند حکومتی داشته باشند. پلورالیست ها به این باورند که تعدادی از گروه های دارای منافع رقابتی باید اجازه داشته باشند تا قدرت را به اشتراک بگذارند. از این منظر، پلورالیسم به عنوان یک عنصر کلیدی دموکراسی در نظر گرفته می شود. شاید شدیدترین مثال از پلورالیسم در یک دموکراسی کامل یافت شود، جایی که هر فرد اجازه دارد در مورد تمام قوانین و حتی تصمیمات دادگاه رأی گیری کند.
در سال 1787، جیمز مدیسون، مشهور به پدر قانون اساسی ایالات متحده، از پلورالیسم دفاع کرد. در نوشته های خود در "اوراق فدرالیستی شماره 10"، او به نگرانی ها درباره تفرقه گرایی و درگیری های سیاسی ذاتی آن اشاره کرد که می توانست جمهوری جدید آمریکا را به خطر بیندازد. مدیسون استدلال کرد که تنها با اجازه دادن به گروه های رقابتی برای مشارکت برابر در دولت می توان از این نتایج ناگوار جلوگیری کرد. هرچند او هرگز از این اصطلاح استفاده نکرد، جیمز مدیسون اساساً پلورالیسم را تعریف کرده بود.
استدلال برای پلورالیسم سیاسی مدرن را می توان به اوایل قرن بیستم در انگلستان پیوند داد، جایی که نویسندگان سیاسی و اقتصادی پیشرو به گرایش رو به رشد افراد به جدا شدن از یکدیگر به وسیله تأثیرات سرمایه داری بدون محدودیت اعتراض کردند. با اشاره به ویژگی های اجتماعی سازه های مختلف اما یکپارچه قرون وسطایی مانند اتحادیه های تجاری، روستاها، صومعه ها و دانشگاه ها، آن ها استدلال کردند که پلورالیسم، از طریق تمرکززدایی اقتصادی و اداری خود، می تواند جنبه های منفی جامعه صنعتی مدرن را خنثی کند.
چگونه پلورالیسم کار می کند
در دنیای سیاست و حکومت، فرض بر این است که پلورالیسم به دستیابی به توافق کمک می کند و تصمیم گیرندگان را در رسیدگی عادلانه به چندین منافع و اصول رقابتی یاری می دهد.
به عنوان مثال، در ایالات متحده، قوانین کار به کارگران و کارفرمایان اجازه می دهد که برای رفع نیازهای مشترک خود به مذاکره دست جمعی بپردازند. به همین ترتیب، زمانی که محیط بانان نیاز به قوانین تنظیم کننده آلودگی هوا را مشاهده کردند، ابتدا به دنبال توافق هایی از صنعت خصوصی بودند. با گسترش آگاهی از این موضوع، مردم آمریکا و همچنین دانشمندان نگران و اعضای کنگره نظرات خود را بیان کردند. تصویب قانون هوای پاک در سال 1955 و تأسیس آژانس حفاظت از محیط زیست در سال 1970، نتیجه گفت وگو و شنیده شدن صدای گروه های مختلف و نمونه های بارز پلورالیسم در عمل بودند.
شاید بهترین مثال های حرکت پلورالیسم را در پایان آپارتاید سفید در آفریقای جنوبی و اوج جنبش حقوق مدنی نژادی در ایالات متحده با تصویب قانون حقوق مدنی در سال 1964 و قانون حق رأی در سال 1965 یافت.
وعده نهایی پلورالیسم این است که فرآیند تعارض، گفت وگو و مذاکره که به توافق منجر می شود، نتیجهای به نام "خیر عمومی" دارد. از زمانی که این مفهوم توسط فیلسوف یونانی باستان ارسطو شکل گرفت، "خیر عمومی" به هر چیزی که به نفع و مشترک بین همه یا اکثر اعضای یک جامعه خاص باشد، اشاره دارد. در این زمینه، خیر عمومی به نظریه "قرارداد اجتماعی" نزدیک است، ایده ای که توسط نظریه پردازان سیاسی جان ژاک روسو و جان لاک بیان شده و بیانگر این است که دولت ها تنها برای خدمت به اراده عمومی مردم وجود دارند.
پلورالیسم در سایر عرصه های جامعه
به همراه سیاست و حکومت، پذیرش تنوع در پلورالیسم همچنین در سایر عرصه های جامعه، به ویژه در فرهنگ و مذهب، مورد استقبال قرار گرفته است. تا حدی، هم پلورالیسم فرهنگی و هم مذهبی بر مبنای پلورالیسم اخلاقی یا نظری قرار دارند، نظریه ای که می گوید در حالی که چندین ارزش متنوع ممکن است همیشه با یکدیگر تضاد داشته باشند، همه آن ها به طور مساوی صحیح باقی می مانند.
پلورالیسم فرهنگی
پلورالیسم فرهنگی وضعیتی را توصیف می کند که در آن گروه های اقلیت به طور کامل در تمام زمینه های جامعه غالب شرکت می کنند و هویت فرهنگی منحصر به فرد خود را حفظ می کنند. در یک جامعه پلورالیستی فرهنگی، گروه های مختلف یکدیگر را تحمل می کنند و بدون درگیری زیاد کنار هم زندگی می کنند، در حالی که گروه های اقلیت تشویق می شوند که آیین ها و آداب و رسوم خود را حفظ کنند.
در دنیای واقعی، پلورالیسم فرهنگی تنها در صورتی می تواند موفق باشد که سنت ها و شیوه های گروه های اقلیت توسط جامعه اکثریت پذیرفته شود. در برخی موارد، این پذیرش باید از طریق قانون گذاری، مانند قوانین حقوق مدنی، تأمین و محفوظ بماند. علاوه بر این، ممکن است لازم باشد که فرهنگ های اقلیت برخی از آداب و رسوم خود را که با این قوانین یا ارزش های فرهنگ اکثریت سازگار نیستند، تغییر دهند یا حتی کنار بگذارند.
امروزه، ایالات متحده به عنوان یک "آب نبات خانه" فرهنگی شناخته می شود، جایی که فرهنگ های بومی و مهاجر در کنار یکدیگر زندگی می کنند و در عین حال سنت های فردی خود را زنده نگه می دارند. بسیاری از شهرهای ایالات متحده مناطقی مانند حومه ایتالیا در شیکاگو یا چاینا تاون در سان فرانسیسکو دارند. علاوه بر این، بسیاری از قبایل بومی آمریکایی، دولت ها و جوامع جداگانه ای را حفظ می کنند که در آن ها سنت ها، ادیان و تاریخ های خود را به نسل های آینده انتقال می دهند.
پلورالیسم فرهنگی فقط محدود به ایالات متحده نیست و در سطح جهانی رونق دارد. در هند، در حالی که هندوها و مردم هندی زبان صحبت می کنند، میلیون ها نفر از قومیت ها و دین های دیگر نیز در آنجا زندگی می کنند. و در شهر بیت لحم در خاورمیانه، مسیحیان، مسلمانان و یهودیان در گذشته موفق به زندگی صلح آمیز در کنار یکدیگر، با وجود درگیری های اطراف خود، شده اند.
پلورالیسم مذهبی
پلورالیسم مذهبی گاهی به عنوان "احترام به دیگران و تفاوت هایشان" تعریف می شود؛ زمانی که پیروان تمام سیستم های دینی یا فرقه ها در یک جامعه به طور هماهنگ کنار هم زندگی می کنند.
پلورالیسم مذهبی نباید با "آزادی مذهب" اشتباه گرفته شود، که به معنای اجازه وجود همه ادیان تحت حمایت قوانین مدنی یا دکترین است. در عوض، پلورالیسم مذهبی فرض می کند که گروه های مذهبی مختلف به طور داوطلبانه با یکدیگر تعامل خواهند داشت تا از منافع متقابل بهره مند شوند.
به این ترتیب، "پلورالیسم" و "تنوع" معادل یکدیگر نیستند. پلورالیسم تنها زمانی موجود است که تعامل بین ادیان یا فرهنگ ها تنوع را به یک جامعه مشترک شکل می دهد. به عنوان مثال، در حالی که وجود یک کلیسای ارتدکس اوکراینی، یک مسجد مسلمان، یک کلیسای خدا در زبان اسپانیایی و یک معبد هندو در یک خیابان قطعاً تنوع است، تنها زمانی پلورالیسم محقق می شود که جماعت های مختلف با یکدیگر تعامل و ارتباط برقرار کنند.
پلورالیسم مذهبی می تواند به عنوان "احترام به دیگری" تعریف شود. آزادی مذهب شامل همه ادیان عمل کننده در چارچوب قانون در یک منطقه خاص است.