غار قفزه (اسرائیل): شواهدی از تدفینهای پارینه سنگی میانی
غار قفزه، واقع در دره یزرائیل در منطقه گالیله سفلی اسرائیل، یک پناهگاه صخرهای چند لایه با اهمیت فراوان است که بقایای انسانهای مدرن اولیه را در خود جای داده و به دوره پارینه سنگی میانی تعلق دارد. این غار بر دامنه کوه قدومیم، در ارتفاع ۲۵۰ متری از سطح دریا قرار گرفته است.
لایه های باستانی تر این غار به دوره پارینه سنگی میانی موسترین، حدود ۸۰,۰۰۰ تا ۱۰۰,۰۰۰ سال پیش باز می گردند. علاوه بر بقایای انسانی، ویژگی های بارز این مکان شامل اجاق های متعدد و ابزارهای سنگی است که با استفاده از تکنیک لوالوا (Levallois) شعاعی یا مرکزگرا ساخته شده اند. غار قفزه همچنین حاوی برخی از قدیمیترین شواهد تدفین در جهان است.
بقایای جانوری و انسانی در غار قفزه
در لایههای موسترین غار قفزه، بقایای جانورانی نظیر گوزن قرمز سازگار با جنگل، گوزن زرد، گاو وحشی (Aurochs) و همچنین مهرهداران کوچک یافت شده است. در لایههای دوره پارینه سنگی فوقانی، شواهدی از استفاده از حلزونهای خشکی و صدفهای دو کفهای آب شیرین به عنوان منابع غذایی به دست آمده است.
بقایای انسانی کشف شده در غار قفزه شامل استخوانها و قطعات استخوانی حداقل ۲۷ فرد است که هشت مورد از آنها اسکلتهای نیمهکامل هستند. اسکلتهای قفزه ۹ و ۱۰ تقریباً سالم باقی ماندهاند. به نظر میرسد که اکثر بقایای انسانی به طور هدفمند دفن شدهاند. اگر این فرضیه درست باشد، این تدفینها نمونههای بسیار اولیهای از رفتار مدرن به شمار میروند که قدمت آنها مستقیماً به حدود ۹۲,۰۰۰ سال پیش باز میگردد. این بقایا متعلق به انسانهای مدرن از نظر کالبدشناسی، با برخی ویژگیهای باستانی، بوده و ارتباط نزدیکی با مجموعه ابزارهای لوالوا-موسترین دارند.
آسیبهای جمجمه
رفتارهای مدرن مشاهده شده در غار قفزه شامل تدفینهای هدفمند، استفاده از گل اخرا برای نقاشی بدن، وجود صدفهای دریایی به عنوان زینت و از همه جالبتر، زنده ماندن و در نهایت تدفین آیینی یک کودک با آسیب مغزی شدید است.
بر اساس تجزیه و تحلیل کوکنیو (Coqueugniot) و همکارانش، فرد قفزه ۱۱، یک نوجوان ۱۲-۱۳ ساله، حدود هشت سال قبل از مرگ خود دچار آسیب مغزی تروماتیک شده بود. احتمالاً این آسیب بر مهارتهای شناختی و اجتماعی او تأثیر گذاشته است. به نظر میرسد که این نوجوان با تشریفات خاص و به طور عمدی دفن شده و شاخ گوزن به عنوان پیشکش در قبر او قرار داده شده است. تدفین و زنده ماندن این کودک نشاندهنده وجود رفتارهای اجتماعی پیچیده در بین ساکنان غار قفزه در دوره پارینه سنگی میانی است.
صدفهای دریایی در غار قفزه
برخلاف شاخ گوزنی که در تدفین قفزه ۱۱ یافت شد، به نظر نمیرسد صدفهای دریایی با تدفینها ارتباطی داشته باشند، بلکه به صورت کم و بیش تصادفی در سرتاسر رسوبات پراکنده شدهاند. گونههای شناسایی شده شامل ده عدد Glycymeris insubrica یا G. nummaria است.
برخی از صدفها با رنگدانههای قرمز، زرد و سیاه اخرا و منگنز لکهدار شدهاند. هر صدف سوراخ شده است، سوراخها یا طبیعی بوده و با ضربه بزرگ شدهاند یا به طور کامل با ضربه ایجاد شدهاند. در زمان سکونت موسترین در غار، ساحل دریا حدود ۴۵-۵۰ کیلومتر (۲۸-۳۰ مایل) فاصله داشته است. معادن اخرا در فاصله ۶-۸ کیلومتری (۳.۷-۵ مایل) از ورودی غار قرار دارند. هیچ منبع دریایی دیگری در میان رسوبات پارینه سنگی میانی در محل غار یافت نشد.
غار قفزه برای اولین بار توسط آر. نویل و ام. استکلیز در دهه ۱۹۳۰ و مجدداً بین سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۷۹ توسط عوفر بار-یوسف و برنارد واندرمیرش حفاری شد.
- باستان شناسی