DNA: رمز حیات، سفری شگفت‌انگیز به دنیای مارپیچ دوگانه

مارپیچ دوگانه DNA.
Andrey Prokhorov / Getty Images

در دنیای زیست‌شناسی، اصطلاح "مارپیچ دوگانه" برای توصیف ساختار DNA به کار می‌رود. DNA، یا دئوکسی‌ریبونوکلئیک اسید، ماده‌ای است که اطلاعات ژنتیکی ما را حمل می‌کند. تصور کنید یک نردبان مارپیچ را؛ این تصویر، تشابه خوبی با شکل مارپیچ دوگانه DNA دارد. این ساختار از دو رشته در هم تنیده تشکیل شده است.

اجزای اصلی سازنده DNA

DNA یک اسید نوکلئیک است که از اجزای زیر تشکیل شده:

  • بازهای نیتروژنی: آدنین (A)، سیتوزین (C)، گوانین (G) و تیمین (T). این بازها مانند پله‌های نردبان مارپیچ عمل می‌کنند.
  • قند پنج کربنی (دئوکسی‌ریبوز): این قند، همراه با مولکول‌های فسفات، ستون‌های اصلی نردبان را تشکیل می‌دهند.
  • مولکول‌های فسفات: این مولکول‌ها به قند دئوکسی‌ریبوز متصل شده و ستون‌های نردبان DNA را می‌سازند.

نکات کلیدی درباره مارپیچ دوگانه DNA

  • مارپیچ دوگانه، اصطلاحی زیستی است که ساختار کلی DNA را توصیف می‌کند.
  • پیچ خوردگی DNA ناشی از تعاملات آب‌دوست (hydrophilic) و آب‌گریز (hydrophobic) بین مولکول‌های سازنده DNA و آب درون سلول است. به عبارت دیگر، تمایل و عدم تمایل اجزای DNA به آب، باعث ایجاد این پیچیدگی می‌شود.
  • هم تکثیر DNA (replication) و هم سنتز پروتئین‌ها در سلول‌های ما، به شکل مارپیچ دوگانه DNA وابسته هستند. این ساختار، امکان دسترسی آنزیم‌ها برای کپی‌برداری و تولید پروتئین را فراهم می‌کند.
  • دکتر جیمز واتسون، دکتر فرانسیس کریک، دکتر روزالیند فرانکلین و دکتر موریس ویلکینز، نقش‌های محوری در کشف و روشن‌سازی ساختار DNA ایفا کردند.

چرا DNA پیچ خورده است؟

DNA در داخل هسته سلول به صورت فشرده و در قالب کروموزوم‌ها قرار دارد. اما چرا DNA به شکل مارپیچ دوگانه پیچ خورده است؟ این پیچیدگی، نتیجه تعامل بین مولکول‌های سازنده DNA و آب درون سلول است.

نقش آب‌دوستی و آب‌گریزی در پیچش DNA

بازهای نیتروژنی (آدنین، تیمین، گوانین و سیتوزین) که پله‌های نردبان DNA را تشکیل می‌دهند، با پیوندهای هیدروژنی به یکدیگر متصل هستند. این بازها، خاصیت آب‌گریزی دارند؛ یعنی تمایلی به تماس با آب ندارند. از آنجایی که سیتوپلاسم و سیتوزول سلول حاوی مایعاتی بر پایه آب هستند، بازهای نیتروژنی سعی می‌کنند از تماس با این مایعات دوری کنند.

در مقابل، مولکول‌های قند (دئوکسی‌ریبوز) و فسفات که ستون‌های اصلی DNA را تشکیل می‌دهند، خاصیت آب‌دوستی دارند و به آب جذب می‌شوند. به همین دلیل، DNA به گونه‌ای سازماندهی شده که ستون‌های قند-فسفات در قسمت بیرونی مولکول قرار گرفته و در تماس با مایعات سلولی هستند، در حالی که بازهای نیتروژنی در قسمت داخلی مولکول جای گرفته‌اند.

برای جلوگیری بیشتر از تماس بازهای نیتروژنی با مایعات سلولی، مولکول DNA پیچ می‌خورد تا فضای بین بازها و ستون‌های قند و فسفات را کاهش دهد. همچنین، دو رشته DNA که مارپیچ دوگانه را تشکیل می‌دهند، به صورت ناهم‌سو (Anti-parallel) در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. این بدان معناست که دو رشته در جهت مخالف یکدیگر امتداد دارند و باعث می‌شوند به طور محکم‌تری در کنار هم قرار بگیرند و احتمال نفوذ مایعات بین بازها کمتر شود.

تکثیر DNA و سنتز پروتئین: نقش حیاتی مارپیچ دوگانه

شکل مارپیچ دوگانه DNA امکان انجام دو فرایند حیاتی تکثیر DNA و سنتز پروتئین را فراهم می‌کند. در هر دوی این فرایندها، DNA پیچ‌خورده باز شده و امکان ایجاد یک کپی از آن فراهم می‌گردد.

تکثیر DNA: ایجاد نسخه‌های برابر از ماده ژنتیکی

در طی تکثیر DNA، مارپیچ دوگانه باز شده و هر رشته از DNA جدا می‌شود. هر کدام از این رشته‌های جداشده به عنوان الگو برای سنتز یک رشته جدید عمل می‌کنند. با تشکیل رشته‌های جدید، بازها جفت شده و در نهایت از یک مولکول DNA با ساختار مارپیچ دوگانه، دو مولکول DNA مشابه ایجاد می‌شود. تکثیر DNA برای انجام فرایندهای میتوز (تقسیم سلولی) و میوز (تولید سلول‌های جنسی) ضروری است.

سنتز پروتئین: از DNA تا پروتئین

در سنتز پروتئین، مولکول DNA رونویسی (transcription) می‌شود تا یک نسخه RNA از کد DNA ایجاد شود که به آن RNA پیام‌رسان (mRNA) گفته می‌شود. سپس، مولکول mRNA ترجمه (translation) می‌شود تا پروتئین‌ها تولید شوند.

برای انجام رونویسی DNA، مارپیچ دوگانه DNA باید باز شده و به آنزیمی به نام RNA پلیمراز اجازه دهد تا DNA را رونویسی کند. RNA نیز یک اسید نوکلئیک است، اما به جای باز تیمین (T) حاوی باز یوراسیل (U) است. در طی رونویسی، گوانین (G) با سیتوزین (C) و آدنین (A) با یوراسیل (U) جفت می‌شوند تا رونوشت RNA تشکیل شود. پس از رونویسی، DNA بسته شده و دوباره به شکل مارپیچ دوگانه خود بازمی‌گردد.

کشف ساختار DNA: داستانی از همکاری و نوآوری

افتخار کشف ساختار مارپیچ دوگانه DNA به طور عمده به جیمز واتسون و فرانسیس کریک نسبت داده می‌شود، کسانی که برای این دستاورد جایزه نوبل دریافت کردند. با این حال، تعیین ساختار DNA بر پایه کار بسیاری از دانشمندان دیگر، از جمله روزالیند فرانکلین، استوار بود.

نقش روزالیند فرانکلین در کشف ساختار DNA

فرانکلین و موریس ویلکینز از پراش اشعه ایکس برای به دست آوردن سرنخ‌هایی در مورد ساختار DNA استفاده کردند. عکس پراش اشعه ایکس DNA که توسط فرانکلین گرفته شد، با نام "عکس 51"، نشان داد که بلورهای DNA شکل X را بر روی فیلم اشعه ایکس تشکیل می‌دهند. مولکول‌هایی با شکل مارپیچ، این نوع الگوی X شکل را دارند. واتسون و کریک با استفاده از شواهد حاصل از مطالعه پراش اشعه ایکس فرانکلین، مدل سه مارپیچه DNA پیشنهادی قبلی خود را به مدل دو مارپیچه برای DNA اصلاح کردند.

سهم اروین چارگف در درک جفت‌شدن بازها

شواهدی که توسط بیوشیمی‌دان، اروین چارگف، کشف شد، به واتسون و کریک کمک کرد تا جفت شدن بازها در DNA را کشف کنند. چارگف نشان داد که غلظت آدنین (A) در DNA با غلظت تیمین (T) برابر است و غلظت سیتوزین (C) با غلظت گوانین (G) برابر است. با استفاده از این اطلاعات، واتسون و کریک توانستند تعیین کنند که پیوند آدنین به تیمین (A-T) و سیتوزین به گوانین (C-G) پله‌های نردبان مارپیچی شکل DNA را تشکیل می‌دهند و ستون‌های قند-فسفات، طرفین نردبان را تشکیل می‌دهند.

زیست شناسی

بیشتر