خلاصه ای از آپارتاید در آفریقای جنوبی

آپارتاید، سیستم جداسازی نژادی در آفریقای جنوبی، یکی از تاریک ترین دوره های تاریخ این کشور را رقم زد. این نظام سیاسی و اجتماعی که از سال 1948 تا 1994 برقرار بود، به تبعیض و نابرابری های عمیق اجتماعی علیه جمعیت سیاه پوست پرداخته و شیوه ای سیستماتیک برای حفظ قدرت اقلیت سفید را برقرار کرد. در این مقدمه، به بررسی تاریخچه کوتاه این سیستم، راهکارهای آن و تأثیرات عمیق آن بر جامعه آفریقای جنوبی خواهیم پرداخت. با نگاه به تحولات این دوره، می توانیم نقش مقاومت های مدنی و سیاسی را در پایان آپارتاید و همچنین چالش هایی که کشور پس از برقراری دموکراسی با آن مواجه شد، درک کنیم.
جستجوی منابع
حضور اروپاییان در آفریقای جنوبی به قرن هفدهم بازمی گردد، زمانی که شرکت هند شرقی هلند پایگاه کاپ را تأسیس کرد. در طول سه قرن بعد، اروپاییان، عمدتاً از نژادهای بریتانیایی و هلندی، به منظور بهره برداری از منابع طبیعی فراوان این سرزمین، از جمله الماس و طلا، به گسترش حضور خود در آفریقای جنوبی ادامه دادند. در سال 1910، سفیدی ها اتحادیه آفریقای جنوبی را تأسیس کردند؛ یک ساختار مستقل تحت فرمان امپراتوری بریتانیا که کنترل کشور را به اقلیت سفید واگذار و جمعیت سیاه پوست را از حقوق سیاسی محروم کرد.
با اینکه آفریقای جنوبی اکثریت سیاه پوست داشت، اقلیت سفید با تصویب مجموعه ای از قوانین زمین، مالکیت 80 تا 90 درصد از زمین های کشور را به دست آوردند. قانون زمین در سال 1913 به طور غیررسمی آپارتاید را آغاز کرد و جمعیت سیاه پوست را ملزم به زندگی در ایالت های مشخصی کرد که به عنوان ذخایر شناخته می شد.
این تغییرات نه تنها حقوق سیاسی سیاه پوستان را سلب کرد، بلکه آن ها را در معرض فقر و بی عدالتی قرار داد. با افزایش تبعیض و نابرابری، زمینه برای شکل گیری جنبش های مقاومت و چالش های سیاسی در برابر نظام آپارتاید فراهم شد و این وضعیت به نقطه عطفی در تاریخ آفریقای جنوبی تبدیل شد.
حکومت آفریکانرها
آپارتاید به طور رسمی در سال 1948 به یک شیوه زندگی در آفریقای جنوبی تبدیل شد، زمانی که حزب ملی آفریکانرها به قدرت رسید و این سیستم جداسازی نژادی را به طور گسترده ترویج کرد. واژه "آپارتاید" در زبان آفریکانس به معنای "جدایی" یا "فراق" است و این نظام به صورتی طراحی شده بود که بر ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور تسلط داشته باشد.
در دوران حکومت آفریکانرها، جمعیت های مختلف در آفریقای جنوبی به چهار گروه نژادی تقسیم شدند: بانتو (بومیان آفریقای جنوبی)، رنگین پوستان (نژادهای مختلط)، سفیدپوستان و آسیایی ها (مهاجران از شبه قاره هند). بر اساس قوانین آپارتاید، همه ی شهروندان بالای 16 سال ملزم به حمل کارت شناسایی نژادی بودند و این باعث می شد که اعضای یک خانواده به دسته های متفاوتی از نژادها تقسیم شوند.
این نظام، نه تنها ازدواج بین نژادها را ممنوع می کرد بلکه ارتباطات جنسی میان اعضای گروه های نژادی مختلف را نیز منع می نمود. محدودیت های شدید بر زندگی روزمره، به افراد سیاه پوست اجازه نمی داد که آزادانه به مکان های عمومی مختص سفیدپوستان دسترسی داشته باشند، و همچنین آن ها مجبور به حمل مدارک عبور در تمام اوقات بودند.
نمونه ای از خشونت و نابرابری تحت این نظام، کشتار در Sharpeville در سال 1960 بود؛ جایی که نزدیک به 70 نفر از سیاه پوستان در اعتراض به قوانین آپارتاید جان خود را از دست دادند. این وقایع به شکل گیری واکنش های سیاسی و اجتماعی علیه رژیم آفریکانرها منجر شد و جرقه های مقاومت را در دل جامعه آفریقای جنوبی افروخت.
جدایی و نابرابری
سیستم آپارتاید در آفریقای جنوبی به شیوه های شدید جداسازی و تبعیض نژادی متکی بود که زندگی روزمره میلیون ها سیاه پوست را تحت تأثیر قرار می داد. این قوانین نه تنها دسترسی به منابع و فرصت های اقتصادی را محدود می کرد، بلکه بر آموزش و پرورش نیز اثرات مخربی داشت. به طوری که آموزش های ارائه شده به بومیان بیشتر بر کارهای دستی و کشاورزی متمرکز بود و کوچک ترین فرصتی برای آموزش های حرفه ای و دانشگاهی در اختیار آن ها قرار نمی داد.
طبق آمار، تا سال 1939 تنها کمتر از 30 درصد از سیاه پوستان آفریقای جنوبی توانسته بودند تحصیلات رسمی دریافت کنند. این شرایط آموزشی ناکافی سبب می شد که بومیان هرگز نتوانند در مشاغل ماهر و با درآمد بالا مشغول به کار شوند، و این خود به بی عدالتی و نابرابری افزوده بود.
علاوه بر این، قوانین آپارتاید جمعیت های سیاه پوست را به ده منطقه جداسازی شده به نام «بانتو» منتقل کرد. هدف این قوانین، تضعیف وحدت سیاسی و اجتماعی سیاه پوستان بود. با تقسیم آن ها به گروه های مختلف، دولت می توانست قدرت خود را حفظ کند و مانع از شکل گیری یک جنبش سیاسی واحد با اهداف مشترک شود. زمین هایی که قبلاً متعلق به سیاه پوستان بود، به قیمت های پایین به سفیدپوستان فروخته می شد و به این ترتیب، ثروت و منابع به طور نابرابر توزیع می شد.
این نظام اساساً به نابرابری عمیق تری منجر شد که نه تنها به زندگی فردی بلکه به ایمنی و رفاه اجتماعی جامعه لطمه می زد. با وجود این فشارها، روحیه مقاومت در میان سیاه پوستان برانگیخته شد و الهام بخش جنبش های اجتماعی و سیاسی برای مبارزه با این نابرابری ها گردید.
خشونت گسترده
در دوران آپارتاید، خشونت یکی از ابزارهای اصلی کنترل اجتماعی و سرکوب جنبش های مخالف بود. دولت آفریقای جنوبی با استفاده از نیروی پلیس و ارتش، به سرکوب سخت گیرانه هر گونه اعتراض و مخالفت پرداخته و جامعه را در حالت ترس و وحشت نگه می داشت. کشتار در Sharpeville در سال 1960 نمونه ای بارز از این خشونت محسوب می شود که در آن نزدیک به 70 نفر از سیاه پوستان در حین اعتراض به قوانین تبعیض آمیز آپارتاید به طور وحشیانه ای کشته شدند.
این کشتار، بازتابی از وحشت زدگی و سرکوب دولتی بود که بی رحمانه به خیزش های مردمی پاسخ می داد و مانع از برقراری هر گونه حق و حقوق برای سیاه پوستان می شد. در پی این حوادث، مقاومت های مسلحانه و خشن نیز شکل گرفت. فعالان سیاسی، از جمله اعضای کنگره ملی آفریقا (ANC)، به این نتیجه رسیدند که برای مقابله با خشونت دولت، باید از روش های جدی تری استفاده کنند.
استیفن بیکو، یکی از چهره های شاخص مبارزه علیه آپارتاید، به دست پلیس در سال 1977 کشته شد. او به عنوان یک رهبر مهم جنبش آزادی خواهی شناخته می شد و مرگ او در زندان، نه تنها غم انگیز بود، بلکه به نقطه عطفی در جنبش های اعتراضی علیه آپارتاید تبدیل شد. این وقایع، نه تنها توجه جهانیان را به جنایات رژیم آپارتاید جلب کرد، بلکه به شکل گیری همبستگی بین المللی و اعمال فشار بر دولت آفریقای جنوبی برای پایان دادن به این نظام نابرابر و غیرانسانی کمک کرد.
با وجود این فشارها و خشونت ها، جوامع سیاه پوست به مقاومت ادامه دادند و عزم خود را برای دستیابی به آزادی و برابری تقویت کردند. این جنبش های مقاومت در نهایت به تغییرات بنیادین در ساختار قدرت آفریقای جنوبی انجامید و زمینه ساز پایان آپارتاید شد.
پایان آپارتاید
نظام آپارتاید در آفریقای جنوبی در دهه 1980 با فشارهای داخلی و بین المللی به سمت افول رفت. در سال 1986، اقتصاد آفریقای جنوبی به دلیل تحریم ها و فشارها از سوی ایالات متحده و بریتانیا به شدت آسیب دید. این تحریم ها به خاطر اقدامات دولت نسبت به جمعیت سیاه پوست و نقض های گسترده حقوق بشر به اجرا درآمده بودند. این شرایط اقتصادی بحران زده، نیاز به تغییرات سیاسی را برای رژیم حاکم بیشتر از پیش حس کرد.
در سال 1989، اف. و. د کلرک به عنوان رئیس جمهور جدید آفریقای جنوبی انتخاب شد و به تدریج شروع به لغو بسیاری از قوانین بنیادین آپارتاید کرد. در سال 1990، نلسون ماندلا، رهبر مبارزات ضدآپارتاید، پس از 27 سال زندانی بودن آزاد شد. آزادسازی او امیدهای جدیدی را برای میلیون ها آفریقای جنوبی به ارمغان آورد و تبدیل به نماد جهانی مبارزه برای حقوق بشر و برابری شد.
در سال 1991، مذاکرات برای پایان آپارتاید آغاز شد و در نهایت منجر به لغو قوانین مربوط به آپارتاید شد. دولت موقت متشکل از نمایندگان مختلف، به ویژه از اتحادهای چندنژادی تشکیل شد و به پیشبرد طراحی یک دولت دموکراتیک و چندنژادی پرداخت. در سال 1994، اولین انتخابات دموکراتیک بر اساس حق رأی عمومی برگزار شد و نلسون ماندلا به عنوان اولین رئیس جمهور سیاه پوست آفریقای جنوبی انتخاب شد.
این تحولات تاریخی نه تنها پایان نظام ناعادلانه آپارتاید را رقم زد، بلکه زمینه ساز تحولاتی بنیادین در قوانین و سیاست های اجتماعی شد. ماندلا و د کلرک به خاطر تلاش های خود در پیوند دوباره کشور و برقراری صلح، جایزه نوبل صلح را در سال 1993 دریافت کردند. این دوره، نمادی از امید و توانمندی های انسانی برای مقابله با ظلم و نابرابری گردید و تاریخ جدیدی را برای آفریقای جنوبی رقم زد.
- جامعه