هسته و پیرامون: دو قطبِ سازنده دنیای نابرابر

نقشه جهان که هسته، نیمه پیرامونی، حاشیه و موارد دیگر را در رنگ های مختلف نشان می دهد.
Jared.mckay.walker/Wikimedia Commons/CC BY 4.0

جهان را می‌توان به دو بخش اصلی تقسیم کرد: هسته و پیرامون. کشورهای هسته، قدرت‌های بزرگ جهانی و برخوردار از ثروت فراوان هستند. در مقابل، کشورهای پیرامونی از مزایای ثروت جهانی و جهانی‌سازی بهره‌مند نیستند و سهم کمتری از کیک اقتصاد جهانی را در اختیار دارند.

این تقسیم‌بندی، تصویری روشن از نابرابری‌های اقتصادی و اجتماعی در سطح جهان ارائه می‌دهد و نشان می‌دهد که چگونه منابع و فرصت‌ها به طور نامتوازنی توزیع شده‌اند.

ریشه‌های نابرابری: چرا تئوری هسته و پیرامون شکل گرفت؟

شکل‌گیری ساختار جهانی هسته و پیرامون دلایل متعددی دارد. موانع فیزیکی و سیاسی متعددی وجود دارند که مانع از مشارکت شهروندان فقیرتر جهان در روابط جهانی می‌شوند. این موانع، فرصت‌های برابر را از بین برده و باعث تعمیق شکاف بین هسته و پیرامون می‌شوند.

نابرابری ثروت بین کشورهای هسته و پیرامونی بسیار چشمگیر است. برای مثال، گزارش آکسفام نشان می‌دهد که در سال 2017، 82 درصد از درآمد جهان به ثروتمندترین یک درصد افراد اختصاص یافته است. این تمرکز ثروت، کشورهای پیرامونی را در چرخه‌ای از فقر و محرومیت گرفتار می‌کند.

ویژگی‌های کشورهای هسته

20 کشور برتر از نظر شاخص توسعه انسانی سازمان ملل متحد، همگی در دسته‌ی کشورهای هسته قرار می‌گیرند. نکته قابل توجه، کاهش یا توقف رشد جمعیت در این کشورهاست.

مزایای متعددی که این کشورها از آن برخوردارند، به تداوم جهانی کمک می‌کند که توسط افراد ساکن در هسته اداره می‌شود. به عنوان مثال، افراد دارای قدرت و نفوذ در سراسر جهان اغلب در هسته پرورش یافته یا تحصیل کرده‌اند (نزدیک به 90 درصد از رهبران جهان دارای مدرک تحصیلی از یک دانشگاه غربی هستند). این نشان‌دهنده‌ی تمرکز فرصت‌ها و قدرت در کشورهای هسته است.

وضعیت کشورهای پیرامونی

جمعیت در کشورهای پیرامونی به سرعت در حال افزایش است. عواملی مانند محدودیت در جابجایی و استفاده از کودکان به عنوان منبع درآمد، در این افزایش جمعیت نقش دارند.

بسیاری از ساکنان مناطق روستایی، فرصت‌هایی را در شهرها می‌بینند و به آنجا مهاجرت می‌کنند، حتی اگر شغل و مسکن کافی برای آن‌ها وجود نداشته باشد. بر اساس برآورد سازمان ملل، حدود یک میلیارد نفر در شرایط حلبی‌آباد زندگی می‌کنند و بیشتر رشد جمعیت جهان در کشورهای پیرامونی رخ می‌دهد.

مهاجرت از روستا به شهر و نرخ بالای زاد و ولد در کشورهای پیرامونی، باعث ایجاد کلان‌شهرها (شهرهای با بیش از هشت میلیون نفر جمعیت) و شهرهای بزرگ (شهرهای با بیش از 20 میلیون نفر جمعیت) شده است. این شهرها، مانند مکزیکو سیتی یا مانیل، دارای مناطق حلبی‌آبادی هستند که می‌توانند تا دو میلیون نفر را در خود جای دهند. این مناطق با کمبود زیرساخت‌ها، جرم و جنایت گسترده، نبود مراقبت‌های بهداشتی و بیکاری گسترده روبرو هستند.

ریشه‌های استعماری تئوری هسته-پیرامون

کشورهای صنعتی نقش کلیدی در ایجاد رژیم‌های سیاسی در دوران بازسازی پس از جنگ جهانی ایفا کردند. زبان‌های انگلیسی و رومی (Romance languages) مدت‌ها پس از آنکه استعمارگران خارجی کشورها را ترک کردند، به عنوان زبان رسمی بسیاری از کشورهای غیراروپایی باقی مانده‌اند. این موضوع، ابراز وجود را برای افرادی که به زبان محلی صحبت می‌کنند در دنیای اروپامحور دشوار می‌کند.

علاوه بر این، سیاست‌های عمومی که بر اساس ایده‌های غربی شکل گرفته‌اند، ممکن است بهترین راه حل‌ها را برای کشورهای غیرغربی و مشکلات آن‌ها ارائه ندهند. این مسئله نشان‌دهنده تأثیرات پایدار استعمار بر کشورهای پیرامونی و تداوم سلطه هسته بر آن‌ها است.  

تضاد هسته و پیرامون: از مرزها تا شکاف‌های داخلی

تئوری هسته-پیرامون تنها به مقیاس جهانی محدود نمی‌شود. تضادها و درگیری‌ها بین کشورها و همچنین نابرابری‌های درون یک کشور نیز می‌تواند ناشی از همین تئوری باشد. مثال‌هایی از این تضادها عبارتند از:

  • دیوار در حال گسترش بین ایالات متحده (هسته) و مکزیک (پیرامون) برای جلوگیری از ورود مهاجران غیرقانونی.
  • منطقه غیرنظامی بین کره شمالی و کره جنوبی.
  • گشت‌های هوایی و دریایی در آب‌های بین استرالیا و آسیای جنوب شرقی و بین اتحادیه اروپا و شمال آفریقا برای جلوگیری از ورود مهاجران ناخواسته.
  • مرز تحت نظارت سازمان ملل متحد که شمال ترک و جنوب یونانی نشین قبرس را از هم جدا می‌کند، معروف به خط سبز.

نابرابری فاحش در دستمزدها، فرصت‌ها، دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی و غیره، در بین جمعیت‌های محلی یا ملی امری رایج است. ایالات متحده، به عنوان نماد برابری، برخی از واضح‌ترین نمونه‌ها را نشان می‌دهد. داده‌های اداره آمار ایالات متحده تخمین زده است که 20 درصد از پردرآمدترین افراد تقریباً 51 درصد از کل درآمد ایالات متحده را در سال 2016 به خود اختصاص داده‌اند، و 5 درصد از پردرآمدترین افراد 22 درصد از کل درآمد ایالات متحده را کسب کرده‌اند.

به عنوان یک مثال محلی، محله‌های فقیرنشین آناکاستیا را در نظر بگیرید که ساکنان فقیر آن در چند قدمی بناهای تاریخی باشکوه و مرمری که نمایانگر قدرت و ثروت مرکز شهر واشنگتن دی سی هستند، زندگی می‌کنند.

در حالی که جهان ممکن است به طور استعاری برای اقلیت در هسته در حال کوچک شدن باشد، جهان برای اکثریت در پیرامون جغرافیای سخت و محدودی را حفظ می‌کند.

جغرافیا

بیشتر