جنگ فیلیپین و آمریکا: علل، روند و نتایج

سربازان شورشی که در جنگ فیلیپین و آمریکا شرکت کردند.
Fotosearch/Getty Images

جنگ فیلیپین و آمریکا، که از فوریه ۱۸۹۹ تا ژوئیه ۱۹۰۲ به طول انجامید، یکی از مهم ترین و خونین ترین درگیری های نظامی در تاریخ قرن نوزدهم بود. این جنگ میان نیروهای ایالات متحده آمریکا و انقلابیون فیلیپینی به رهبری امیلیو آگوئینالدو درگرفت. در حالی که آمریکا این جنگ را به عنوان شورشی علیه گسترش نفوذ خود در اقیانوس آرام می دید، فیلیپینی ها آن را ادامه مبارزه ای چند دهه ای برای استقلال از استعمار خارجی تلقی می کردند. این جنگ نه تنها تلفات سنگینی بر جای گذاشت، بلکه تأثیرات عمیقی بر سرنوشت سیاسی و اجتماعی فیلیپین و جایگاه آمریکا در منطقه آسیا-اقیانوسیه داشت.

علل وقوع جنگ فیلیپین و آمریکا

جنگ فیلیپین و آمریکا ریشه در تحولات سیاسی و نظامی اواخر قرن نوزدهم داشت. از سال ۱۸۹۶، فیلیپین درگیر مبارزه ای سخت برای کسب استقلال از اسپانیا بود که به انقلاب فیلیپین معروف شد. در سال ۱۸۹۸، ایالات متحده با ورود به صحنه، اسپانیا را در جنگ اسپانیایی-آمریکایی شکست داد و کنترل فیلیپین را به دست گرفت. بر اساس پیمان پاریس که در دسامبر ۱۸۹۸ امضا شد، اسپانیا فیلیپین را به مبلغ ۲۰ میلیون دلار به آمریکا فروخت.

با این حال، این انتقال قدرت با مخالفت شدید فیلیپینی ها مواجه شد. نیروهای ملی گرای فیلیپین به رهبری امیلیو آگوئینالدو، که به تازگی از اسپانیا استقلال یافته بودند، حاضر نبودند سلطه ی جدیدی را بپذیرند. آن ها آمریکا را نیز به عنوان یک قدرت امپریالیستی جدید می دیدند و قصد داشتند استقلال کامل کشور خود را حفظ کنند.

افسران فیلیپینی در کلبه در طول شورش فیلیپین.
افسران فیلیپینی در کلبه در طول شورش فیلیپین.
Corbis/VCG / Getty Images

از سوی دیگر، رئیس جمهور آمریکا، ویلیام مک کینلی، و بسیاری از مقامات دولتی او معتقد بودند که فیلیپینی ها قادر به اداره ی خود نیستند و تحت کنترل آمریکا وضعیت بهتری خواهند داشت. این دیدگاه همراه با اهداف استراتژیک آمریکا برای گسترش نفوذ در آسیا و اقیانوس آرام، منجر به تصمیم برای الحاق فیلیپین شد. با این حال، این تصمیم در داخل آمریکا نیز با مخالفت هایی روبرو بود. برخی مخالفان استعمار را غیراخلاقی می دانستند، در حالی که دیگران نگران بودند که الحاق فیلیپین ممکن است در آینده به حضور غیرسفیدپوستان در دولت آمریکا منجر شود.

در نهایت، این اختلافات و عدم تمایل فیلیپینی ها به پذیرش سلطه ی جدید، زمینه ساز آغاز جنگ فیلیپین و آمریکا در فوریه ۱۸۹۹ شد. این جنگ نه تنها یک درگیری نظامی، بلکه تقابل دو دیدگاه کاملاً متفاوت درباره ی استقلال و حاکمیت بود.

روند جنگ و استراتژی های نظامی

جنگ فیلیپین و آمریکا با نبرد بزرگی در فوریه ۱۸۹۹ آغاز شد که به نبرد مانیلا معروف است. در این نبرد، حدود ۱۵ هزار نیروی فیلیپینی به رهبری امیلیو آگوئینالدو در برابر ۱۹ هزار سرباز آمریکایی تحت فرماندهی ژنرال الول استفن اُتیس قرار گرفتند. این درگیری با شلیک نیروهای آمریکایی به گروهی از فیلیپینی ها آغاز شد و به سرعت به یک نبرد تمام عیار تبدیل گردید. اگرچه فیلیپینی ها پیشنهاد آتش بس دادند، اما ژنرال اُتیس این پیشنهاد را رد کرد و جنگ تا پایان خونین آن ادامه یافت.

نبرد مانیلا با پیروزی قاطع آمریکا به پایان رسید و تلفات سنگینی برای فیلیپینی ها به همراه داشت. بر اساس گزارش ها، حدود ۷۰۰ فیلیپینی کشته و ۳۳۰۰ نفر زخمی شدند، در حالی که تلفات آمریکایی ها ۴۴ کشته و ۱۹۴ زخمی بود. این نبرد نقطه عطفی در جنگ بود و نشان داد که نیروهای فیلیپینی در مواجهه با ارتش مجهز و آموزش دیده آمریکا شانس کمی دارند.

منظره شبانه آتش‌سوزی مانیل، با آتش گرفتن خانه‌های فیلیپینی.
منظره شبانه آتش‌سوزی مانیل، با آتش گرفتن خانه‌های فیلیپینی.
Interim Archives/Getty Images

پس از نبرد مانیلا، جنگ به دو مرحله تقسیم شد. در مرحله اول، از فوریه تا نوامبر ۱۸۹۹، نیروهای فیلیپینی تلاش کردند تا با استفاده از تاکتیک های جنگ متعارف در برابر ارتش آمریکا مقاومت کنند. با این حال، این استراتژی به دلیل برتری نظامی آمریکا با شکست مواجه شد. در مرحله دوم، فیلیپینی ها به تاکتیک های جنگ چریکی روی آوردند. این مرحله که با حملات غافلگیرانه و فرار سریع همراه بود، تا بهار ۱۹۰۲ ادامه یافت و در نهایت با دستگیری امیلیو آگوئینالدو در سال ۱۹۰۱، مقاومت فیلیپینی ها تضعیف شد.

در طول جنگ، ارتش آمریکا با برخورداری از تجهیزات پیشرفته و نیروی انسانی کافی، کنترل آب های اطراف مجمع الجزایر فیلیپین را در دست داشت. این موضوع باعث قطع خطوط تأمین نیروهای چریکی فیلیپین شد. از سوی دیگر، ناتوانی فیلیپینی ها در جلب حمایت بین المللی، منجر به کمبود اسلحه و مهمات در میان نیروهای انقلابی گردید. در نهایت، تصمیم آگوئینالدو برای ادامه جنگ متعارف در ماه های اولیه جنگ، اشتباهی استراتژیک بود که تلفات سنگینی به همراه داشت و توان مقاومت فیلیپینی ها را به شدت کاهش داد.

در ۴ ژوئیه ۱۹۰۲، تئودور روزولت، رئیس جمهور آمریکا، رسماً پایان جنگ را اعلام کرد و عفو عمومی برای رهبران و شرکت کنندگان فیلیپینی صادر نمود. این اقدام نمادین، پایان رسمی جنگ فیلیپین و آمریکا را نشان داد، هرچند درگیری های پراکنده تا سال ها بعد ادامه یافت.

آگوینالدو [نشسته سوم از سمت راست] و دیگر رهبران شورشیان فیلیپین.
آگوینالدو [نشسته سوم از سمت راست] و دیگر رهبران شورشیان فیلیپین.
Corbis/Getty Images

تلفات و خشونت های جنگی

جنگ فیلیپین و آمریکا، اگرچه نسبتاً کوتاه بود، اما یکی از خونین ترین و خشونت بارترین درگیری های تاریخ به شمار می رود. برآوردها نشان می دهد که حدود ۲۰ هزار انقلابی فیلیپینی و ۴۲۰۰ سرباز آمریکایی در جریان نبردها کشته شدند. علاوه بر این، حدود ۲۰۰ هزار غیرنظامی فیلیپینی نیز بر اثر خشونت های جنگی، قحطی و بیماری جان خود را از دست دادند. برخی منابع حتی تعداد تلفات را تا ۶ هزار آمریکایی و ۳۰۰ هزار فیلیپینی نیز تخمین زده اند.

این جنگ نه تنها به دلیل تلفات سنگین، بلکه به خاطر خشونت های گسترده و جنایات جنگی نیز شهرت دارد. در مراحل پایانی جنگ، گزارش های متعددی از شکنجه و رفتارهای غیرانسانی از سوی هر دو طرف منتشر شد. نیروهای چریکی فیلیپین، سربازان آمریکایی اسیر شده را شکنجه می کردند و به غیرنظامیانی که با آمریکا همکاری می کردند، حمله می نمودند. از سوی دیگر، نیروهای آمریکایی نیز به شکنجه مظنونان به همکاری با چریک ها، سوزاندن روستاها و انتقال اجباری غیرنظامیان به اردوگاه های کار اجباری متهم شدند. این اردوگاه ها که در اصل توسط اسپانیا ساخته شده بودند، شرایط بسیار سختی داشتند و باعث مرگ بسیاری از غیرنظامیان بر اثر بیماری و گرسنگی شدند.

سربازان آمریکایی در طول جنگ فیلیپین و آمریکا، در حدود سال 1900، سه رفیق مرده را در کنار جاده ای پیدا کردند.
سربازان آمریکایی در طول جنگ فیلیپین و آمریکا، در حدود سال 1900، سه رفیق مرده را در کنار جاده ای پیدا کردند.
Hulton Archive/Getty Images

خشونت های جنگی در این جنگ، نه تنها زندگی هزاران نفر را گرفت، بلکه تأثیرات روانی و اجتماعی عمیقی بر مردم فیلیپین گذاشت. بسیاری از خانواده ها در اثر این جنگ از هم پاشیدند و جوامع محلی دچار آسیب های جبران ناپذیری شدند. این جنگ همچنین باعث ایجاد تنش های طولانی مدت بین دو کشور و تأثیرات منفی بر روابط آن ها در سال های بعد گردید.

در نهایت، تلفات و خشونت های این جنگ، یادآوری تلخ از هزینه های انسانی درگیری های نظامی است و نشان می دهد که جنگ ها نه تنها بر نظامیان، بلکه بر غیرنظامیان بی گناه نیز تأثیرات ویران کننده ای دارند.

پیامدهای جنگ و استقلال فیلیپین

جنگ فیلیپین و آمریکا نه تنها یک درگیری نظامی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ فیلیپین و روابط آن با ایالات متحده بود. این جنگ به مدت تقریباً ۵۰ سال، فیلیپین را تحت کنترل آمریکا قرار داد و تأثیرات عمیقی بر ساختار سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این کشور گذاشت. با این حال، در نهایت، این جنگ مسیر را برای استقلال کامل فیلیپین هموار کرد.

پس از پایان جنگ در سال ۱۹۰۲، آمریکا کنترل کامل فیلیپین را در دست گرفت و این کشور به عنوان یک مستعمره آمریکایی شناخته شد. دولت آمریکا با این استدلال که فیلیپینی ها نیاز به آموزش برای حکومت دموکراتیک دارند، شروع به ایجاد نهادهای سیاسی و آموزشی در فیلیپین کرد. در سال ۱۹۱۶، رئیس جمهور وودرو ویلسون و کنگره آمریکا با تصویب قانون جونز، وعده استقلال فیلیپین را دادند و گام هایی برای انتقال قدرت به فیلیپینی ها برداشتند. این قانون منجر به تشکیل یک مجلس سنا در فیلیپین شد که اعضای آن توسط مردم انتخاب می شدند.

در سال ۱۹۳۴، کنگره آمریکا با تصویب قانون تایدینگز-مک دافی (قانون استقلال فیلیپین)، زمینه را برای ایجاد یک دولت خودمختار در فیلیپین فراهم کرد. بر اساس این قانون، دولت مشترک المنافع فیلیپین تأسیس شد و مانوئل ال. کزون به عنوان اولین رئیس جمهور این دولت انتخاب گردید. اگرچه تصمیمات این دولت هنوز نیاز به تأیید رئیس جمهور آمریکا داشت، اما این گام بزرگی به سوی استقلال کامل بود.

با این حال، استقلال فیلیپین به دلیل جنگ جهانی دوم به تأخیر افتاد. در طول این جنگ، ژاپن فیلیپین را از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۴۵ اشغال کرد. پس از پایان جنگ، در ۴ ژوئیه ۱۹۴۶، دولت های آمریکا و فیلیپین معاهده مانیلا را امضا کردند که به موجب آن، آمریکا کنترل خود بر فیلیپین را پایان داد و استقلال کامل جمهوری فیلیپین را به رسمیت شناخت. این معاهده توسط سنای آمریکا در ۳۱ ژوئیه ۱۹۴۶ تصویب شد و توسط رئیس جمهور هری ترومن در ۱۴ اوت همان سال امضا گردید. فیلیپین نیز در ۳۰ سپتامبر ۱۹۴۶ این معاهده را تصویب کرد.

استقلال فیلیپین نتیجه سال ها مبارزه و مقاومت مردم این کشور در برابر سلطه خارجی بود. این جنگ و پیامدهای آن، حس هویت ملی قوی ای در میان فیلیپینی ها ایجاد کرد و آن ها را به عنوان یک ملت متحد در برابر چالش های آینده تقویت نمود. به گفته مورخان، اگرچه در زمان جنگ فیلیپین و آمریکا، ملت فیلیپین به معنای امروزی وجود نداشت، اما این جنگ نقش کلیدی در شکل گیری هویت ملی فیلیپینی ها ایفا کرد.

نقش رهبران فیلیپینی و آمریکایی در جنگ

جنگ فیلیپین و آمریکا تحت تأثیر تصمیمات و اقدامات رهبران برجسته ای از هر دو طرف قرار داشت. در میان فیلیپینی ها، امیلیو آگوئینالدو به عنوان رهبر اصلی انقلاب و جنگ استقلال شناخته می شد. آگوئینالدو که قبلاً در مبارزه علیه اسپانیا نقش کلیدی داشت، پس از انتقال کنترل فیلیپین به آمریکا، به مقاومت در برابر سلطه جدید پرداخت. او با تشکیل دولت انقلابی و رهبری نیروهای فیلیپینی، تلاش کرد تا استقلال کشورش را حفظ کند. با این حال، تصمیم او برای ادامه جنگ متعارف در مراحل اولیه جنگ، به دلیل برتری نظامی آمریکا، به شکست منجر شد و تلفات سنگینی به همراه داشت.

از سوی دیگر، رهبران آمریکایی نیز نقش مهمی در شکل گیری و پیشبرد این جنگ ایفا کردند. ویلیام مک کینلی، رئیس جمهور وقت آمریکا، با تصمیم به الحاق فیلیپین، این کشور را به عنوان بخشی از استراتژی گسترش نفوذ آمریکا در آسیا و اقیانوس آرام در نظر گرفت. مک کینلی معتقد بود که فیلیپینی ها قادر به حکومت بر خود نیستند و تحت کنترل آمریکا وضعیت بهتری خواهند داشت. پس از ترور مک کینلی در سال ۱۹۰۱، تئودور روزولت جایگزین او شد و در نهایت پایان جنگ را در سال ۱۹۰۲ اعلام کرد.

در سطح نظامی، ژنرال هایی مانند الول استفن اُتیس و آرتور مک آرتور نقش کلیدی در هدایت نیروهای آمریکایی داشتند. اُتیس که فرماندهی نیروهای آمریکایی در نبرد مانیلا را بر عهده داشت، با رد پیشنهاد آتش بس فیلیپینی ها، جنگ را به مرحله خونین تری کشاند. مک آرتور نیز با دستور حمله به نیروهای فیلیپینی در نبرد مانیلا، نقش مهمی در پیروزی آمریکا ایفا کرد.

رهبران فیلیپینی و آمریکایی هر کدام با اهداف و استراتژی های متفاوت، مسیر جنگ را شکل دادند. در حالی که فیلیپینی ها برای استقلال و آزادی می جنگیدند، آمریکایی ها به دنبال گسترش نفوذ خود در منطقه بودند. این تقابل ایدئولوژیک و نظامی، جنگ فیلیپین و آمریکا را به یکی از پیچیده ترین و تأثیرگذارترین درگیری های تاریخ تبدیل کرد.

تأثیر جنگ بر روابط بین المللی

جنگ فیلیپین و آمریکا نه تنها بر دو کشور درگیر، بلکه بر روابط بین المللی نیز تأثیرات قابل توجهی گذاشت. این جنگ به عنوان یکی از اولین نمونه های گسترش نفوذ آمریکا در خارج از مرزهای خود، نشان دهنده آغاز دوره ای جدید در سیاست خارجی این کشور بود. پس از جنگ اسپانیایی-آمریکایی و الحاق فیلیپین، آمریکا به عنوان یک قدرت استعماری جدید در صحنه جهانی ظاهر شد و این موضوع باعث تغییر در توازن قدرت در منطقه آسیا-اقیانوسیه گردید.

این جنگ همچنین توجه قدرت های جهانی دیگر را به خود جلب کرد. کشورهایی مانند آلمان و ژاپن که به دنبال گسترش نفوذ خود در آسیا بودند، با نگرانی به اقدامات آمریکا در فیلیپین نگاه می کردند. برخی از این کشورها حتی تلاش کردند تا از ضعف فیلیپین برای پیشبرد اهداف خود استفاده کنند، اما نهایتاً آمریکا توانست کنترل خود را بر این مجمع الجزایر حفظ نماید.

از سوی دیگر، جنگ فیلیپین و آمریکا باعث شد تا موضوع استعمار و حق تعیین سرنوشت ملت ها به یکی از مباحث اصلی در روابط بین المللی تبدیل شود. مقاومت فیلیپینی ها در برابر سلطه آمریکا، الهام بخش جنبش های استقلال طلبانه در دیگر نقاط جهان شد و توجه جهانیان را به اهمیت حقوق ملت ها در تعیین سرنوشت خود جلب کرد.

در نهایت، این جنگ تأثیرات بلندمدتی بر روابط آمریکا و فیلیپین گذاشت. اگرچه فیلیپین در نهایت به استقلال دست یافت، اما روابط نزدیک بین دو کشور تا سال ها بعد ادامه یافت. آمریکا پس از جنگ، فیلیپین را به عنوان یک متحد استراتژیک در منطقه آسیا-اقیانوسیه در نظر گرفت و این رابطه در طول جنگ جهانی دوم و پس از آن نیز تقویت شد.

به طور کلی، جنگ فیلیپین و آمریکا نه تنها یک درگیری محلی، بلکه رویدادی با پیامدهای جهانی بود که تأثیرات آن بر روابط بین المللی تا دهه ها بعد احساس می شد.

تاریخ آمریکا