کیمراهای دنیای واقعی: 9 موجود شگفتانگیز از تاریخ دیرینهشناسی

در افسانهها، کیمرا موجودی است که از اعضای مختلف حیوانات تشکیل شده است. گریفین (نیمی عقاب، نیمی شیر) و مینوتور (نیمی گاو، نیمی انسان) نمونههای مشهوری از این موجودات خیالی هستند. اما جالب است بدانید که دیرینهشناسان نیز به کیمراها علاقه دارند، البته نه به شکل افسانهای، بلکه به موجودات واقعی که ترکیبی از ویژگیهای جانوران مختلف را در خود دارند. آنها با ذوق و شوق فراوان، یافتههای خود را با نامهای کیمراگونه عجیب و غریب معرفی میکنند.
در این مطلب، با ۹ کیمرای دنیای واقعی آشنا میشوید که شما را به فکر فرو میبرند: "واقعاً چه فرقی بین یک مارمولک ماهی و یک ماهی مارمولک وجود دارد؟"
آمادهاید تا سفری به دنیای موجودات شگفتانگیز داشته باشیم؟
سگ خرسی (Bear Dog)

تاریخچه طبقهبندی پستانداران گوشتخوار بسیار پیچیده است. دهها میلیون سال پیش، تشخیص اینکه کدام گونهها قرار است به سگ، گربههای بزرگ یا حتی خرس و راسو تکامل یابند، غیرممکن بود. آمفیسیون، که به "سگ خرسی" معروف است، ظاهری شبیه به خرسی کوچک با سر سگ داشت. با این حال، از نظر فنی، یک کرئودونت بود، خانوادهای از گوشتخواران که تنها ارتباط دوری با سگسانان و خرسسانان مدرن داشتند.
سگ خرسی، همانطور که از نامش پیداست، تقریباً هر چیزی را که میتوانست به آن دسترسی پیدا کند، میخورد. این جانور حدود 90 کیلوگرمی احتمالاً قادر بود با یک ضربه از بازوهای عضلانی خود، شکار را بیهوش کند. سگ خرسی یک کیمرای واقعی و یک جانور گوشتخوار قدرتمند بوده است.
اژدهای اسبی (Horse Dragon)

شاید نام "اژدهای اسبی" (Hippodraco) یادآور صحنههایی از سریال «بازی تاج و تخت» باشد، اما این دیناسور نه شبیه اژدها بود و نه شباهتی به اسب داشت. ظاهراً، این دایناسور تازه کشف شده به این دلیل نامگذاری شده است که نسبت به سایر گونههای خود کوچکتر بوده و "فقط" به اندازه یک اسب کوچک بوده (در مقایسه با ایگوانودون که حدود دو تا سه تن وزن داشت و هیپودراکو تا حدودی شبیه آن بود). مشکل اینجاست که فسیل به دست آمده ممکن است متعلق به یک نمونه جوان باشد، در این صورت هیپودراکو احتمالاً میتوانست به اندازه ایگوانودون بزرگ شود. اژدهای اسبی یکی از کیمراهای دنیای دایناسورها به حساب میآید.
پرنده انسان (Man Bird)

آنتروپورنیس (Anthropornis)، یا همان "پرنده انسان"، که به نوعی یک کیمرای واقعی محسوب میشود، به طور غیرمستقیم در یکی از رمانهای اچ. پی. لاوکرفت، نویسنده ژانر وحشت، مورد اشاره قرار گرفته است. با این حال، تصور اینکه این پنگوئن ماقبل تاریخ با ظاهر دوستداشتنی، ذات شیطانی داشته باشد، دشوار است. آنتروپورنیس با حدود ۱.۸ متر قد و ۹۰ کیلوگرم وزن، تقریباً هم اندازه یک بازیکن فوتبال آمریکایی در کالج بود و (به طور عجیبی) به طور متوسط از پنگوئن غول پیکر فرضی، ایکادیپتس (Icadyptes)، بزرگتر بود. با وجود جثه بزرگ، پرنده انسان بزرگترین "کیمرای" پرنده نبود - شاهد پرنده فیلی ۹۰۰ پوندی ماداگاسکار در دوره پلیستوسن باشید!
تمساح موشی (Rat Croc)

اگر میخواهید یک کیمرا باشید، بهتر است یک تمساح باشید! نه تنها آراریپهسوکوس (Araripesuchus) یا "تمساح موشی" را داریم (که به این دلیل نامگذاری شده است که این تمساح ماقبل تاریخ "فقط" حدود ۹۰ کیلوگرم وزن داشت و سری شبیه به موش داشت)، بلکه کاپروسوکوس (Kaprosuchus) یا "تمساح گرازی" (با عاجهای بزرگ در فک بالا و پایین) و آناتوسوکوس (Anatosuchus) یا "تمساح اردکی" (با پوزهای صاف و کم و بیش شبیه به اردک که برای جستجوی غذا در زیر بوتهها استفاده میشد) نیز وجود دارند. اگر این اسامی را کمی عجیب و غریب میدانید، میتوانید پائول سرنو، دیرینهشناس را سرزنش کنید، زیرا او میداند چگونه با نامگذاریهای کمی غیرعادی خود، خبرساز شود. تمساح موشی، تمساح گرازی، و تمساح اردکی، همگی نمونههایی از کیمراهای تمساحی در دنیای دیرینهشناسی هستند.
مارمولک ماهی (Fish Lizard)

در یکی از قسمتهای سیمپسونها، لیزا در یک نمایشگاه قرون وسطایی شرکت میکند و با موجودی به نام "اسکویلاکس" مواجه میشود: "ببینید اسکویلاکس را! اسبی با سر خرگوش... و بدنی شبیه به خرگوش!" این جمله تقریباً ایکتیوسوروس (Ichthyosaurus)، یا همان "مارمولک ماهی" را توصیف میکند، که دقیقاً شبیه یک ماهی تن باله آبی غولپیکر بود، با این تفاوت که در واقع یک خزنده دریایی از دوره ژوراسیک اولیه بود. در واقع، ایکتیوسوروس تنها یکی از انواع مختلف "مارمولکهای ماهی" با نامهای کمتر کیمراگونه مانند Cymbospondylus ("مهرههای قایقشکل") و Temnodontosaurus ("مارمولک دندانبر") بود. ایکتیوسوروس یک مارمولک ماهی و یک کیمرای دریایی بوده است.
ماهی مارمولک (Lizard Fish)

دیرینهشناسان موجودات جالبی هستند، نه؟ ایکتیوسوروس (Ichthyosaurus)، یا همان مارمولک ماهی، دههها بود که در کتابهای مرجع وجود داشت که یک دانشمند بازیگوش نام سوریکتیس (Saurichthys) یا "ماهی مارمولک" را بر روی گونهای تازه کشف شده از اکتینوپتریژیان (ماهی باله شعاعی) گذاشت. مشکل اینجاست که اصلاً مشخص نیست منظور از بخش "مارمولک" در نام این ماهی چه بوده است، زیرا سوریکتیس شبیه یک تاس ماهی یا کوتره ماهی مدرن به نظر میرسید. ممکن است این نام به رژیم غذایی این ماهی اشاره داشته باشد، که احتمالاً شامل پتروسورهای کم ارتفاع مانند پرئوندکتیلوس (Preondactylus) بوده است. سوریکتیس یک ماهی مارمولک و یکی دیگر از کیمراهای دنیای آبزیان است.
شیر کیسهدار (Marsupial Lion)

با توجه به نامش، ممکن است انتظار داشته باشید که تیلاکولئو (Thylacoleo)، یا همان "شیر کیسهدار"، شبیه به یک ببر با سر کانگورو یا یک وامبت غول پیکر با سر جگوار باشد. متأسفانه، طبیعت اینگونه کار نمیکند. فرآیند تکامل همگرا تضمین میکند که حیواناتی که در اکوسیستمهای مشابه زندگی میکنند، طرحهای بدنی مشابهی را توسعه میدهند، با این نتیجه که تیلاکولئو یک کیسهدار استرالیایی بود که تقریباً هیچ تفاوتی با یک گربه بزرگ نداشت. مثال دیگر، تیلاکوسمیلوس (Thylacosmilus) بزرگتر از آفریقای جنوبی بود که شبیه به یک ببر دندانشمشیری به نظر میرسید! این مثال نشان میدهد که چگونه شیر کیسهدار با وجود تفاوتهای تکاملی، شباهت زیادی به گربهسانان داشته و یک نمونه از تکامل همگرا است.
مارمولک شترمرغی (Ostrich Lizard)

تاریخچه دیرینهشناسی پر از فسیلهایی است که در ابتدا به عنوان متعلق به یک نوع حیوان "تشخیص" داده شدهاند و بعداً مشخص شده که متعلق به نوع دیگری هستند. استروتیوسوروس (Struthiosaurus)، یا همان "مارمولک شترمرغی"، در ابتدا توسط یک دانشمند اتریشی قرن نوزدهمی به نام ادوارد سوس، به عنوان یک دایناسور شبیه به پرنده در نظر گرفته شد. چیزی که دکتر سوس نمیدانست این بود که او یک آنکیلوسور بسیار کوچک را کشف کرده است، که به اندازه یک اورانگوتان با ماهی قرمز، با شترمرغهای مدرن شباهت داشت. این اشتباه، نشان میدهد که تشخیص درست فسیلها و طبقهبندی آنها چقدر میتواند چالشبرانگیز باشد.
پرنده ماهی (Fish Bird)

ایکتیورنیس (Ichthyornis)، یا همان "پرنده ماهی"، تنها در نام یک کیمرا است. این نام تا حدودی به دلیل شباهت مهرههایش به ماهی و تا حدودی به دلیل رژیم غذایی ماهیخواریاش انتخاب شده است. این پرنده متعلق به اواخر دوره کرتاسه، شباهت زیادی به مرغ دریایی داشت و احتمالاً در امتداد سواحل دریای داخلی غربی زندگی میکرد. از منظر تاریخی، ایکتیورنیس اولین پرنده ماقبل تاریخ بود که مشخص شد دندان داشته است و قطعاً منظرهای تکان دهنده برای پروفسوری بوده که "فسیل تیپ" آن را در سال 1870 در کانزاس کشف کرد. این پرنده، شاهدی بر تکامل پرندگان و ویژگیهای منحصر به فرد آنها در دوران ماقبل تاریخ است.